شنبه ٠١ مهر ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین 


هجرت، عامل بقای دین -2

اهمیت هجرت در قرآن

هجرت به معنی ترک وطن به خاطر مقاصد والای دینی، در قرآن کریم یک ارزش مهم و معیار فضیلت تلقّی شده و بیش از بیست بار در آیات قرآن تکرار شده است.

اهمیت هجرت در قرآن

هجرت به معنی ترک وطن به خاطر مقاصد والای دینی، در قرآن کریم یک ارزش مهم و معیار فضیلت تلقّی شده و بیش از بیست بار در آیات قرآن تکرار شده است که در اینجا تنها به سه مورد اشاره می‏کنیم:

آیه اول

در سوره نساء، پس از بیان سرنوشت شوم متخلفان از هجرت، و کیفیت برخورد فرشتگان قبض روح با آنان، می‏فرماید: ]وَ مَنْ يُهاجِرْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما[؛[1]«کسی که در راه خدا هجرت کند، جاهای امن فراوان و گسترده‏ای در زمین می‏یابد، و هر کس به عنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او از خانه خود بیرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست و خداوند آمرزنده و مهربان است.»

در قسمت اول آیه، به آثار و برکات دنیوی هجرت اشاره شده که مهاجران در راه خدا، در این جهان پهناور، نقاط امن فراوان و وسیع پیدا خواهند کرد، و می‏توانند حق را در آنجا اجرا کنند و بینی مخالفان را به خاک بمالند.

در قسمت دوم، به جنبه معنوی و اخروی مهاجرت اشاره شده که اگر مهاجر پیش از رسیدن به مقصد بمیرد، باز اجر و پاداش وی بر خداست. بنابراین، مهاجران در راه خدا، در هر صورت به پیروزی بزرگی نائل می‏گردند؛ چه بتوانند خود را به مقصد برسانند و از آزادی و حریّت در انجام وظایف بهره گیرند، و چه نتوانند و جان خود را در این راه از دست بدهند.

شأن نزول آیه

پس از نزول آیات مربوط به لزوم هجرت، یکی از مسلمانان مکه - که مریض بود - وقتی این آیات را شنید، گفت: من معذور نیستم، می‏ترسم در مکه بمیرم، پس به فرزندانش دستور داد او را بر تختی گذاشتند و به طرف مدینه حرکت دادند؛ اما هنگامی که به «تنعیم» رسید، جان سپرد. آیه شریفه نازل شد و پاداش مخصوص الهی را به او و امثال او وعده داد.[2]

علامه طباطبایی(ره)پس از نقل این شأن نزول، می‏نویسد: «روایات زیادی در این مضمون وارد شده؛ ولی در تعیین نام این شخص اختلاف است؛ در برخی از روایات به نام «ضمرة بن جندب»، در برخی «اکثم بن صیفیّ» و همچنین «ابوضمرة بن عیص»، «خالد بن حزام» و «جندع بن ضمرة» ذکر شده، و حاصل روایات این است که سه تن از مسلمانان در بین راه هجرت از دنیا رفتند و آیه درباره یکی از آنها نازل شده و به بقیه تطبیق کرده‏اند.[3]

پس از شهادت امام صادق(علیه السلام)، زراره فرزندش «عبید» را به مدینه فرستاد تا تحقیق کند که: امام بعدی امام موسی کاظم(علیه السلام) است یا عبدالله؟ و قبل از برگشتن عبید، زراره از دنیا رفت. محمد بن ابی عمیر می‏گوید: محمد بن حکیم برای من نقل کرد که: من جریان زراره را به امام کاظم عرض کردم. امام(علیه السلام) فرمود: «إِنِّي لَأَرْجُو أَنْ‏ يَكُونَ‏ زُرَارَةُ مِمَّنْ‏ قَالَ اللَّهُ:‏ ]وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّه[‏؛[4] من امیدارم زراره از کسانی باشد که خدا در حق آنان فرموده است: هر کس به عنوان مهاجر به سوی خدا و پیامبر او، از خانه خود بیرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست.»

آیت الله جوادی آملی پس از نقل این روایت، می‏گوید: تطبیق آیه شریفه بر «زراره» از باب تحکیم و توسعه موضوع و بیانگر گستره هجرت است؛ یعنی هجرت اعم از «مباشرت» و «تسبیب» است. بر این اساس، کسی که نمی‏تواند هجرت کند؛ ولی زمینه آن را برای فردی یا عده‏ای آماده می‏کند، مهاجر است، و آن که از رفتن به جبهه عذر دارد؛ اما اسباب اعزام عده‏ای به جهاد را فراهم می‏کند، یا جوانی را برای تحصیل علوم دینی و احکام الهی به حوزه علمیه می‏فرستد، مشمول آیه شریفه است.[5]

با توجه به این عمومیت در موضوع هجرت، می‏توان گفت: حجاج، معتمرین، زوّار اولیای خدا، مبلغان دین و همچنین فراهم کنندگان زمینه هجرت آنان نیز مشمول آیه شریفه می‏باشند، لذا رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) و علمای دیگر در پیامهای خود به مناسبت فاجعه منا - که تعداد کثیری از حجاج ایرانی و کشورهای مختلف جان باختند - جان باختگان را از مصادیق این آیه برشمردند.[6]

نکته‏های مربوط به آیه فوق

در آیه فوق، نکته‏های دقیق متعددی وجود دارد که بیش‏تر آنها را مرحوم «سید عبد الأعلی سبزواری» بیان کرده است که به برخی از آنها اشاره می‏کنیم:

1. مقصود از «سبیل الله» هر  عملی است که موجب رضای خدا و مایه تقرّب به خدا می‏باشد، از قبیل کارهایی که موجب تعظیم شعائر اسلام و ابلاغ احکام دین به مردم می‏گردد، یا مقدمه طلب علم، کمال یا تعلیم آن به دیگران می‏باشد، همچنین حرکت به سوی جهاد در راه خدا و سفر برای حج و عمره، زیارت بزرگان دین، صله رحم و امثال اینها که همگی از مصادیق «سبیل الله» محسوب می‏شوند.

2. هر هجرتی که موجب تقویت حق و یاری دین خدا و پیامبرش گردد یا مقدمه عمل به ارکان شریعت باشد، از مصادیق «مهاجر به سوی خدا و رسول» است.

3. جمله ]فَقَدْ وَقَعَ‏ أَجْرُهُ‏ عَلَى اللَّه‏ [کنایه است از لزوم و ثبوت اجر و پاداش «مهاجر متوفّی در راه» بر خدا که به مقتضای وعده جمیل و لطف و کرم عمیم خود، پاداش او را خواهد داد، و این جمله آیه، بیانگر رضایت و لطف فراوان خدا برای «بنده متوفّی در راه هجرت» می‏باشد، و مرگ برای او هدیه‏ای الهی است که او را به اجر عظیم و نعمت پایدار می‏رساند.

4. ابهام در «اجر» و بیان نشدن کمیّت و کیفیت آن، همچنین ذکر اسم جلاله «الله» در کنار آن، دلیل بر این است که حقیقت اجر و پاداش او را کسی جز خدا نمی‏تواند درک و محاسبه کند.

5. از این آیه استفاده می‏شود که خدای مهربان خودش متکفّل پاداش «بنده متوفّی در راه هجرت» می‏باشد و این لطف خاصی است در حق او، و این تعبیر تنها در بعضی از عبادات مثل روزه وارد شده است که: «الصَّومُ لِی وَ اَنَا اَجزِی بِهِ؛[7] روزه برای من است، و من خودم به آن پاداش می‏دهم.» و علت آن این است که بنده هنگام هجرت و روزه‏داری حالت «انقطاع الی الله» و قطع از لذات مادی پیدا می‏کند.

6. عبارت ]وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ[اطلاق دارد و شامل هر نوع هجرتی می‏شود که در آن غرض و هدف دینی در کار باشد، از قبیل؛ طلب علم یا تعلیم آن، تبلیغ و ترویج دین و فرهنگ دینی، حج، جهاد، زیارت، فرار از بلاد شرک به سوی بلادی که بتواند به احکام دین عمل نماید و مسافرت برای آشنایی و تفقّه در دین و برای هر چیزی که موجب رضای خدا باشد.[8]

از مطالب فوق معلوم می‏شود که «هجرت» مختص به زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) و مخصوص به هجرت از مکه به مدینه و امثال آن نیست؛ بلکه هر هجرتی که موجب تقویت دین و برای رضای خدا انجام گیرد، مقدس بوده و مشمول آیه فوق می‏باشد. اغلب مفسران قرآن به این مطلب تصریح کرده‏اند و آلوسی (از مفسران اهل سنت) آن را از افراد متعددی نقل کرده است.[9]

بنابراین، امروزه هجرت روحانیون برای تبلیغ  اسلام، از مقدس‏ترین هجرتها بوده و مشمول آیه شریفه می‏شود.

آیه دوم

خداوند متعال می‏فرماید: ]وَ الَّذينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ * الَّذينَ صَبَرُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ[؛[10]«آنها که پس از ستم دیدن، در راه خدا هجرت کردند، در این دنیا جایگاه (و مقام) خوبی به آنها می‏دهیم و پاداش آخرت، از آن هم بزرگ‏تر است، اگر می‏دانستند. آنها کسانی هستند که صبر و استقامت پیشه کردند، و تنها بر پروردگارشان توکل می‏کنند.»

این آیه نیز مثل آیه اول، به هر دو پاداش (دنیوی و اخروی) هجرت اشاره کرده، و پاداش اخروی را مهم‏تر و بزرگ‏تر معرفی کرده است. در آیه بعدی نیز به دو صفت خوب مهاجران (صبر و استقامت و توکل بر خدا) اشاره کرده است.

شأن نزول آیه

در شأن نزول این آیه نقل کرده‏اند: گروهی از مسلمانان مانند: بلال، عمار یاسر، صهیب، خباب و... پس از اسلام آوردن در مکه سخت تحت فشار و شکنجه بودند، و برای رساندن صدای اسلام به دیگران، پس از هجرت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مدینه، آنان نیز به تدریج و با تحمّل سختیها و مشکلات فراوان، هجرت کردند. «صهیب» که مرد مسنّی بود، به مشرکان مکه گفت: من پیر شده‏ام و بودن من با شما سودی به حال شما ندارد، و اگر مخالف شما باشم، قدرت بر زیان زدن بر شما را ندارم، بیایید همه اموال مرا بگیرید و بگذارید من به «مدینه» بروم. آنها موافقت کردند. صهیب تمام اموال خود را داد و به سوی رسول خدا(صلی الله علیه و آله)- که در مدینه بود - هجرت کرد. بعضی از مسلمانان به صهیب گفتند: معامله پرسودی کردی! در این جریان، آیه فوق نازل شد و پیروزی او و امثال او را در هر دو جهان بیان کرد.

از این رو، در زمان خلفا، هنگام تقسیم بیت المال، وقتی سهم مهاجرین را می‏دادند، می‏گفتند: این همان است که خدا در این دنیا به شما وعده داده و آنچه که برای آخرت شما ذخیره کرده، بهتر از این است.[11]

از این شأن نزول معلوم می‏شود که آیه فوق درباره مهاجران در هجرت دوم نازل شده است؛ زیرا در صدر اسلام دو هجرت انجام گرفت:

الف) هجرت به «حبشه» که گروهی از مؤمنان به رهبری جعفر بن ابی‏طالب(علیهما السلام) و با اذن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آنجا هجرت کردند و مورد حمایت «نجاشی» قرار گرفتند.

ب) هجرت به «مدینه» که اکثر مسلمانان در سال سیزدهم بعثت، به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله)قبل و بعد از آن حضرت و تدریجاً به «مدینه» هجرت کردند و در آنجا حکومت اسلامی تشکیل دادند.

سیاق آیه فوق، با هجرت دوم تناسب بیش‏تری دارد تا هجرت اول.[12]

انتخاب دو صفت «صبر» و «توکل» برای مهاجران، شاید به این دلیل باشد که به هنگام بروز حوادث سخت و طاقت‏فرسا، در درجه اول، صبر و  استقامت لازم است، سپس توکل و اعتماد به خدا؛ زیرا اگر انسان در این گونه حوادث، تکیه‏گاه محکم و مطمئن معنوی نداشته باشد، صبر و استقامت برای او ممکن نخواهد بود؛ یعنی مادامی که انسان در درون خود هجرت و «انقطاع الی الله» و پیوستن به او نداشته باشد، نمی‏تواند سختیها و مشکلات هجرت را تحمّل کند، پس نخست باید در درون از علایق مادی دل بکند و به سوی فضائل اخلاقی هجرت نماید، تا بتواند با توکل و اعتماد به خدا و برای رضای او، در بیرون اقدام به هجرت کند که: با پشت پا زدن به همه چیز و تحمّل سختیها، از «دارالفکر» به «دارالایمان» هجرت نماید. مانند اینکه عالم آشنا به معارف اسلامی برای تبلیغ دین میان مردمی برود که نیاز به تبلیغ و تعلیم احکام اسلام دارند.

آیه سوم

در سوره انفال پس از تقسیم مردم به "مؤمن مهاجر و مجاهد"و "مؤمن ناصر و پناه‏دهنده به مهاجران"و "مؤمن غیر مهاجر"و "غیر مؤمن کافر"[13]می‏فرماید: ]وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَريمٌ[؛[14]«و آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنان مؤمنان حقیقی‏اند. برای آنها آمرزش (و رحمت خدا) و روزی شایسته‏ای است.»

از این آیه معلوم می‏شود که هجرت در کنار ایمان و جهاد در راه خدا، از علائم مؤمنان حقیقی می‏باشد، همچنین پناه دادن به مهاجران و همکاری کردن با آنان نیز از علامتهای ایمان حقیقی است.

از این رو، می‏توان گفت: همه اموری که در راستای هجرت مبلّغان دین باشد، همچون ساماندهی و اعزام آنان، پیگیری امور مربوط به آنان، منزل دادن و میهمان کردن مبلّغان اسلام که به شهرها و روستاهای دور از وطن خود هجرت می‏کنند و هر نوع همکاری نمودن با آنان نیز از علامتهای ایمان بوده، پاداش آنها نزد خدا همانند انصار صدر اسلام خواهد بود که در مدینه با مهاجران مکه همکاری کردند.

 


پی‌نوشت :

[1]. نساء / 100.

[2]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1373 ش، ج 3، ص 152.

[3]. المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبائی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1417 ق، ج 5، ص 57.

[4]. تفسیر عیاشی، محمد بن مسعود، چاپخانه علمیه، تهران، چاپ 1380ق، ج 1، صص 270 - 271؛ مجمع البیان، ج 3، ص 153.

[5]. تفسیر تسنیم، عبدالله جوادی آملی، نشر اسراء، قم، چاپ اول، 1389ش، ج 3، صص 261 - 262.

[6]. پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ای(حفظه الله)، مورخ 4/1/1394.

[7]. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1413 ق، ج 2، ص 75.

[8]. ر.ک: مواهب الرحمن، ج 9، صص 179 ـ 202.

[9]. ر.ک: روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، سید محمود آلوسی، دار الکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول، 1415ق، ج 3، ص 124.

[10]. نحل / 41 - 42.

[11]. مجمع البیان، ج 6، صص 556 - 557؛ مفاتیح الغیب، فخر رازی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1420ق، ج 20، ص 209؛ تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و همکاران، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ 1384ش، ج 11، ص 261.

[12]. المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبایی، ج12، ص 254.

[13]. ر.ک: انفال / 72 - 73.

[14]. همان / 74.

منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره 197.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٦ آذر ١٣٩٥ / شماره خبر : ٣٨٦٢٨٧ / تعداد بازدید : 571/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج