جمعه ٠٤ خرداد ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین 
ماهنامه مبلغان


عبد الكريم پاك نيا تبريزى

عبادت و بندگى پيامبر اكرم‏ صلی الله علیه و آله

از منظر قرآن، مقام عبوديت، بارزترين ويژگى پيامبران الهى است كه خداوند متعال با اين امتياز، از آن گراميان نام مى ‏برد. در سوره «ص» درباره حضرت داوودعليه‏ السلام می ‏فرمايد: «و به خاطر بياور، بنده ما داوود صاحب قدرت را، كه او بسيار توبه‏ كننده بود.»

انبيا بندگان خالص
در كوى عشق، شوكت شاهى نمى خرند
اقرار بندگى كن و اظهار چاكرى(1)
از منظر قرآن، مقام عبوديت، بارزترين ويژگى پيامبران الهى است كه خداوند متعال با اين امتياز، از آن گراميان نام مى برد. در سوره «ص» درباره حضرت داوودعليه السلام مى فرمايد: «وَ اذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ و أَوَّابٌ »؛(2) «و به خاطر بياور، بنده ما داوود صاحب قدرت را، كه او بسيار توبه كننده بود.»
و مقام عبوديت ايوب عليه السلام را اين چنين توصيف مى كند: «وَ اذْكُرْ عَبْدَنَآ أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ و أَنِّى مَسَّنِىَ الشَّيْطَنُ بِنُصْبٍ وَ عَذَابٍ »؛(3) «و به خاطر بياور بنده ما ايّوب را، هنگامى كه پروردگارش را خوانده و گفت: پروردگارا! شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است.»
علاوه بر مقام عبوديت انبياى بزرگ الهى كه كلام وحى آن را بزرگ ترين امتياز براى ايشان مى شمارد؛ پيامبر گرامى اسلام را با صفت بنده بودن معرفى مى كند. اكنون دو نمونه از اين آيات را مى خوانيم:
1. «تَبَارَكَ الَّذِى نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ ى لِيَكُونَ لِلْعَلَمِينَ نَذِيرًا »؛(4)«با بركت است خداوندى كه قرآن را بر بنده اش نازل كرد تا بيم دهنده جهانيان باشد.»
2. «فَاَوْحى اِلى عَبْدِهِ ما اَوْحى »؛(5) «خداوند آنچه را وحى كردنى بود، [در معراج ]به بنده اش وحى كرد.»
آرى، مهم ترين ويژگى رسول اكرم صلى الله عليه وآله كه قرآن بر آن تأكيد دارد؛ مقام عبوديت و بندگى مطلق آن حضرت است كه مناجاتها، دعاها و شب زنده داريهاى او، نمود و جلوه اى از اين ويژگى است.
با اين اوصاف، خداوند متعال، باز هم رسول گرامى اسلام را به عبادت و بندگى خالص ترغيب و تشويق مى كند و مى فرمايد: «إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الْكِتَبَ بِالْحَقِ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ »؛(6) «ما اين كتاب را به حقّ بر تو نازل كرديم. پس خدا را عبادت كن در حالى كه دين خود را براى او خالص مى گردانى.»
همچنين در سوره حجر، آن حضرت را در برابر مشكلات، اين گونه بيمه مى كند:
«وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُن مِّنَ السَّجِدِينَ * وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ »؛(7) «ما مى دانيم سينه ات از آنچه آنها مى گويند تنگ مى شود (و تو را سخت ناراحت مى كنند.) پروردگارت را تسبيح و حمد گو و از سجده كنندگان باش و پروردگارت را عبادت كن تا يقين (مرگ) تو فرا رسد.»

سنگر مستحكم بندگى
تمايل خاتم انبياصلى الله عليه وآله به عبادتهاى سحرى، رمز موفقيت آن حضرت در صحنه هاى مختلف زندگى و مبارزه با دشمنان اصول و ارزشهاى اسلامى بود. گريه هاى شبانه، بيتوته هاى غار حرا، تفكر در صنع الهى و خلقت آسمانها و زمين و نظاره كردن جمال و جلال الهى با چشم دل، وجود آن رسول خاتم را براى نزول وحى و ارتباط با روح القدس آماده كرده بود. پيامبر هر چه داشت از تهجد و سحرخيزيها و عبادتهاى شبانه و عبوديت در برابر حضرت حق بود.
در آيات وحيانى قرآن، بارها به اين شاخصه آن گرامى اشاره شده است. قرآن كريم مى فرمايد:
«إِنَّا سَنُلْقِى عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلاً * إِنَّ نَاشِئَةَ الَّيْلِ هِىَ أَشَدُّ وَطًا وَ أَقْوَمُ قِيلاً * إِنَّ لَكَ فِى النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلاً * وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً »؛(8) «در حقيقت ما به تو گفتارى گرانبها القا مى كنيم. مسلماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت تر است و تو در روز، تلاش مستمر و طولانى خواهى داشت و نام پروردگارت را ياد كن و تنها به او دل ببند.»
به اين جهت على عليه السلام در مناجاتهاى خود مى فرمود: «اِلهِى كَفَى بِى عِزّاً أَنْ اَكُونَ لَكَ عَبْداً؛(9) خدايا اين عزت و افتخار براى من كافى است كه فقط بنده تو باشم.»


مهم ترين پشتوانه رسالت
بدون ترديد، تحمل وحى الهى، ادامه راه پرفراز و نشيب رسالت و مقاومت در برابر مشركان سخت و لجوج، به يك پشتوانه قوى و بى منتهاى معنوى نياز داشت و آن هم به غير از تهجد و عبادتهاى شبانه و ارتباط با خالق هستى به دست نمى آمد.
علامه طباطبايى در تفسير آيات سوره مزّمّل كه گذشت مى فرمايد: «قرآن كريم، كلام الهى است و از حيث فهم معنايش ثقيل است و پيامبرصلى الله عليه وآله آن را از ساحت عظمت و كبريايى حق گرفته است و اين كلام پاك را جز نفوس پاك و مطهر از هر پليدى نمى فهمند. همچنين اجراى پيامهاى حياتبخش قرآن نيز در جامعه [انسانى كه با خرافه و جهل عجين شده ] امرى سنگين و دشوار است و با موانع بسيارى رو به رو است. به همين سبب، خداوند مى فرمايد: «ما اين قرآن را كه سخن ثقيلى است بر تو القا مى كنيم» و [چون ] دريافتن اين كلام بلند و متعالى نياز به روحى بلند و دلى پاك و مطهر دارد و تفكر و مناجات و شب زنده دارى و خلوت با خداى عالميان مى تواند چنين آمادگى را ايجاد كند، به همين جهت مى فرمايد: «قُمِ الَّيْلَ إِلَّا قَلِيلاً * نِّصْفَهُ و أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْءَانَ تَرْتِيلاً »؛(10)«در شب [براى تهجد ]به پا خيز؛ مگر اندكى از شب را. نيمى از شب را، يا كمى از آن كم كن يا بر نصف بيفزاى و قرآن را شمرده شمرده و با تأمّل بخوان.» (11)
خداوند متعال در اين آيات براى اينكه پيامبرصلى الله عليه وآله پيام وحيانى خدا را دريافت و به اصلاح جامعه قيام كند، نخست، دستور سحرخيزى و عبادت شبانه مى دهد. آرى، اصلاح جامعه به خودسازى فردى نياز دارد كه جهاد اكبر و زيربناى انجام رسالتى عظيم و بزرگ است.
دعاى صبح و آه شب، كليد گنج مقصود است
بدين راه و روش مى رو كه با دلدار پيوندى
هنگام شب، زندگى معمولى انسان تعطيل است، تاريكى و خلوت، بهترين فرصت را در اختيار انسان قرار مى دهد تا فارغ از همه چيز در قدرت لايزال خداوند تفكر و انديشه كند و گذشته و آينده اش را محاسبه نمايد. تهذيب نفس و تربيت روح و صفاى دل در همان لحظات است كه همه در حال استراحت هستند و فقط انسان است و خداى خويش. دعا، مناجات و تلاوت قرآن با تدبر، بهترين راه تقويت ايمان، استقامت و تقوا است.

معيار ارزش انسان
اساساً معيار ارزش انسان نزد خداى متعال به نمازها، دعاها، نيايشهاى عاشقانه و خالصانه و مقام عبوديت اوست؛ هم چنان كه قرآن مى فرمايد: «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّى لَولا دُعاؤُكُمْ»؛(12)«[اى رسول ما!] بگو اگر دعا و مناجات شما نباشد، پروردگارم هيچ ارزشى براى شما قائل نيست.»
طبق اين آيه، ارزش واقعى يك انسان نزد خداوند به شهرت، دارايى، علم و مقام نيست؛ بلكه به عبوديت، خضوع، دعا و التماس در مقابل پروردگار جهانيان بستگى دارد. هر كسى ارتباطش با خداوند بيش تر باشد، نزد خداوند مقام والاترى دارد.
وقتى از امام باقرعليه السلام از تفسير اين آيه سؤال شد كه آيا تلاوت قرآن افضل است يا دعاى بسيار؟ امام فرمود: «دعاى فراوان» و آيه فوق را تلاوت كرد. (13)
در حقيقت، اعمال و رفتار ما، هر چقدر هم در ظاهر، عالى باشد؛ امّا بدون سرسپردگى و فروتنى در مقابل خدا سودى ندارد. بى شك، شرافت انسان به معرفت و اطاعت او بستگى دارد و در غير اين صورت با ساير حيوانات مساوى خواهد بود.

در خلوت شبهاى تار
از مطالب گذشته روشن مى شود كه چرا خداوند بارها در قرآن، رسول گرامى اسلام را به تهجد و شب زنده دارى دعوت مى كند و مى فرمايد: «وَ مِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ ى نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا »؛(14) «و پاسى از شب را به تهجد [و عبادت و شب زنده دارى ] بپرداز تا براى تو به منزله نافله اى باشد. اميد است كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.» و تهجد به معناى بيدارى بعد از خواب است. (15)
آرى:
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از يمن دعاى شب و ورد سحرى بود
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نيز براى عمل به اين دستور خداوند و اظهار عبوديت و بندگى، عبادتهاى خود را به نحو شايسته اى انجام مى داد. امام صادق عليه السلام ضمن بيان چگونگى نمازهاى شبانه رسول خداصلى الله عليه وآله مى فرمايد: «آن حضرت، چون شب مى خواست بخوابد ظرف آب سرپوشيده اى را بالاى سرش مى گذاشت و مسواك خود را هم در كنارش قرار مى داد و مى خوابيد. چون از خواب بيدار مى شد به آسمان نگاه مى كرد و آيات: «اِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ...»؛ (16) را از سوره آل عمران مى خواند. سپس دندانهايش را مسواك مى كرد و وضو مى گرفت و به محل عبادت خود مى رفت و چهار ركعت از نماز شب را مى خواند كه ركوع هر ركعتش به قدر قرائت و سجودش به قدر ركوع آن طول مى كشيد؛ به حدى كه گفته مى شد: كى سر از ركوع برمى دارد و به سجده مى رود؟! و همچنين سجده اش به حدى طولانى بود كه گفته مى شد چه وقت سر برمى دارد؟ آن گاه به بستر خود برمى گشت و آن قدر كه مشيت الهى بود مى خوابيد و سپس بيدار مى شد، مى نشست و چشمانش را به آسمان مى دوخت و همان آيات را تلاوت مى فرمود. آن گاه مسواك مى كرد و وضو مى گرفت و به محل عبادتش مى رفت و به خواندن چهار ركعت ديگر از نماز شب به همان صورت اوّل مى پرداخت و دوباره به بستر خود بازمى گشت و مقدارى ديگر نيز مى خوابيد. سپس بيدار مى شد، نگاه به آسمان مى كرد و همان آيات را تلاوت مى فرمود و دوباره مسواك كرده، وضو مى گرفت و مابقى نماز شب (شفع و وتر) را مى خواند. سپس براى اداى فريضه صبح وارد مسجد مى شد. (17)
شيخ صدوق درباره نماز شب پيامبرصلى الله عليه وآله روايت مى كند كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله هفتاد بار در نماز «وتر» استغفار مى كرد و سپس مى فرمود: «هذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ النَّارِ؛ خدايا! اين مقام كسى است كه از آتش جهنم به تو پناهنده مى شود.» همچنين آن حضرت در قنوت نماز «وتر» اين گونه با خدا نجوا مى كرد: «خدايا! مرا در زمره هدايت شدگان رهبرى فرما و از عافيت يافتگان قرار ده. عطاهايت را برايم مبارك فرما و مرا از شرور حتمى، نجات ده. خدايا! كسى بر تو حكومت نمى كند و تمام حكومت، تنها از آن توست. اى خداى كعبه! تو پاك و منزهى. از تو آمرزش مى خواهم و به سويت باز مى گردم و به تو ايمان مى آورم و توكل مى كنم و لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلَّا بِكَ يا رَحِيم.» (18)

بنده شكور خداوند
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله همواره و در تمام لحظات زندگى، خود را در محضر خداوند متعال احساس مى كرد؛ امّا اين احساس حضور، در هنگام عبادت به اوج خود مى رسيد. امام باقرعليه السلام فرمود: «پيامبر چنان در حال عبادت، ادب حضور را رعايت مى كرد كه انگشتان پاهايش متورم مى شد.» (19)
وقتى يكى از همسران آن حضرت از كوشش فراوان پيامبرصلى الله عليه وآله در انجام نمازهاى نيمه شب و سحرخيزيهاى ممتد و مكرّر آن حضرت، تعجب كرده و گفت: «اى رسول خدا! مگر نه اين است كه خداى متعال، گناهان گذشته و آينده تو را بخشيد؟! چرا اين قدر به خود زحمت مى دهيد و شب بيدارى مى كشيد و اين همه ناله و مناجات و دعا مى كنيد؟!» رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: «اَفَلا اَكُونَ عَبْداً شَكُوراً؛(20) آيا بنده شكرگزارى نباشم؟!»
رسول خداصلى الله عليه وآله مى فرمود: «جبرئيل درباره برپايى نماز شب، آن قدر به من سفارش كرد كه من گمان كردم برگزيدگان و نيكان امت من، هرگز سحرخيزى و شب زنده دارى را ترك نخواهند كرد.» (21)
خداوند در باره شب زنده دارى و بركات آن به پيامبر خداصلى الله عليه وآله بسيار سفارش كرده است. رسول خدا نيز اين آيات را همواره نصب العين خود قرار داده بود و تلاوت مى كرد كه: «وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً»؛(22) «و بخشى از شب را در برابر او سجده كن و مقدارى طولانى از شب او را تسبيح گوى.»
خاتم رسولان صلى الله عليه وآله نه تنها خود در عمل به شب زنده دارى قيام مى كرد؛ بلكه به پيروانش نيز مى فرمود: «بر شما باد به برپاداشتن نماز شب و سحرخيزى؛ به درستى كه نماز شب، عادت انسانهاى نيكوكارِ قبل از شماست. شب زنده دارى، انسان را به خدا نزديك مى كند، كفّاره معصيتهاى گذشته است و از گناه و آلودگيهاى باطنى در آينده محافظت مى كند.» (23)
امّ سلمه در گزارشى از چگونگى عبادات و راز و نيازهاى شبانه پيامبرصلى الله عليه وآله مى گويد: «وقتى در نيمه هاى شب، متوجه عدم حضور پيامبرصلى الله عليه وآله شدم به جستجو پرداختم و با كمال شگفتى ديدم حضرت در نيمه هاى تاريك شب در گوشه اى ايستاده، دستها را به سوى آسمان دراز كرده و اشك از چشمانش سرازير است و با خداوند راز و نياز مى كند و با لحنى آكنده از عشق و سوز و معرفت مى گويد: «اَللَّهُمَّ لا تَنْزَعْ مِنِّى صالِحَ ما اَعْطَيْتَنِى اَبَداً، اَللَّهُمَّ لا تَشْمُتْ بِى عَدُوّاً وَلا حاسِداً اَبَداً، اللَّهُمَّ وَلا تَرُدَّنِى فِى سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنِى مِنْهُ اَبَداً، اللَّهُمَّ وَلا تَكِلْنِى اِلى نَفْسِى طَرْفَةَ عَيْنٍ اَبَداً؛ پروردگارا! هرگز از من نيك ترين عطاهايت را باز پس نگير! خدايا! مرا در معرض شماتت دشمن و افراد حسود قرار نده! بار الها! مرا دوباره به حوادث بد و ناگوار كه نجات داده اى برنگردان! بار پروردگارا! مرا [يك لحظه ] به اندازه چشم به هم زدن به نفس خودم واگذار مكن!»
امّ سلمه با ديدن اين حالت عرفانى و سراسر عشق و خلوص پيامبرصلى الله عليه وآله به گريه افتاد تا اينكه پيامبر متوجه او شد و فرمود: «اى امّ سلمه! چرا گريه مى كنى؟» گفت: «اى رسول خدا! پدر و مادرم به فدايت! شما با آن مقام و منزلت كه نزد خداى متعال دارى اين گونه با تضرع و خشوع و التماس دعا مى كنى و حاجت مى طلبى؟» پيامبر فرمود: «اى امّ سلمه! من چگونه خود را در امان ببينم كه خداوند يك لحظه «يونس بن متى» را به خودش واگذار كرد و او را به حالش رها كرد. به آن حادثه دردناك گرفتار شد.» (24)
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله در انجام دعا و عبادات، نهايت تلاش خود را انجام داد و زيباترين حالات روحانى را اطرافيانش از آن وجود گرامى مشاهده مى كردند. احمد بن فهد حلّى از دانشمندان بزرگ اماميه در قرن هشتم و نهم هجرى با نقل روايتى مى نويسد: «حضرت محمدصلى الله عليه وآله هنگامى كه به دعا و راز و نياز مى پرداخت، دستهايش را بلند مى كرد و همانند فقير درمانده و گرسنه اى كه طعام مى خواهد به درگاه الهى ناله و زارى مى كرد.» (25)

آرام بخش ترين مونس يكى از برنامه هاى سحرخيزان و عاشقان خدا تلاوت قرآن در خلوت با حضرت حقّ است. تلاوت قرآن، دلها را صفا مى بخشد، انسان را به سوى ديار خوبان و پاكان هدايت مى كند و انديشه هاى زلال وحيانى را در وجود افراد شكوفا مى سازد. اميدوارى، رستگارى و بندگى را به ارمغان آورده، انسان را با پيامهاى حياتبخش وحى پيوند مى دهد.
امام باقرعليه السلام درباره تلاوتهاى رسول اكرم صلى الله عليه وآله فرمود: «آهنگ صداى پيامبرصلى الله عليه وآله در هنگام تلاوت قرآن، آن چنان زيبا بود كه دلها را جذب مى كرد و از همه مسلمانان دلرباتر مى خواند.»
رسول خداصلى الله عليه وآله قبل از تلاوت قرآن از شيطان به خدا پناه مى برد و مى فرمود: «اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ.» وقتى به آيه 61 يونس مى رسيد - كه نظارت و علم و آگاهى خداوند را بر اعمال بندگان بيان مى كند - گريه شديدى به آن حضرت دست مى داد و از خوف جلال و عظمت الهى منقلب مى شد. (26)
خداوند در آن آيه مى فرمايد: «وَ مَا تَكُونُ فِى شَأْنٍ وَ مَا تَتْلُوا مِنْهُ مِن قُرْءَانٍ وَ لَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَ مَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِى الْأَرْضِ وَ لَا فِى السَّمَآءِ وَ لَآ أَصْغَرَ مِن ذَ لِكَ وَ لَآ أَكْبَرَ إِلَّا فِى كِتَبٍ مُّبِينٍ »؛(27)«در هيچ حال و انديشه اى نيستى و هيچ قسمتى از قرآن را تلاوت نمى كنى و هيچ عملى را انجام نمى دهيد؛ مگر اينكه ما گواه بر شما هستيم، در آن هنگام كه در آن وارد مى شويد و هيچ چيز در زمين و آسمان، از پروردگار تو مخفى نمى ماند؛ حتى به اندازه سنگينى ذرّه اى و نه كوچك تر از آن و نه بزرگ تر؛ مگر اينكه همه آنها در كتاب آشكار [و لوح محفوظ علم خداوند] ثبت است.»


پی نوشت:

1) حافظ.

2) ص/17.
3) ص/41.
4) فرقان/1.
5) نجم/10.
6) زمر/2.
7) حجر/97 - 99.
8) مزّمّل/5 - 8.
9) بحار الانوار، ج 74، ص 402.
10) مزّمّل/2 - 4.
11) تفسير الميزان، علامه طباطبايى، ج 20، ص 61.
12) فرقان/77.
13) تفسير منهج الصادقين، ملا فتح اللّه كاشانى، تهران، كتابفروشى محمّدحسن علمى، 1336 ش، ج 6، ص 399.
14) إسراء/79.
15) تفسير الميزان، علامه طباطبايى، قم، اسماعيليان، سوم، ج 13، ص 175.
16) آل عمران/190 - 194.
17) سنن النبى، علامه طباطبايى، تهران، اسلاميه، هفتم، ص 240.
18) همان، ص 330 و 331.
19) تفسير برهان، سيد هاشم بحرانى، قم، اسماعيليان، ج 3، ص 749.
20) همان.
21) كنز العمال، متقى بن حسام الدين هندى، بيروت، مؤسسة الرسالة، ج 7، ص 790.
22) انسان/26.
23) سنن الكبرى، احمد بن حسين بيهقى، بيروت، دار الفكر، ج 2، ص 502 و جامع احاديث الشيعه، حاج آقا حسين بروجردى، قم، چاپخانه علميه، 1399 ق، ج 7، ص 109.
24) تفسير قمى، على بن ابراهيم بن هاشم قمى، قم، دار الكتاب، 1367 ش، ج 2، ص 74.
25) عدة الداعى، ابن فهد حلّى، دار الكتاب اسلامى، 1407 ق، ص 196.
26) تفسير قمى، ج 1، ص 313؛ تفسير صافى، ملامحسن فيض كاشانى، بيروت، مؤسسه اعلمى، ج 2، ص 408 و تفسير كنز الدقائق، محمّد بن محمدرضا مشهدى قمى، تهران، نشر وزارت ارشاد، 1366 ش، ج 7، ص 423.
27) يونس/61.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره112.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٩ بهمن ١٣٩١ / شماره خبر : ٨١٣٧٩ / تعداد بازدید : 8296/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج