جمعه ٠٦ اسفند ١٣٩٥
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلي > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی > احکام 


حق ‏الناس در اسلام / با نگاهی به حادثۀ خرید زمین کربلا توسط امام حسین(علیه السلام) -4

عواقب و پیامدهای حبس حقوق مردم

افرادی که دیگران را از حقوق مسلم خود محروم می‌کنند، علاوه بر آنکه ذهن خویش را درگیر عواقب بعدی این کار می‌نماید، نفرت و کینه آنها را نسبت به خود ایجاد کرده و هر زمان که شرایط فراهم شود، آنها نیز زهر خویش را بیرون ریخته و به آن فرد ضرر و آسیب می‌رسانند.

عواقب و پیامدهای حبس حقوق مردم
تضییع حقوق مردم برای فرد تضییع کننده عواقب و پیامدهایی دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‏‌شود:
1. به خطر افتادن امنیت و آرامش فردی و اجتماعی
افرادی که دیگران را از حقوق مسلم خود محروم می‌کنند، علاوه بر آنکه ذهن خویش را درگیر عواقب بعدی این کار می‌نماید، نفرت و کینه آنها را نسبت به خود ایجاد کرده و هر زمان که شرایط فراهم شود، آنها نیز زهر خویش را بیرون ریخته و به آن فرد ضرر و آسیب می‌رسانند.
پس اگر فردی با زرنگی یا از روی غفلت به اموال و یا آبروی دیگران آسیب بزند، مثلا در صفوف، نوبت دیگران را رعایت نکند و یا با اهانت و تهمت با آنان برخورد نماید و در هنگام رانندگی حق تقدم را رعایت نکنند، در واقع به خود خسارت زده؛ زیرا او در مرحله اول، امنیت و آرامش روحی و روانی خود را و در مراحل بعدی امنیت اجتماعی را تهدید می‌کند و سبب بروز هرج و مرج و نابسامانی‌ها می‌گردد.
در مقابل کسانی که به دیگران احترام می‌گذارند و حقوق آنها را نادیده نمی‌گیرند، در واقع به نوعی به حقوق خود احترام گذاشته و امنیت و آرامش را به خود هدیه می‌دهند.
امام حسن مجتبی(علیه السلام) خطاب به همه انسان‌ها می‌فرماید: «يَا ابْنَ آدَم‏! أَحْسِنْ جِوَارَ مَنْ جَاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صَاحِبِ‏ النَّاسَ‏ بِمِثْلِ‏ مَا تُحِبُ‏ أَنْ يُصَاحِبُوكَ [بِهِ‏] تَكُنْ عَدْلاً؛[1] اى فرزندان آدم! نسبت به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیکى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى و با افراد (مختلف) آنچنان برخورد کن که انتظار دارى دیگران همانگونه با تو بر خورد نمایند.»
2. محرومیت از برکت در روزی
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در این باره فرمودند: «مَنْ حَبَسَ عَنْ أَخِيهِ الْمُسْلِمِ شَيْئاً مِنْ حَقِّهِ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ بَرَكَةَ الرِّزْقِ إِلَّا أَنْ يَتُوب؛‏[2] هر كس چيزى از حقّ برادر مسلمان خود را نگه دارد و به او ندهد، خداوند او را از بركت در روزى محروم مى‏‌كند، مگر آن كه توبه كند [و جبران نمايد].»
ظلم و ستم یکی از مصادیق حق ‏الناس است. امام علی(علیه السلام) در مورد عواقب ستم به دیگران می‌فرماید: «الظُّلْمُ یُزِلُ الْقَدَمَ وَ یَسْلُبُ النِّعَمَ وَ یُهْلِکُ الْأُمَم؛[3] ظلم، قدم را از راه حق و عدالت می‌لغزاند، نعمت‌ها را سلب می‌کند و امت‌ها را به هلاکت می‌رساند.»
3. عدم استجابت دعا
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یُسْتَجَابَ لَهُ فَلْیُطَیِّبْ کَسْبَهُ وَ لْیَخْرُجْ مِنْ مَظَالِمِ النَّاسِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَا یُرْفَعُ إِلَیْهِ دُعَاءُ عَبْدٍ وَ فِی بَطْنِهِ حَرَامٌ أَوْ عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِه[4]؛ هرگاه یکی از شما می‌خواهد دعایش مستجاب شود، کسب خود را پاک کند و حق مردم را به آنان بازگرداند؛ زیرا دعای بنده‌ای که در شکمش مال حرامی هست یا در نزد او حقی از حقوق مردم ضایع شده باشد، به سوی خدا بالا نمی‌رود.»
همچنین از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل شده که خداوند خطاب به حضرت عیسی(علیه السلام) وحی کرد: «اعْلَمُوا أَنِّي غَيْرُ مُسْتَجِيبٍ لِأَحَدٍ مِنْكُمْ دَعْوَةً وَ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِي قِبَلَهُ مَظْلِمَة[5]؛ به راستی من دعای احدی از شما را كه در نزد او مظلمه‌ای از مردم باشد مستجاب نمی‌كنم [خواه آن مظلمه حق مالی باشد و یا ظلم و ستمی در حق كسی روا داشته باشید].»
4. محرومیت از بهشت
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «أَيُّمَا مُؤْمِنٍ حَبَسَ مُؤْمِناً عَنْ مَالِهِ وَ هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَيْهِ لَمْ يُذِقْهُ اللَّهُ مِنْ طَعَامِ الْجَنَّةِ وَ لَا يَشْرَبُ مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُوم؛‏[6] هر مؤمنی که مال مؤمنی را که به آن نیازمند است، حبس کند از طعام بهشتی نخواهد چشید و از رحیق (که نوعی از مشروبات بهشتی است) نخواهد آشامید.»
همچنین آن حضرت در روایت دیگری می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى آلَى عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لَا يُسْكِنَ جَنَّتَهُ أَصْنَافاً ثَلَاثَةً رَادٌّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْ رَادٌّ عَلَى إِمَامٍ هُدًى أَوْ مَنْ حَبَسَ حَقَّ امْرِئٍ مُؤْمِن‏؛[7] خداوند به ذات خود سوگند یاد کرده که سه طایفه را در بهشت جای ندهد: 1. کسی که خدا را انکار کند؛ 2. کسی که امام و رهبر را رد کند؛ 3. کسی که حق مسلمان را باز دارد.»
5. چشیدن آتش دوزخ
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «مَنْ أَکَلَ مَالَ أَخِیهِ ظُلْماً وَ لَمْ یَرُدَّهُ إِلَیْهِ أَکَلَ جَذْوَةً مِنَ النَّارِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛[8] کسی که مال برادرش را به ظلم بخورد و به او برنگرداند در قیامت قطعه‌ای از آتش جهنم را خواهد خورد.»
تو کم دهی و بیش ستانی به کیل و وزن
روزی بود که از کم و بیشت خبر دهند

موسی بن عمیر از پدرش نقل می‌کند که امام حسین(علیه السلام) در شب عاشورا به من امر فرمود: «در میان لشکریان اعلام نمایم کسی که بدهکار است، همراه و همرزم امام حسین(علیه السلام) نباشد. زیرا کسی که بمیرد در حالی که تصمیم نداشته باشد بدهی‌اش را بپردازد، داخل آتش جهنم می‌شود.»[9]

خلاصه آنکه:

چنان با تو رفتار دارد خدا
که در حق مردم بیاری به جا

 


پی‌نوشت :

[1]. كشف الغمة في معرفة الأئمة، علی بن عیسی اربلی، انتشارات بنی‏ هاشمی، تبریز، 1381ق، ج‏1، ص‏556.

[2]. من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1413ق، ج‏4، ص‏15.

[3]. تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص‏456.

منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره 195.

[4]. بحارالانوار، ج90، ص‏321.

[5]. الخصال، شیخ صدوق، جامعه مدرسین، قم، 1362ش، ج1، ص‏337.

[6]. وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، مؤسسه آل البیت، قم، 1409ق، ج16، ص‏389.

[7]. الخصال، ج1، ص‏151.

[8]. الکافی، ج2، ص‏333.

[9]. موسوعه کلمات امام حسین(علیه السلام)، ج‏7، ص‏218.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٧ مهر ١٣٩٥ / شماره خبر : ٣٨٤٠٨٣ / تعداد بازدید : 574/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج