شنبه ٣١ تير ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلي > تحقیقات،مقالات > مکاتب و مذاهب > مسیحیت 


گروه تدوين جزوات ‏آموزشى اديان

نقد كتاب مقدس (3)

در نقد محتوايى كتاب مقدس، نگرش اين كتاب را نسبت به خداوند و برخى از انبياء الهى مورد بررسى قرار داديم. در اين شماره به نقد معرفى چهره مسيح در اناجيل مى پردازيم.

اشاره

در نقد محتوايى كتاب مقدس، نگرش اين كتاب را نسبت به خداوند و برخى از انبياء الهى مورد بررسى قرار داديم. در اين شماره به نقد معرفى چهره مسيح در اناجيل مى پردازيم.

مسيح در اناجيل
چهره اى كه اناجيل از مسيح ارائه داده اند، با چهره مسيح در قرآن و حتى با چهره مسيحى كه در فيلمهاى هاليوودى به نمايش در مى آيد، تفاوتهاى شگرفى دارد. در اين جستار به بررسى چند نمونه از عملكرد و شخصيت حضرت عيسى عليه السلام در اناجيل مى پردازيم:
سازنده شراب ناب
نسبت دادن چنين كار ناپسندى به نبى خدا، آن هم به فرمان مادرش، جاى بسى شگفتى است. اين در حالى است كه شراب در شريعت موسى حرام بوده و مسيح بارها پايبندى خود را به اين شريعت اعلام داشته است. با اين حال، عهد جديد روايت مى كند كه عيسى عليه السلام نه تنها مردم را از مصرف شراب بازنداشته، بلكه خود اقدام به ساختن آن نموده است. برخى از متديّنان مسيحى هم هنگام يادآورى اين معجزه، در جهت توجيه آن تلاش مى نمودند و مى گفتند كه آن شراب، مست كننده نبوده است. در حالى كه انجيل خلاف آن را گزارش مى كند.
معجزه ساخت شراب، تنها در باب دوم انجيل يوحنّا به عنوان نخستين معجزه مسيح آمده است كه در پى روايت مى شود:
«دو روز بعد، مادر عيسى در يك جشن عروسى در دهكده «قانا» در جليل مهمان بود. عيسى و شاگردان او نيز به عروسى دعوت شده بودند. هنگام جشن، شراب تمام شد. مادر عيسى با نگرانى نزد او آمد و گفت: «شرابشان تمام شده است». عيسى فرمود: «اى زن! مرا با تو چه كار است؟ ساعت من هنوز نرسيده است.» با اين حال مادر عيسى به خدمتكاران گفت: «هر دستورى به شما مى دهد اطاعت كنيد.» در آنجا شش خمره سنگى بود كه فقط در مراسم مذهبى از آن استفاده مى شد و گنجايش هر كدام حدود 100 ليتر بود. عيسى به خدمتكاران فرمود: «اين خمره ها را پر از آب كنيد.» وقتى پر كردند، فرمود: «حالا كمى از آن را برداريد و نزد گرداننده مجلس ببريد!» وقتى گرداننده مجلس آن آب را كه شراب شده بود چشيد، داماد را صدا زد و گفت: «چه شراب خوبى! مثل اينكه با ديگران خيلى فرق داريد؛ چون معمولا در جشنها اول با شراب خوب از مهمانها پذيرايى مى كنند و بعد كه همه سرشان گرم شد، شراب ارزان تر را مى آورند؛ ولى شما شراب خوب را براى آخر نگه داشته ايد.» او نمى دانست كه شراب از كجا آمده است؛ ولى خدمتكاران مى دانستند. اين معجزه عيسى در دهكده قاناى جليل، اولين نشانه قدرت دگرگون كننده او بود و شاگردان ايمان آوردند كه او واقعاً همان مسيح است.» (1)
اگر مسيح چنين اقدامى نموده و شراب ناب را پيشكش اهل آن مجلس كرده است، جاى پرسشى جدّى است كه آيا او براى روشن كردن و رشد دادن عقلها آمده يا براى تخدير و سست كردن آنها؟


رفتار ناپسند با مادر
اناجيل، از مسيح چهره اى بدرفتار نسبت به مادرش مى سازند. او به گونه اى غير شايسته با مريم عذرا برخورد مى كرد. در جريان معجزه ساخت شراب، هنگامى كه مادرش از او خواست كه به صاحب مجلس كمك كند، با آهنگى سرزنش آميز به او مى گويد: «از من چه مى خواهى؟» وى، حتى مادرش را جزو مؤمنان به حساب نمى آورد و از جايگاه او در برابر شاگردانش مى كاهد. در انجيل متى آمده است:
«در همان حال كه عيسى در آن خانه اين سخنان را براى مردم بيان مى كرد، مادر و برادرانش بيرون [از خانه ] منتظر او ايستاده بودند. پس، يك نفر براى عيسى پيغام آورد و گفت: «مادر و برادرانت بيرون منتظر تو مى باشند.» عيسى گفت: «مادر من كيست؟ برادرانم كيستند؟» سپس به شاگردانش اشاره كرد و گفت: «اينها هستند مادر و برادران من. هر كه از پدر آسمانى من اطاعت كند، برادر، خواهر و مادر من است.» (2)
چگونه مى توان اين رفتار ناشايست را توجيه كرد و آن را به پيامبر بزرگ خداوند، عيسى مسيح عليه السلام نسبت داد. در حالى كه او خود، ديگران را به احترام به پدر و مادر فرا مى خواند و مى گويد: «يكى از احكام خدا اين است كه پدر و مادر خود را احترام كنيد و هر كه پدر و مادرخود را ناسزا گويد، كشته شود.» (3)

بوسه زن بدكاره
لوقا مى گويد: «روزى يكى از فريسيان عيسى را براى صرف غذا به خانه خود دعوت كرد. عيسى نيز دعوت او را پذيرفت و به خانه او رفت. وقتى سر سفره نشسته بودند، زنى بدكاره كه شنيده بود عيسى در آن خانه است، شيشه اى نفيس و پر از عطر گرانبها برداشت و وارد شد و پشت سر عيسى، نزد پاهايش نشست و شروع به گريستن كرد. قطره هاى اشك او روى پاهاى عيسى مى چكيد و او با موهاى سر خود آنها را پاك مى كرد. پس پاهاى عيسى را بوسيد و روى آنها عطر ريخت. صاحب خانه، يعنى آن فريسى، وقتى اين وضع را مشاهده نمود و آن زن را شناخت، با خود گفت: اگر اين مرد فرستاده خدا بود، يقيناً متوجه مى شد كه اين زن گناهكار و ناپاك است!» (4)
كار عيسى، مورد پذيرش آن مرد فريسى نيز قرار نگرفت و او در باطن، اعلام نارضايتى كرد. در روايت يوحنّا از اين رويداد، اعتراض يهودا نيز ذكر شده است كه در پى مى آيد:
«آن گاه مريم يك شيشه عطر سنبل خالص گران قيمت گرفت و آن را روى پاهاى عيسى ريخت و با موهاى سر خود، آنها را خشك كرد. خانه از بوى عطر پر شد؛ ولى يهوداى اسخريوطى كه يكى از شاگردان عيسى بود و بعد به او خيانت كرد، گفت: «اين عطر گرانبها بود. بهتر بود آن را مى فروختيم و پولش را به فقرا مى داديم. ... عيسى جواب داد: «كارى با او نداشته باشيد! مريم بدن مرا براى دفن آماده كرد. به فقرا هميشه مى توانيد كمك كنيد، ولى من هميشه با شما نيستم.» (5)

ترس از مرگ و سرزنش خداوند
عهد جديد مى گويد: زمانى كه مسيح بر دار بود، هنگامه واپسين نزديك مى گشت. ترس از مرگ، تمام وجود او را فرا گرفته بود؛ از همين رو، به خدا توسّل جسته، از او يارى خواست؛ اما هنگامى كه پاسخى دريافت نداشت، با سرزنش خدا را خطاب كرد و گفت كه چرا مرا تنها گذاشته اى؟ متى، آن لحظات را اين گونه به تصوير مى كشد:
«پطرس و دو پسر زبدى؛ يعنى يعقوب و يوحنّا را نيز با خود برد. در حالى كه غم و اندوه، تمام وجود او را فرا گرفته بود، رو به ايشان كرد و فرمود: «من از شدّت حزن و غم، در آستانه مرگ مى باشم. شما اينجا بمانيد و با من بيدار باشيد. سپس كمى دورتر رفت و بر زمين افتاد و چنين دعا كرد: پدر! اگر ممكن است، اين جام رنج و عذاب را از مقابل من بردار؛ اما نه به خواهش من، بلكه به خواست تو. (6)» مسيح در آن شب، سه بار و با همين كلمات دعا كرد و از خداوند خواست كه آن رنج را از او بردارد. پس از آنكه دستگير شد و بر صليب آويخته گشت و دانست كه او را خواهند كشت، با بانگى بلند خداوند را به جهت يارى نكردنش سرزنش نمود.
متى چنين ادامه مى دهد: «نزديك به ساعت سه، عيسى فرياد زده، گفت: «خداى من! خداى من! چرا مرا تنها گذاشته اى؟»(7)
در تفسير اين سخنان، سكوت بهترين مجال است؛ ولى مگر مرگ براى انسان مؤمن تنها يك انتقال نيست؟ آيا اين امام على عليه السلام نيست كه مى فرمايد: «بيش از آنكه كودك به پستان مادرش انس دارد، فرزند ابوطالب با مرگ مأنوس است.» و چه زيبا است كلام الهى كه مى فرمايد: «قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»؛(8) «بگو اى يهوديان! اگر گمان داريد كه فقط شما دوستان خدا هستيد نه ديگر مردم، پس آرزوى مرگ كنيد، اگر راست مى گوييد.» زيرا مؤمن از مرگ لذت مى برد. به ويژه كه مرگ؛ شهادت در راه خدا باشد؛ اما چگونه است كه عيسى، پيام آور بزرگ خداوند، اين گونه از مرگ واهمه داشته و دچار اضطراب و نگرانى مى گردد؟(9)


در واقع بايد گفت كه اناجيل چهره اى كاملاً متضاد و ناسازگار از مسيح ارائه مى دهند و اين قرآن است كه به درستى، حقيقت را در مورد او آشكار مى نمايد. قرآن كريم، هر گونه بدى و زشتى را از ساحت پيامبر خداوند، مسيح عليه السلام دور نموده و او را نبى، مبارك، نيكوكار به مادر و بنده يگانه پرست و فروتن خداوند خوانده و نسبت هر گونه ادعاى نادرست، همچون الوهيت، اتحاد و حلول را به او رد نموده است. همچنين عيسى مسيح عليه السلام در قرآن به مثابه پيامبرى بزرگ و محترم كه به آسمان برده شده و در پوشش عزّت خداوندى آرام گرفته است، مطرح مى شود. قرآن او را روح و كلمه و تربيت شده خداوند و گنجينه اسرار و حكمتهاى الهى مى داند.
عهد جديد، چهره اى به كلى مخدوش و ناروا از مسيح ارائه مى دهد. عيسى در عهد جديد، سازنده و نوشنده شراب ناب و بد رفتار نسبت به مادر شناسانده مى شود. او كسى است كه زنى بدكاره، پاهاى او را مى بوسد و عطر آگين مى نمايد و سرانجام، چون بردار مى رود ملعون مى باشد. بر او برچسب الوهيت و فرزندى خدا نيز زده مى شود و همين طور اوصاف ديگرى كه هر خرد پاكيزه اى از پذيرش آن سرباز خواهد زد.
اين در حالى است كه پيامبران مى بايست اوّلاً: شايستگى گرفتن وحى را داشته باشند، ثانياً: مردم بتوانند به صحت گفتار آنان اطمينان كنند، ثالثاً: بشر را به سر منزل مقصود برسانند و هدايت كنند. و لازمه اين امر، داشتن عصمت است، و آن حالتى نفسانى است كه دارنده آن، از دست يازيدن به هر گونه زشتى و پستى دورى مى كند.


 پی نوشت :

1) يوحنّا، 2: 1 - 11.
2) متى، 12: 46 - 50.
3) متى، 15: 4.
4) لوقا، 7: 36 - 39.
5) يوحنّا، 12: 8.
6) متى، 26: 37 - 39.
7) متى، 27: 46.
8) جمعه/6.
9) آنچه كه گفته شد، گزارشى كوتاه از شخصيت مسيح در اناجيل بود. خواننده مى تواند با مراجعه به عهد جديد، به موارد بيش ترى دست يابد.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره102.




تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٢٥ اسفند ١٣٨٩ / شماره خبر : ٨٠٩٨٥ / تعداد بازدید : 2624/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج