پنج شنبه ٣٠ فروردين ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معاصر 
ماهنامه مبلغان


کمال اکبری

پانزده خرداد42، طلیعه انقلاب اسلامی

قیام 15 خرداد كه بیش از 40 سال پیش با حضور گسترده مردم ایران به وقوع پیوست، گرچه به ظاهر سركوب شده و هزاران نفر جان خود را از دست دادند...

قیام 15 خرداد كه بیش از 40 سال پیش با حضور گسترده مردم ایران به وقوع پیوست، گرچه به ظاهر سركوب شده و هزاران نفر جان خود را از دست دادند؛ اما بدلیل ویژگیهایی كه داشت توانست طلیعه ای برای برچیدن بساط قرنها ظلم و جور باشد. قیامی كه واكنشهای متفاوت داخلی و خارجی را برانگیخت، بسیاری از مخفی كاریها را افشاء نمود و مسیر زندگی نه تنها ایران بلكه بسیاری از آزادی خواهان و عدالت جویان را مشخص نمود. در این نوشتار برآنیم بطور مختصر علاوه بر بیان زمینه ها و دلایل قیام، ویژگیهای آن را برشماریم و تحلیلی از واقعه مذكور ارائه كنیم.


زمینه های قیام
1. سوداگریهای استبداد خواهانه محمدرضا شاه:
پس از روی كار آمدن محمدرضا شاه توسط نیروهای متفقین و اشغالگر ایران، جوان بودن وی و سقوط استبداد رضاخانی اعث شده بود وی نقش كمتری در تحولات سیاسی كشور داشته باشد؛ اما به تدریج و با كمك نیروهای خارجی و اشراف زادگان داخلی و بر اساس مصالح كشورهای استعمارگر توانست قدرت خویش را مستحكم كرده و با حذف رقیبان احتمالی پایه های دیكتاتوری پدر را بازسازی كند. او طبق مدل غربیها به محدود كردن احزاب چپ در كشور پرداخت و در سال 1327 به اتهام سوء قصد به جان شاه، متزلزل كردن سلطنت، ایجاد شورش در آبادان و... دفاتر حزب توده تعطیل و بیش از دویست تن از رهبران حزب دستگیر و به اعدام یا حبس محكوم شدند. این امر پس از كودتای 28 مرداد اوج گرفته و تا سال 1337 بیش از سه هزار نفر از اعضای حزب دستگیر شدند (1) و قدرت هر نوع اقدامی را قبل از سال 40 از دست دادند.
ملی گراها نیز كه به سبب مشی محافظه كارانه خود چندان با قهر و خشم شاه روبرو نبودند، به غیر از افرادیكه در جریان كودتای سال 32 و پس از آن سركوب و زندانی شدند، گروه دیگر آنان با قدرت كنار آمده و افرادی از آنان موقعیتی بالا در حكومت پیدا كردند و در قدرت هضم شدند و البته عده دیگری نیز به مبارزه رقیق دست زدند و یا ساكت بودند.
تنها گزینه باقی مانده در مقابل شاه، نیروهای مذهبی و علما بودند كه در مقابل سوداگریهای شاه مقاومت می كردند و شاه نیز از قدرت آنها آگاه بود. از اینرو تا زمان رحلت آیة الله العظمی بروجردی رحمه الله در سال 1340 به اقدام عملی جدی علیه احكام اسلامی و محدود كردن علما دست نزد، ولی پس از رحلت ایشان كه زمینه را مناسب می دید با چند طرح، لایحه و اقدام، در پی تست نیروهای مذهبی برآمد كه با واكنش تندی مواجه شد. البته برخی معتقدند علاوه بر مذهبیها گروه دیگری كه به دنبال محدود كردنشان بود، زمین داران و خانها بودند كه اصلاحات ارضی برای كاهش قدرت آنها انجام می گرفت. (2)

2. تحولات در سیاست خارجی آمریكا:
جان اف كندی در سال 1961 (1339 ه. ش) زمام امور را در آمریكا بدست گرفت و به ریاست جمهوری آن كشور رسید. وی سیاست جلوگیری از وقوع انقلاب در كشورهای حامی غرب را در پیش گرفت و برای آن انقلاب از بالا و «اصلاحات.» را پیشنهاد كرد. (3) از جمله این كشورها، ایران بود كه طرح آمریكا در این كشور با عنوان «انقلاب سفید» از طرف شاه اعلام شد.
شاه برای اجرای این كار با نظر آمریكاییها، علی امینی (سفیر سابق ایران در آمریكا و مورد اعتماد آمریكاییان) را به سمت نخست وزیری منصوب كرد. امینی به اقداماتی جهت كاهش آلام عمومی و كسب اعتماد علما دست زد و تا حدی توانست ایران را از نقطه انفجار پایین آورد (4) و با رویه انتقاد و افشاء بسیاری از سوء استفاده ها به مردم آرامش دهد و از طرف دیگر برای جلب اعتماد علما به عیادت آیة الله كاشانی رحمه الله در بیمارستان و امام خمینی رحمه الله در قم رفت.
اما شاه كه از كارهای امینی ناخشنود بود، به آمریكا سفر كرد و قول داد كه اصلاحات را شخصا عهده دار شود؛ از اینرو پس از بازگشت، امینی بركنار (5) و به جای او اسدالله علم - چهره كاملا وابسته و بدنام - نخست وزیر شد، كه مجری خواسته های شاه و غربیها بود.

3. اصلاحات ارضی:
امینی كه در ابتدای نخست وزیری خود مجلس را منحل كرده بود، با نظر آمریكاییها و شاه، قانون اصلاحات ارضی را در هیئت دولت در دیماه سال 40 به تصویب رساند و شاه آن را به عنوان اولین ماده از مواد شش گانه انقلاب سفید در تاریخ 19 دیماه سال 41 اعلام كرد. (6)
اجرای این اصل كه ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران را بطور كلی دگرگون می كرد و پایگاه سیاسی و اجتماعی مالكان و كشاورزان را از بین می برد، از طرف مالكان و كشاورزان مورد انتقاد قرار گرفت و بسیاری از علما نیز با آن مخالفت كرده و آن را در راستای غربی سازی تلقی می كردند. آمریكاییها كه اجرای این اصل را در راستای جلوگیری از «انقلاب سرخ.» كمونیستی در كشورهای دیكتاتوری مورد حمایت غرب می دانستند، پس از اجرای این اصل و برای تثبیت اندیشه های غربی، ایجاد سپاه دانش، سپاه بهداشت و... برای روستاها را لازم دیدند تا مردم را نسبت به عملكرد رژیم امیدوار سازند. اما اصلاحات ارضی نیز زمینه مخالفت با رژیم و تحكیم نیروهای مردمی و گسترش اعتراضات را موجب می شد.

4. لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی:
اسدالله علم كه خود را «غلام خانه زاد شاه.» می دانست و به سر سپرده ترین نخست وزیر معروف است، در نخستین اقدام پس از نخست وزیری در 16 مهر سال 1341 لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را در هیئت دولت به تصویب رساند. در این لایحه كه در غیاب مجلس تصویب شده و در حكم قانون بود، سه موضوع مشخص وجود داشت:
1. حذف اسلام از شرایط نمایندگی مجلس؛
2. حذف شرط سوگند به كتابهای آسمانی در مواردی كه طبق قانون باید به قرآن سوگند خورد؛
3. تساوی كامل حقوق زن و مرد و شركت زنان در انتخابات. (7)
رژیم پهلوی از این اقدام چند هدف عمده را پی گیری می كرد كه یكی از آنها ارزیابی نیروهای مذهبی و نحوه واكنش علما بود.
هدف دیگر رژیم بررسی چگونگی امكان تغییر در قانون اساسی و مصادره آن به دلخواه رژیم بود. همچنین این قانون امكان حضور و فعالیت قانونی در مشاغل مهم را به یهودیان و بهائیان اعطا می كرد و در مقابل، رژیم پهلوی حمایت هر چه بیشتر آمریكا و اسرائیل را از خود عمق می داد. و چهارمین هدف آنها اعطای حق رای به زنان بود در حالیكه مردان از انتخاب آزاد برخوردار نبودند. هدف از این اصل همراه كردن نیمی از جمعیت كشور با خود بود و به خیال خود زنان را از مبارزات مذهبی دور می كردند.
این لایحه مخالفت بسیاری از شخصیتهای سیاسی و مذهبی، گروهها و مردم را برانگیخت. علما و مراجع قم با تشكیل جلسه ای در منزل آیة الله حائری لایحه مذبور را مخالف شرع اعلام كرده و اقدام دولت را محكوم نمودند. امام خمینی رحمه الله در این جلسه به بیان و تشریح توطئه های استعمار و خطر صهیونیسم برای ملت مسلمان ایران پرداخت و در سخنرانی دیگر خود اعلام كرد كه «ما با ترقی زنان مخالف نیستیم، با این فحشا مخالفیم. مگر مردها در این مملكت آزادی دارند كه زنها داشته باشند؟» (8)
مبارزه علیه لایحه با ارسال نامه به علمای دیگر شهرها و آگاه سازی مردم ادامه یافت، تا اینكه در 17 آذرماه 41 دولت آن لایحه را لغو اعلام نمود و ضعف خود در مقابل خواسته ملت مسلمان را نشان داد. این واقعه موجب وحدت رویه در تصمیم گیری و اتخاذ موضع در علما شد كه آثار تصمیمات جمعی، پس از این واقعه بیشتر خود را نمایان ساخت.

5. رفراندم برای انقلاب سفید:
اصلاحات همه جانبه مورد نظر شاه با عنوان «انقلاب سفید» در 19 دی ماه سال 41 اعلام شد و چون مجلس منحل شده بود، شاه تصمیم گرفت برای تایید آن رفراندم برگزار كند تا ضمن كسب حمایت بیشتر خارجیها، خود را طرفدار آزادی جلوه دهد. اصول شش گانه انقلاب سفید عبارت بود از:
1. الغای رژیم ارباب و رعیتی یا تصویب اصلاحات ارضی ایران، براساس لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی مصوب 19 دی ماه 40 و ملحقات آن؛
2. تصویب لایحه قانون ملی كردن جنگلها در سراسر كشور؛
3. تصویب لایحه قانون فروش سهام كارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی؛
4. تصویب لایحه قانون سهیم كردن كارگران در منافع كارگاههای تولیدی و صنعتی؛
5. لایحه اصلاحی قانون انتخابات؛
6. لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری. (9)


علما و روحانیون قم پس از بررسی اصول شش گانه شاه در جلسات مختلف و اعزام نماینده (آیة الله كمالوند) نزد شاه، خالفت خویش را با رفراندوم اعلام كردند. شاه خطاب به آیة الله كمالوند اعلام كرد مصمم به برگزاری رفراندوم و اجرای انقلاب سفید است و حتی حكومت وی بستگی به اجرای آن دارد.
علما به مخالفت خود ادامه دادند و نسبت به اقدام رژیم به آگاه سازی جامعه پرداختند. امام خمینی رحمه الله در پاسخ به پرسش گروهی از مردم تهران، دلایل مخالفت علما را در پنج بند بیان كردند كه از جمله آنها عدم پیش بینی رفراندوم در قانون، مشخص نبودن فرد صلاحیت دار برای برگزاری رفراندوم در قانون، نبود فرصت كافی برای بحث و تبادل نظر درباره آن بود. (10)
عموم مردم و شخصیتهای علمی و مذهبی با نظر علمای قم همراه شده و رفراندوم را تحریم كردند. گر چه گروههای سیاسی قدیم به علت از هم پاشیدگی و ترس از استبداد وحشیانه شاه فعالیت جدی نداشتند اما ملی گراها به موضع گیری مخالف اما مبهم پرداختند و اعلام كردند: «اصلاحات آری اما دیكتاتوری نه.» و در حالیكه جواب به رفراندوم بله یا خیر بود، چنین شعاری برای طرفداران این گروهها قانع كننده نبود.
تلاش رژیم برای برگزاری رفراندوم و متقاعد كردن علما منجر به مسافرت شاه به قم در چهارم بهمن ماه شد كه با عدم استقبال علما و مردم مواجه شده و وی از فرط ناراحتی روحانیان را «ارتجاع سیاه و مفت خور» خواند و در 6 بهمن رفراندوم را برگزار نمود، كه با تبلیغات وسیع رژیم و عدم استقبال مردم همراه بود.

6. حمله به مدرسه فیضیه:
به دلیل جنایات گسترده رژیم، امام خمینی رحمه الله عید سال 42 را عزای عمومی اعلام كرده و به افشاگری علیه حكومت پرداختند و در مقابل، ساواك و نیروهای رژیم جهت مقابله با علما و ایجاد وحشت و سركوب موضع گیریها، در روز دوم فروردین - كه مصادف با سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بود - به مدرسه فیضیه كه در حال برگزاری مراسم بود، حمله كردند و طلاب و مردمی كه در مراسم حضور داشتند را به خاك و خون كشیدند. پس از این جنایت، امام خمینی رحمه الله با صدور اعلامیه ای اقدام رژیم را محكوم و تقیه را حرام اعلام كردند. (11)
جزئیات جنایت رژیم در كوتاه ترین زمان به همه شهرها و روستاها رسید و بخشی از ماهیت رژیم را برملا كرد. پس از این جنایت، فتوای مشهور امام خمینی رحمه الله مبنی بر حرمت تقیه باعث پویایی بیشتر جنبش شده و مبارزه وارد عرصه گسترده تر و عمیق تری گردید.

7. دستگیری امام خمینی رحمه الله:
با شروع محرم در خرداد سال 42، امام خمینی رحمه الله از موقعیت عاشورای حسینی برای برانگیختن مردم مسلمان ایران علیه یزید زمان استفاده كرد. ایشان قبل از محرم به مبلغان نسبت به افشای جنایات رژیم هشدار دادند و رژیم نیز كه احتمال تبدیل اعتراضها به نهضت سراسری را می داد، قبل از ماه محرم اخطاریه ای صادر و طرح مسائل سیاسی در منابر و تكایا را ممنوع اعلام كرد. (12)
امام خمینی رحمه الله در مقابل با صدور اعلامیه ای ضمن اعتراض به صدور اخطاریه رژیم، خطاب به علما و مبلغین اعلام كرد:
«حضرات مبلغین لازم است فریضه دینی خود را در این ایام در اجتماعات مسلمین ادا كنند و از توهم چند روز حبس و زجر نترسند «ولاتهنوا ولاتحزنوا وانتم الاعلون ان كنتم مؤمنین.» آقایان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر بنی امیه نیست.» (13)
این بیانیه كه در آن رژیم شاه بطور رسمی به بنی امیه و یزید (فاسدترین حكومت نزد ملت ایران) تشبیه شده بود، موجب واكنش رژیم شد و آنها تصمیم گرفتند از مبلغان و واعظان تعهد بگیرند كه حداقل از 3 چیز سخن نگویند:
1. علیه شخص اول مملكت سخنی نگویند؛
2. علیه اسرائیل سخنی به میان نیاورند؛
3. پیوسته به گوش مردم نخوانند اسلام در خطر است. (14)
عزاداریهای دهه اول محرم سال 42 در قم و تهران و برخی شهرستانها جنبه سیاسی بیشتری به خود گرفت و امام خمینی رحمه الله نیز در هر شب، در یكی از محله های قم به سخنرانی می پرداخت و با استقبال سیل عظیم جمعیت مواجه می شد؛ بطوریكه رژیم چند بار نسبت به برگزاری مراسم و سخنرانیها در فیضیه اخطار داد و تهدید به سركوب شركت كنندگان نمود.
قم در عاشورای آن سال مملو از جمعیت بود، در حرم و خیابانهای اطراف سیل جمعیت موج می زد و ساعت 4 بعدازظهر امام خمینی رحمه الله برای سخنرانی به مدرسه فیضیه آمدند. ایشان در این سخنرانی تاریخی كه توسط عده زیادی ضبط و یا مكتوب می شد، مطلع سخنان را از واقعه عاشورا و ظلم دستگاه یزید نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله آغاز كردند و سپس اعمال دستگاه یزید را با اعمال رژیم پهلوی مقایسه نمودند. ایشان در این سخنرانی به خطرات اسرائیل برای جهان اسلام و سرسپردگی شاه به طور مستقیم اشاره كردند و شاه را با كلماتی چون بدبخت و بیچاره خطاب كردند. (15)
رژیم كه در مقابل این تحولات به دنبال سركوبی و ایجاد رعب بود، دستور دستگیری گسترده روحانیون و سخنرانان سیاسی مجالس را صادر كرد و در شب 12 محرم (15 خرداد سال 42) پس از نیمه های شب، به منزل امام خمینی رحمه الله یورش برده و ایشان را كه در منزل فرزندشان (مقابل منزل خودشان) بودند، دستگیر كرد.
پس از انتشار خبر دستگیری امام خمینی رحمه الله در ابتدای صبح همان روز، مردم در مقابل منزل و خیابانهای اطراف تجمع كرده و بر سر و سینه می زدند و به همراه حاج آقا مصطفی رحمه الله به صحن مطهر حضرت معصومه علیها السلام آمدند.
علما و روحانیون طراز اول نیز در منزل آیة الله العظمی گلپایگانی رحمه الله گرد آمده و با صدور اعلامیه ای خواستار آزادی امام شدند. (16)
در راهپیمایی روز 15 خرداد حضور گسترده بانوان قم همراه با مردان برای نخستین بار در فضای سیاسی كشور مشاهده می شد.

قیام خونین 15 خرداد
رژیم كه از ابتدای محرم برای براه انداختن كشتار وسیع آماده گشته و در پی تحولات اخیر به خشم آمده بود، راهپیمایان آن روز را به رگبار گلوله بست و زنان و مردان را به خاك و خون كشید؛ حتی هواپیماهای بمب افكن و جنگی در آسمان قم به پرواز در آمده و دیوار صوتی را شكستند تا جلوی قیام مردم را گرفته و با ایجاد وحشت در بین مردم سیل خروشان بوجود آمده را مهار كنند. راهپیمایی كه از ابتدای صبح آغاز شده بود در اواسط روز به درگیری خونین انجامید و تا ساعت 5 عصر ادامه داشت و تنها درخواست فرزند امام (حاج آقا مصطفی رحمه الله) از مردم توانست درگیریهای وسیع آن روز را خاتمه دهد.
در روز 15 خرداد خبر دستگیری امام رحمه الله به سرعت به تهران و برخی شهرستانها رسید و موجب برگزاری راهپیمایی و تظاهرات علیه رژیم شد. در تهران راهپیمایی از میدان بارفروشان آغاز و سپس به دانشگاه تهران، بازار و تا كاخ شاه ادامه یافت. این راهپیمایی با مقاومت خشن و گسترده نیروهای نظامی مواجه و موجب كشتار وسیع مردم گردید.
دهقانان و كشاورزان ورامینی نیز كه برای پشتیبانی از رهبر و مرجع تقلید خود به طرف پایتخت حركت كرده بودند، در راه با كامیونهای نظامی و تانكهای رژیم مواجه شده و قتل عام شدند. در این جنایت جنازه های كشته شدگان زیر تانكها به گونه ای له شد كه هویت كشته شده ها برای بستگانشان قابل شناسایی نبود.
حكومت برای جلوگیری از فروپاشی و بدست گیری كنترل اوضاع از ساعت 8 عصر روز 15 خرداد حكومت نظامی اعلام كرد، ولی این راهپیماییها در روز 16 خرداد نیز در تهران، شیراز، تبریز، مشهد و برخی شهرها برپا شد. در این قیام به نقل برخی منابع 5 تا 10 هزار نفر شهید شدند، در حالیكه رژیم آمار كشته شدگان را كمتر از صد نفر اعلام كرد!!

واكنشها نسبت به قیام
رژیم پهلوی در حالیكه به شدت از قیام عمومی مردم هراسناك شده بود، به اتخاذ ژست پیروزمندانه دست زد و از طرف دیگر به صحنه سازی و دروغ پردازی پرداخت. شاه قیام را «بلوا» نامیده و آن را عمل ارتجاعی و به تحریك عوامل خارجی توصیف كرد. (17) اسدالله علم نیز عوامل شورشها را به محاكمه و اعدام تهدید كرد و روزنامه های رژیم ضمن پشتیبانی از اقدام رژیم، به دروغ پردازی پرداخته و اعلام كردند: «حضرت آیة الله میلانی و آیة الله طباطبایی قمی مردم را به آرامش و رعایت نظم دعوت كردند.» (18) در حالیكه این دو بزرگوار در زندان به سر می بردند و چنین اعلامیه ای صادر نكرده بودند.

رسانه های خارجی نیز قیام را طغیان واپسگرایان مرتجع در برابر پیشرفت و اصلاحات و مخالفت با آزادی زنان در ایران دانستند و دولتهای غربی بویژه آمریكا و انگلیس از اعمال شاه حمایت كردند. در مقابل، گروههای سیاسی مذهبی مخالف شاه به محكوم كردن رژیم پرداختند. ملی گراها كه دچار سرگشتگی بودند واكنش ویژه ای نداشتند، ولی شاخه اروپایی آنها از رهبری امام خمینی رحمه الله حمایت كرد. علما و روحانیان و حوزه های علمیه نجف، قم، مشهد و دیگر شهرها با صدور اعلامیه ها و تلگرافهای جداگانه ضمن محكوم كردن كشتار مردم خواستار آزادی بی قید و شرط امام شدند.
بیش از صد نفر از علمای برجسته شهرهای مختلف به تهران آمده و ضمن تشكیل جلساتی آیة الله كمالوند را جهت گفتگو با شاه فرستادند و خواهان موارد ذیل بودند: (19)
1. آزادی بی قید و شرط امام و آقایان قمی و محلاتی؛
2. مصونیت امام خمینی به عنوان عالم طراز اول براساس اصل دوم متمم قانون اساسی؛
3. آزادی سایر زندانیان سیاسی و اعطای آزادی بیان به آنها؛
4. تغییر كابینه و روی كار آوردن دولتی كه با روحانیت مذاكره كند.
پاكروان، رئیس وقت ساواك، از طرف شاه پیام او را به علمای مهاجر چنین اعلام كرد كه در مورد تغییر كابینه، شاه تصمیم می گیرد ولی تعدادی از زندانیان آزاد و عده ای محاكمه خواهند شد. (20)
البته شاه به آیة الله كمالوند اطمینان داده بود كه آیة الله خمینی اعدام نخواهد شد. شاه با این برخورد اقتدار گرایانه همه مسئولیتها را به گردن گرفت.

ویژگیهای قیام 15 خرداد
1. دینی بودن قیام: در قیامهای گذشته؛ مثل ملی شدن صنعت نفت و قیام 30 تیر سال 31، علاوه بر نیروهای مذهبی، ملی گراها و چپها نیز حضور فعال داشتند و خواسته ها نیز كاملا دینی نبود، در حالی كه در قیام 15 خرداد - كه نیروهای سیاسی یا سركوب شده بودند و یا اعتماد مردمی را از دست داده بودند - مردم با شعارهای دینی و از مركز تشیع (قم) و براساس حمایت از مرجع تقلیدشان به قیام علیه حكومت زور و استبداد دست زدند.

2. رهبری دینی و توانمند: اگر در قیامهای گذشته رهبری دینی و سیاسی جدا بودند، در این قیام رهبری دینی و سیاسی در یك فرد مصمم، شجاع و شایسته جمع شده بود و همه گروهها و شخصیتها نیز او را به عنوان رهبر اعلام كرده بودند.

3. عدم اتكا به هیچ قدرت خارجی: قیامهای پیشین از ابتدا و یا در ادامه با منافع برخی قدرتهای خارجی گره می خورد و موجب انحراف قیام و تبدیل آن به تامین كننده خواسته قدرتها می شد. اما این قیام، حركتی مستقل و مردمی بود كه براساس آموزه های دینی و با الهام از ارزشهای اسلامی شروع و دارای درون مایه ای دینی بود كه قدرتهای خارجی نه تنها از آن حمایت نمی كردند بلكه برای اولین بار در عصر دتانت (تنش زدایی شرق و غرب) شرق و غرب موضع گیری واحدی در حمایت از شاه در سركوبی قیام داشتند. (21)

4. حضور گسترده و خود جوش مردم: اگر قیامهای گذشته به تهران یا برخی شهرهای بزرگ محدود می شد، در این قیام مردم اكثر شهرهای ایران به طور خود جوش به عرصه مبارزه علیه حكومت وارد شدند و ادامه این حضور در بهمن 57 بساط ظلم را برچید.

5. نقش زنان در قیام: قیام 15 خرداد اولین قیام گسترده علیه استبداد بود كه با حضور زنان مسلمان با پوشش اسلامی و شعارهای دینی همراه گشت. طلیعه این كار در شهر مقدس قم انجام گرفت و بسیاری از زنان مؤمن در این قیام به شهادت رسیدند. (22)

نتایج قیام
قیام مردمی 15 خرداد علیه ظلم، استبداد و دین ستیزی در ایران نتایج كوتاه مدت و طولانی مدتی را بر جای گذاشت كه مهمترین نتیجه آن به ثمر نشستن جمهوری اسلامی و سقوط سلطنت دیكتاتوری و نامشروع پهلوی بود. این قیام گر چه به ظاهر به خاك و خون كشیده شد و سركوب گردید، ولی به اعتقاد اندیشمندان و بویژه معمار انقلاب، طلیعه انقلاب اسلامی و مبدا آن (23) به شمار می رود. برخی نتایج و دستاوردهای قیام را بشرح ذیل متذكر می شویم:
1. آشكار شدن ماهیت ضد دینی رژیم پهلوی:
محمدرضا شاه كه تا پیش از قیام 15 خرداد همواره در ظاهر خود را فردی مسلمان و مؤمن نشان می داد و گاهی از امدادهای غیبی برای خود سخن می گفت، در جریان این قیام، ماهیت خود را مشخص كرد. وی خود را حافظ شریعت و مذهب مقدس شیعه می دانست و دشمنهای این ملت و مملكت را دشمنان شیعه قلمداد می كرد كه با صرف هزینه های افراد بی عقیده و بی ایمان تحریك می شوند و به شیعه ضربه وارد می كنند. (24)
چنان كه پدر وی (رضاخان) نیز در ابتدای به قدرت رسیدن به زیارت قبور ائمه و دیدار علما می رفت و با پای برهنه و سر گل مالیده در عزاداری حضرت امام حسین علیه السلام شركت می كرد، ولی پس از آنكه احساس كرد پایه های قدرتش محكم شده دست به جنایاتی نظیر كشف حجاب زنان و ممنوع كردن عزاداری بر امام حسین علیه السلام زد.
محمدرضا شاه كه در سوم خرداد 42 با سخنرانی عوام فریب خود در بین كاركنان شركت اتوبوس رانی، خود را مشیت الهی دانسته و خواب دوران كودكی خود از امام زمان علیه السلام را بیان می كرد، (25) در خرداد همان سال و پس از قیام 15 خرداد اعلام كرد كه همه علمایی كه در راه اندازی آشوبها سهیم باشند، دستگیر خواهند شد. او حتی به خواسته علمای طراز اول كه بیش از صد نفر جهت آزادی امام خمینی رحمه الله به تهران آمده بودند اعتنایی نكرد.
اقدام رژیم كه در سال 42 مهمترین نهادهای مذهبی و ارزشهای دینی مردم را نشانه رفته بود (حمله به مدرسه فیضیه، كشتار علما و مردم، دستگیری و اهانت به مراجع تقلید) ، هیچ راه توجیهی برای رژیم باقی نمی گذاشت و موجب از بین رفتن چهره مذهبی رژیم شد؛ گر چه پس از آن رژیم دوباره با ساختن مسجد و چاپ قرآن در پی یافتن چهره مذهبی بود كه توفیقی بدست نیاورد.

2. انتقال رهبری حركت به رهبری دینی:
در قیام 15 خرداد كه به رهبری علمای دینی انجام شد، گروههای سیاسی تنها به تایید آن پرداختند و متاخر از حركت دینی بودند و موجب شد رهبری حركت سیاسی علیه رژیم كاملا در اختیار رهبران مذهبی قرار گیرد.

3. مخالفت با اصل حكومت شاهنشاهی:
در قیامهای گذشته خواسته ها به برقراری عدالت خانه، عزل نخست وزیر، تشكیل مجلس و... محدود می شد و مخالفت با كومت شامل برخی جنبه های آن و نه اصل حكومت می شد؛ اما پس از این قیام، حكومت شاهنشاهی نامشروع خوانده شد و مشكلات را به خود شاه منتسب كردند و برای اولین بار شعارها متوجه شخص شاه و با لفظ «مرگ بر دیكتاتور» (26) بیان می شد.

4. شكست ابهت شاه:
شاه كه تا آن زمان غیرقابل انتقاد به شمار می رفت و هیچ فرد و جریانی توان خطاب قرار دادن شاه را نداشت، برای اولین بار در سخنرانی امام خمینی رحمه الله در عصر عاشورای 42 مورد نقد قرار گرفت كه ساواك در گزارش خود ضمن اشاره به شكست بهت شاه می نویسد:
«خمینی به منبر رفت و شروع به نصیحت و بدگویی شدید كرد. مرتب تكرار می كرد: بدبخت، بیچاره، كاری نكن كه دستور بد هم تو را بیرون كنند و مرتب به شاه نصیحت می كرد.» (27)

5. ورود حوزه های علمیه به عرصه مبارزه سیاسی:
حوزه های علمیه همانند گروههای سیاسی به دلیل دیكتاتوری پهلوی در سكوت و ناامیدی از تغییر اوضاع به سر می برد. به علاوه در حوزه ها فرهنگ تقیه و همچنین حفظ اصل حوزه و شریعت در اولویت بود. این روند تا زمان آیة الله العظمی بروجردی ادامه داشت، ایشان به دلیل نوپایی حوزه به استحكام آن می اندیشید و چون شاه نیز سعی می كرد مخالفت وی را موجب نشود، درگیری جدی بین حوزه و حكومت پهلوی پدید نیامد؛ اما شاه پس از رحلت ایشان در پی تست جامعه دینی و علما برآمد و طرحهای غرب گرایانه خود را به اجرا گذاشت كه موجب مخالفت شدید علما شده و قیام مذكور ضرورت تشكل یافتن علما و حوزویان را مشخص تر كرد و طلاب ضمن انتشار نشریاتی نظیر «بعثت.» و «فریاد» گروههایی نیز مثل «مجمع طلاب و فضلای مبارز» تشكیل دادند و برای مقابله با سیاستهای شاه از ابزارهایی نظیر «رادیو صدای روحانیت.» (28) - كه در عراق فعالیت می كرد - كمك گرفتند.

6. روند اسلامی شدن دانشگاهها:
تا پیش از قیام تنها نیروهای چپ، ملی گراها در دانشگاهها حضور سیاسی داشتند و حتی بیانیه های رهبران دینی با بی تفاوتی مواجه می شد، اما پس از قیام امید دانشجویان به رهبری دینی بود و اعلامیه و نوارهای امام خمینی رحمه الله در بین دانشجویان دست به دست می گشت (29) و مورد استقبال بود. تشكیل انجمنهای اسلامی دانشجویان و اساتید در سالهای بعد را می توان از ثمرات قیام 15 خرداد دانست.

7. پیوند حوزویان و دانشگاهیان:
رژیم پهلوی كه از نزدیك شدن حوزه و دانشگاه هراس داشت و تجربه شكست از پیوند این دو قشر را در ملی شدن صنعت نفت به خاطر سپرده بود، با شعارهای ارتجاعی خواندن حوزویان از طرف دانشگاهیان و بی دین معرفی كردن دانشگاهیان از طرف حوزویان به هدف دور كردن آن دو از یكدیگر می رسید؛ اما پس از قیام 15 خرداد در اثر رفت و آمدهای نخبگان دو قشر، یخهای سابق آب شده و اهداف مشترك، آنها را به هم نزدیكتر كرد و در پیروزی انقلاب اسلامی قدمهای مشترك برداشتند. شاه در تحولات سال 42، مخالفان را با لقب ارتجاع سیاه (حوزویان) و ارتجاع سرخ (دانشگاهیان) (30) خطاب می كرد.

8. مطرح شدن مرجعیت و رهبری امام خمینی رحمه الله:
محمدرضا شاه كه در پی تضعیف روحانیت در كشور بود، پس از رحلت آیة الله بروجردی پیام تسلیت رحلت وی را برای آیة الله حكیم در عراق فرستاد و تلویحا چنین وانمود كرد كه در ایران مرجع تقلید وجود ندارد، تا مركزیت روحانیت را به خارج منتقل كند؛ اما امام خمینی رحمه الله كه در حوزه علمیه قم جایگاه بالای علمی و اخلاقی داشت، به سرعت مورد توجه قرار گرفت و در جریان قیام 15 خرداد به رهبری بلامنازع سیاسی دینی تبدیل شد. چنانكه در جریان قیام، علمای طراز اول قم با تنظیم نامه ای خطاب به شاه و نخست وزیر اعلام كردند كه آیة الله خمینی «مرجع تقلید شیعیان» است. (31)

درسهایی از قیام 15 خرداد
قیام 15 خرداد كه با حضور گسترده مردم به رهبری علمای دینی به وقوع پیوست، به ظاهر سركوب شد؛ اما به سبب ویژگیها و شاخصه هایی كه داشت، در واقع استمرار یافت و نظام 2500 ساله شاهنشاهی را سرنگون كرد. نگاهی عمیق به این قیام می تواند درسهای خوبی برای امروز ما نیز داشته باشد:
اول اینكه به نقش دین، مذهب و علمای دینی در تحولات سیاسی - اجتماعی توجه كنیم و حضور گسترده مردم در این قیام را مرهون معنویت خواهی و دین گرایی مردم بدانیم. بطوریكه مبدا این قیام در محرم سال 42 و الهام گرفته از قیام امام حسین علیه السلام بوده و مهم ترین نقطه استمرار خود را در همین ماه و ماه رمضان توسط مبلغان دینی و حضور مردم داشته است.
اگر رژیمهای دیكتاتوری توان از پای در آوردن گروههای سیاسی - چه داخلی و چه منتسب به خارج نظیر حزب توده - را دارند، اما توان مقابله با نیروهای مذهبی كه از بطن ملت جوشیده و رشد كرده اند و براساس عقاید و ارزشها رفتار می كنند را نخواهند داشت. لذا پایایی حكومت در كشورهای اسلامی نظیر ایران، به در نظر گرفتن اعتقادات دینی مردم، ترویج و پاسداری از آن بستگی دارد. لذا تئوری مردم سالاری دینی كه به معنای استفاده از حضور مردم براساس مكتب اسلامی و دینی در عرصه های اجتماعی و سیاسی است، بهترین راه حل برای پیشرفت و آبادانی كشور می باشد. این نظریه توسط امام خمینی رحمه الله تئوریزه شد و مورد نظر و بازسازی مقام معظم رهبری در عصر كنونی قرار گرفت.

دومین درس این قیام، عدم اعتماد به دولتها و رسانه های خارجی است. در این قیام دولتهایی كه شعار دمكراسی و مردم سالاری می دادند نه تنها از قیام مردمی ایرانیان حمایت نكردند، بلكه چون محمدرضا شاه در پی تامین اهداف آنان بود، به طرفداری از دیكتاتوری وی پرداختند و در رسانه های خود قیام سراسری مردم را به شكل اعتراض عده ای مرتجع، محدود نشان دادند. امروزه نیز دولتهای به اصطلاح دمكرات هیچ گاه به دنبال مردم سالاری، آزادی و یا تامین حقوق بشر و ملتها نبوده و هر جا منافعشان اقتضا كند، به همانجا می روند. جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین و سكوت كشورها و همچنین جنایات آمریكا در عراق و اشغال این كشور بدون مجوز بین المللی و عدم واكنش جدی دولتها بیانگر عمق دروغگویی آنها در شعارهای آزادیخواهانه است.
سومین درس این قیام به همه ملتهای آزادیخواه جهان این است كه اگر در مقابل دیكتاتورها ایستادگی كنند و حاضر به فدا كردن جان خود در راه ارزشها باشند، پیروز می شوند؛ اگر چه قدرتهای خارجی نیز از آن دیكتاتورها حمایت كنند. و آیه شریفه «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.» (32) را در نظر داشته باشند كه هر ملتی با تلاش و فداكاری می تواند سرنوشت خود را تغییر دهد و از زیر یوغ ستمكاران رهایی یابد. مردم فلسطین، عراق و دیگر كشورهای تحت ظلم باید تنها راه نجات خود را مقاومت در برابر ظالمان قرار دهند و تا رسیدن به مقصود از پای ننشینند.
چهارمین درس این قیام كه متوجه حوزویان، دانشگاهیان و مسئولین جمهوری اسلامی ایران می باشد، این است كه دو نهاد مقدس حوزه و دانشگاه و ارتباط عملی این دو را مدنظر قرار دهند و در پی استحكام آن باشند. همان قدر كه این دو نهاد در پیروزی انقلاب نقش داشتند، در شكوفایی، پیشرفت و تعالی آن نیز مؤثر خواهند بود. نهضت نرم افزاری علمی كه امروزه مورد نظر مقام معظم رهبری است توسط این دو نهاد قابل تحقق است و تكروی یكی از این دو و تخطئه دیگری توفیقی نخواهد داشت. در چشم انداز بیست ساله ایران این دو نهاد می توانند بسیار مؤثر باشند و اوج شكوفایی آینده نظام اسلامی را رقم زنند.


پی نوشت :

1) مجتبی مقصودی، تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران، (مقاله احزاب چپ، نوشته علی مرشدزاده) تهران 1380، نشر روزنه، ص 209.
2) علی باقری، خاطرات 15 خرداد، دفتر هفتم، تهران 1378، نشر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ص 13.
3) حمید روحانی، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی رحمه الله، ج 1، قم 1361، انتشارات اسلامی، ص 122.
4) جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 1، قم 1361، انتشارات اسلامی، ص 598.
5) امینی در اثر تحولات سیاسی در كشور كه از طرف شاه پشتیبانی می شد و شاه توانسته بود آمریكا را نیز نسبت به آن راضی كند، مجبور به استعفا شد.
6) تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 2، ص 10.
7) جواد منصوری، قیام 15 خرداد به روایت اسناد، ج 1، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی، تهران 1377، ص 54.
8) بررسی وتحلیلی از نهضت امام خمینی رحمه الله، ص 145.
9) تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 2، ص 10.
10) همان، ص 13.
11) همان، ص 13.
12) همان، ج 2، ص 37.
13) همان، ج 1، ص 429.
14) همان، ص 432.
15) همان، ص 459.
16) مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواك، تهران 1380، مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ص 64.
17) بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی رحمه الله، ج 1، ص 500.
18) همان، ص 495.
19) غلامرضا سلیمانی، مهاجرت سال 42 علما به تهران و تلاش برای آزادی حضرت امام، فصلنامه پانزده خرداد، سال ششم، شماره 27 و 26، سال 76، ص 201.
20) همان، ص 202.
21) به كتاب بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی رحمه الله، ج 1، صفحات 515 تا 525 رجوع شود.
22) علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج 4، تهران، بنیاد فرهنگی امام رضا علیه السلام، ص 50.
23) صحیفه نور، ج 9، ص 65.
24) بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی رحمه الله، ج 1، ص 434.
25) همان، ص 433.
26) همان، ص 439.
27) مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواك، ص 61.
28) خاطرات 15 خرداد، دفتر اول، ص 131.
29) همان، دفتر هفتم، ص 67.
30) همان، دفتر اول، ص 181.
31) همان، دفتر هشتم، ص 110.
32) رعد/11.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 54 .




تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢٥ مرداد ١٣٩٠ / شماره خبر : ٩١٢٣٤ / تعداد بازدید : 2190/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج