دوشنبه ٠٤ بهمن ١٣٩٥
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلي > برگزیده ها 


ایمان در حاشیه -1

درجات ایمان از نگاه روایات

ایمان، عالی‌ترین مرتبه کمال انسانی است که آدمی می‌تواند از آن بهره‌مند شود و انسان‌های رشد یافته برای دستیابی به آن مرتبه، تلاش و کوشش می‌کنند؛ لکن همین ایمان دارای مراتب و درجات مختلفی است که هر کدام از انسان‌ها مرتبه و درجه‌ای از آن را دارا می‌باشند.

ایمان در حاشیه

محمدحسن نبوی

ایمان، عالی‌ترین مرتبه کمال انسانی است که آدمی می‌تواند از آن بهره‌مند شود و انسان‌های رشد یافته برای دستیابی به آن مرتبه، تلاش و کوشش می‌کنند؛ لکن همین ایمان دارای مراتب و درجات مختلفی است که هر کدام از انسان‌ها مرتبه و درجه‌ای از آن را دارا می‌باشند. این‌گونه نیست که همهٔ انسان‌های هدایت‌شده، درجهٔ ایمانشان یکسان باشد. قرآن کریم در آیات متعددی به این نکته اشاره کرده؛ از جمله این آیهٔ شریفه که می‌فرماید: ]وَ مِنَ‏ النَّاسِ‏ مَنْ‏ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ[؛[1] «و از میان مردم کسی است که خدا را در کناری می‌پرستد. پس اگر خیری به او برسد بدان اطمینان می‌یابد، و چون بلایی به او می‌رسد روی برمی‌تابد. در دنیا و آخرت زیان‌کار است و این است همان زیانِ آشکار.»

درجات ایمان از نگاه روایات

گاهی برخی از افراد که محضر اهل‌بیت(علیهم السلام) شرف یاب می‌شدند، به آنها گوشزد می‌شد که ایمان دارای درجات و مراتبی است و یک شیعهٔ واقعی باید در اعلا مراتب ایمان قرار گیرد.

روزی دربان امام رضا(علیه السلام)وارد منزل آن حضرت شد و گفت: عدّه‌ای آمده‌اند، اجازه ورود می‌خواهند و می‌گویند: ما از شیعیان علیّ(علیه السلام)هستیم.

امام رضا(علیه السلام)فرمود: در حال حاضر فرصت ندارم، به آنها بگو که در وقتی دیگر بیایند.

چون آن جماعت رفتند و در فرصتی دیگر آمدند، باز امام(علیه السلام)اجازه ورود ندادند، تا آن که حدود دو ماه بدین منوال گذشت؛ و آنان توفیق زیارت و ملاقات با مولایشان را نیافتند و ناامید شدند؛ ولی با این حال برای آخرین مرحله نیز جلوی منزل حضرت آمدند و با حالت خاصّی اظهار داشتند:

ما از شیعیان پدرت، امام علیّ بن ابی طالب(علیه السلام)هستیم و با این برخورد شما، دشمنان ما را شماتت و سرزنش می‌کنند و حتّی در بین دوستان، دیگر آبروئی برایمان نمانده است؛ و نیز از رفتن به شهر و دیار خود خجل و شرمنده‌ایم.

در این هنگام، امام رضا(علیه السلام)به غلام خود فرمود: اجازه دهید آنها وارد شوند. همین که آنان وارد مجلس شدند، حضرت به ایشان اجازه نشستن نداد، لذا سرگردان و متحیّر، سرپا ایستادند و گفتند: یابن رسول اللّه! این چه ظلم بزرگی است که بر ما روا داشته‌ای که پس از آن همه سرگردانی، نیز این چنین مورد بی‌اعتنائی و بی‌توجّهی قرار گرفته‌ایم، مگر گناه ما چیست؟ با این حالت، مرگ برای ما بهتر خواهد بود.

امام رضا(علیه السلام)در این لحظه فرمود: آنچه که بر شما وارد شده و می‌شود، نتیجهٔ اعمال و کردار خود شما است و نسبت به آن بی‌اهمیّت هستید!

آن جماعت، همگی گفتند: یا ابن رسول اللّه! آن خلاف ما چیست؟ ما چه کرده‌ایم، و چه گناهی از ما سر زده است؟

حضرت فرمود: «لِدَعْوَاكُمْ أَنَّكُمْ شِيعَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَيْحَكُمْ إِنَّ شِيعَتَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ سَلْمَانُ وَ أَبُوذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَمَّارٌ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي بَكْرٍ الَّذِينَ لَمْ يُخَالِفُوا شَيْئاً مِنْ أَوَامِرِهِ وَ أَنْتُمْ فِي أَكْثَرِ أَعْمَالِكُمْ لَهُ مُخَالِفُونَ وَ تُقَصِّرُونَ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْفَرَائِضِ وَ تَتَهَاوَنُونَ بِعَظِيمِ حُقُوقِ إِخْوَانِكُمْ فِي اللَّهِ وَ تَتَّقُونَ حَيْثُ لَا تَجِبُ التَّقِيَّةُ وَ تَتْرُكُونَ التَّقِيَّةَ حَيْثُ لَا بُدَّ مِنَ التَّقِيَّة؛ چون شما ادّعای بسیار بزرگی کردید؛ و اظهار داشتید که شیعه حضرت امیرالمؤمنین امام علیّ بن ابی‌طالب(علیه السلام)هستید. وای بر شما! شیعه حضرت علیّ(علیه السلام)، امام حسن و امام حسین(علیهما السلام)، سلمان فارسی، ابوذر غفّاری، مقداد، عمّار یاسر و محمّد بن ابی‌بکر هستند که هیچیک از اوامر و دستورات امام علیّ(علیه السلام)را مخالفت نمی‌کردند و شما در بسیاری از اعمال، مخالف آن حضرت هستید و در بسیاری از واجبات الهی کوتاهی می‌کنید و نسبت به حقوق برادران دینی خود سستی می‌کنید و در مواردی که نباید تقیّه کنید، تقیه می‌کنید و در جایی که باید تقیه کنید آن را ترک می‌کنید!!»

آن حضرت در ادامه فرمود: «لَوْ قُلْتُمْ إِنَّکُمْ مُوَالِیهِ وَ مُحِبُّوهُ وَ الْمُوَالُونَ لِأَوْلِیَائِهِ وَ الْمُعَادُونَ لِأَعْدَائِهِ لَمْ أُنْکِرْهُ مِنْ قَوْلِکُمْ وَ لَکِنْ هَذِهِ مَرْتَبَةٌ شَرِیفَةٌ ادَّعَیْتُمُوهَا إِنْ لَمْ تُصَدِّقُوا قَوْلَکُمْ بِفِعْلِکُمْ هَلَکْتُمْ إِلَّا أَنْ تَتَدَارَکَکُمْ رَحْمَةُ رَبِّکُم؛ اگر گفته بودید که از دوستان و علاقه‌مندان آن حضرت و دوست دوستانشان و دشمن دشمنانش هستیم، سخن شما را انکار نمی‌کردم ولکن شیعه، مرتبه‌ای بسیار شریف است که مدّعی شدید، و چنانچه گفتارتان را با عمل و کردارتان تصدیق نکنید، هلاکت خواهید شد، مگر آن که رحمت پروردگار شما را دریابد.»

در این هنگام آنان گفتند: یاابن رسول اللّه! ما از آنچه ادّعا کرده و گفته‌ایم، پوزش می‌خواهیم و مغفرت می‌طلبیم و آنچه را که شما فرمودید، ما نیز بر آن عقیده هستیم؛ و هم‌اکنون اعلام می‌داریم که ما از دوستان و علاقه‌مندان شما اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) می‌باشیم و مخالف دشمنان شما بوده و خواهیم بود.

در این هنگام، امام رضا(علیه السلام)فرمود: اکنون خوش آمدید، شما برادران من هستید و سپس آن جماعت را بسیار مورد لطف و عنایت خویش قرار داد و از دربان پرسید: این جماعت چند مرتبه آمدند و خواستند که وارد منزل شوند؛ و مانع ورود ایشان شدی؟

اکنون که شرایط ویژهٔ دیگری بر ایران اسلامی حاکم شده و در این برههٔ زمانی، دور تازه‌ای از اتفاقات سیاسی در ایران شکل می‌گیرد، وظایف و مسئولیت‌های مبلّغان دینی، سنگین‌تر از دیروز خودنمایی می‌کند

دربان گفت: شصت مرتبه. امام(علیه السلام)فرمود: باید جبران گردد، شصت مرتبه بر آنها وارد می‌شوی و سلام مرا به آنها می‌رسانی؛ چون که توبه آنها قبول شد و مستحقّ تعظیم و احترام گشتند و اکنون وظیفهٔ ما است که در رفع مشکلات آنها و خانواده ایشان همّت گماریم.

و بعد از آن، حضرت دستور فرمود تا مقدار قابل توجّهی مبرّات و خیرات به آنها کمک شود.[2]

برخی انسان‌ها، عبادت کردن خداوند در حاشیهٔ زندگی آنان قرار دارد و در متن اصلی زندگی‌شان وارد نشده است! خداوند را عبادت می‌کنند تا بهره‌ای دنیوی عائدشان شود و مشکلات زندگی آنان حل و فصل گردد. حتی گاهی مراجعه به اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) نیز به جهت رفع مشکلات و به‌دست آوردن نعمت‌های دنیوی است و چنانچه نتیجه‌بخش نباشد یا نتیجهٔ معکوس داشته باشد، دین و آیین را کنار گذاشته و سخن از شکوه‌ها و شکایت‌ها سر می‌دهد.

در مقابل، نوع دیگری از زندگی وجود دارد که همواره مورد تأکید و توجه آموزه‌های دینی بوده و مسلمین را به آن ترغیب و توصیه می‌نمایند. ایمان، عمل صالح، استقامت و پایداری و استواری و ثبات قدم از ویژگی‌های این زندگی است. قرآن کریم دراین‌باره می‌فرماید: ]إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ‏ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ[؛[3] «در حقیقت، خدا دوست دارد کسانی را که در راه او صف در صف، چنانکه گویی بنایی ریخته شده از سُرب‌اند، جهاد می‌کنند.» خداوند متعال انسان‌هایی را دوست دارد که همانند کوه‌ها استوار هستند و ایمان در دل‌های آنان رسوخ کرده است.

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)می‌فرماید: «الْمُؤْمِنُ كَالْجَبَلِ الرّاسِخِ لا تُحَرِّكُهُ الْعَواصِفُ؛[4] مؤمن مانند کوه استوار است که بادها آن را تکان نمی‌دهد.»

آن حضرت در جای دیگری به امام حسن مجتبی(علیه السلام) می‌فرماید:

«تَزُولُ‏ الْجِبَالُ‏ وَ لَا تَزُلْ عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ‏ أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ؛[5] کوه‌ها از جا کنده شوند، تو از جای خود حرکت مکن؛ دندان روی دندان بفشار سرت را به‌خدا عاریه ده.»‌

مؤمنان حقیقی کسانی هستند که همهٔ سختی‌های زندگی را به جان و دل پذیرفته و در راه خدا استقامت کنند؛ با کوچک‌ترین مشکلی که بر آنها عارض می‌شود، زبان به شکوه و شکایت باز نمی‌کنند. به‌گونه‌ای زندگی می‌کنند که دیگران متوجه مشکلات و احوالات سخت زندگی آنها نمی‌شوند؛ قرآن کریم در توصیف برخی از مؤمنان که به‌سختی زندگی خود را می‌گذرانند، می‌فرماید: ]يَحْسَبُهُمُ‏ الْجاهِلُ‏ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً[؛[6] «از شدّت خویشتن‌داری، فرد بی‌اطلاع، آنان را توانگر می‌پندارد. آنها را از سیمایشان می‌شناسی. با اصرار، [چیزی] از مردم نمی‌خواهند.»

همان‌گونه که گفته شد ایمان دارای درجات و مراتبی است که انسان‌ها با توجه به درک و فهمشان از آموزه‌های دینی و به تناسب عمل به آن آموزه‌ها، به درجه‌ای از آن درجات نائل می‌شوند.

برخی برای جلب منافع شخصی خود و رسیدن به مطامع دنیوی، از همهٔ ارزش‌ها و کمالات انسانی عبور می‌کنند، به راحتی آموزه‌های دینی و ارزش‌ها را زیر پا می‌گذارند، خون شهدا را نادید می‌گیرند و در راه رسیدن به خواسته‌های دنیوی خود، از هیچ امری فروگذار نمی‌کنند. عده‌ای هم برای دین و مقدسات از مال و جان و همه هستی خویش می‌گذرند.



پی‌نوشت :

[1]. حج / 11.

[2]. احتجاج، طبرسی، نشر المرتضی، مشهد، 1403ق، ج2، ص441.

[3]. صف / 4.

[4]. شرح الکافی، مازندرانی، مکتبة الاسلامیه، تهران، 1382ش، ج 9، ص 172.

[5]. نهج البلاغه، سید رضی، تصحیح: صبحی صالح، نشر هجرت، قم، 1414ق، ص55.

[6]. بقره / 273.

منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره 198.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ١٩ دی ١٣٩٥ / شماره خبر : ٣٨٧٤٦٤ / تعداد بازدید : 93/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج