چهارشنبه ٠٢ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معاصر 
ماهنامه مبلغان


رضا شریعتی مهر

نگاهی به مهم ترین رویدادهای انقلاب اسلامی

رژیم شاه كه خلأ قدرت روحانیت و مرجعیت را پس از آیة اللَّه بروجردی آشكارا احساس می كرد، درصدد برآمد اقدامات به تأخیر افتاده خود را آغاز كند

در سال 1340 ش آیة اللَّه بروجردی كه قدرت نفوذ و جامعیت بی نظیری در میان مراجع معاصر و پیشین خود داشت، در گذشت.
رژیم شاه برای رهایی از قدرت روحانیت كه آن را مزاحم اقتدار خود می دانست، سعی كرد مرجعیت تامّه روحانیت را پس از آیةاللَّه بروجردی به نجف منتقل كند و با این تصمیم، تلگراف تسلیتی به آیةاللَّه حكیم فرستاد.
مراجع مطرح آن روز قم پس از آیةاللَّه بروجردی، حضرات آیات گلپایگانی، شریعتمداری، نجفی مرعشی وروح اللَّه خمینی (امام) بودند؛ هر چند آیةاللَّه خمینی، در آن روز هنوز رساله نداشت و اقدامی برای احراز مرجعیت انجام نداده بود و چندان به عنوان مرجع تقلید در بین مردم مطرح نبود.
رژیم شاه كه خلأ قدرت روحانیت و مرجعیت را پس از آیة اللَّه بروجردی آشكارا احساس می كرد، درصدد برآمد اقدامات به تأخیر افتاده خود را آغاز كند.
به عنوان اولین گام، لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را كه چند نكته مخالف اسلام در آن به چشم می خورد، تصویب كرد. اقدام یك پارچه روحانیت در مخالفت با تصویب لایحه مزبور و تظاهرات و اعتراضات مردم، اولین گام و حركت انقلاب به شمار می رفت كه به زودی با عقب نشینی دولت به پیروزی انجامید. (1)
گام دیگری كه رژیم شاه پس از عقب نشینی از تصویب لایحه انجمنها برگزید، طرح لوایح شش گانه (انقلاب سفید) و اصلاحات ارضی بود.

توضیحی در مورد انقلاب سفید
ایجاد اصلاحات روبنایی و پر سر و صدا، یكی از شیوه های استعمار برای پیشگیری از «انقلاب» در كشورهای ستم زده جهان سوّم بود.
آرمین مایر، سفیر آمریكا در ایران در سالهای 1965 - 1969م نگرانی خود را درباره ایران چنین بیان می كند: «دولت كندی سخت نگران اوضاع ایران بود و لزوم اقدامات فوری را تأكید می كرد. ترس اضمحلال ایران در بین بود....
سرانجام نتیجه مذاكرات ما به اینجا رسید كه به سفیرمان توصیه كنیم به ازای واگذاری 35 میلیون دلار كمك به ایران، برنامه پیشرفت و توسعه مورد نظر واشنگتن انجام شود. همچنین كاندیدای ما كه برای اجرای «رفورم» پیشنهاد شده شایستگی كافی دارد، به عنوان نخست وزیر انتخاب گردد.» (2)
علی امینی كاندیدای آمریكاییها برای ایجاد اصلاحات یا «رفورم» بود. اما شاه كه نمی خواست قدرت را به شخص دیگری واگذار كند، طی مسافرتی كه به آمریكا رفت، آمریكاییها را مطمئن كرد كه همان اصلاحات را انجام خواهد داد.
به قول شهید محلّاتی: «شاه «انگلیسی» به آمریكا رفت و «آمریكایی» از آمریكا باز گشت.» (3)
«انقلاب سفید» نامی بود كه شاه برای اصلاحات مورد نظر غرب یا همان «رفورم» برگزیده بود.
شاه با طرح «لوایح ششگانه» كه شامل: اصلاحات ارضی یا الغاء رژیم ارباب و رعیتی، سهیم كردن كارگران در سود كارخانه ها، تساوی حقوق زن و مرد، مبارزه با بی سوادی یا سپاه دانش، ملی شدن جنگلها، و فروش سهام كارخانه ها به كارگران بود، سعی داشت از یكسو كشورهای جهان و آمریكا را فریب دهد و وانمود كند در ایران اصلاحاتی در حال شكل گیری است و از دیگر سو، سعی داشت گروههایی از اهالی روستاها و مناطق تحت سلطه اربابها را فریب دهد.
اما مردم شاه را می شناختند. وضع «محمد رضا پهلوی» و درباریها طوری بود كه در اصل مردم نمی توانستند باور كنند كه نظام شاه آن شعارها را بدهد. برای مثال، وقتی اصلاحات ارضی، تقسیم كارخانه ها یا ملی كردن جنگلها را مطرح می كردند، مردم می دانستند كه باند نظام «پهلوی:، از سرمایه داران و زمین داران بزرگ تشكیل شده است. چه طور آدمهای هشیار می توانستند «تقسیم اراضی» را باور كنند؟

4 / 11 / 1341
شاه با مسافرت به قم، با برخورد بسیار سرد روحانیون و عدم حضور و استقبال آنان مواجه شد. وی ضمن دادن اسناد مالكیت كشاورزان، سخنان بسیار توهین آمیزی نسبت به روحانیت ابراز داشت. (4)

6 / 11 / 1341
رفراندوم لوایح ششگانه برگزار شد و اعلام شد كه حدود شش میلیون نفر در این رفراندوم رأی موافق داده اند.
این ارقام در حالی اعلام شد كه جمعیت كشور آن روز، حدود بیست و سه میلیون نفر آمارگیری شده بود. (5)
اظهارات رژیم شاه در مورد تعداد آراء موافق رفراندوم، با تكذیب و انكار سخت مخالفان روبه رو شد.
همزمانی رفراندوم با آغاز ماه رمضان تأثیراتی در مراسم ویژه رمضان در مساجد بر جای گذاشت. در این ماه (رمضان) عدّه ای از روحانیون دستگیر و عدّه ای از منبر منع شدند. (6)
مراجع تقلید در یك موضع گیری مخالف، اعلامیه نه نفره ای صادر كردند و مخالفت خود را بیان كردند.
امضا كنندگان اعلامیه عبارت بودند از حضرات آیات و حجج اسلام آقایان: مرتضی حسینی لنگرودی، سید احمد زنجانی، محمد حسین طباطبایی، محمد موسوی یزدی، محمد رضا گلپایگانی، سید كاظم شریعتمداری، روح اللَّه موسوی خمینی، هاشم آملی و مرتضی حایری. (7)

7 / 12 / 1341
امام خمینی طی بیاناتی به مناسبت عید فطر، درباره رفراندوم (انقلاب سفید) صحبت كرد و ضمن ترغیب مردم به ایستادگی گفت: ما میل نداشتیم به این رسواییها بكشد. چرا باید مملكت این قدر از ملت جدا باشد كه وقتی پیشنهادی می دهد، با بی اعتنایی و عكس العمل منفی مردم مواجه گردد. رفراندوم شاه در سراسر مملكت بیش از دو هزار نفر همراه نداشت. (8)

22 / 12 / 1341
عید سال 1342 از سوی امام خمینی و مراجع دیگر تحریم شد. علت تحریم عید، برخوردهای نامناسب با روحانیت و تصویب لوایح شش گانه (انقلاب سفید) عنوان شده بود.
اعلامیه های متعددی از سوی علما و مراجع و احزاب و جمعیتها درباره تحریم عید انتشار یافت. (9)

2 / 1 / 1342
پس از شكست لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی به دست روحانیت، گام بعدی رژیم شاه، رفراندوم لوایح شش گانه و مسافرت شاه به قم و سخنرانی توهین آمیز به روحانیت بود. تحریم عید، یك مبارزه منفی بود كه ناخشنودی روحانیون از رژیم شاه را آشكار می كرد. روحانیون با انتشار اعلامیه و پخش آن در بین مردم، از اینكه مبانی اسلام در اقدامات و لوایح رژیم شاه رعایت نشده، انتقاد كرده، در اعتراض به بی حرمتی به مبانی دینی، عید را تحریم و عزای عمومی اعلام كردند. (10)

2 / 1 / 1342
مأموران رژیم شاه در پوشش مردم عادی وارد مراسم عزاداری سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام - كه از طرف آیة اللَّه گلپایگانی در مدرسه فیضیه برگزار شده بود - شدند و با ایجاد بی نظمی، مراسم را به آشوب كشیدند.
مأموران پس از ایجاد بی نظمی در مراسم عزاداری، با دشنه، پنجه بوكس و چماق، به ضرب و جرح مردم و طلاب مدرسه پرداختند. همچنین مأموران دارای لباس شخصی با حمایت مأموران شهربانی، به شكستن پنجره حجره های مدرسه و به آتش كشیدن كتابهای مدرسه فیضیه اقدام كردند. (11)

بازتاب ماجرای فیضیه
ماجرای هجوم به مدرسه فیضیه، از طرف مراجع و شخصیتهای روحانی و سیاسی محكوم شد.
با زنده نگه داشتن خاطره فیضیه تا محرم، مراسم عزاداری محرم در تهران، قم و شهرهای استانهای گوناگون، حال و هوای دیگری یافت.

مراسم برگزار شده در دهه محرم، با محكومیت اقدامات رژیم شاه همراه بود و زمینه حركت عمومی را فراهم ساخت. (12)

13 / 3 / 1342
سخنرانی عصر عاشورای امام خمینی رحمه الله در مدرسه فیضیه در حضور انبوه جمعیت متراكم در فیضیه، نقطه اوج تبلیغات و حملات سامان یافته علیه رژیم شاه بود. برای اولین بار در یك سخنرانی، مرجع تقلید و روحانی برجسته ای برای مردم سخن می گفت و امام خمینی رحمه الله برای اولین بار شخص شاه را مورد خطاب و عتاب قرار می داد.
نكات بسیاری در سخنرانی عصر عاشورای امام خمینی رحمه الله به چشم می خورد و آن را از موارد مشابه متمایز می كرد و بر اهمیت تاریخی آن می افزود. رژیم شاه سعی كرد با تهدید و ارعاب، از برگزاری سخنرانی عصر عاشورا جلوگیری كند. با آغاز سخنرانی، مأموران اقدام به قطع برق مدرسه فیضیه كردند تا سخنرانی برگزار نشود، امّا بر خلاف انتظار، با پیش بینی به موقع مسئولان برگزاری مراسم، باطریهای بزرگ، برق بلندگوها را تأمین كرد و اختلالی در سخنرانی ایجاد نشد. (13)

15 / 3 / 1342
امام روح الله خمینی و چند تن از علما از جمله آیة اللَّه محلاتی در شیراز و آیة اللَّه سید حسن قمی در مشهد دستگیر شدند.
در پی دستگیری امام خمینی رحمه الله (واقعه پانزده خرداد) حركت خودجوش مردم به وقوع پیوست.
حركت انبوه مردم در شهرهای قم، تهران، تبریز، مشهد، شیراز، ورامین، كاشان، آران و بیدگل و بعضی نقاط دیگر، موجب رو در رویی رژیم شاه با مردم شد.
در بی سابقه ترین رودرویی مردم به مأموران رژیم شاه و نظامیان، عدّه زیادی از مردم كشته، زخمی و دستگیر شدند. آمار درستی از تعداد كشته و مجروحان پانزده خرداد در دست نیست، اما «پانزده هزار نفر كشته» در اسناد و مدارك برآورد شده است.
در پی دستگیری امام خمینی رحمه الله و تهدید به محاكمه و اعدام ایشان به اتهام رهبری شورش علیه رژیم شاه، جمعی از روحانیون (45 نفر) از جمله حضرات آیات: شریعتمداری، نجفی مرعشی، سید محمد علی میلانی از شهرهای مختلف كشور به تهران مهاجرت كرده، با انتشار اعلامیه ای حمایت خود را از مرجعیت امام خمینی رحمه الله اعلام كردند. طبق قانونی كه در زمان مصَدّق تصویب شده بود، دولت حقّ تعرّض به مراجع تقلید را نداشت.
جمعیت علمای مهاجر، با توجه به قانون یاد شده، در یك اقدام فوری اعلامیه ای صادر كردند و مرجعیت امام خمینی را تأیید كردند.
اعلامیه تأیید مرجعیت امام خمینی و حمایت از ایشان، با سی و شش امضای علمای مهاجر انتشار یافت. (14)

18 / 1 / 1343
پس از ده ماه زندان و حصر، امام خمینی رحمه الله آزاد شدند.
جشن آزادی امام خمینی، با شكوه و شادی بسیار در فیضیه و مدارس و مساجد قم برگزار گردید. (15)

25 / 2 / 1343
امام خمینی رحمه الله در اوّلین سخنرانی پس از بیرون آمدن از زندان، هر گونه سازش با رژیم شاه را تكذیب و بر ادامه مبارزه تأكید كردند. (16)

4 / 8 / 1343
امام خمینی رحمه الله در اعلامیه و سخنرانی خود تصویب كاپیتولاسیون (مصونیت قضایی اتباع خارجی) را محكوم كردند و دست استمداد به سوی علمای اسلام دراز كردند و از آنها خواستند به داد اسلام برسند و.... (17)

كاپیتولاسیون (Capitulation)
«كاپیتولاسیون امتیاز قضایی یا حق قضاوت خارجیان در كشور دیگر است.»
پیشینه كاپیتولاسیون در ایران
یك بار در سال 1207 ش پس از شكست ایران در جنگهای طولانی با دولت روسیه در عهدنامه «تركمان چای»، حق «كاپیتولاسیون» از جانب دولت روسیه به ایران تحمیل شد؛ امّا پس از پیروزی انقلاب اكتبر 1917 در روسیه، پیمان دوستی بین دولت شوروی و ایران بسته شد و در این پیمان، ماده مربوط به كاپیتولاسیون لغو گردید.
سفارت آمریكا در تهران در تاریخ 25 اسفند 1340 ش (19 مارس 1962م) یاد داشتی از طرف وزارت خارجه آن كشور به دولت ایران فرستاد و از ایران خواست مستشاران آمریكایی در ایران از حقوق پیش بینی شده در قرار داد «وین» (مصوب 18 آوریل 1961 م) - یعنی همان كاپیتولاسیون - برخوردار شوند.
دولت ایران در جلسه 12 مهر 1342 ش كه با حضور اسد اللَّه علم، نخست وزیر، تشكیل شد، اعطای حق كاپیتولاسیون به آمریكا را تصویب كرد. همچنین در تاریخ 3/5/1343 در مجلس سنا و در تاریخ 21/7/1343 با اكثریت 62 رأی از 70 رأی، «مجلس شورای ملی»، «كاپیتولاسیون برای آمریكاییها» را به تصویب رسانید.
تاریخچه مصونیت آمریكاییها در كشورهای خارجی
طرح مصونیت نظامیان آمریكایی كه در خارج از ایالات متّحده فعالیت می كردند، از اوایل دهه 1950 م پس از استقرار نیروهای آمریكا در كشورهای عضو «ناتو» به صورت قرار دادهای دو جانبه به اجرا در آمد. به موجب این قرار دادها كه متن مشابهی داشتند، حق قضاوت در مورد نظامیان آمریكایی كه در این گونه كشورها مرتكب جرم می شدند، با همكاری و توافق طرفین و با استناد به قوانین جاری در هر دو كشور (ایالات متحده و كشوری كه نظامیان آمریكایی در آن استقرار داشتند) اجرا می شد.
بدین ترتیب كه اگر ایالات متحده مایل به رسیدگی به جرم مورد بحث نبود، كشوری كه جرم در آن روی داده بود، برابر قوانین خود به آن رسیدگی می كرد. این رویه، درست بر خلاف قانونی بود كه در ایران به تصویب رسید و به موجب آن، دولت ایران حق رسیدگی به جرایم جنایی پرسنل نظامی آمریكایی را در قلمرو خود نداشت.
گفتنی است كه جز در یك مورد، یعنی «قرار داد آمریكا با آلمان غربی» - كه حضور آمریكا در آن كشور جنبه اشغال داشت - قرار داد ایران و آمریكا از لحاظ یك طرفه بودن منحصر به فرد بود و استقلال و حاكمیت سیاسی و قضایی ایران را نقض می كرد.
نخستین كسی كه با ژرف بینی و آگاهی سیاسی از پیامدهای ناگوار «كاپیتولاسیون»، شدیداً در برابر تصویب آن موضع گیری كرد، امام خمینی رحمه الله بود.
اعلامیه آگاهی بخش و هشدار دهنده حضرت امام در چهارم آبان 1343 ش و سخنرانی بسیار روشنگر و پر شور ایشان، بار دیگر مردم ایران، رجال سیاسی و علما و اساتید حوزه و دانشگاه را با ابعاد فاجعه بار و دردناك این گونه پیمانها آشنا ساخت.
هر چند رژیم شاه - كه در وابستگی به آمریكا و غرب برنامه های دراز مدتی داشت - نتوانست سخنان امام را تحمّل كند و بدون درنگ ایشان را به خارج از ایران تبعید كرد.

13 / 8 / 1344
امام خمینی رحمه الله شبانه توسط نیروهای ویژه كماندوی اعزام شده از تهران، از خانه مسكونی خود در قم ربوده شده، بلافاصله به تركیه تبعید شدند. (18)

13 / 7 / 1344
امام خمینی رحمه الله پس از یازده ماه به تبعید گاه دوم (عراق) برده شدند. در عراق هنگام عزیمت به سامرّا، استقبال وسیع و پر شكوهی از ایشان انجام گرفت. امام خمینی رحمه الله پس از چند روز اقامت در كربلا، كاظمین و سامراء و زیارت عتبات عالیات، عازم نجف شدند و در آن شهر استقرار یافتند. (19)

13 / 8 / 1343 تا 1 / 8 / 1356
دومین دوره انقلاب اسلامی ایران از هنگام تبعید امام خمینی رحمه الله به تركیه آغاز و تا رحلت حاج آقا مصطفی خمینی فرزند ایشان، یعنی حدود سیزده سال به درازا كشید.
در این دوران، انقلابیون سعی داشتند با زنده نگاه داشتن یاد امام و تربیت نیروهای كارآمد به مبارزه ادامه دهند.
تبعیدها، زندانها، شكنجه و تحمل سختگیریهای همه جانبه رژیم طاغوت، در ادامه مبارزه بسیار و بی شمار بود. در این راه، بسیاری از نیروهای جوان به شهادت رسیدند.
روحانیون، نویسندگان و روشنفكران بسیاری به عنوان رهبران نهضت، زندان، تبعید، شكنجه و شهادت را به جان خریدند. (20)

1 / 8 / 1356
رحلت شهادت گونه آیة اللَّه حاج آقا مصطفی خمینی رحمه الله، فرزند امام خمینی رحمه الله، موج عظیمی از ابراز همدردی با امام ایجاد كرد.
مجالس با شكوهی در قم، تهران، مشهد، اهواز و بسیاری از شهرهای كشور به مناسبت بزرگداشت حاج آقا مصطفی خمینی برگزار شد. یاد و نام امام و بیان انگیزه و حركت انقلابی ایشان در این مجالس توسط سخنرانان زبده بیان گردید. این نوع سخنرانیها، مدتها در طول دوران اختناق پس از تبعید امام، متوقّف و ممنوع بود.
ایجاد فضای باز سیاسی، همزمان با این رویداد، فرصت خوبی برای بیان و اظهار ناگفته های بسیاری فراهم كرد. (21)

17 / 10 / 1356
مقاله توهین آمیزی - به مناسبت سالروز كشف حجاب - نسبت به امام خمینی رحمه الله در روزنامه اطلاعات انتشار یافت كه آغاز سوّمین دوره انقلاب را فراهم آورد. (22)
19 / 10 / 1356
تظاهرات اعتراض آمیز مردم قم نسبت به مقاله روزنامه اطلاعات، سبب درگیری با مأموران رژیم و سبب كشته و زخمی شدن عدّه ای از تظاهر كنندگان شد.
روز نوزده دی، سر آغاز سلسله تظاهراتی بود كه سرانجام در بیست و دوّم بهمن 1357 به سقوط رژیم شاه انجامید. (23)

29 / 11 / 1356
به مناسبت چهلم شهدای نوزده دی قم، حوادث و بازتابهای دیگری در نقاط مختلف ایران رخ داد، از جمله قیام گسترده مردم تبریز كه به حكومت نظامی و كشته و زخمی شدن تعدادی انجامید. (24)

10 / 1 / 1357
چهلم شهدای تبریز در یزد، قیام دیگری آفرید و چهلمهای دیگر، تظاهرات و حركتهای دیگری را در سر تا سر ایران سبب شد.
تظاهرات و اعتصاب و درگیری با نیروهای رژیم، هر روز در شهرهای دور و نزدیك و در سراسر ایران ادامه یافت و به كشته و زخمی شدن تعداد زیادی از مردم و ایجاد حوادث مختلفی انجامید. (25)

20 / 5 / 1357
از جمله حوادث مهم، اعلام یك ماه حكومت نظامی در اصفهان، ماجرای هفدهم شهریور میدان ژاله تهران با تلفات و مجروحان بسیار و فاجعه سینما ركس آبادان با حدود 400 كشته در تاریخ 28 / 5 / 1357 است. (26)

1 / 7 / 1357
محاصره خانه امام در نجف و هشدار حكومت عراق به ایشان در مورد عدم مداخله در امور سیاسی، گویای تغییر سیاست حكومت عراق و توافق با دولت ایران بود كه سرانجام به خروج امام از نجف و عزیمت به پاریس انجامید. (27)

14 / 7 / 1357
با استقرار امام در پاریس، مبادله پیام و هدایت انقلاب به وسیله صدور اعلامیه و نوار و مصاحبه با رسانه های جهان و خبر گزاریها، شبكه وسیع و گسترده تری یافت.

24/7/1357
علاوه بر اعتصاب در بسیاری از مراكز دولتی و كارخانه ها، اعتصاب در شركت نفت و پالایشگاهها و یورش چماق داران رژیم شاه به مسجد جامع كرمان و هتك حركت و كشته و زخمی شدن عدّه ای از عزاداران شهدای هفدهم شهریور در تاریخ 24 / 7 / 1357، از وقایع مهم استانهای ایران است. (28)

13 / 8 / 1357
تعداد بسیاری از دانشجویان و دانش آموزان كه در پی تعطیل شدن مؤسسات و مراكز آموزشی، اجتماعی عظیم بر پا كرده بودند، با هجوم مأموران حكومت نظامی كشته و زخمی شدند. در پی این واقعه وزیر علوم استعفا كرد. (29)

26 / 10 / 1357
شاه به بهانه معالجه ایران را ترك كرد. وی در فرودگاه مهرآباد هنگام خداحافظی با بختیار (نخست وزیر) گریست واز مصاحبه و اظهار نظر درباره سفرش خود داری كرد.
خروج شاه از ایران، در میان مردم به (فرار شاه) تعبیر شد. شادمانی مردم پس از اطلاع از خروج شاه، به شكل گسترده ای در سطح شهر تهران و شهرستانها موج جدیدی آفرید. مردم با رقص و پایكوبی، نقل و شیرینی پخش كردند. پس از روزها و هفته ها گریه و عزاداری برای شهدای انقلاب، جریان فرار شاه، موجب خنده و شادی عمیق و گسترده ای در میان مردم شد.
در پی این رویداد مهم، مجسّمه شاه از میادین توسّط مردم پایین كشیده شد و مردم به نظامیان گل هدیه دادند. (30)

12 / 11 / 1357
امام خمینی رحمه الله با یك فروند هواپیمای فرانسوی و با استقبال با شكوه «چند میلیونی» مردم وارد فرودگاه مهر آباد شدند و در بهشت زهرا، اولین سخنرانی خود را ایراد كردند. ایشان در بهشت زهرا با این جمله كه «من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم.» وعده تعیین دولت اسلامی را دادند. (31)

16 / 11 / 1357
چهار روز پس از ورود به ایران، امام خمینی رحمه الله دولت انقلاب را تعیین كردند. این در حالی بود كه بختیار آخرین نخست وزیر شاه، همچنان خود را دولت قانونی می دانست.

امام خمینی رحمه الله و شورای انقلاب، حكم و فرمان نخست وزیری مهدی بازرگان، اولین دولت انقلاب (دولت موقّت) را تصویب كردند. (32)

19 / 11 / 1357
جمعی از پرسنل نیروی هوایی (با لباس رسمی نیروی هوایی با انجام رژه و خواندن سرود «خمینی ای امام» در مقابل حضرت امام خمینی، با رهبری انقلاب اعلام همبستگی كردند. (33)

21 / 11 / 1357
با آغاز درگیری مسلّحانه، پرسنل انقلابی نیروی هوایی، برای مسلّح كردن مردم در مقابل ارائه كارت پایان خدمت سربازی، یك قبضه سلاح و تعدادی فشنگ در اختیار آنان قرار می دادند. (34)

21 / 11 / 1357
فرماندار نظامی تهران در اعلامیه شماره چهل خود، ساعات حكومت نظامی و منع عبور و مرور را افزایش داد و از ساعت 5/4 بعد از ظهر تا پنج صبح حكومت نظامی اعلام كرد. (35)

21 / 11 / 1357
حضرت امام خمینی در مورد حكومت نظامی اعلام شده از طرف فرماندار نظامی تهران، آن را ملغی اعلام كردند و گفتند: اعلامیه امروز حكومت نظامی، خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نكنند!
مینی بوسها و ماشینهای وابسته به ستاد كمیته امام خمینی، با بلندگو، لغو اعلامیه فرماندار نظامی را در سطح تهران اعلام كردند. (36)
گفتنی است كه بنا به گفته سرهنگ رحیمی، از سران ارتش، بنابر اسناد دیگری كه به دست آمده، حكومت تصمیم داشت با افزایش ساعات حكومت نظامی، به انجام كودتا و سركوب مردم و خصوصاً ترور و دستگیری رهبران نهضت بپردازد. تصمیم حضرت امام، توطئه بزرگی را در آستانه پیروزی نهضت در نطفه خفه كرد. (37)

22 / 11 / 1357
با تسلیم ارتش و سقوط پی در پی كلانتریها و مراكز نظامی و تسخیر كامل صدا و سیما از سوی انقلابیون، پیروزی انقلاب اسلامی اعلام شد. (38)
انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی، نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی را سرنگون كرد. وقایع انقلاب آن قدر سریع بود كه حتّی مقامات آمریكا در آخرین روزها نمی دانستند انقلاب پیروز شده است. اتاق عملیات كاخ سفید از طرف برژینسكی، تلفنی از سلیوان (سفیر آمریكا در تهران) می پرسد: آیا هنوز امكان كودتا وجود دارد؟ (39)

 

مطالب مرتبط:


 


پی نوشت :

1) تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی ایران، غلامرضا كرباسچی، زمستان 81، مركز اسناد انقلاب اسلامی، ج 2، صص 71 - 96.
2) تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، ج 1، ص 174.
3) نشریه «یاد»، فصلنامه بنیاد تاریخ، شماره 2 و 3، ص 347.
4) تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی ایران، صص 117 - 126؛ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 1، ص 121.
5) تقویم تاریخ پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، تهیه كننده كتابخانه پهلوی، ناشر كتابخانه پهلوی، 1355، چ اوّل، ج 2، ص 1617؛ هفت هزار روز تاریخ انقلاب اسلامی ایران، ج 1، ص 124.
6) تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی ایران، ج 2، صص 164 - 166؛ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 1، ص 125.
7) تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی ایران، ج 2، ص 163؛ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 1، ص 126.
8) صحیفه نور، انتشارات وزارت ارشاد؛ 1361، ج 1، ص 36.
9) همان، ص 37.
10) اسناد انقلاب اسلامی، مركز اسناد انقلاب اسلامی، مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول، رمستان 68، ج 1، ص 59؛ تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، ج 2، ص 169.
11) تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، ج 2، صص 169 - 216.
12) همان، ص 206 و 229.
13) همان، صص 294 - 302؛ صحیفه نور، ج 1، ص 54.
14) هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 1، ص 165.
15) همان، ص 183.
16) صحیفه نور، ج 1، ص 67.
17) همان، ص 109.
18) هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 1، ص 198.
19) همان، ص 234.
20) همان، ج 1 و ج 2، ص 198 تا آخر.
21) تحریر تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، نشر تفكر، بهار 1373، چاپ اوّل، صص 213 - 240.
22) همان، ص 263؛ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 2، ص 777.
23) تحریر تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، ص 264؛ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 2، ص 778.
24) هفت هزار روز تاریخ انقلاب اسلامی ایران، ج 2، ص 793.
25) همان، صص 796 - 1145.
26) همان، صص 669 - 908؛ تحریر تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، صص 277 - 284.
27) هفت هزار روز تاریخ انقلاب اسلامی ایران، ج 2، ص 945.
28) همان، ص 961.
29) همان، ص 983.
30) همان، صص 1075 - 1077.
31) همان، صص 1117 - 1119.
32) همان، ص 1128.
33) همان، ص 1136.
34) همان، ص 1139.
35) همان.
36) همان.
37) همان، ص 1140.
38) همان، ص 1143.
39) همان، ص 1145.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 99 .




تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢١ بهمن ١٣٩٤ / شماره خبر : ٩١٤٢٤ / تعداد بازدید : 10050/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج