چهارشنبه ٠٢ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معاصر 
ماهنامه مبلغان


مهدی قاسمی

انقلاب و دست آوردها

يكي از ثمره هاي شيرين تجديد حيات اسلام و بيداري مسلمانان، انقلاب اسلامي است...

نظريه ي لزوم تجديد حيات اسلام و بيداري مسلمانان و در مرحله ي پيشرفته تر آن تجديد بنا يا بازسازي تفكر ديني در سده هاي اخير از سوي رهبران، مصلحان و متفكران ديني جهان اسلام ارائه و پي گيري شده است تا ضمن جبران عقب ماندگي انحطاط داخلي جوامع اسلامي، با هجوم فرهنگ و تمدن غرب استعمارگر به گونه يي جدي مقابله شود. اين تفكر انديشه ي غالب جريان هاي فكري - سياسي مسلمانان، به ويژه از نيمه ي دوم قرن نوزدهم تا دهه هاي آغازين سده ي بيستم، بود و حيات فرهنگي، سياسي و اجتماعي جهان اسلام را به شدت تحت تاثر قرار داد. (1)يكي از ثمره هاي شيرين تجديد حيات اسلام و بيداري مسلمانان، انقلاب اسلامي است. پيروزي انقلاب اسلامي زماني به وقوع پيوست كه اردوگاه هاي شرق و غرب هرگونه تحرك ديني و بازسازي معنوي را قاطعانه انكار مي كردند. غول شرق، دين را افيون مردم مي شمرد و آموزه هاي غرب در قالب مدرنيته «اومانيسم » هرگونه ايده ي ماوراي طبيعي را نفي مي كرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، گروه ها و نحله هاي فكري كوشيدند بر اساس ديدگاه خويش به توجيه و تفسير پيروزي انقلاب پردازند. بر اين اساس، در مورد چرايي انقلاب اسلامي تئوري هاي گوناگون ارائه شد; دسته يي آن را توطئه ي ابرقدرت ها شمردند; گروهي مدرنيزاسيون را عامل آن معرفي كردند، جمعي اقتصاد را زيربناي پيروزي اش خواندند و شماري ديكتاتوري خاندان پهلوي را عامل آن به شمار آوردند. البته همه ي عوامل ياد شده در آگاهي و تهييج مردم مؤثر مي نمايد; ولي آنچه همه ي اين عناصر را گردآورد و خود به عنوان مهم ترين علت عمل كرد، باورهاي ديني مردم بود. زماني كه جمعي از راديكال ها انديشه ي كار سياسي دراز مدت در سر مي پروراندند، گروهي در پي آموزش سياسي كارگران بودند، دسته يي در انديشه ي احياي حزب طبقه ي كارگر به سر مي بردند، شماري به آغاز انقلاب از روستاها (مانند انقلاب چين) مي انديشيدند، برخي تجربه ي انقلاب كوبا را نجات بخش و قابل اجرا مي دانستند، جمعي به شروع حركت از جنگل هاي شمال و بعضي به آغاز نهضت از كوه هاي جنوب معتقد بودند، انقلاب از مسجدها آغاز شد; انقلابي كه در محتوا، ساختار، روش، رهبري و شعارها با هيچ انقلاب شناخته شده ي ديگري قابل مقايسه نمي نمود. رهبري اين انقلاب را كساني در دست داشتند كه موفق شده بودند از «الله اكبر» يك شعار سياسي بسازند. (2)

اين مقاله به بررسي مختصر دست آوردهاي انقلاب اسلامي در محورهاي زير مي پردازد:
1. استقلال سياسي 2. مشاركت مردم 3. مشاركت زنان در سياست و اجتماع

استقلال سياسي

يكي از شعارهاي اصلي مردم ايران در كوران انقلاب اسلامي شعار «نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي » بود. اين شعار نتيجه ي طبيعي رخدادهاي گذشته، به ويژه استقلال سياسي ايران در دوره ي معاصر، شمرده مي شود. دخالت هاي نارواي دولت هاي روس و انگليس و سپس امريكا بخشي از واقعيت تلخ و جانكاه تاريخ معاصر ايران است. شعارهاي انقلاب، ضمن تاكيد بر عدم تغيير مرزهاي جغرافيايي بر لزوم دخالت مردم در تصميم گيري هاي سياسي و نفي سلطه ي بيگانگان تاكيد مي كرد. شعار نه شرقي نه غربي ملت ايران در آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، مخالفتي آشكار با نظام دو قطبي در روابط بين الملل بود. اين شعار اكنون - كه امريكا داعيه ي رهبري جهان تك قطبي دارد - نيز ويژگي خود را حفظ كرده است و بر ضرورت استقرار نظام چند قطبي در جهان تاكيد مي ورزد.

مشاركت مردم در سرنوشت اجتماعي خويش

در انديشه ي امام خميني، تعيين سرنوشت كشور از طريق مشاركت سياسي فعال مردم در كليه ي امور از محوري ترين موضوعات است. «اين ملت، يعني هر ملتي حق دارد سرنوشت خود را تعيين كند، از حقوق بشر است. در اعلاميه ي حقوق بشر هر كسي، هر ملتي، خودش بايد سرنوشت خودش را تعيين كند. ملت ما هم الآن ايستاده اند، مي خواهند سرنوشت خودشان را تعيين كنند» . (3)
امام حق تعيين سرنوشت را براي افراد امري عقلايي مي داند و مي فرمايد: «بايد اختيار دست مردم باشد. اين يك مسئله ي عقلي است. هر عاقلي اين مطلب را قبول دارد كه مقدرات هر كسي بايد دست خودش باشد» . (4)
اين امر به بهترين وجه در قانون اساسي جمهوري اسلامي متبلور شده است.
اصل 56 قانون اساسي مي گويد: «حاكميت مطلق بر انسان و جهان، از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است. هيچ كس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند و يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد; و ملت اين حق خداداد را از طرقي كه در اصول بعد مي آيد اعمال مي كند.»
داشتن اختيار و حق انتخاب براي انسان از اصول خدشه ناپذير آموزه هاي ديني است. اختيار به انسان شرافت و كرامت مي بخشد و انسان دست بسته هرگز نمي تواند مورد مؤاخذه قرار گيرد. از سوي ديگر، انسان جانشين خدا در زمين است; «اني جاعل في الارض خليفة » (5) ; و بي ترديد جانشين خدا از كرامت، شرافت و آزادي انتخاب و حق تعيين سرنوشت برخوردار است. چنان كه در قانون اساسي نيز تصريح شده مردم حق تعيين سرنوشت اجتماعي خويش را از راه هايي اعمال مي كنند. بهترين شيوه ي مشاركت در تعيين سرنوشت، انتخاب زمام داران به وسيله ي مردم است. اصل سوم، شصت و دوم و شصت و سوم قانون اساسي آشكارا به انتخابات اشاره مي كند. در اصل شصت و دوم آمده است: «مجلس شوراي اسلامي از نمايندگان ملت - كه به طور مستقيم و با راي مخفي انتخاب مي شوند - تشكيل مي گردد.»
به نظر مي رسد، در اين اصل سه نكته ي مهم زير مورد توجه قرار گرفته است:
الف) نمايندگان بايد برگزيدگان ملت باشند; يعني بايد مقدمات انتخابات چنان باشد كه نتايج آن بيانگر خواست مردم شمرده شود.
ب) نمايندگان ملت با راي مستقيم مردم انتخاب مي شوند. بدين ترتيب، مردم بدون واسطه نظر شخصي خود را اعلام مي دارند و نتيجه ي انتخابات خواست مردم را صحيح تر و دقيق تر مي نماياند.
ج) نمايندگان ملت با راي مخفي انتخاب مي شوند. در راي گيري مخفي راي دهنده بدون هراس و محافظه كاري نظر حقيقي خود را اعلام دارد. بدين ترتيب، آزادي انتخابات افزايش مي يابد و هدف اصلي - كه اداره ي امور كشور به دست مردم است - تامين مي گردد.

مشاركت زنان در صحنه هاي مختلف سياسي - اجتماعي

بانوان ايران با حفظ اصول و موازين اسلامي از هيچ گونه فداكاري در راه به ثمر رساندن انقلاب اسلامي خودداري نكردند. آن ها پا به پاي مردان راه پيمايي كردند، شعار دادند، زندان رفتند، شكنجه شدند و به شهادت رسيدند. افزون بر اين، آن ها در جنگ تحميلي شركت جستند و به اسارت دشمن نيز درآمدند. به نظر مي رسد، زنان در هيچ برهه يي از تاريخ نقش و جايگاهي چنين والا نداشته اند. حقوق و كرامت انساني زن در جمهوري اسلامي از اهميت بسيار برخوردار است. در اصل بيست و يكم قانون اساسي چنين مي خوانيم.
«دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامي تضمين نمايد و امور زير را انجام دهد: ايجاد زمينه هاي مساعد براي رشد شخصيت زن و احياي حقوق مادي و معنوي او، حمايت از مادران در دوران بارداري و حضانت، ايجاد دادگاه صالح براي حفظ كيان خانواده، ايجاد بيمه ي خاص براي بيوگان و زنان سالخورده و....»


پی نوشت :

1) براي آگاهي بيش تر درباره ي احياي تفكر ديني رك: جنبش هاي اسلامي معاصر، سيد احمد موثقي، انتشارت سمت چاپ اول 1374، ص 102- 142.
2) براي مطالعه ي بيش تر در اين باره رك: مقدمه يي بر انقلاب اسلامي، صادق زيبا كلام، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ دوم، زمستان 1375 .
3) روزنامه جمهوري اسلامي، 10/3/77 .
4) همان .
5) بقره 2: 30 .

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره2 .




تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢١ بهمن ١٣٩٤ / شماره خبر : ٨٨٣٠٦ / تعداد بازدید : 3211/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج