پنج شنبه ٢٢ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان
خاطرات و تجارب؛
در مسجد محل تبلیغ نگارنده (شهرستان نیشابور) تلاوت روزی یک صفحه از قرآن کریم پس از نماز مغرب و عشاء انجام می‏شد که پس از تلاوت، ترجمه همان صفحه را قرائت می‏کردیم. پس از اتمام تلاوت و هنگام شروع قرائت ترجمه مشاهده شد قرآنها جمع آوری می‏شود و همزمان نمازگزاران از جا بلند شده و متفرق می‏شدند. ضمناً همهمه آن‌ها نیز عملاً جلسه را تحت الشعاع قرار می‏داد و بهره‌مندی از کلام وحی را می‌کاست.
از سنگر محراب و منبر در میدان مبارزه با ستم؛
حجت الاسلام و المسلمین سیدابوالقاسم موسوی از روحانیون مبارز سنگر محراب و منبر است که نسب او به سید محسن موسوی می‌رسد. او از احفاد سید معین الدین، فرزند امامزاده سید احمد بوده و از نوادگان امام موسی بن جعفر(علیه السلام)محسوب می‌شود. سید روح الله، فرزند سید محسن، از لیاقتها و توانایی‌های علمی و فکری برخوردار بود و در سلوک معنوی و تزکیۀ درونی به درجاتی والا رسید و به دو بال علم و تقوا آراسته گردید، ایشان در حوزۀ علمیۀ همدان از روحانیان نامدار به حساب می‌آمد.
سخنرانی مکتوب؛
علامه بحرالعلوم(ره) در کربلای معلی، کنار صحن امام حسین(علیه السلام) ایستاده بود. دسته ‏جات عزادار حسینی وارد حرم می‏شدند. علامه تماشا می‏کرد و اشک می‏ریخت. ناگهان دیدند علامه به میان اعراب بادیه ‏نشین دوید و به سر و سینه می‏زند و «حسین حسین» می‏گوید. وقتی شاگردان ایشان دیدند علامه این چنین سینه می‏زند، آنها نیز چنین کردند و در صحن کربلا غوغایی به پا شد.
گلشن اشعار؛ مناسبتهای ماه محرم الحرام -12
از حال رفته بود. خورشید نگاهش دیگر فروغی نداشت. عمه به سختی آرامش کرد. مدتها بود که چشمانش با خواب قهر بود. مگر بدون بابا! عمو عباس! علی اکبر و علی اصغر! می‌شود به خواب رفت؟ آخرین شبی که ناز و آرام خوابیده بود؛ شب عاشورا بود.
گلشن اشعار؛ مناسبتهای ماه محرم الحرام -11
کوتاه کن کلام... بماند بقیه‌اش* مرده است احترام... بماند بقیه‌اش* از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود* آن هم نشد حرام... بماند بقیه‌اش...
گلشن اشعار؛ مناسبتهای ماه محرم الحرام -10
منای عشق را حال و هوای دیگر است امشب* شب عاشور یا غوغای روز محشر است امشب* کنار یکدگر جمع‌اند هفتاد و دو قربانی* سخن از بذل جان و صحبت از ترک سر است امشب...
گلشن اشعار؛ مناسبتهای ماه محرم الحرام -9
آب از خجالت لب خشک تو آب شد* دریا ز اشک سرخ تو رویش خضاب شد* وقتی که آب را به روی آب ریختی* در آتش دلت دل دریا کباب شد...
گلشن اشعار؛ مناسبتهای ماه محرم الحرام -8
چگونه روضه نخواند دلي كه تنها شد* چگونه راه رود آنكه قامتش تا شد* عصاي دست مني روي خاك افتادي* ز جاي خيز كه پير از غم تو بابا شد...
گلشن اشعار؛ مناسبتهای ماه محرم الحرام -7
وقتی لبان کوچک تو بی‌جواب شد* مادر به جای آب، ز شرم تو آب شد* بیهوده پا به سینۀ من می‌زنی مکوش* پیش لبان خشک تو دریا سراب شد...
گلشن اشعار؛ مناسبتهای ماه محرم الحرام -6
چنان که از فلک افتد زُحل به روی زمین* کشید از اسب تنش را اجل به روی زمین* چنان یکی شده با خاکهای دشت انگار* که بوده است تنش از ازل به روی زمین...

<< صفحه قبلی1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 صفحه بعدی >>