پنج شنبه ٢٩ شهريور ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


گلشن اشعار؛ مناسبتهای ماه محرم الحرام -2

ورودیه کربلا

دلِ من غرق تمناست بيا برگرديم* عاشقي با تو چه زيباست بيا برگرديم* سرزميني كه تو را عاقبت از من گيرد* آري اي يار همين جاست بيا برگرديم.

شب دوم: ورودیه کربلا

دلِ من غرق تمناست بيا برگرديم
عاشقي با تو چه زيباست بيا برگرديم
سرزميني كه تو را عاقبت از من گيرد
آري اي يار همين جاست بيا برگرديم
بين هر خيمه كه رفتم جگرم سوخت حسين
همه جا نالۀ زهراست بيا برگرديم
حيف از حنجر شش‌ماهه كه تيرش بزنند
حرمله روبه روي ماست بيا برگرديم
مشكِ عباس اگر تير خورَد باكي نيست
حيفِ آن ديدۀ سقاست بيا برگرديم

***

آسمان در نظرم تیره و تار است حسین
هر طرف می‌نگرم بوتۀ خار است حسین
تا رسیدیم اخا تشنگیم افزون شد
این عطش حاصل نفرین بهار است حسین
آن سیاهی که نمایان شده نخلستان نیست
پس چرا دشت پر از نیزه سوار است حسین
خندۀ حرمله در دشت طنین افکنده
به گمانم که پی صید شکار است حسین

***

خواهرم اینجا زمین کربلاست
سرزمین غصه و درد و بلاست
این زمین بوی جدایی می‌دهد
خاتمه بر آشنایی می‌دهد
خواهرم اینجا اسیرت می‌کنند
در همین ده روزه پیرت می‌کنند
می‌شوی تو غرق ناله غرق آه
می‌زنم من دست و پا در قتلگاه
شعله‌ها بر باغ و گلشن مي‌زنند
در همين جا سنگ بر من مي‌زنند

***

با احتیاط لالۀ ما را پیاده کن
عباس جان، سه سالۀ ما را پیاده کن
با احتیاط بار حرم را زمین گذار
زانو بزن وقار حرم را زمین گذار
با احتیاط تا که نیفتد ستاره‌ای
می ترسم آنکه گیر کند گوشواره‌ای

 

علي اكبر لطيفيان

***

وقتی نسیم می‌وزد، این بوی سیب چیست؟
این سرزمین تیره و گرم و غریب چیست؟
بی‌اختیار باز دلم شور می‌زند
با من بگو گواه دل بی‌شکیب چیست؟
شاید رباب بشنود آرام‌تر بگو
آن تیرهای چله‌نشینِ مهیب چیست؟
حالا که تیغ خنجرشان برق می‌زند
فهمیده‌ام که معنی شیب الخضیب چیست

حسن لطفی

***

کاروان بهشتیان آمد
 کربلا میهمان نوازی کن
متبّرک شدی به عطر حسین
 برترین خاک؛ سرفرازی کن
کربلا دجله را خبر کن زود
 قافله با شتاب آمده است
تکّه‌ای ابر سایبان بفرست
 شیرخوار رُباب آمده است
یاد تیغ و تُرنج افتادی
 به تو حق می‌دهم که حیرانی
قدو بالای دیدنی دارد
 علی اکبر است می‌دانی
بوی شهر مدینه را حس کن
این دو آئینۀ سخا هستند
مثل من بُغض کرده‌ای آری
یادگاران مجتبی هستند

وحید قاسمی

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 219.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢٠ شهريور ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٢٦٢٦ / تعداد بازدید : 58/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج