سه شنبه ٢٥ تير ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


پرسش و پاسخ؛ چراها و چراغها (6) -2

ولایت فقیه؛ یک اصل ایدئولوژیک

اگر ولایت فقیه یک اصل ایدئولوژیک است؛ چرا تاکنون در طول تاریخ شیعه و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به عرصه عمل در نیامده است؟

2. اگر ولایت فقیه یک اصل ایدئولوژیک است؛ چرا تاکنون در طول تاریخ شیعه و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به عرصه عمل در نیامده است؟

بررسی تاریخ صدر اسلام تاکنون، گواه این مطلب است که فقیهان شیعه از همان ابتدا تا جایی که برایشان مقدور بوده و حکومتهای گوناگون مانع اِعمال ولایت فقیهان نبودند، از این حق استفاده کرده اند. علاوه بر این، می توان به عصر حضور معصوم نیز در این مورد اشاره کرد که نمونه هایی از این اِعمال ولایتها در ذیل می آید:

الف) اعمال ولایت فقیهان در عصر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله):

مسئولیتهایی را که نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) به کارگزاران خود برای تصدی امور مناطق مختلف واگذار می کردند، می توان مصداقی از همین اعمال ولایتها دانست. بررسی نامه ها، احکام و عهدنامه های پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) که به کارگزاران و والیان خود نوشته اند، گواه این مطلب است که یکی از خواسته های اصلی پیامبر(صلی الله علیه و آله) از ایشان اجرای احکام اسلام در ابعاد مختلف سیاسی، اعتقادی، عبادی و اقتصادی بوده است. هرچند در متن این نامه ها به طور مستقیم به لفظ یا مفهوم ولیّ فقیه اشاره نشده است؛ ولی متن این دستورالعملها گواه این مطلب است که این افراد اغلب از علمای آن روز به شمار می آمدند. مثلاً رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به «عتاب بن اسید» و «معاذ بن جبل» دو والی خویش نگاشته و فرمودند: فقه را به مردم یاد دهید و قرآن را به آنان بیاموزید.

صاحب کتاب الاستیعاب می گوید: پیامبر(صلی الله علیه و آله) فردی را بر نجران منصوب کرد و نوشت به آنها دین بیاموزد، قرآن تعلیم کند و صدقات آنها را بگیرد.[1]

از محتوای این نامه ها به دست می آید والی بایست خود آگاه به علم دین باشد تا بتواند آن را به دیگران بیاموزد و در جامعه اسلامی احکام دین را جاری نماید.

ب) اعمال ولایت فقیهان در عصر حضور ائمه(علیهم السلام):

حذیفه یمانی که «فضل بن شاذان نیشابوری» به او لقب افقه الناس داده است، و عمار یاسر"از جمله اولین فقیهانی هستند که با اذن امام علی(علیه السلام) از جانب خلیفه دوم منصب ولایت مدائن را پذیرا شدند و در اجرای احکام شرع کوشیدند. سلمان فارسی(ره) سومین فقیه پیرو اهل بیت(علیهم السلام) است که از جانب خلیفه دوم حکومت و امارت را پذیرفت. وی با مراجعه به حضرت علی(علیه السلام) حاکمیتش را مشروعیت بخشید و در نقش نایب خاص امام در مدائن عمل کرد.

در عصر امام صادق و امام کاظم(علیهما السلام) نیز پراکندگی شیعیان موجب شد به مسئله نیابت عام فقیهان بیش از پیش تکیه شود و حل و فصل امور شیعیان در مناطق مختلف جهان اسلام، بر عهده آنها گذارده  شود و حتی ائمه(علیهم السلام) عده ای از فقیهان را با نصب خاص، به عنوان وکیل خود معرفی کنند.[2] به همین منوال است نایبان خاص امام زمان(علیه السلام) (نواب اربعه) در عصر غیبت صغری.

ج) اِعمال ولایت فقیهان در ابتدای عصر غیبت:

و اما در عصر غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) فقیهان به مقتضای شرایط سیاسی- اجتماعی هر دوره، اجرای هر اندازه از احکام را که مقدور بود، بر عهده گرفتند و به ولایت فقیه در عرصه عمل عینیت بخشیدند. حتی عده ای از آنها برای اجرای احکام شرع و استیفای حق خود از جانب حکومتهای جور، امارت و حکومت را پذیرا شدند که اقامه نمازهای عبادی- سیاسی، امارت حاج، قضاوت، رسیدگی به مظالم، نقابت سادات، اجرای حدود و تعزیرات و... بخشی از آنهاست. به عنوان نمونه «سید رضی» و سپس «سید مرتضی» منصبهای امارت حاج، دیوان مظالم و نقابت طالبیان را پذیرفتند.[3]

د) اِعمال ولایت فقیهان در عصر ایلخانان مغول:

از برجسته ترین فقیهانی که با قبول منصب از جانب ایلخانان مغول، به مسئله ولایت فقیه در عرصه عمل عینیت بخشیدند، می توان به خواجه نصیرالدین طوسی، سید بن طاووس، علامه حلی و فخرالمحققین اشاره کرد. این علمای برجسته تشیع با احیای دوباره فقه شیعه و مباحثی چون: نیابت فقیه، قلمرو اختیارات فقیه، چگونگی رفتار با حاکمان و... موجب رواج فقه سیاسی شیعه شدند.[4]

هـ) اِعمال ولایت فقیهان در عصر صفوی:

حضور ولایت فقیه در جامعه عصر صفوی آن چنان چشمگیر و برجسته است که هر کسی از هر زاویه ای که بخواهد تاریخ صفوی را تحلیل کند، ناگزیر از طرح و بررسی آن خواهد بود. این نظریه که تنها منبع بر حق قدرت در عصر غیبت، مجتهد جامع الشرایط است، با تلاشهای محقق کرکی و دیگر فقیهان این دوره کاملاً جا افتاده بود، به نحوی که پادشاهان صفوی برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود، می بایست قدرت را از دست مجتهدان تحویل بگیرند. محقق کرکی، فقیه پر آوازه عصر صفوی، نظریه «ولایت انتصابی فقیه» در عصر غیبت را مطرح ساخت و در مقام عمل نیز، پس از مرگ شاه اسماعیل صفوی، به عنوان نایب عام امام زمان(علیه السلام) در تمام شئون اقتصادی، سیاسی و دینی دولت صفوی، صاحب اختیار مطلق شد، تا آنجا که شاه طهماسب نیز خود را نایب او معرفی می کرد و در حقیقت، برای اولین بار نظریه ولایت فقیه را در عمل عینیت بخشید.

پس از محقق کرکی، دیگر فقیهان این عصر مانند: محقق اردبیلی، شهید ثانی، سید محمد عاملی، شیخ بهائی، محقق سبزواری، فیض کاشانی، وحید بهبهانی، کاشف الغطاء و... همان راه محقق کرکی را ادامه دادند.[5]

بنا بر آنچه بیان شد، مشخص می شود که مسئله ولایت فقیه مختص انقلاب اسلامی و ابتکار امام راحل(ره) نیست؛ بلکه از صدر اسلام نیز مطرح بوده است؛ اما در خصوص اینکه چرا به صورت منسجم بدان پرداخته نشده، آیت الله سید احمد خاتمی بیان می دارند: این یک واقعیت است که تا قبل از پیروزی انقلاب، کل فقهای ما از اینکه بتوانند حکومت اسلامی تشکیل دهند، مأیوس بودند. به توهمشان هم نمی آمد که بتوانند حکومت اسلامی تشکیل دهند. تا قبل از انقلاب کتاب حدود و دیات خوانده نمی شد؛ چون می دیدند اثری ندارد؛ چون حکومت دست دیگران بود. اینکه می گویید علما وارد نشدند، بنده مدعی هستم تمام انقلابها و نهضتهایی که مجتهدین جلودار آن بودند، مصداق عملی ولایت فقیه است. مسئله دماء چیز کمی نیست. آقا سید محمد مجاهد و ملا احمد نراقی فتوای جهاد علیه روسها را صادر کردند و در این جهاد سه هزار نفر از روسها را کشتند و سه هزار نفر اسیر گرفتند و بر اساس بی عُرضگی عباس میرزا، روسها پیشرفت می کنند و جبهه ایران شکست می خورد. آیا این فتوای جهاد، جز بر مبنای ولایت فقیه است؟!

فتوای میرزای شیرازی علیه کمپانی انگلیسی: «الیوم استعمال تنباکو بأی نحو کان فی الحکم محاربه با امام زمان(علیه السلام) است»، آیا این فتوا جز بر مبنای ولایت استوار است؟ ثوره العشرین، انقلاب علمای عراق علیه انگلیسی ها در 1920م که میرزا محمدتقی شیرازی فتوای جهاد علیه انگلیسی ها را صادر کرد و بزرگان مراجع وارد این میدان شدند، آیا این جز با توجیه ولایت فقیه، توجیه دیگری دارد؟!

مرحوم آیت الله خویی برای انتفاضه مردم عراق «شورای مدیریت عراق» نصب کرد، حدود نُه نفر از فقهای عراق، مثل شورایی که امام اول انقلاب تشکیل داد، از مرحوم خویی می پرسیم: شما با چه مبنایی اینها را نصب کردید؟ آیا جز این است که ایشان خودشان را ولی فقیه عراق می دیدند؟! بنابراین، مسئله، پذیرش عملی ولایت فقیه بوده. هر جا علما کم ترین اقتدار را پیدا می کردند، وارد عرصه می شدند.[6]

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. برای مطالعه بیش‏تر ر.ک: فصلنامه علمی- پژوهشی حکومت اسلامی، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، ش 24، سید صمصام الدین قوامی، ص 154.

[2]. ولایت فقیهان در اندیشه فقیهان، یعقوب علی برجی، سازمان مطالعه و تدوین علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، تهران، 1385ش، ص 80.

[3]. همان، ص 83.

[4]. همان، ص 90.

[5]. همان، ص 145.

[6]. نک: درس خارج فقه الحکومه، سید احمد خاتمی، جلسه 118، مورخ: 28/2/1394.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 229.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ١٦ تير ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٧٩٢٠ / تعداد بازدید : 37/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج