شنبه ٢٤ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین 
ماهنامه مبلغان


اسرار نهفته در ولایتعهدی-5

شهادت امام رضا (ع)

مام را پنهانی به قتل برساند و ظاهرا مرگ امام به دلیل بیماری و ناگهانی جلوه كند و مامون نیز همچنان در نظر مردم موافق امام و دوستدار او باقی بماند...

مهدی طائب

نقشه شهادت
مجموع این پیامدهای مثبت برای امام و یاران او، مامون را متوجه ساخت كه اشتباه بزرگی را مرتكب شده و باید مشكل را حل نماید و راهی را غیر از نابود ساختن حضرت نمی یافت.
قتل حضرت به دو شكل ممكن بود:
الف) این كه مخالفت خود با حضرت را برای همه علنی سازد. كه در این صورت از دو حال خارج نبود: یا كسی علیه او شورش نمی كرد و می توانست بر اوضاع مسلط باشد. در این صورت تمامی یاران امام در معرض خطر قرار می گرفتند و افرادی همانند صفوان بن یحیی، محمد بن ابی عمیر، ابی داود المسترق، محمد بن حسن واسطی، حسن بن محبوب، عثمان بن عیسی، علی بن حكم، حسن بن علی بن فضال، علی بن اسباط، احمد بن ابی نصر بزنطی، عبدالله بن مغیره و نظایر آن ها كه نمونه هایی از ربیت یافتگان مكتب اهل بیت در زمان خویش و ناقل معارف مكتب اهل بیت به نسل های بعدی بودند و هر یك نویسنده ده ها كتاب و رساله و اثر در موضوعات مختلف معارف و تاریخ و حدیث شیعی بودند در معرض خطر بودند.
صورت دوم این كه یاران امام و سایر افرادی كه به هر دلیل در هوای مخالفت با مامون بودند، این مساله را دست آویز قرار دهند و به مخالفت عملی و قیام مسلحانه علیه مامون بپردازند كه نتیجه این اقدام، در هم ریختن شیرازه حكومت و هرج و مرج و پیدایش زمینه برای درهم ریختن حكومت مركزی و خطر ورود كفار از بیرون و سرازیر شدن آن ها برای قلع و قمع مسلمانان بود.

ب) امام را پنهانی به قتل برساند و ظاهرا مرگ امام به دلیل بیماری و ناگهانی جلوه كند و مامون نیز همچنان در نظر مردم موافق امام و دوستدار او باقی بماند.

مامون خود بیشتر طالب قتل بی سر و صدای حضرت بود، چرا كه از عواقب كشتار علنی امام علیه السلام بیمناك بود. اما اگر خود را ناچار می دید حتما به این عمل اقدام می نمود.
و لذا راه دوم را در پیش گرفت و امام را به مجلس مشورت با خویش دعوت نمود و پس از مدتی مذاكره، برای پذیرایی، انار و انگور زهر آلود را نزد حضرت قرار داد و از ایشان خواست تا تناول كنند.
در اینجا دو راه در پیش امام بود: امتناع از خوردن انگور و یا انار زهرآگین كه به معنای وادار ساختن مامون به قتل علنی و اعلان مخالفت رسمی با امام و یاران ایشان است و یا قبول تناول آن ها و وادار سازی مامون به ادامه سیاست تظاهر به دوستی با امام و یارانش تا سازمان شیعه از تهاجم او در امان بماند. امام راه دوم را به صلاح اسلام و شیعه دانستند. بنا بر این می توان گفت تمام همت امام این بود كه مامون به تقابل علنی و رسمی با امام و یاران نپردازد و كشتن با شمشیر پیش نیاید.

تا كجا باید حفظ جان كرد؟
در این جا نكته ای خالی از لطف نیست كه برخی برای فرار از مسؤولیت هایی كه ممكن است خطر جانی در پی داشته باشد با تمسك به دلیل «لزوم اجتناب از ایقاع نفس در معرض هلاكت.» ، از انجام وظایف شانه خالی می كنند و چه بسا به این تمسك امام، استشهاد می نمایند.
چنین افرادی باید توجه كنند كه همیشه نمی توان به این آیه تمسك نمود و اصل شهادت در راه خدا هلاكت نفس نیست بلكه شهادت در راه خدا باید به گونه ای باشد كه به مصلحت اسلام و شیعه تمام شود. یعنی آن جا كه ماندن ترجیح دارد باید آن را اصل قرار داد و آن جا كه جان لازم است باید جان را در معرض قرار داد و همین سخن در نوع شهادت نیز صادق است و استشهاد امام در آغاز برای اصل كشته شدن و یا نوع آن است اما در زمان بعدی امام به این دلیل استشهاد نمی كنند چرا كه شهادت حتمی است و نوع آن به همین گونه به صلاح است.

گزارش شهادت قبل از وقوع
نكته دیگری كه در اقدامات امام درس آموز است، گزارشی است كه امام قبل از وقوع جنایت توسط مامون به هرثمه می دهند و او را كه از نزدیكان امام و از اطرافیان مامون است از ماجرای ترور با خبر می سازند تا در زمینه اطلاع رسانی به مردم و شیعه و افشای ماهیت مامون مؤثر باشد.
مامون با قتل پنهانی ممكن بود از شیعه و همكاری آن ها سوء استفاده نماید و چنان وانمود كند كه قبلا امام را دوست داشته و شیعه را به همكاری و ورود در دستگاه خود تشویق نماید.
امام با برنامه ریزی، از تحقق این نقشه او نیز جلوگیری كردند و هرثمه را در جریان ترور شدن توسط مامون قرار دادند و جزئیات را به گونه ای برای او نقل می كردند كه جای هیچ گونه تردیدی برای او باقی نماند.
هرثمه در دستگاه مامون مقرب و گویا رابط بین امام رضا و مامون بود و پیام های مامون را به امام منتقل می كرد.
وی می گوید: «تا پاسی از شب در خدمت مامون بودم تا این كه مرا اجازه مرخصی داد. به منزل رفتم، اما ساعاتی نگذشته بود كه پیك امام رضا آمد و گفت: شما را خواسته اند. به سرعت به منزل ایشان رفتم. به من فرمودند: مطالبی است كه برای تو می گویم. خوب گوش كن. هنگام رحلت و پیوستن من به پدرانم فرا رسیده و این طاغی تصمیم به قتل من گرفته است و زهر را به وسیله سوزن درون انگور قرار داده و انارها را نیز در دستان غلامانش كه آلوده به سم است قرار می دهد تا پس فشردن انار، دانه ها به سم آلوده شود و او امروز مرا دعوت می كند و در مجلس از من می خواهد انگور یا انار را تناول كنم و این گونه شهادت من رقم خواهد خورد..»
هرثمه می گوید: «روز، هنگامی كه نزد مامون بودم به من گفت: نزد اباالحسن برو و بگو شما نزد ما می آیید یا من نزد شما بیایم. برای رساندن پیام مامون نزد ایشان شتافتم اما به محض رسیدن به منزل حضرت، ایشان فرمودند: هرثمه! آنچه به تو گفتم در خاطرت حفظ كرده ای؟ گفتم: آری. حضرت مركب خود را سوار شدند و به مجلس مامون رفتیم.
مامون به گفت وگو با حضرت پرداخت و پس از مدتی دستور داد انگور و انار بیاورند. من كه قبلا از امام آن سخنان را شنیده بودم بدنم به لرزه افتاد و برای این كه مامون متوجه حالم نشود از جلسه بیرون رفتم...
منتظر ماندم تا نزدیك اذان امام بیرون آمدند و به منزل رفتند. طولی نكشید كه شنیدم مامون اطبا را احضار كرده و من كه علت را جویا شدم گفتند: اباالحسن دچار بیماری شده و مامون برای علاج ایشان دكتر خواسته است. مردم نمی دانستند كه ماجرا چیست و تردید داشتند اما من یقین داشتم كه قاتل، مامون است. (1)
همین گزارش توانست شیعه و بسیاری از مردم را در آن زمان و در طول تاریخ نسبت به واقعیت آگاه سازد و از سالوس بزرگی همچون مامون، شكست خورده ای ناتوان بسازد كه «مكروا و مكر الله والله خیر الماكرین.»



پی نوشت :

1) عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 275

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره13.




تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٢٩ بهمن ١٣٩٣ / شماره خبر : ٩٢٨٩٥ / تعداد بازدید : 1783/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج