چهارشنبه ٣٠ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین 
ماهنامه مبلغان


ترسيمی از اوضاع فرهنگی - سياسی دوران امامت امام حسن مجتبی (ع)

سستي اطرافيان امام حسن (عليه السلام)

مردم در جنگ با معاويه به دليل نااميدی از دست يابی به غنيمتها، سستی نشان دادند...

طه تهامی

سستی در باورهای ديني، جهل و ناداني، دنيا پرستي، دوری از حق مداري، زياده خواهی از بيت المال و... بيانگر آشفتگی اوضاع فرهنگی دوران امامت امام حسن عليه السلام بود. مردم در جنگ با معاويه به دليل نااميدی از دست يابی به غنيمتها، سستی نشان دادند. آنها زرق وبرق حكومت معاويه و حكمرانی او را می ديدند و او را بر حكمرانی پيشوای معصوم خويش ترجيح می دادند، به گونه ای كه اين موضوع سبب احساس ناامنی در امام می شد. امام با ديدن چنين وضعي، همواره زير لباس خود زره بر تن می كرد. نقل كرده اند كه روزی نيز بين نماز، از سوی جماعت نمازگزار تيری به سوی امام پرتاب شد كه به سبب پوشيدن زره، زخم آن در ايشان كاری نيفتاد.(1)
سست عنصری اطرافيان امام، سبب شده بود كه ايشان در نزد افراد خويش هم احساس امنيت نكند. در آن روزگار، همه مردم به دنيا و دنيا پرستی روی آورده بودند؛ به گونه ای كه با ديدن درخشش سكه ها، دست از هر گونه دفاع از حق بر می داشتند. نوشته اند، روزی در زمان امير المؤمنين علی عليه السلام مردی كوفی سوار بر شتری نر وارد دمشق شد. مردی شامی او را ديد و افسار شترش را گرفت، گفت: «اين شتر ماده از آن من است كه در صفين آن را از من گرفته ای و بايد آن را پس بدهي. » ميان آنها درگيری روی داد. سپس نزد معاويه رفتند تا نزاع را حل كند. معاويه گفت: «اين شتر ماده از آن اين مرد شامی است و بايد آن را به او برگرداني. » مرد كوفی شگفت زده، گفت: «ولی اين شتر نر است نه ماده! » آن گاه معاويه رو كرد به حاضران كه تعداد آنها نزديك به پنجاه نفر بود، و پرسيد: «آيا اين شتر نر است يا ماده؟ » همه پنجاه نفری كه حضور داشتند در پاسخ معاويه گفتند: «شتر ماده است.»
شگفتی مرد كوفی بيشتر شد، ولی به ناچار سخن خلاف واقع آنان را پذيرفت. پس از پايان جلسه و تحويل شتر به مرد شامي، معاويه مرد كوفی را فراخواند و دو برابر قيمت شتر را به او پرداخت و گفت: « نزد علی برو و بگو معاويه با صد هزار مرد جنگی به سوی تو می آيد كه هيچ يك فرق ميان شتر نر و ماده را نمی دانند.» (2)

مطالب مرتبط:


پی نوشت :

1) اعيان الشيعه، السيد محسن الامين العاملي، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، بی تا، ج 1، ص 33.
2) مروج الذهب و معادن الجوهر، علی بن الحسين المسعودي، بيروت، دار المعرفة، بی تا، ج 2، ص 332.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 76 .





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٢١ شهريور ١٣٩٣ / شماره خبر : ٩٢٤٠٢ / تعداد بازدید : 1320/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج