دوشنبه ٢٨ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین 
ماهنامه مبلغان


سیدمحمدحسین حسینی

اهداف مأمون از تشكیل مناظرات

پس از تحمیل ولایت عهدی توسط مأمون بر امام رضاعلیه السلام در خراسان، جلسات گسترده بحث و مناظره به دستور مأمون تشكیل گردید...

پس از تحمیل ولایت عهدی توسط مأمون بر امام رضاعلیه السلام در خراسان، جلسات گسترده بحث و مناظره به دستور مأمون تشكیل گردید و از اكابر دانشمندان و علماء زمان، اعم از مسلمان و غیر مسلمان برای حضور در این جلسات دعوت می شد.
بدون شك پوشش ظاهری این مناظرات اثبات و تبیین مقام والای امام هشتم علیه السلام در رشته های علوم مختلف و معارف قرآنی بود؛ اما اینكه هدف و یا اهداف پشت پرده مأمون از این كار چه بوده، احتمالات و اقوالی بیان شده است كه برخی از آنها از این قرار است:
1. گروهی بر این باورند كه هدف مأمون جز این نبود كه به پندار خویش مقام امام علیه السلام را در انظار مردم مخصوصاً ایرانیان پایین آورد و مردم گمان كنند كه حضرت رضاعلیه السلام تنها به مسائل ساده قرآنی یا حدیثی آشناست و از فنون و علوم دیگر بی بهره است؛ چنان كه خود مأمون به سلیمان مروزی، عالم مشهور علم كلام، بعد از اینكه دستور داد با حضرت رضاعلیه السلام مناظره كند، گفت: «هدف من چیزی جز این نیست كه راه را بر او ببندی؛ چرا كه می دانم تو در علم و مناظره توانا هستی.» (1)
و اباصلت نیز در این باره می گوید: «از آنجا كه امام در میان مردم به علت فضائل و كمالات معنوی خود محبوبیت روزافزون می یافت، مأمون بر آن شد كه علماء كلام را از هر نقطه كشور فرا خواند تا در مباحثه، امام را عاجز كنند و بدین وسیله، مقامش از نظر دانشمندان پایین بیاید و عامّه مردم نیز پی به كمبودهایش ببرند؛ ولی امام علیه السلام دشمنان خود، از یهودی، مسیحی، زردشتی، برهمن، صابئی، منكر خدا و... همه را در بحث محكوم كرد.» (2)
2. ممكن است هدف مأمون این بوده كه می خواسته مقام والای امام هشتم علیه السلام را تنها در بُعد علمی منحصر كند و تدریجاً از مسائل سیاسی كنار بزند و چنین نشان دهد كه امام مردی عالم و پناهگاه امت اسلامی در مسائل علمی است، نه در مسائل سیاسی و به این ترتیب، شعار تفكیك دین از سیاست را عملی كند.
3. مناظرات پوششی بوده است برای سرگرمی مردم و پوشیده ماندن نقاط ضعف حكومت مأمون.
4. انگیزه دیگر مأمون این بوده كه به عنوان یك زمامدار عالم در جامعه اسلامی معرفی شود و مردم عشق او را به علم و دانش، آن هم در محیط ایران و اسلام آن روز باور كنند و از این طریق، گروهی را جذب دستگاه خود سازد. (3)
به هر حال، مناظرات با هر انگیزه كه تشكیل می شد، نتوانست مأمون را به اهداف خود برساند و برعكس، هر بار نتیجه به سود حضرت رضا و اهل بیت علیهم السلام تمام می شد.

تنوع مناظرات
مناظرات حضرت رضاعلیه السلام فراوان و متنوع است كه بخش مهمی از این مناظرات را شیخ صدوق در كتاب «عیون اخبار الرضاعلیه السلام» و مرحوم علامه مجلسی در جلد 49 «بحارالانوار» و مرحوم طبرسی در جلد دوم «احتجاج» نقل كرده اند. همچنین در كتاب «مسند الامام الرضاعلیه السلام» جلد 2 نیز آمده است. اهم این مناظرات از این قرار است:
1. مناظره با جاثلیق پیشوای بزرگ مسیحیان در زمان حضرت رضاعلیه السلام؛
2. مناظره با رأس الجالوت پیشوای یهودیان در آن زمان؛
3. مناظره با هربز اكبر پیشوای زردشتیان؛
4. مناظره با عمران صابئی مدافع مذهب صابئین كه خود را پیرو حضرت یحیی علیه السلام می دانند؛
5. مناظره با سلیمان مروزی مشهورترین عالم علم كلام در خطه خراسان؛
6. مناظره با علی بن محمد بن جُهم ناصبی؛
7. مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره؛
8. مناظره با جمعی از علماء و خود مأمون. (4)
تك تك مناظرات حضرت دارای محتوای عمیق و عالی است و از نظر فن مناظره و طرز ورود و خروج در بحثها پربار و راهگشا و آموزنده است. در این مقال، فقط به آن سخنان و آن بخش از مناظرات آن حضرت اشاره می كنیم كه به نوعی از اهل بیت علیهم السلام دفاع و حقانیت آنها به اثبات رسیده است.

1. مناظره با جاثلیق
بخش اصلی و مهم این مناظره، مربوط به اثبات نبوت پیامبر اكرم، حضرت محمدصلی الله علیه وآله می باشد، در قسمتی از آن می خوانیم:
«جاثلیق گفت: آری، می پذیرم كه یوحنا از مسیح علیه السلام نقل كرده است و بشارت به نبوت مردی و نیز بشارت به اهل بیت و وصیش داده است؛ اما نگفته است این چه زمانی واقع می شود و این گروه را برای ما نام نبرده است.
حضرت فرمود: اگر ما كسی را بیاوریم كه انجیل را بخواند و آیاتی از آن را كه نام محمدصلی الله علیه وآله و اهل بیتش و امتش در آنهاست، برای تو تلاوت كند، آیا ایمان به او می آوری؟» جاثلیق گفت: بسیار خوب.
حضرت به نسطاس رومی فرمود: آیا سِفر سوم انجیل را حفظ داری؟ گفت: بلی، حفظ دارم. سپس حضرت به رأس الجالوت (بزرگ یهودیان) رو كرد و فرمود: آیا تو هم انجیل می خوانی؟ گفت: آری، به جانم سوگند! فرمود: سفر سوم را برگیر! اگر در آن ذكری از محمد و اهل بیتش بود، به نفع من شهادت بده و اگر نه، شهادت نده! سپس امام علیه السلام سِفْر سوم را قرائت كرد تا به نام پیامبرصلی الله علیه وآله رسید. آن گاه متوقف شد و رو به جاثلیق كرد و فرمود: ای نصرانی! تو را به حق مسیح و مادرش می خوانم، آیا قبول داری كه من از انجیل باخبرم؟ جاثلیق گفت: آری. پس حضرت نام پیامبر و اهل بیت علیهم السلام و امتش را برای او تلاوت كرد و سپس فرمود: ای نصرانی! چه می گویی؟... جاثلیق: من آنچه را كه وجود آن در انجیل برای من روشن شده است، انكار نمی كنم و به آن اعتراف دارم.» (5)

در جملات فوق، به خوبی حضرت رضاعلیه السلام در كنار اثبات حقانیت نبوت پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله، امامت و وصایت امامان و اهل بیت عصمت علیهم السلام را نیز به اثبات رسانده است.

2. مناظره با یحیی بن ضحاك سمرقندی
روزی مأمون گروهی از فقهاء و متكلمان را جمع كرد تا با امام رضاعلیه السلام مناظره كنند. حضرت فرمود: شما یك نفر از بین خود انتخاب كنید و هر چه او گفت، شما ملتزم باشید! همه رضایت دادند كه یحیی بن ضحاك سمرقندی كه مانند او در خراسان نبود، انتخاب شود.... آن گاه حضرت رو كرد به مأمون و فرمود: یحیی باید از پیشوایان خود برای من خبر دهد؛ آیا آنها نسبت به خودشان دروغ گفتند یا راست گفتند؟
پس اگر اعتقاد او این است كه آنها نسبتهای دروغ به خود داده اند، كذاب هستند و در نتیجه، لیاقت امامت [و خلافت] را ندارند و اگر عقیده اش این است كه آنها هر چه نسبت به خود گفته اند، راست گفته اند، پس اوّلی از آنها (ابوبكر) گفت: «اَقیلُونی وَلِیتَكُمْ وَ لَسْتُ بِخَیرِكُمْ؛ خلافت را از من پس بگیرید [و مرا معاف دارید! ولی و خلیفه شما شدم،] در حالی كه بهترین شما نیستم.» و دومی (عمر) گفت: «كانَتْ بَیعَةُ اَبِی بَكْرٍ فَلْتَةً وَقَی اللَّهُ شَرَّها فَمَنْ عادَ لِمِثْلِها فَاقْتُلُوهُ؛ بیعت ابی بكر فتنه ای بود كه خدا شرّش را حفظ كند. پس اگر كسی دو باره چنان بیعتی انجام دهد، او را بكشید!»
... و كسی كه قتلش واجب است، چگونه عهد [و توصّیه] او برای غیرش (انتخاب عمر) پذیرفته می شود، در حالی كه خود او گفت: برای من شیطان گمراه كننده ای است. پس هر گاه به من مایل شد، مرا نگه دارید! و اگر خطا كردم، ارشادم كنید!» پس اگر راست می گویند، امام و پیشوا نیستند و اگر دروغ می گویند، یحیی چه جوابی دارد! (6)

مناظره با جمعی از علماء عراق و خراسان
گروهی از علماء عراق و خراسان به امر مأمون، در جلسه ای گرد هم آمدند. از امام رضاعلیه السلام نیز دعوت به عمل آمد.

برگزیدگی عترت علیهم السلام
وقتی حضرت در آن مجلس حضور یافت، مأمون رو به حاضران در مجلس كرد و گفت: از معنای این آیه به من خبر دهید: «ثُمَّ اَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذینَ اصْطَفَینا مِنْ عِبادِنا»؛ (7) «سپس این كتاب را به آن بندگانمان كه آنها را برگزیده بودیم، به میراث دادیم.»
علماء در جواب گفتند: منظور خداوند، همه امت [اسلامی] است.
مأمون رو به امام رضاعلیه السلام كرد كه شما [در این باره] چه می گویی؟ حضرت فرمود: آن گونه كه علماء گفتند، نمی گویم، بلكه می گویم: «اَرَادَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَ بِذَلِكَ الْعِتْرَةَ الطَّاهِرَةَ؛ منظور خدای تبارك و تعالی از این [كلمه اصطفینا] عترت پاك [رسول خدا] است.»
مأمون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه مابقی امت؟ حضرت رضاعلیه السلام فرمود: اگر خداوند هم امت را قصد كرده بود، پس همه امت باید در بهشت باشند؛ چون [در ادامه آیه] همه را اهل بهشت قرار داده، می فرماید: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یدْخُلُونَهَا»؛(8) «بهشتهای همیشگی كه داخل آن می شوند.» [یقیناً همه امت اسلامی اهل بهشت نیستند،] پس وراثت مخصوص عترت پاك است، نه دیگران.

معصوم بودن عترت علیهم السلام
آن گاه حضرت رضاعلیه السلام فرمود: آنان همان كسانی هستند كه خداوند در قرآن توصیفشان كرده و فرموده: «اِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً»؛ (9) «همانا خداوند می خواهد كه آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.» و آنان همان كسانی اند كه رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: به درستی كه من دو چیز گران بها: كتاب خدا و عترتم (اهل بیتم) را میان شما به جای می گذارم. هیچ گاه از یكدیگر جدا نشوند تا اینكه در حوض [كوثر] بر من وارد شوند. ببینید كه پس از من با آن دو چگونه برخورد می كنید.»یا أَیهَا النَّاسُ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ؛ (10) ای مردم! به آنان چیزی یاد ندهید؛ زیرا آنان از شما داناترند.»

مراد از آل كیست؟
در ادامه مناظره، علماء پرسیدند: ای اباالحسن! آیا «عترت» همان «آل» است یا غیر آن؟ حضرت رضاعلیه السلام فرمود: آنان همان آل هستند [نه غیر آن] . علماء گفتند: این رسول خداصلی الله علیه وآله است كه از او روایت شده كه فرمود: «اُمَّتِی آلِی؛ امت من آل من هستند.»
حضرت فرمود: [هرگز مراد از آل، امت نمی تواند باشد. دلیل آن این است كه] از شما می پرسم: آیا صدقه بر آل محمدصلی الله علیه وآله حرام است [یا نه] ؟ گفتند: آری [حرام است] .
حضرت فرمود: آیا بر امّت [نیز] حرام است؟ گفتند: نه. حضرت فرمود: این فرق میان آل و امت است. [لذا نمی شود گفت آل یعنی امت. آن گاه فرمود:] وای بر شما به كجا می روید! (11)

برتری عترت در قرآن
حضرت رضاعلیه السلام هر چند در محاصره مأمون و دستگاه او قرار داشت، ولی هر جا فرصت می یافت، برتری و حقانیت اهل بیت علیه السلام را از طریق قرآن به اثبات می رساند تا مخالفان نیز وادار به پذیرش شوند.
در ادامه مناظره پیش گفته می خوانیم:
مأمون گفت: آیا خداوند عترت را در قرآن بر مردمان دیگر برتری داده است؟
حضرت رضاعلیه السلام فرمود: «انَّ اللَّهَ الْعَزِیزَ الْجَبَّارَ فَضَّلَ الْعِتْرَةَ عَلَی سَائِرِ النَّاسِ فِی مُحْكَمِ كِتَابِهِ؛ [بلی] به درستی كه خداوند عزیز و قهّار عترت را در آیات محكم كتابش بر دیگر مردمان برتری داده است.»
مأمون گفت: [این برتری دادن] در كجای كتاب خداست؟
حضرت رضاعلیه السلام فرمود: در سخن خدای متعال كه فرمود: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمینَ ذُرِّیةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ»؛ (12) «به یقین خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتری داده است و فرزندانی كه بعضی از آنان از [نسل] بعضی دیگرند.» (13)
سخن حضرت اشاره به این است كه عترت همان ذریه و فرزندان برگزید ابراهیم علیه السلام هستند كه بر دیگران برتری داده شده اند. و آیات دیگری نیز در برتری اهل بیت علیهم السلام آمده است؛ چنان كه حضرت در ادامه می فرماید:
و خداوند در جای دیگر فرمود: «اَمْ یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَینا آلَ اِبْراهیمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَیناهُمْ مُلْكاً عَظیماً»؛ (14) «یا اینكه نسبت به مردم (اهل بیت) برای آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا كرده، رشك می ورزند. در حقیقت، ما به خاندان ابراهیم كتاب و حكمت دادیم و به آنان مُلكی عظیم بخشیدیم.»
منظور از «الناس» پیامبر اكرم و اهل بیت علیهم السلام می باشند؛ چنان كه در تفسیر صافی روایات متعددی به این مضمون نقل شده است. (15) زمخشری نیز گفته منظور از «الناس» پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله و مؤمنان است(16) كه البته مؤمنان دارای فضیلت، همان اهل بیت علیهم السلام هستند. حضرت رضاعلیه السلام در ادامه سخنان می فرماید:
آن گاه خداوند در قرآن روی سخن را به مؤمنان دیگر باز گردانده، [دستور داده است كه از اهل بیت علیهم السلام اطاعت كنند؛ لذا] می فرماید: «یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اَطیعُوا اللَّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الاَْمْرِ مِنْكُم»؛ (17)«ای كسانی كه ایمان آورده اید! خدا را اطاعت كنید و پیامبر و صاحب امر از خود را [نیز] اطاعت كنید!» مقصود [از دو آیه پیش گفته] كسانی است كه كتاب [خدا] و حكمت را به ارث برده اند (اهل بیت علیهم السلام) و به خاطر این دو میراث به آنان رشك و حسد برده می شود... و [در آیه دوّم] اطاعت از برگزیدگان منظور است.» (18)
در ذیل آیه فوق، روایات فراوانی وارد شده است كه منظور از صاحبان امر اهل بیت علیهم السلام می باشند، از جمله امام صادق علیه السلام فرمود: «این آیه «اَطیعُوا اللَّهَ» در باره علی بن ابی طالب، حسن و حسین علیهما السلام وارد شده است. پس گفته شد: مردم می گویند: چرا خداوند در كتابش (قرآن) نام علی و اهل بیت علیهم السلام را نبرده است؟ حضرت صادق علیه السلام فرمود: به آنها بگویید:
خداوند نماز را نازل [و واجب] فرمود، ولی [در قرآن] نفرمود: سه ركعت و یا چهار ركعت بخوانید تا اینكه پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله نماز را برای آنها تفسیر [و تعداد ركعات را بیان] كرد و [آیه] زكات را بر پیغمبر نازل كرد و نفرمود: از هر چهل درهم، یك درهم پرداخت كنید تا اینكه رسول خداصلی الله علیه وآله برای مردم تفسیر كرد. و حج را واجب كرد و نفرمود: هفت بار طواف كنید تا اینكه رسول خداصلی الله علیه وآله بیان كرد و همین طور آیه «اَطیعُوا اللَّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الاَْمْرِ مِنْكُمْ» در باره علی و حسن و حسین علیهم السلام نازل شد. پس رسول خداصلی الله علیه وآله در باره علی علیه السلام فرمود: هر كس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولای اوست. و فرمود: شما را به كتاب خدا و اهل بیتم سفارش می كنم... و قرآن برای تأیید پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله آیه تطهیر را در باره علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام نازل فرمود.» (19)

تفسیر اصطفاء در قرآن
علماء در ادامه مناظره پرسیدند: آیا خدای متعال «اصطفاء» (برگزیدگی) را در قرآن تفسیر فرموده است؟ امام رضاعلیه السلام فرمود: برگزیدگی [و اصطفاء] را به غیر از باطن [آیات] در ظاهر [قرآن] در دوازده جا تفسیر كرده است: (20)

1. آیه تطهیر
«اِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً»؛(21) «همانا خداوند اراده كرد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] ببرد و شما را پاك و پاكیزه گرداند.» و این فضیلت عصمت نشانه انتخاب و مصطفی بودن اهل بیت علیهم السلام می باشد.

2. آیه مباهله
«فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْناءَنا وَ اَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْكاذِبینَ»؛ (22) «بگو: بیایید، پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و نفوس ما و نفوس شما را دعوت كنیم. آن گاه مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» خداوند در آیه فوق پاكان را از دیگران ممتاز ساخته و به پیامبر دستور داده آنها را برای مباهله بیاورد. پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام را آورد و آنان را همپای خویش قرار داد. آن گاه حضرت رضاعلیه السلام فرمود:
«آیا معنای سخن خدا: «اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُم» را می دانید؟ علماء حاضر در مجلس مأمون گفتند: مقصود از آن خود پیامبرصلی الله علیه وآله بوده است. حضرت ابوالحسن علیه السلام فرمود: اشتباه گفتید. مسلماً تنها علی علیه السلام را قصد كرده است. از چیزهایی كه دلالت بر این مطلب می كند، سخن پیامبر است كه در مورد طائفه «بنُو ولیعه» فرمود: باید [به كارهای زشت خود] پایان دهند وگرنه مردی همچون خودم را به سوی ایشان می فرستم (علی علیه السلام) . و این امتیازی است كه هیچ كس به آن پیشی نگرفته و برتری ای است كه هیچ بشری به آن راه نیافته و شرافتی است كه هیچ آفریده به آن سبقت نگرفته است؛ چرا كه جان علی علیه السلام را همانند جان خویش قرار داد.» (23)
علماء عامّه، از جمله زمخشری به این مسئله اعتراف دارند كه آیه مباهله قوی ترین دلیل بر برتری اصحاب كساءعلیهم السلام است. (24)


3. باز ماندن درِ خانه اهل بیت علیهم السلام به مسجد پیامبرصلی الله علیه وآله
امام چهارم علیه السلام فرمود: پیامبرصلی الله علیه وآله همه مردم را از مسجدش بیرون كرد [و در خانه های آنها را به مسجد بست] ، جز عترت [خویش] را [كه درب خانه آنها را به سوی مسجد باز گذارد] ، به طوری كه مردم زبان به شكایت گشودند و عبّاس [عموی پیامبر] شِكوه كرد و گفت: ای رسول خدا! [در خانه] علی را باقی گذاشتی و [در خانه های دیگر را بستی و] ما را بیرون كردی؟ فرمود: «من او را باقی نگذاشتم و شما را بیرون نكردم، بلكه خدا او را [در مسجد] باقی گذاشت و شما را بیرون كرد.»
و این قضیه آشكار كننده این سخن پیامبرصلی الله علیه وآله به علی علیه السلام است كه فرمود: «منزلت تو نسبت به من همانند منزلت هارون نسبت به موسی است.»
علماء گفتند: این در كجای قرآن آمده است؟ حضرت رضاعلیه السلام فرمود: در این مورد، آیه ای از قرآن را برای شما می خوانم كه شاهد این ادعاست و آن این است: «وَ اَوْحَینا اِلی مُوسی وَ اَخیهِ اَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُیوتاً وَ اجْعَلُوا بُیوتَكُمْ قِبْلَةً»؛ (25) «و به موسی و برادرش وحی كردیم كه شما دو تن، برای قوم خود در مصر خانه هایی ترتیب دهید و سراهایتان را رو به روی هم قرار دهید!» در این آیه شأن و مقام هارون علیه السلام نسبت به موسی علیه السلام و همچنین شأن و مقام علی علیه السلام نسبت به رسول خداصلی الله علیه وآله [با توجّه به حدیث منزلت بیان شده] است. و همراه این، دلیل آشكار دیگری در سخن رسول خداصلی الله علیه وآله است كه فرمود: «همانا این مسجد برای جنب و حائض حلال نیست، جز بر محمّد و آل محمّدصلی الله علیه وآله.»
علماء گفتند: این شرح و بیان جز در نزد شما جماعت خانواده رسول خداصلی الله علیه وآله یافت نشود. حضرت رضاعلیه السلام فرمود: و چه كسی این [فضیلت] را برای ما انكار می كند و حال آنكه رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «من شهر دانشم و علی درب آن.» پس هر كه بخواهد وارد شهر دانش شود، باید از در آن وارد شود.... (26)

4. آیه ذوی القربی
سخن خدا است كه فرمود: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ»؛ (27) «و حق خویشاوندان را بده!» این امتیازی است كه خدای عزیز و قهار، ایشان را به آن اختصاص داده و آنان را بر امّت برگزیده است. وقتی این آیه نازل شد، رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: فاطمه را نزد من بخوانید! فاطمه علیها السلام را دعوت كردند. آن گاه حضرت فرمود: ای فاطمه! عرض كرد: لَبَّیكَ ای رسول خدا! رسول اكرم صلی الله علیه وآله فرمود: به درستی كه فدك با اسب سواران و شتر سواران سپاه [و خلاصه با جنگ] به دست نیامده، بلكه آن مختص من است، نه مسلمانان. به خاطر فرمان خداوند آن را برای تو قرار دادم. آن را برای خودت و فرزندانت نگه دار! (28)

5. آیه مودّت
خدای عزیز فرمود: «قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ عَلَیهِ اَجْراً اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی «؛(29) «بگو: به ازاء آن (رسالت) پاداشی از شما درخواست ندارم، جز دوستی در باره خویشاوندان [و اهل بیتم] .» این امتیاز مختص پیامبرصلی الله علیه وآله و آل اوست، نه باقی انبیاء و آلشان... خداوند دوستی اهل بیت علیهم السلام را واجب كرد؛ چون می دانست آنها هیچ گاه از دین سر بر نمی تابند و هیچ گاه به گمراهی باز نمی گردند و [نكته] دیگر اینكه اگر مردی دوستدار مردی باشد، ولی یكی از خانواده او را دشمن بدارد، دلش [در دوستی او] سالم و صاف نخواهد ماند. پس هر كس به این دستور عمل كند و با رسول خداصلی الله علیه وآله و خانواده او دوست باشد، رسول خداصلی الله علیه وآله نمی تواند او را دشمن بدارد و هر كس دوستی اهل بیت علیهم السلام را ترك كند و به آن عمل نكند و خانواده پیامبرصلی الله علیه وآله را دشمن بدارد، بر رسول خداصلی الله علیه وآله لازم است كه او را دشمن بدارد؛ چرا كه او واجبی از واجبات خدا را ترك كرده است.... آن گاه كه این آیه نازل شد، رسول خداصلی الله علیه وآله در میان اصحابش ایستاد و خدا را سپاس گفت و ستود. سپس فرمود: ای مردم! به راستی خداوند بر شما عملی را واجب كرده است، آیا به آن عمل می كنید؟ كسی به او پاسخ نداد. روز دوّم در میان آنان ایستاد و همانند سخن روز قبل را تكرار كرد. كسی به او پاسخ نداد. روز سوم در میان آنان ایستاد و فرمود: ای مردم! به راستی خداوند عملی را بر شما واجب كرده است، آیا به آن عمل می كنید؟ كسی پاسخ او را نداد.

سپس فرمود: ای مردم! متوجّه باشید آن [عمل واجب] در مورد طلا و نقره و خوردنی و پوشیدنی [و خلاصه در باره درخواست مال] نیست. مردم گفتند: پس در این صورت، آن را بیان كنید! حضرت این آیه (پیش گفته) را تلاوت فرمود. [مردم] گفتند: اگر این باشد، آری، عمل می كنیم. ولی بیشتر آنان وفا نكردند.... (30)

6. آیه صلوات
خداوند می فرماید: «اِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما»؛ (31) «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند. ای كسانی كه ایمان آورده اید! بر او درود بفرستید و سلام گویید و كاملاً تسلیم باشید!»
و سلام و درود كامل آن است كه بر آل او نیز سلام و دورد فرستاده شود.
... مأمون گفت: این چیزی است كه در آن هیچ گونه اختلافی نیست، بلكه اتفاق نظر است. آیا در نزد شما در مورد «آل» چیزی واضح تر از این در قرآن وجود دارد؟

7. آیه سلام بر اهل بیت علیهم السلام
ابوالحسن الرضاعلیه السلام فرمود: شما را از سخن خداوند آگاه می سازم كه فرمود: «یس وَ الْقُرْآنِ الْحَكیمِ اِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ عَلی صِرَاطٍ مُسْتَقیمٍ»؛ (32) «یس، سوگند به قرآن حكمت آموز كه قطعاً تو از فرستادگان بر راه راست هستی.» مقصود از «یس» چیست؟ علماء گفتند: [مقصود از] یس محمّدصلی الله علیه وآله است و در این سخن تردیدی نیست. حضرت ابوالحسن علیه السلام فرمود: خداوند به محمدصلی الله علیه وآله و آلش با این [آیه و آیات دیگر] فضیلتی بخشیده است كه هیچ كس با اندیشیدن [نیز] به كُنْه آن نرسد و آن این است كه خداوند متعال بر هیچ كس سلام نفرستاده، مگر بر پیامبران الهی، مانند: نوح علیه السلام، (33) ابراهیم علیه السلام، (34) موسی علیه السلام و هارون علیه السلام (35) و نفرموده سلام بر آل نوح علیه السلام، و یا آل ابراهیم علیه السلام... تنها در مورد آل پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرمود «سَلامٌ عَلی إِلْ یاسینَ»؛ (36) یعنی سلام بر آل محمدصلی الله علیه وآله. (37)
در ادامه، امام رضاعلیه السلام به آیات خمس و غنیمت، (38) اطاعت از صاحبان امر، (39) ولایت، (40) اهل الذكر، (41) امر به نماز اهل بیت (42) و... استناد می كنند كه دلالت بر برتری اهل بیت علیهم السلام و برگزیدگی آنان دارد. (43)


پی نوشت :

1) عیون اخبار الرضاعلیه السلام، شیخ صدوق، تهران، دار الكتب الاسلامیة، ج 1، ص 179؛ بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، المكتبة الاسلامیة، ج 49، ص 177؛ سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام، ص 512.
2) عیون اخبار الرضاعلیه السلام، ج 1، ص 239؛ بحارالانوار، ج 49، ص 290؛ سیره پیشوایان، ص 513.
3) سیره پیشوایان، صص 513 - 515، با تلخیص و تغییر.
4) این مناظره در «تحف العقول» آمده است.
5) الاحتجاج، طبرسی، ج 2، صص 405 - 406.
6) همان، صص 456 - 457.
7) فاطر / 32.
8) همان / 33.
9) احزاب / 33.
10) همان.
11) تحف العقول، ابو محمد حرانی، انتشارات آل علی، چاپ اول، 1382، صص 774 - 776.
12) آل عمران / 33 و 34.
13) تحف العقول، ص 776.
14) نساء / 54.
15) تفسیر الصافی، محسن فیض كاشانی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ج 1، ص 460.
16) الكشاف، زمخشری، بیروت، دار الكتاب العربی، سوم، 1407 ق، ج 1، ص 523.
17) نساء / 59.
18) تحف العقول، صص 776 - 778.
19) تفسیر صافی، ج 1، صص 462 - 463.
20) از اینجا به بعد به جهت اختصار، آیات مورد استناد امام رضاعلیه السلام با توضیح خلاصه شده، بیان می شود.
21) احزاب / 33.
22) آل عمران / 61.
23) تحف العقول، ص 778.
24) الكشاف، ص 370.
25) یونس / 87.
26) تحف العقول، ص 780.
27) اسراء / 26.
28) تحف العقول، ص 780.
29) شوری / 23.
30) تحف العقول، ص 784.
31) احزاب / 56.
32) یس / 1 - 4.
33) صافات / 79.
34) همان / 103.
35) همان / 120.
36) همان / 130.
37) تحف العقول، ص 788.
38) انفال / 41.
39) نساء / 59.
40) مائده / 55.
41) نحل / 43.
42) طه / 132.
43) ر. ك: تحف العقول، صص 788 - 792.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره85 .




تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٢٣ مرداد ١٣٩٥ / شماره خبر : ٩٣٢٦٢ / تعداد بازدید : 2852/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج