کسب مقام اول پنجمین جشنواره رسانه های دیجیتال
درباره ماRSS
رسول خدا صلى الله عليه و آله : خِيارُ اُمَّتي مَن دَعا إلَى اللّه ِ تَعالى ، وحَبَّبَ عِبادَهُ إلَيهِ . برگزيدگانِ امّت من كسانى هستند كه به سوى خداوند متعال فرا مى خوانند و بندگانش را محبوب او مى سازند. كنز العمّال : 10/ 152/ 28779 نقلاً عن ابن النجّار عن أبي هريرة .

عنوان
نام :    
ایمیل :
صفحه اصلي > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
خانه و خانواده


  چاپ        ارسال به دوست

تربيت از ديدگاه امام حسن مجتبي(ع)

زمینه های تربیت فرزند صالح از منظر امام مجتبی(ع) (2)

  عبدالکریم پاک نیا تبریزی


در بخش اول اين مقاله (که در شماره 131 چاپ شد) به عوامل تربيت از ديدگاه امام حسن مجتبي(ع) پرداختيم و اينك به بخش دوم آن، كه در موضوع زمينه‌هاي تربيت مي‌باشد مي‌پردازيم:
طبق آموزه‌هاي فرهنگ اسلام، اولياء و مربيان و به‌ويژه پدران و مادران، بايد مدتها قبل از تولد كودك به تربيت روح و روان و جسم وي توجه نمايند. اين نكته از ويژگيهاي منحصر به فرد مكتب مترقي اسلام است. اين آيين آسماني از آنجايي كه برای تربيت، اهميت خاصي قائل است،‌ نسبت به روشهاي تربيتي نيز اينچنين ديد عميق، وسيع و ريشه‌اي دارد.
از ديدگاه اين آيين انسان‌ساز، يكي از بزرگ‌ترين اهداف ازدواج، تربيت نسلي پاك و فرزنداني شايسته و كارآمد مي‌باشد. براي همين در رهنمودهاي پيشوايان ديني پس از انتخاب همسر صالح، نكات ظريف و قابل توجهي را به خاطر مصلحتهايي براي زوجين جوان مقرر داشته‌اند كه رعايت آنها شرط موفّقيت در زندگي آينده بوده و پدر و مادر را در پيش‌گرفتن زندگي سعادتمندانه و همراه با خوشبختي و به وجود آوردن نسلي پاك و صالح و سالم، ياري مي‌نمايد.
در سيرهٔ تربيتي پيشواي دوم شيعيان، به برخي از اين نكات توجه ويژه‌اي ديده مي‌شود كه ما آنها را به عنوان زمينه‌ساز پرورش فرزندان سالم مطرح مي‌كنيم:
1. انتخاب پدر و مادر شايسته
ازدواج، يك پيمان مقدس و ارزنده‌اي است كه ميان زن و مرد بسته مي‌شود و به اين وسيله، آنان دو يار غمخوار و شريك زندگي همديگر مي‌شوند. در مورد اهميت آن، پيامبر اكرم(ص) فرموده است: «مَا مِنْ شَيْ ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَيْتٍ يَعْمُرُ فِي الْإِسْلَامِ بِالنِّكَاح ؛ (1) هيچ بنايي در اسلام بنيان نهاده نشده كه نزد خداوند محبوب‌تر از ازدواج باشد.»
در منابع ديني ما اهداف مهمي براي ازدواج بيان گرديده كه مهم‌ترين آنها عبارت‌اند از:
تربيت فرزند صالح، نيل به آ‌رامش و سكون، تأمين نياز جنسي، تكميل و تكامل دو جنس مخالف، سلامت و امنيت اجتماعي، تأمين نيازهاي رواني و روحي.
يكي از مهم‌ترين اهداف ازدواج تربيت فرزند سالم و صالح مي‌باشد و اولين گامهاي تربيت را بايد از انتخاب همسر شايسته شروع نمود؛ زيرا مهم‌ترين عامل نقش‌آفرين در تربيت فرزندان لايق، همان پدر و مادري است كه از نظر وراثت و محيط، بيش‌ترين تأثير را مي‌گذراند. تأثير پدر و مادر در روحيات و حالات و اندام مناسب كودك، در جنبه‌هاي فرهنگي، اجتماعي،‌ اخلاقي، عاطفي و رواني، بسيار مهم و قابل امعان نظر مي‌باشد؛ زيرا والدين،‌ صفات ارثي خويش را به كودك منتقل مي‌كنند و كودك، يك عمر با آن صفات و عادات بايد زندگي كند.
بر اين اساس بايد در انتخاب همسر، نهايت دقت را به عمل آورد؛ چرا كه همسر انسان علاوه بر اينكه شريك يك عمر زندگي فرد قرار مي‌گيرد، در آينده به عنوان پدر يا مادرِ فرزندان هم محسوب مي‌شود. ملاك و معيار شايستگي و صلاحت را بايد آموخت و بر اساس آن، همسر دلخواه خويش را انتخاب نمود. امام حسن مجتبي(ع) دقّت در انتخاب همسر شايسته را مورد تأييد قرار داده و مهم‌ترين ويژگي را ايمان و تقوا مي‌داند. ايشان در حديثي كه در بخش اول گذشت، فرموده‌اند: «اگر داماد با ايمان و پرهيزگار باشد،‌ در صورت دوست داشتن و توافق با همسرش،‌ او را مورد احترام قرار خواهد داد و اگر شريك زندگي‌اش خوشايند او نباشد، هيچ‌گاه به او ستم روا نمي‌دارد.» (2)

2. نقش مادر در آيندهٔ كودك
پدر و مادر وظيفه دارند كه با كودك خويش به عنوان امانت الهي رفتار شايسته‌اي داشته باشند. آنان مانند يك باغبان بايد اين نونهال را پرورش داده و در حد توان خود، او را از آفات و گزندهاي مادي و معنوي حفظ نموده و استعداد و خلاقيتهاي وي را شكوفا ساخته و به ثمر برسانند.
در اين ميان،‌ مادر نقش حساس‌تر و فوق‌العاده‌اي را بايد ايفا كند و زمينه را براي تقويت و رشد شخصيت كودك آماده سازد و او را هماهنگ با بلوغ و رشد جسماني به بلوغ و رشد اجتماعي، فرهنگي و از همه مهم‌تر بلوغ عقلاني هدايت نمايد. عفّت، پاكدامني، تقوي و خويشتن‌داري مادران، مي‌تواند آنها را در اين مهم ياري كند و فرزندانشان را از مفاسدي همچون ريا، دروغ، نفاق،‌ كينه‌توزي به هم‌نوع و ساير خصلتهاي زشت دور نمايد.
پاكدامني و تقواي مادر، تأثير به‌سزايي در خدايي شدن و رنگ انسانيّت گرفتن طفل دارد. شجاعت و شهامت روحي، حق‌دوستي، حق‌جويي،‌ نيّتهاي خير، انديشه‌هاي پاك و وقار و متانت از جمله اثرات و بركات عفت و تقواي والدين است.
آري، فرزندان سالم از دامنهاي سالم و پاك پديد مي‌آيند و برعكس نمي‌توان از دامنهاي آلوده، انتظار به ‌وجود آمدن نسلي پاك و فرزنداني خوش‌نام و با شخصيّت داشت. فرزندي كه در دامن پاك و با فضيلت رشد يابد، زمينه‌هاي مساعد براي صفات نيك را دارد؛ ولي اگر در محيطي فاسد پرورش يافته باشد، زمينه‌هاي موروثي، مانع رشد و تربيت خوب در وجود طفل مي‌باشد. حضرت امام حسن(ع) در يكي از سخنان گهربار خويش كه خطاب به عمرو بن العاص بيان مي‌نمود، با اشاره به اعمال زشت و صفات نارواي او در مورد يكي از مهم‌ترين علل انحراف و آلودگي وي به انواع گناهان و خلافكاريها مي‌فرمايد: «أنَّ أُمَّكَ بَغِيَّةٌ وَ أنَّكَ وُلِدْتَ عَلَى فِرَاشٍ مُشْتَرَكٍ فَتَحَاكَمَتْ فِيكَ رِجَالُ قُرَيْشٍ مِنْهُمْ أبُو سُفْيَانَ بْنُ الْحَرْبِ وَ الْوَلِيدُ بْنُ الْمُغَيْرَةِ وَ عُثْمَانُ بْنُ الْحَرِثِ وَ النَّضْرُ بْنُ الْحَرِثِ بْنِ كَلْدَةَ وَ الْعَاصُ بْنُ وَائِلٍ كُلُّهُمْ يَزْعُمُ أنَّكَ ابْنُهُ فَغَلَبَهٌمْ عَلَيْكَ مِنْ بَيْنِ قُرَيْشٍ ألْأُمُهُمْ حَسَباً وَ أخْبَثُهُمْ مَنْصَباَ وَ أعْظَمُهُمْ بُغْيَةً ثُمَّ قُمْتَ خَطِيباً وَ قُلْتَ أنَا شَانِئُ مُحَمَّدٍ؛ (3) مادر تو زني فاسد و زناكار بود و تو در خانه‌اي متولد شدي كه چند پدر، تو را به خود نسبت مي‌دادند، و رجال قريش بر سر تو نزاع داشتند. ابو سفيان مي‌گفت: «پسر از آن من است.» وليد بن مغيره مي‌گفت: «عمرو فرزند من است.» و عثمان بن حارث، نضر بن حارث، و عاص بن وائل هر يك ادعاي پدري تو را داشتند. در ميان اين گفتگوها، لئيم‌ترين، خبيث‌ترين، و بي‌اصل و نسب‌ترينِ مردم قريش، زورش به سايرين چربيد و تو را به خود ملحق ساخت. (به همين خاطر)‌ هنگامي كه به حد بلوغ رسيدي، صريحاً گفتي كه من دشمن محمد(ص) هستم.»

بعد از آنكه زن و مرد با همسر شايسته خويش و با شرايط صحيح پيمان وصلت بستند، بايد از خداوند فرزند سالم و نسل صالح درخواست كنند و همه اعمال و رفتارهاي خود را با نام و ياد و توكّل به پروردگار عالميان انجام دهند. در اين مورد، توصيه‌هاي ارزنده‌اي از رهبران الهي به ما رسيده است


3. توجه به بسترهاي معنوي
بعد از آنكه زن و مرد با همسر شايسته خويش و با شرايط صحيح پيمان وصلت بستند، بايد از خداوند فرزند سالم و نسل صالح درخواست كنند و همه اعمال و رفتارهاي خود را با نام و ياد و توكّل به پروردگار عالميان انجام دهند. در اين مورد، توصيه‌هاي ارزنده‌اي از رهبران الهي به ما رسيده است.
روزي شخصي از كارگزاران معاويه، به امام مجتبي(ع) عرض كرد: «من مردي ثروتمند و مرفه هستم، و بعد از ازدواج، صاحب فرزندي نشده‌ام. براي من روشي تعليم نماييد؛ شايد كه در اثر آن خداوند فرزندي به من عطا كند.»
حضرت امام حسن(ع) به او فرمود: «از گناهان خود استغفار كن و پيوسته در آن تلاش نما و از خداوند متعال بخواه با آمرزش گناهانت حاجت تو را بر آورد.» آن شخص همواره در حال استغفار بود، و بعضي روزها 700 مرتبه از خداوند متعال طلب آمرزش مي‌نمود، تا اينكه در اثر همين رفتار،‌ خداوند به او فرزندي عطا نمود. هنگامي كه معاويه خبردار شد، از آن مرد خواست، تا علت تأثير اين ذكر را در طلب فرزند،‌ از امام(ع) جويا شود. هنگامي كه وي از امام مجتبي(ع) اين پرسش را نمود، آن حضرت در پاسخ، به دو آيه در سوره هود و نوح اشاره نمود كه خداوند متعال در مقابل استغفار و توبه حقيقي، وعده مال و فرزند مي‌دهد. (4)
براساس اين نكته، والدين گرامي بايد در ايجاد نسل و تولد فرزند از خداوند متعال استعانت بجويند و نه تنها فرزند را از خدا بخواهند؛ بلكه اولاد صالح، شايسته و دوستدار اهل بيت(ع) را از درگاه باري تعالي آرزو كنند.

4. حكايت مردِ عطار
در يكي از سفرهايي كه امام حسن(ع) پياده به مكه مي‌رفت،‌ پاهاي مباركش ورم نمود. در يكي از منازل به غلامش، مردي عطار را نشان داده و فرمود: «نزد آن مرد برو و از وي روغن و مرهمي بگير و بهايش را هم بپرداز!» فروشنده هنگامي كه فهميد آن غلام از طرف امام مجتبي(ع) آمده و براي آن حضرت دوا مي‌خواهد، گفت: «مرا نزد آن بزرگوار ببر.» آن مرد عطار وقتي كه به محضر امام مجتبي(ع) شرفياب شد، به امام(ع) اظهار داشت: «پدر و مادرم فداي شما! من نمي‌دانستم كه شما به اين روغن نياز داريد؛ اجازه بفرماييد بهاي آن را از شما نستانم؛ زيرا من غلام شما هستم؛ اما از شما تقاضا مي‌كنم كه چون وضع حمل همسرم نزديك است،‌ از خداوند بخواهيد به من پسري سالم عنايت كند كه دوستدار شما اهل بيت(ع) باشد.» كريم‌ِ اهل بيت(ع) به آن مرد فرمود: «انْطَلِقْ إِلَى مَنْزِلِكَ فَقَدْ وَهَبَ اللَّهُ لَكَ ذَكَراً سَوِيّاً وَ هُوَ مِنْ شِيعَتِنَا؛ (5) به منزلت برو كه خداوند به تو پسري عطا فرموده و او از شيعيان ما است.»

5. مباشرت با انديشه‌هاي پاك
توجه به خداوند و معاد و به فكر هم بودن زوجين و در سر داشتن افكار مثبت و انديشه‌هاي پاك، از روشهاي تربيتي آيين حيات‌بخش اسلام است كه اين شيوه را در هنگام مباشرت و انعقاد نطفه به زوجين پيشنهاد مي‌كند.
طبق اين توصيه آنان نبايد در آن لحظه حساس و سرنوشت‌ساز، افكار و انديشه‌هاي ناصواب و ناپاك در ذهن خود داشته باشند و برعكس بايد افكار عالي و انديشه‌هاي صحيح و پاك و اهداف الهي و متعالي را مدّ نظر خويش قرار دهند. بديهي است نسلي كه بر اين اساس ايجاد شود، با اين انديشه‌ها هماهنگ بوده و در راه صحيح و مسير الهي قدم خواهد گذاشت.
امام حسن مجتبي(ع) در جلسه‌اي اين پيام آسماني و نكتهٔ ظريف و مهم تربيتي را به يزيد بن معاويه گوشزد نمود، و آن در هنگامي بود كه يزيد در سخن جسارت‌آميز و بي‌ادبانه‌اي به آن بزرگوار گفت: «اي حسن! من از روزي كه خودم را شناخته‌ام تو را دشمن مي‌دارم و بغض و كينه تو در دلم جاي گرفته است.» حضرت امام حسن(ع) در پاسخ به او فرمود: «بدان اي يزيد! اين شقاوت دروني و حقد و كينه تو به من و اهل بيت پيامبر(ص) ريشه در نطفه تو دارد كه با انديشه‌هاي پاك به وجود نيامده است. پدرت در هنگام آميزش، افكار شيطاني در سر داشته و شيطان در موقع منعقد شدن نطفه تو، با پدرت شريك شده است و نتيجه آن مشاركت، عداوت و كينه ما است كه در وجود تو به ارث مانده است.
همچنان كه خداوند در كتاب خويش خطاب به شيطان مي‌فرمايد: «اي شيطان! در اموال و اولاد آنان (پيروان خويش) شريك شو!» (6) براي همين در روايات متعددي توصيه شده كه پدر و مادر، با نام خدا مباشرت نموده و نسلي پاك و پرهيزگار و اولاد شايسته و هوشمند و سالم را از خداوند بخواهند. توجه به اين نكتۀ مهم در آموزه‌هاي ديني ما،‌ وسعت نظر و گسترش دامنه فرهنگ تعليم و تربيت اسلامي را نشان مي‌دهد.

6. تأثير صفات روحي والدين
آرامش روح و حالت طبيعي پدر و مادر در ايجاد فرزند، نقش مهمي در كيفيتهاي جسماني و رواني كودك در آينده دارد و اين مسئله، امروزه مورد توجه كارشناسان امر تعليم و تربيت كودك مي‌باشد. در احاديث و سخنان معصومين(ع) از اين نكته علمي سخن به ميان آمده و مورد توجه قرار گرفته است.
چنانچه حضرت امام مجتبي(ع) دربارهٔ نقش آرامش طبيعي و اطمينان خاطر والدين در زمان انعقاد نطفه و ايجاد نسل مي‌فرمايد: «فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا أَتَى أَهْلَهُ بِقَلْبٍ سَاكِنٍ وَ عُرُوقٍ هَادِئَةٍ وَ بَدَنٍ غَيْرِ مُضْطَرِبٍ اسْتَكَنَّتْ تِلْكَ النُّطْفَةُ فِي تِلْكَ الرَّحِمِ فَخَرَجَ الْوَلَدُ يُشْبِهُ أَبَاهُ وَ أُمَّه ؛ (7) اگر هنگام مباشرتِ‌ والدين و لحظهٔ انعقاد نطفه، دل،‌ آرام و دَوَران خون در رگها به صورت طبيعي، و بدن خالي از اضطراب باشد، فرزند به پدر مادر خود شبيه خواهد بود.»
ولي اگر والدين با قلبي غير آرام و عروق و رگهاي غير آرميده و بدني مضطرب، مباشرت كنند، البته نطفه‌اش با اضطراب در رحم قرار مي‌گيرد؛ نتيجه بر روي يكي از عروق واقع مي‌شود. حال اگر بر عرقي از عروق عموها قرار گيرد، فرزند به عموها شباهت مي‌رساند و اگر بر عِرقي از عروق دائيها بيفتد،‌ به دائيها شبيه مي‌گردد. (8)
آري اگر در آن لحظه، بدن، آرامش لازم، و روانِ زوجين، وضع طبيعي خود را داشته باشد، طبيعي‌ترين شكل براي فرزند، شباهت به والدين خويش است؛ بنابراين مراقبتهاي لحظه مباشرت، عمل به رهنمودهاي ديني، رعايت زمان و مكان و توجه به حالت جسماني و رواني و ساير مواردي كه در دستورات دين مبين اسلام مورد تأكيد قرار گرفته، اگر مورد توجه والدين باشد، آنان در تربيت و پرورش كودك آينده خود از اين جهت دچار مشكل نخواهند شد و جامعه‌اي كه از چنين نسلي تشكيل يابد، مطمئناً راه سعادت و خوشبختي و سلامت را خواهد پيمود.

7. مراقبتهاي دوران بارداري
بعد از انعقاد نطفه كودك، زندگي او وارد مرحلهٔ جديدي مي‌شود و مادر وظيفهٔ دشوارتري را به عهده مي‌گيرد. در اين دوران، علاوه بر مراقبتهاي معنوي، مسئلهٔ غذاي مادر و توجه به بهداشت تغذيه، در سيره پيشوايان معصوم(ع) مطرح مي‌باشد.
حضرت مجتبي(ع) با توجه به اهميت تغذيهٔ مادر در هنگام حمل، و تأثير آن در چگونگي شكل‌گيري و رشد جنين،‌ به نقل از رسول اكرم(ص) مي‌فرمايد: «أَطْعِمُوا حَبَالَاكُمُ اللُّبَانَ (9) فَإِنَّ الصَّبِيَّ إِذَا غُذِّيَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ بِاللُّبَانِ اشْتَدَّ قَلْبُهُ وَ زِيدَ فِي عَقْلِهِ فَإِنْ يَكُ ذَكَراً كَانَ شُجَاعاً وَ إِنْ وُلِدَتْ أُنْثَى عَظُمَتْ عَجِيزَتُهَا فَتَحْظَى بِذَلِكَ عِنْدَ زَوْجِهَا؛ (10) به همسران باردار خويش كُندر بخورانيد؛ اگر كودك در شكم مادر،‌ با كندر تغذيه شود، قوّت قلب يافته و بر هوشمندي‌اش افزوده خواهد شد؛ در آن حال اگر جنين پسر باشد، او در آينده فردي شجاع و دلير مي‌شود و اگر دختر باشد اندامي متناسب و زيبا يافته و مورد توجه همسر آينده‌اش قرار خواهد گرفت.»

8. رعايت حقوق همسر
يكي از مهم‌ترين علتهاي تزلزل و فروپاشي خانواده‌ها،‌ بي‌اعتنايي زوجين به حقوق همديگر مي‌باشد. اگر آنان حقوق متقابل را مراعات نكنند و به يكديگر احترام متقابل نداشته باشند، در اثر اين بي‌توجهي، اعتماد و اطمينان از آنان نسبت به يكديگر سلب خواهد شد. بديهي است فرزنداني كه در چنين فضاي بي‌اعتمادي رشد كنند، به حقوق ديگران از جمله پدر و مادر خويش بي‌اعتنا خواهند بود.
پدر و مادري كه خودشان را اصلاح نكرده باشند و در ميان خود اصل تفاهم و توافق را مدّ نظر قرار ندهند، همديگر را تحمل نكنند و از لغزشها و خطاهاي عادي زندگي در رفتار يكديگر اغماض و چشم‌ پوشي ننمايند،‌ بي‌ترديد آنان از اصول و اهداف تربيتي ازدواج بي‌اطلاع هستند. چنين افرادي چگونه انتظار دارند كه در خانواده خويش كودكي تربيت يافته و آراسته به كمالات و مقامات عالي انساني به جامعه تحويل دهند. براي همين يكي از موارد زمينه‌هاي تربيت را مي‌توان در احترام به همسر و رعايت حقوق وي دانست. هنگامي كه از امام حسن(ع) سؤال شد، انسانهاي لئيم و پست چه كساني هستند؟ امام فرمود: «إِحْرَازُ الْمَرْءِ نَفْسَهُ وَ إِسْلَامُهُ عِرْسَهُ؛ (11) انسانِ پست و لئيم كسي است كه به فكر خود بوده و به همسر خود بي‌اعتنا باشد و او را به حال خود رها ساخته و تسليم حوادث كند.»
اگر انسان، همسر خويش را گرامي داشته و او را به عنوان امانت الهي بنگرد و با رعايت حقوق همسر خويش، زمينه آرامش و امنيت فكري و روحي را در منزل به وجود آورد، همسر او مي‌تواند با نيروي كامل و افكاري سالم و روحيه‌اي پرنشاط،‌ به وظيفهٔ خطير مادري و تربيت فرزنداني وارسته اقدام نمايد. نتيجه اين رفتار در مرحله اول، عايد والدين و جامعه بوده و زمينۀ پرورش و رشد نسلي پاك، ستوده خصال و ايده‌آل فراهم خواهد آمد.
چنان‌كه اميرمؤمنان(ع) خطاب به مديران خانواده‌ها فرمود: «همسرانتان در نزد شما امانت خداوند هستند، آنان را ناراحت نكنيد و به كارهاي سخت و دشوار وادار ننماييد.» (12)
آري،‌ مادر امانت حق تعالي است و در دامن خويش امانتي بس ارزشمند مي‌پرورد. پدر به عنوان مدير خانواده، بايد زمينه اين امانتداري را فراهم نمايد. در سيرۀ عملي امام مجتبي(ع) احترام به همسر و رعايت حقوق او كاملاً مشهود است. بر اين اساس پدر خانواده مي‌تواند، با خوش‌رفتاري و ارتباط كلامي با بار مثبت و عاطفي و رعايت حال همسر خويش از مشكلات روحي و آلام رواني وي كاسته و زمينهٔ تربيت صحيح كودكان را فراهم آورد.

9. فراهم نمودن غذاي حلال
گذشته از اينكه پدر بايد نيازهاي روحي همسر و فرزندان را تأمين نمايد، بايد با تهيه غذاي حلال و توسعه در زندگي براي رشد سالم و صحيح جسمي آنان نيز زمينه‌سازي نمايد.
اثر غذا در فرزندان، قبل از اينكه آنها به اين عالم قدم بگذارند،‌ امري مسلم و ترديدناپذير است و در طول تربيت هم بايد كاملاً مراعات شود. يك فرد مسلمان براي تربيت صحيح فرزندان، بايد سفره‌هاي هر چند ساده، ولي با غذاها و خوردنيهاي حلال و پاك، در منزل بگستراند.
اين كار خواص متعددي دارد كه يكي از آنها به وجود آمدن زمينه رشد فضائل اخلاقي و خصال پسنديده در كودكان و نوجوانان مي‌باشد. از ديدگاه فرهنگ اهل بيت(ع) غذايي كه مصرف مي‌كنيم و به خانواده خود مي‌خورانيم، علاوه بر آثار مادي كه در جسمها بر جاي مي‌گذارد، آثار ديگري هم در روح و روان و شخصيت معنوي ما ايجاد مي‌كند. اين نوع از آثار را آزمايشهاي مادي و تجربه‌هاي عملي و عيني نمي‌تواند ثابت كند؛ اما از نظر مكتب تربيتي اهل بيت(ع) امري كاملاً واضح و پذيرفته شده مي‌باشد.
رواياتي بسيار در مورد فراهم نمودن غذاي حلال و تأثير آن بر روحيات افراد نقل شده كه از موضوع بحث خارج است و مجال مفصل‌تري مي‌طلبد.
در اينجا فقط به گفتاري از امام مجتبي(ع) اكتفا مي‌كنيم. آن حضرت(ع) در اين مورد مي‌فرمايد: «اِنَّ مِنْ اَخْلَاقِ‌ الْمُؤمِنِين كَسْباً مِن حَلَال؛ (13) از نشانهاي انسانهاي با ايمان، انتخاب شغل حلال و درآمد مشروع است.»
آنان از راه درست و مشروع معاش خود را تأمين مي‌كنند و اولاد خود را با اين درآمد پرورش مي‌دهند. يكي از آثار مهم درآمد از راه حلال، به وجود آمدن فضايي معنوي و آكنده از فضائل و كمالات در خانواده است كه در آن فضا فرزندان رشد مي‌يابند. داستاني مشهور در اين رابطه نقل شده است كه نشانگر تأثير غذا در رفتار و كردار فرزندان مي‌باشد.

10. داستان عالم اصفهاني
نقل كرده‌اند كه يكي از علماي بزرگ اصفهان در عصر صفويه، امامت مسجد جامع شهر را به عهده داشت. شبي پسر خردسال خويش را به همراه خود به مسجد آورده بود، پسربچه از ورود به مسجد خودداري كرده و در حياط مسجد نشست. پس از رفتن پدر،‌ چشم پسرك به مشك آبي افتاد كه متعلّق به يكي از نمازگزاران بود. وي آن را با سوزني سوراخ كرده و با آبي كه از آن مي‌ريخت، مشغول بازي شد. پس از پايان نماز، پدر از اين موضوع آگاه شد و بعد از جبران خسارت صاحب مشك، دست پسر را گرفته و با حالتي ناراحت و غمگين به خانه آمد.
او در خانه، بعد از نقل ماجرا خطاب به همسرش گفت: من در تغذيه، تهيه درآمد حلال، رعايت آداب و رسوم اسلامي، قبل از انعقاد نطفه و بعد از آن و همچنين در دوران كودكي و نشو و نماي فرزندمان با جدّيّت تمام كوشيده‌ام؛ ولي لغزش و خطاي امروز اين كودك، نشانگر تقصير يكي از ما دو نفر است.
مادر درنگي نموده و بعد از اندگي تأمل و تفكر گفت: من هم مثل شما در رعايت آداب شرعي و نكات تربيتي كمال دقت را به عمل آورده‌ام؛ اما يك بار هنگامي كه به اين طفل باردار بودم، به منزل همسايه رفتم، درخت انار همسايه توجه مرا به خود جلب كرد و من يك لحظه وسوسه شدم و بدون اجازه همسايه به يكي از انارها سوزني فرو برده و مزّۀ آن را چشيدم. ممكن است لغزش امروز كودك از خطاي آن روز من ريشه گرفته باشد و اشتباه آن روز من، در عمل امروز فرزندمان جلوه نموده است.
مرحوم الهي قمشه‌اي در ديوان خويش در مورد انسانهاي حلال‌طلب و آثار آن، چنين سروده است:
به روزي در پي كسب حلال‌اند
به حشر آسوده ز اندوه و وبال‌اند
دهد رزق حلال آسايش دل
شود بر طاعت دلدار مايل
حرام از دل برد مهر و وفا را
كند ناپاك قلب باصفا را


11. اصلاح اختلافات خانواده
يكي ديگر از مواردي كه در زمينه‌سازي براي تربيت فرزندان مؤثر است و در سيرهٔ‌ تربيتي حضرت امام حسن(ع) مشاهده مي‌شود، تلاش براي جلوگيري از اختلاف و از هم پاشيدن خانواده‌ها است. بگو مگو و كشمكش در داخل خانواده و در بين والدين، بي‌ترديد تأثير در روح و روان كودك دارد و ناخواسته، فرزندان را در مسير انحراف و ناسازگاريهاي اجتماعي و فردي قرار مي‌دهد. بايد در تربيت فرزندان، زمينه‌هاي هنجارشكني و اصول‌زدايي را از بين برده و از اختلاف شديداً پرهيز كرد و در صورت بروز مشكل، از راه‌هاي صحيح آن را حل نمود.
در رفتار تربيتي و منش اخلاقي حضرت مجتبي(ع) تلاش براي اصلاح درگيريها و رفع اختلافهاي داخلي خانواده‌ها قابل توجه مي‌باشد. روزي مردي به نام غاضري به حضور آن جناب آمده و از ضرر و زياني كه به سبب گفتار و رفتار همسرش به او وارد شده بود، سخن به ميان آورد و از دست همسرش اظهار ناراحتي و رنجش نمود. امام حسن(ع) بدون اينكه در مورد جزئيات ماجرا و كيفيت اختلاف توضيحاتي بخواهد، خسارت آن فرد را شخصاً جبران نمود. (14) و به اين ترتيب زمينه درگيري خانوادگي را از ميان برداشت و اجازه نداد كه در اثر مقداري ضرر مالي، كدورت و اختلاف در بين يك زن و شوهر ريشه‌دار شده و به مرور اساس خانواده‌اي از هم بپاشد.
بنابراين والدين بايد از اختلافات و بگومگوهاي خويش كاسته و در مقابل اطفال خود از آن پرهيز نمايند؛ زيرا كشمكش و مجادله پدر و مادر، موجب زمينه‌سازي براي ناسازگاريهاي فرزندانشان مي‌شود كه بعضي از علائم اين ناسازگاريها عبارت‌اند:
1. عدم حضور كودك در گروه‌ها و جلسات اجتماعي و نداشتن فرصت براي ابراز وجود و شكوفايي استعدادهايش؛

2. داشتن قيافه‌اي نگران و افسرده در اجتماعات؛

3. بيمناك بودن نسبت به آينده و عدم احساس لذّت از درس و مدرسه و زندگي؛

4. عقب‌ماندگي آموزشي در اثر كمبود عواطف و محبت خانوادگي؛

5. روي آوردن به افراد منحرف و سرگرميهاي پوچ و باطل و اغواكننده، به علت بهره‌مند نبودن از محبت خانوادگي؛

6. داشتن تشويش ذهني، افكار مضطرب و اشتغال ذهن و فكر به اختلافات و مشكلات خانوادگي؛

7. داشتن ديدگاه منفي به افراد اجتماعي؛

8. از بين رفتن عزّت و شخصيت و احترام والدين در منظر او.

در اين‌گونه موارد بهتر است كه:
1. پدر و مادر در حضور كودكان از سرزنش يكديگر خودداري نموده و از بگومگو و مجادله به شدت پرهيز كنند.

2. والدين در نشستهاي خانوادگي از مطالبي كه روح حرص و طمع و بدگويي از ديگران را در فرزندان القاء مي‌كند، خودداري نمايند.

3. اصل مسلم در رفتار بين پدر و مادر بايد بر اساس خوش بيني و حسن ظن باشد.

4. والدين، خواسته‌هاي خويش را منطبق بر رضاي خداوند قرار دهند، نه مطابق با سليقۀ شخصي خويش.

5. همديگر را با كلمات احترام‌آميز صدا نموده و با عباراتي كه بار مثبت و عاطفي و محبت‌آميز داشته باشد استفاده نمايند و از سخنان زشت و توهين‌آميز و كينه‌آور احتراز نمايند.

6. در حضور فرزندان از روزگار و مشكلات زندگي شكايت نكنند و از مسائلي كه غالباً و به‌طور ناخودآگاه در زندگي به فرزندان ديد منفي القاء مي‌كند پرهيز نمايند و راضي به رضا و قضاي الهي باشند.

در مورد مسائل و مشكلات خانه، هفته‌اي يك روز جلسه بحث و مذاكره قرار دهند و در حضور كودكان به مشورت و تبادل نظر پرداخته و به افكار اعضاي خانواده احترام بگذارند. (15)

12. ايجاد محيطي پرنشاط
محيط تربيت بايد فضاي پرنشاط و دل‌انگيزي باشد،‌ تا بتوان فرزنداني شايسته را تربيت نموده و به قله‌هاي رفيع افتخار و سعادت رساند. اساساً بچه‌ها بر اساس فطرت خدادادي خويش، نيازمند گرم‌ترين ابراز محبّتها و پرنشاط‌ترين كانونهاي خانوادگي هستند. آنان دوست دارند كه در آغوش مهربانيها و عطوفتها جاي گرفته و بر هستي لبخند بزنند. شاكلۀ شخصيت فرزندان، آميزه‌اي از محبّت‌خواهي و شادي‌طلبي است. مربيان برتر و والدين آگاه با استفاده از شاديهاي صحيح و تفريحات سالم،‌ محيطي پرنشاط و دل‌انگيز به وجود آورده و بدين‌وسيله در قلب فرزندان نفوذ نموده و آنان را به سوي رفتارهاي مطلوب و خصال ستوده سوق مي‌دهند. و اين يكي از صفات برتر مؤمنين است كه در كلام حضرت سبط اكبر، پيشواي دوم(ع) بدان اشارت شده است.
آن حضرت فرمود:‌
«اِنَّ مِنْ اَخْلاَقِ الْمُؤْمِنِينَ نِشَاطاً فِي هُدَي وَ نَهْياً عَنْ شَهْوَةٍ؛ (16) از ويژگيهاي انسانهاي باايمان اين است كه در مسير هدايت، پرنشاط و شاد هستند و در عين حال از پيروي شهوات نفساني خودداري مي‌كنند.» (17)





1) وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، مؤسسه آل البيت ، قم، 1409 ق، ج 20، ص 16.
2) «زَوَّجَهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا»؛ مكارم الاخلاق، رضي الدين حسين بن فضل طبرسي، نشر شريف رضي، ص 204.
3) الاحتجاج علي أهل اللجاج،‌ احمد بن علي طبرسي، نشر مرتضي، مشهد، 1403، ج 1، ص276.
4) مكارم الاخلاق، رضي الدين حسن بن فضل طبرسي، ص 226.
5) الكافي، محمد بن يعقوب كليني، دار الكتب الاسلاميه، 1388 ق، ج 1، ص 463.
6) «اعْلَمْ يَا يَزِيدُ أَنَّ إِبْلِيسَ شَارَكَ أَبَاكَ فِي جِمَاعِهِ فَاخْتَلَطَ الْمَاءَانِ فَأَوْرَثَكَ ذَلِكَ عَدَاوَتِي لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلا.» بحار الانوار، محمد باقر مجلسي،‌ مؤسسه الوفاء، بيروت، 1403 ق،‌ ج 44، ص 104.
7) علل الشرايع،‌ شيخ صدوق،‌ مكتب الحيدريه،‌ نجف،‌ 1386 ق، ج 1، ص 96.
8) همان.
9) اللبان: كندر؛‌ لسان العرب، ج 13، ص 377.
10) الكافي، محمد بن يعقوب كليني، دار الكتب الاسلاميه، 1388 ق،‌ ج 6، ص 23.
11) معاني الاخبار، محمد بن بابويه قمي، نشر جامعه مدرسين، ص 401.
12) تحف العقول عن آل الرسول، حسن بن شعبه حراني، نشر جامعه مدرسين، 1404 ق، ص125؛ امانتداري در سيره معصومين، عبد الكريم پاك‌نيا، مركز مطالعات اسلامي، ص 7.
13) اعلام الدين، حسن بن ابي الحسن ديلمي، مؤسسه ‌آل البيت، قم، 1408 ق، ص 137.
14) بحار الانوار، ج 43، ص 342.
15) آنچه والدين و مربيان بايد بدانند، رضا فرهاديان، نشر رئوف،‌ قم، 1370 ش، ص 35.
16) اعلام الدين ديلمي، ص 137.
17) گفتني است كه اين حديث را مي‌توان به دو صورت معني كرد: 1. مؤمنين از اينكه در مسير هدايت قدم برمي‌دارند بانشاط و مسرور هستند. 2. شادي و نشاط مؤمنين در مسير هدايت بوده و از موازين شرعي تجاوز نمي‌كنند.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 143
مطالب مرتبط :
عوامل تربیت فرزند صالح از منظر امام حسن مجتبی‏ علیه‏ السلام


٢٣:٤٤ - چهارشنبه ٢٩ تير ١٣٩٠    /    شماره : ٨٩٨٤٥    /    تعداد نمایش : ١٠٣٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




تمامی حقوق این پایگاه متعلق به معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه های علمیّه می باشد.