يکشنبه ٠١ بهمن ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معاصر 
ماهنامه مبلغان


غلامرضا گلی زواره

حامی راستین انقلاب اسلامی ایران

در 17 شوال 1313 ق نیمه فروردین 1275 ش شهید مصطفی خمینی، فرزند سید احمد موسوی، از هاجر خانم دارای فرزندی گردید که «سید مرتضی» نامیده شد...

 
دوران کودکی و تحصیلات‌

در 17 شوال 1313 ق نیمه فروردین 1275 ش شهید مصطفی خمینی، فرزند سید احمد موسوی، از هاجر خانم دارای فرزندی گردید که «سید مرتضی» نامیده شد. او هشت ساله بود که پدرش توسط خوانین محلی به دلیل مقاومت در برابر زورگوییهای آنان به شهادت رسید، و سید مرتضی ـ برادر بزرگ تر امام خمینی ـ بعد از قصاص قاتل والدش در 1323 ق ـ که در تهران صورت گرفت ـ به خمین، زادگاه خود بازگشت. 1
وی همراه برادرش، آقا سید نورالدین موسوی در مکتب ملا ابوالقاسم به فراگیری مقدمات درس حوزه مشغول گردید، آقا میرزا محمود افتخار العلما به عنوان معلم سرخانه به وی درس می داد و در غیاب وی، مادرش معلم سید مرتضی بود که نزدش هیئت، نجوم و حساب می خواند. 2
معلمان بعدی ایشان داییهایش «میرزا عبد الحسین» و «میرزا مهدی احمدی» و پسر عمّه و شوهر خواهرش «میرزا رضا نجفی» بودند که وی نزد آنان مقداری نحو، شرایع و سایر کتب را فرا گرفت. 3

دانش اندوزی در اصفهان‌
آقا مرتضی در سال 1327 ق و در 14 سالگی همراه برادرش، سید نورالدین و معلم خود، میرزا محمود افتخار العلما راهی اصفهان گردید و نزد «حاج میرزا رضا نجفی»، شوهر خواهر خود، شرایع را فرا گرفت و در مدت هشت سال اقامت در آنجا مطول و شرح لمعه را از «آقا میرزا علی یزدی» آموخت. «سید مهدی درچه ای» دیگر استاد ایشان در اصفهان بوده است. هنگامی که سید مرتضی مشغول دانش اندوزی در اصفهان بود، جنگ جهانی اوّل رخ داد که شعله های آن تا ایران و اصفهان را در برگرفت، بر اثر آشفتگیهای ناشی از این بلای جهانی، مرتضی و برادرش بعد از تحمل مشقتهای گوناگون در صفر 1334 ق به شهر خمین برگشتند. 4

ادامه تحصیل در عتبات عراق و تهران‌
در سال 1334 ق برای تکمیل تحصیلات به عتبات عراق رفت و در نجف اشرف نزد علمایی چون «آقا ضیاء الدین عراقی» و مرحوم «حاج شیخ عبد الکریم حائری» خارج فقه و اصول را تکمیل نمود و از برخی علمای نجف اجازة اجتهاد دریافت کرد، وقتی «شهید مدرس» در مدرسه سپه سالار (شهید مطهری کنونی) به تدریس فقه و اصول مشغول بود، سید مرتضی از محضر این فقیه مبارز چند ماهی استفاده نمود. 5

بازگشت به زادگاه‌
آیت الله پسندیده بعد از رسیدن به مقام اجتهاد، به خمین بازگشت و از سال 1335 ش به تدریس فقه، اصول، کلام، منطق و نحو در این دیار روی آورد، از تعداد شاگردان و چگونگی حوزة درسی او آگاهیهای مستندی بدست نیامد6 ؛ اما قرائنی مؤیّد آن است که عده ای از جوانان طلبه که مشتاق معارف و کمالات دینی بوده اند، در درس او حضور می یافته اند. امام خمینی رحمه الله منطق، سیوطی و مطول را از برادر خود آقا سید مرتضی فرا گرفت و تا سال 1338 ق در خمین از درس ایشان استفاده می نمود و در این سال به شهر اراک مهاجرت کرد. 7
آقا مرتضی در یکی از مساجد خمین به اقامة جماعت مشغول بود و در کنار این تلاش عبادی به ترویج دیانت و ارشاد و هدایت اقشاری از مردم اهتمام می ورزید. 8

برنتابیدن جفا و تجاوز‌
ظلم ستیزی و مقاومت در برابر نارواییهای کارگزاران ستم و طغیان گران محلی، با زندگی آیت الله پسندیده عجین گردیده بود. او که در خانواده ای اهل اجتهاد و جهاد به بالندگی رسیده بود، از زمانی که به تشخیص رسید، والد بزرگوار را در مقابل ظلم حاکمان محلی و خوانین یافت که در همین راه به شهادت رسید.‌
در ادامه به مواردی از مقاومت ایشان در مقابل ظلم و ستم اشاره می شود:‌
1. در زمان اشغال ایران توسط متفقین و تصرف کشور، آیت الله پسندیده با خرید غلّات و ارزاق عمومی برای تأمین نان و خوراک قوای متجاوز به مخالفت برخاست، خود در این باره گفته است: «من به عظام الدوله که رئیس دارایی گلپایگان بود، گفتم: نمی گذارم اینها تمام غلّات و ارزاق مردم را بخرند و تاراج کنند، مگر اینکه نان محلی تأمین شود بعد از آن اگر مازادی داشت بخرند؛ وگرنه نمی شود.» 9

2. مقاومت وی در مقابل عُمّال حکومت و متّفقین، موجب پرونده سازی و اعمال فشار برای ایشان گردید. عظام الدوله عین گزارش مخالفت او را به وزارت کشور ارسال کرد و بر اساس آن، حکم وزارت کشور مبنی بر تبعید آیت الله پسندیده از خمین صادر گردید و با تمهیداتی که به عمل آمد، حکم را غیرقانونی اعلام کردند و از تبعید ایشان صرف نظر شد. 10

3. بعد از تصویب قانون متحد الشکل گردیدن لباس، در حکومت پهلوی اول، آیت الله پسندیده را تحت فشار قرار دادند که لباس روحانی خود را تغییر دهد؛ اما چون وی از علمای نجف اجازة اجتهاد داشت، مدارک مزبور را به مأموران ارائه داد و آنان هم جوازی صادر نمودند که براساس آن سید مرتضی موسوی خمینی می تواند معمّم باشد و پوشیدن لباس روحانیت برایش مجاز خواهد بود. 11

4. در ارتباط با حل مشکلات مردم منطقه و موضوع مبارزات، با شهید سید حسن مُدرس ارتباط برقرار کرد، در جلسه ای با حضور آیت الله شیخ عبد الکریم حایری علیه سردار سپه (رضاخان) سخنرانی کرد، ایشان در خاطره ای گفته است:‌
«در 1303 ش، از تهران به قم رفتم و ایشان (آیت الله حایری) را ملاقات کردم، در یک جلسه ای که جمعی هم بودند، علیه سردارسپه که آن وقت رئیس الوزرا بود، صحبت کردم.» 12

5. آیت الله پسندیده در نامه ای به آیت الله مرعشی نجفی، دل سوزانه نسبت به دخالتهای ادارة اوقاف رژیم پهلوی در امور مذهبی هشدار داد؛ زیرا با فراستی که داشت، دریافت که نظام شاهنشاهی در صدد است از این طریق ادارة امور مدارس علوم دینی و مراکز حوزوی را بر عهده گیرد. 13

مخالفت با اصلاحات ارضی فرمایشی‌
هنگامی که امام خمینی رحمه الله رفراندوم شاه و اصلاحات ارضی او را تحریم کرد، برخلاف این حرکت، رژیم پهلوی در بهمن 1341 ش برنامۀ اصلاحات ارضی را به مرحلة اجرا درآورد، در همان ایامی که هر گونه اعتراضی به شدت سرکوب می گردید، آیت الله پسندیده که در شهر خمین دفتر اسناد رسمی داشت، از تنظیم اسناد اجتناب کرد و چون بر این امر اصرار گردید، به طور کتبی نوشت:‌
«چون تنظیم اسناد مربوط به مرحلة اول اصلاحات ارضی خلاف شرع است؛ لذا از انجام این امر در دفترخانة خود ممانعت خواهد نمود.» 14
بر همین اساس در ذیل گزارش این نوشته و دستور داده شد تا از طریق دادگستری، در مورد انحلال دفترخانة ایشان اقدام گردد؛ چون مخالفت علنی با اصلاحات ارضی و فرامین شاهنشاه است. 15

همگامی با قیام 15 خرداد 1342 ش‌
در آستانة قیام خونین 15 خرداد 1342 ش که سرآغاز مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی به رهبری امام خمینی رحمه الله بود، حدود دویست و پنجاه نفر از اهالی خمین برای شرکت در مراسم سوگواری محرم سال 1383 ق و میثاق با امام، همراه آیت الله پسندیده به سوی قم آمدند. عصر پانزدهم خرداد که مصادف با 12 محرم 1383 ق بود، امام در مدرسة فیضیه سخنرانی مهم خود را ایراد کرد که به دنبالش توسط ایادی رژیم پهلوی دستگیر شد. آیت الله پسندیده نیز در روز قیام با شکوه 15 خرداد 1342 ش با سخنرانی در میدان مرکزی خمین به طور آشکارا به حمایت از حرکت امام پرداخت، این اقدام شجاعانه چنین ثبت گردیده است:‌
«به قرار اطلاع، فردای روزی که آیت الله خمینی دستگیر شده، سید مرتضی پسندیده، برادر وی که در خمین می باشد، در میدان شهر مردم را جمع و به منبر رفته و پس از سخنرانی، نواری که در آن [امام] خمینی صحبت نموده، از بلندگو پخش می نماید.» 16
پس از قيام خونين 15 خرداد و دستگيري امام، آيت الله پسنديده به همراه مراجع، علما و مدرسين حوزة علمية قم به تهران عزيمت كرد و در اعتراض دسته جمعي علما به اين بازداشت، مشاركتي فعال داشت. امضاي ايشان در اعلامية چهل تن از مدرسين و فضلاي حوزه قم به عنوان نخستين امضا، نمايان‌گر نقش كليدي آن مرحوم در اين زمينه مي‌باشد. 17

رسالت جديد‌
وقتي آيت الله پسنديده از ماجراي كاپيتولاسيون (حق قضاوت كنسولي) كه در سال 1342 ش محرمانه توسطه رژيم پهلوي به تصويب رسيد، مطلع گرديد، حاج شيخ علي ريحاني را خدمت امام فرستاد و دربارة موضوع تصويب اين لايحه در مجلس شوراي ملي و سنا شرحي نگاشت و در اين مورد براي آيت الله گلپايگاني گزارش نوشت و توسط آقاي سهرابي برايشان ارسال نمود. امام از برادرش خواست: «متن لايحه را برايم بفرستيد تا از آن باخبر شوم؛ البته من نمي‌گذارم محرمانه بماند و در اين باره اقدام كرده و خائنين را رسوا مي‌سازم»، آيت الله پسنديده خاطرنشان ساخت: به دليل محرمانه بودن لايحه موفق نشدم متن آن را به دست آورم؛ اما امام در نامة بعدي به ايشان نوشت: «من خودم متنش را بدست آورده‌ام.» و در چهارم آبان سال 1343 ش مصادف با 20 جمادي الثاني 1384 ق طي نطقي مفصل مردم را از حق قضاوت كنسولي و لايحه مصونيت آمريكاييها مطلع ساخت و عوارض اين توطئه را براي شنوندگان تشريح نمود و دربارة اجراي آن هشدار داد.‌
به دليل همين سخنراني افشاگرانه، امام در سيزده آبان 1343 ش، در منزل خويش دستگير و به تهران انتقال داده شد و از آنجا توسط هواپيمايي به تركيه تبعيد گرديد. آيت الله پسنديده طي نامه‌اي از نخست‌وزير وقت (امير عباس هويدا) ضمن درخواست مسافرت به تركيه و ملاقات با امام خميني رحمه الله نوشت: ‌
«ادامة تبعيد مرجع تقليد شيعيان جهان حضرت آيت الله العظمي امام خميني رحمه الله موجب نگراني شديد است.» 18
هر چند در ابتدا دولت ايران به اين درخواست پاسخ مثبت داد؛ ولي مقامات ساواك ارتباط آيت الله پسنديده را با امام به مصلحت ندانسته و با اين امر مخالفت كردند.

استقرار در بيت امام خميني رحمه الله‌
حمايتهاي آيت الله پسنديده از امام و نهضت او ادامه داشت تا آنكه ايشان جهت رونق بخشيدن به بيت امام در قم به عنوان مأمن و محفل ياران، دوستان و مقلدان آن حضرت، تصميم به هجرت به قم گرفت، اين مهاجرت با هماهنگي حضرت امام كه توسط حاج سيد احمد به وي ابلاغ گرديده بود، صورت پذيرفت. ساواك اين‌گونه گزارش نموده است:‌
«حاج پسنديده، برادر بزرگ [امام] خميني كه در خمين سكونت دارد، روز جمعه 18/10/1349 وارد قم شده و در منزل شخص خميني مي‌باشد و روز شنبه 19/10/1349 به مناسبت [سالروز] ميلاد حضرت رضاعلیه السلام رسماً در مجلسي كه در بيروني منزل خميني به همين مناسبت تشكيل شده بود، شركت [نمود] و از واردين پذيرايي و ديد و بازديد به عمل آورد... . نظريه شنبه: مسافرت پسنديده به قم در ظاهر به عنوان زيارت است؛ ولي در باطن به اشارة گردانندگان دستگاه خميني است... كه اگر دستگاه [رژيم پهلوي] مانع نباشد، ايشان براي دايم در قم بمانند.» 19
علت حساسيت گزارشگر ساواك در خصوص امكان دايمي حضور آيت الله پسنديده در منزل حضرت امام در قم، به واسطة تصميماتي بوده است كه در سال 1346 ش توسط ساواك براي معظم‌له ايجاد گرديد و ايشان از طرف ساواك به طور رسمي به خمين مراجعت داده شد.‌

آیت الله پسندیده رحمه الله، به روايت اسناد ساواك‌
در اسناد ساواك آمده است: «مرتضي پسنديده با آيت الله اشراقي (داماد امام) تماس حاصل نموده و از قرار اطلاع، حقوق مستمري طلاب قم و خمين به وسيلة اين دو نفر پرداخت مي‌شود. مرتضي پسنديده از حاميان سرسخت امام خميني رحمه الله بوده و به همين جهت در شهر خمين به تحريكاتي مي‌پردازد. پسنديده مجلسي در منزل [امام] خميني رحمه الله برگزار كرده كه چند نفر از علما چون آقايان: شيخ فاضل لنكراني، قاضي طباطبايي، مهدي فيض، ميرزا هاشم آملي و چند تن ديگر كه اكثراً طلاب بوده‌اند، در آن حضور داشته‌اند؛ البته حدود دويست نفر هم با لباس شخصي شركت كرده‌اند. به قرار اطلاع، شيخ علي اسلامي كه منزلش رو به روي منزل خميني (در قم) قرار دارد و نيز علي محفوظي، شيخ احمد احمدي و شيخ حسين مظاهري، در دريافت و پرداخت وجوه دخالت دارند و مرتضي پسنديده از وضع آنها بازديد و به كارشان نظارت دارد.» 20
در سند مورخة 18 خرداد 1345 ش ساواك مي‌خوانيم:‌
«سيد مرتضي پسنديده به طرفداري از برادر خود، آيت الله خميني فعاليتهاي مضرّه و تحريك‌آميز بسيار دارد كه گزارشهاي مكرر شهرباني خمين و ساواك محل، مؤيّد اين موضوع مي‌باشد و در حال حاضر هم فعاليتهاي اين شخص افزايش يافته و در قم، ضمن تماس با عناصر مشكوك، وجوه شرعيّه را اخذ و حقوق طلاب را پرداخت مي‌نمايد. توضيح اينكه ياد شده از مخالفين سرسخت اصلاحات ارضي بوده كه از تنظيم اسناد مربوطه در دفترخانه خودداري مي‌كرده كه با اقداماتي كه به عمل آمد، تصميم به انحلال دفترخانة وي گرفته شده است.» 21
در خبرها آمده است كه آيت الله پسنديده به دليل پيگيري امور دفتر امام رحمه الله و ارتباط با مبارزين، در 16 مهر 1347 ش مصادف با 5 رجب 1388 ق، به خمين تبعيد گرديد كه گويا اين وضع چندين سال متوالي ادامه داشته است، چنان‌كه در 17 بهمن 1352ش مصادف با سيزدهم محرم 1394 ق مرحوم پسنديده با ارسال نامه‌اي براي آيت الله مرعشي، وضع خويش را در تبعيدگاه بيان كرده است. 22
آيت الله پسنديده علاوه بر اينكه وكيل شرعي امام خميني رحمه الله براي فروش املاك وي در خمين بوده و اسنادي در اين ارتباط موجود مي‌باشد،23 وكيل تام الاختيار امام در مورد وجوهات شرعي و توزيع شهرية طلاب و مسائل مالي ديگر بود، ايشان بنا به توصية امام رحمه الله، فعاليتهاي سياسي خود را در اين ايام آشكار نمي‌كرد تا بتواند كارهاي جاري را سر و سامان دهد، به همين دليل كمتر از بيت امام بيرون مي‌آمد، حتي براي زيارت حرم مطهر و ديد و بازديدهاي متداول و متعارف نيز اين ملاحظات را در نظر مي‌گرفت، رژيم پهلوي مأموران ساواك را اخطار كرده بودند كه اگر مرحوم پسنديده در محافل و مجالس قم و يا هر جايي ديگر از سطح شهر ظاهر گردد، دستگير خواهد شد. او چون مي‌دانست كه نبايد بيت امام بسته شود، ارتباطات اجتماعي خويش را محدود ساخت؛ البته رفت و آمد مردم به منزل امام خميني در قم، در محلة يخچال قاضي و ديدارها و ملاقاتها با وي همچنان برقرار بود. 24

تبعيد به شهر انارك و داران‌
بعد از شهادت آيت الله سيد مصطفي شهر قم به پايگاه قيام و مركز جوش و خروش انقلابي ياران امام، مبدّل شد، در اين ميان آيت الله پسنديده از عوامل مهم ارتباط حركت اسلامي با رهبري آن در نجف اشرف و به خصوص زمان اقامت امام در نوفل لوشاتو (در حومة پاريس) بود. در راستاي اين نقش مؤثر ايشان، ساواك حضور آيت الله پسنديده را براي رژيم خطرناك و تهديدآميز تلقّي كرد و براساس دادگاهي فرمايشي، در 22 ارديبهشت 1357 در حالي كه او 85 ساله بود، دستگير و براي مدت سه سال به شهر كويري انارك از توابع شهرستان نائين تبعيد گرديد؛ ولي آيت الله پسنديده اين حكم غيرقانوني را ناديده گرفت و با شهامت به كانون قيام، (قم) بازگشت. اين بار ساواك طي حكمي محل تبعيد ايشان را از بخش انارك به شهرستان داران (از توابع استان اصفهان) تغيير داد. اين بار نيز مرحوم پسنديده با پيام امام مبني بر اينكه تمام كساني كه تبعيد شده‌اند به حكم تبعيد امتنا نكنند و به قم و يا شهر خودشان مراجعت كنند، به این حکم نیز اعتنا نکرد. 25
آيت الله پسنديده بعد از پيروزي انقلاب اسلامي برخلاف موقعيت ويژه‌اي كه از نظر مقامات علمي، تجربه و مبارزات مستمر خويش داشت، همچون گذشته افتخار وكالت امام خميني را در امور شرعي مردم، به هر عنوان و سمتي و هرگونه امتيازي ترجيح داد و در طول سالها پس از استقرار نظام اسلامي با بزرگواري و بي‌هيچ ادعا و توقعي و بدون كمترين تغييري در مواضع، مشي و شيوة زندگي خويش، همان روش گذشته را ادامه داد. 26

تحكيم اخوّت، تكريم برادر‌
رابطة متقابل امام و مرحوم پسنديده در آداب اخوّت اسلامي و معاشرت ديني الگويي مهم به شمار مي‌رود. در یك سوي اين ارتباط ژرف عاطفي فقيه و مرجعي نامدار و رهبري عاليقدر چون امام خميني رحمه الله قرار دارد و در سوي ديگر، برادر بزرگ ايشان ديده مي‌شود كه سالهايي چند سمت سرپرستي و استادي امام را داشته است.

اینک به نمونه‌هايي از علاقة امام نسبت به آيت الله پسنديده اشاره می کنیم:‌
1. نامة امام از تركيه به آيت الله پسنديده در 20 محرم الحرام 385 ق:‌
«برادر بزرگوار، قربانت شوم! شما را به خداي متعال قسم مي‌دهم به حرفهاي دكتر [در مورد سلامتي خود] ترتيب اثر دهيد، چرا موجب نگراني همه مي‌شويد؟ خداوند لازم نموده است كه در مواقع احتمالي ضرر، انسان از آنچه موجب است، اجتناب كند؛ اگر چه ترك حجّ، صوم و صلات باشد... .» 27

2. امام خمینی رحمه الله در نامه ای خطاب به حاج سیداحمد خمینی در مورد آیت الله پسندیده چنین سفارش می کند: «... حضرت آقاي عموي معظم‌ مادامي كه قم هستند، خيلي مواظبت از ايشان كنيد، هم از جهت كرسي و مكان و هم از حيث غذا و ساير امور خصوصاً احترامات ... .»‌
«خداوند تعالي به شما توفيق عنايت كند! حضرت آقا را تنها نگذاريد، به ايشان نبايد بد بگذرد.» «... از مواظبت آقاي عمّ بزرگوار كوتاهي نكنيد... از ايشان خيلي توجه كنيد و خدمت به ايشان فرض است از براي شما... .» 28

3. امام در نامه‌اي كه در 20 دي 1343 از «یورساي» تركيه براي همسرش (خديجة ثقفي رحمه الله) نوشته از ايشان خواسته است كه وي را از سلامتي حضرت آقاي پسنديده مطلع نمايد. 29

4. سيد احمد خميني گفته است: «حضرت آيت الله پسنديده را امام در حكم پدر خود مي‌دانستند و بارها به من فرموده بودند كه: اگر ايشان نبود، من نمي‌توانستم درس بخوانم و شديداً‌ به ايشان احترام مي‌گذاشتند.» 30

رحلت و دفن ‌
سرانجام اين روحاني بزرگوار كه عمر طولاني خود را در راه تحصيل علوم و معارف ديني، تدريس، ارشاد و اصلاح جامعه، مقاومت در برابر استبداد و استعمار و حمايت از امام و انقلاب اسلامي ايران سپري كرد، در 23 آبان 1375، مطابق 30 جمادي الثاني 1417 در تهران درگذشت. 31 در فرازي از پيام حضرت آيت الله خامنه‌اي مد ظله به مناسب ارتحالش آمده است: ‌
«اين روحاني شريف و امين و شجاع و صادق براي امام كبير ما در يك دوره همچون پدر و سرپرستي مهربان و دل‌سوز و مصلحت انديش و در يك دوره همچون پيروي مؤمن و فرمان پذير و مطيع بود. اين افتخار براي او بس كه بزرگ‌ترين انسان زمان ما [امام خميني] همواره او را بزرگ و گرامي مي‌داشت و به او احترام مي‌كرد، از او راضي بود و به حفظ رضايت او اهتمام مي‌ورزيد.» 32


پی نوشت:
2) خاطرات آیت الله پسندیده، سوره، تهران، 1374 ش، ص 91.
3) همان، ص 97؛ سطر اوّل، محمدجواد مرادی نیا، عروج، تهران، 1375 ش، ص 255.
4) همان، ص 258.
5) ستارگان حرم، گروهی از نویسندگان، زائر قم، ج13، ص 190 ـ 189.
6) شهید مدرس ماه مجلس، از نگارنده، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1374ش، ص 40.
7) خاطرات آیت الله پسندیده، ص 51 ـ 50.
8) سطر اول، ص 259؛ خاطرات آیت الله پسندیده، ص 259.
9) خاطرات آیت الله پسندیده، ص 91.
10) همان، ص 92 ـ 91.
11) خمین در گذر تاریخ، ص 119 ـ 118.
12) یایان امام به روایت اسناد ساواک، کتاب بسیتم (آیت الله سید مرتضی پسندیده)، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تهران، چاپ اول، بهار 1380، ص «ر».
13) اسناد انقلاب اسلامی، ج دوم، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1369ش، ص 199.
14) یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب بیستم، سند شماره 1/19 ـ 5 ـ 651 ـ 6/3/1344.
15) همان مأخذ، ص «ز».
16) فصلنامه حضور، ش 17، ص 350.
17) ياران امام به روايت اسناد ساواك، ص «ز».
18) فصلنامه حضور، ش 17، ص 351.
19) فصلنامه حضور، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني رحمه الله، تهران، ش 17، ص 352؛ ياران امام به روايت اسناد ساواك ...، ص «ش».
20) ياران امام به روايت اسناد ساواك، ص 81 ـ 73.
21) همان، ص 93، افتخارآفرينان استان مركزي، داود نعيمي، كومه، قم،‌ 1385، ج 3، ص 277.
22) هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، مركز اسناد انقلاب اسلامي، تهران، ج اول، ص 341 و 583.
23) صحيفه امام، سيد روح الله موسوي خميني، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، چاپ سوم، 1378، ج اول، ص 13؛ افتخار آفرينان استان مركزي، ج سوم، ص 277.
24) از ايران به ايران، سيد علي اكبر محتشمي‌پور، كوثر النبي، قم، 1384، ج 2، ص 15 و 189.
25) ياران امام به روايت اسناد ساواك، ص «ض».
26) همان، ص: «ض»، سطر اول، ص 259.
27) صحیفۀ امام، ج1، ص438.
28) وعده ديدار (نامه‌هاي امام خميني به حاج سيد احمد خميني، تهران، عروج، 1383 ش،‌ ص 44، 46،‌ 50، 57.
29) صحيفۀ‌ امام، ج اول، ص 435.
30) وعده ديدار، ص 41.
31) فصلنامه حضور، ش 17، ص363.
32) روزنامه اطلاعات، 23 آبان 1375.
1)خمین در گذر تاریخ، محمدجواد مرادی نیا، نور السجاد، قم، 1380 ش، ص 235.
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 146.




تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٧ آبان ١٣٩٠ / شماره خبر : ٩٦٣٢٨ / تعداد بازدید : 3821/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج