پنج شنبه ٣٠ خرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


حضرت علی(علیه السلام)؛

حضرت علی(علیه السلام) در آینه احکام

لقب «امیرالمؤمنین» از مختصات امام علی(علیه السلام) است و به هیچ کسی، حتی امامان دیگر نیز نمی شود این لقب را اطلاق نمود. بعضی از فقهای شیعه در این باب رساله مستقل نگاشته اند.

حضرت علی(علیه السلام) در آینه احکام

سید جعفر ربانی

فقها در مورد حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) احکامی را بیان فرموده اند که در ذیل به آن اشاره می کنیم:

1. لقب «امیرالمؤمنین» از مختصات امام علی(علیه السلام) است و به هیچ کسی، حتی امامان دیگر نیز نمی شود این لقب را اطلاق نمود. بعضی از فقهای شیعه در این باب رساله مستقل نگاشته اند؛[1]

2. ائمه جمعه بنا بر احتیاط، مکلف اند در خطبه دوم نمازجمعه، نام پیامبر(صلی الله علیه و آله)، حضرت علی(علیه السلام)، حضرت زهرا(علیها السلام) و اولاد پاک ایشان(علیهم السلام) را برده، بر آنان درود فرستند؛[2]

3. شایسته است خطیب جمعه در مقام وعظ و نصیحت مردم، بعضی از خطبه های منسوب به حضرت علی(علیه السلام) یا سایر ائمه(علیهم السلام) را انتخاب نموده، برای شرکت کنندگان در نمازجمعه بیان کند؛[3]

4. بنا بر احتیاط واجب، شخص بی وضو، جنب، حائض و نفسا نباید نام مقدس آن حضرت و فرزندان طاهرین ایشان(علیهم السلام) را مس کنند؛ ولی برخی از فقها در این زمینه احتیاط مستحب دارند. لازم است در این مورد به نظر مرجع خود مراجعه شود؛[4]

5. خوارج و شورش کنندگان بر امیرالمؤمنین(علیه السلام) و هر امام معصوم دیگری، محکوم به کفرند، هرچند ادعای اسلام نمایند؛[5]

6. غلو کنندگان در مورد امیرالمؤمنین(علیه السلام) و معتقدین به الوهیت آن حضرت یا هر شخص دیگر، اگر ملتفت به گفته خویش هستند، کافر می باشند؛[6]

7. نواصب (دشمنان و بدگویان به حضرت علی(علیه السلام) و فرزندان معصوم ایشان(علیهم السلام)) کافرند و احکام مسلمان بر آنان مترتب نمی گردد؛ زیرا به حسب عرف شرعی، کلمه مسلمان شامل آنان نمی گردد؛[7]

8. گرچه شهادت ثالثه (اشهد انّ علیاً ولیّ الله) جزء اذان و اقامه نیست؛ ولی نباید ترک گردد. آیت الله تبریزی(ره)  در این زمینه می نویسند: از آن جهت که شهادت ثالثه شعار شیعه گردیده است و حفظ شعار شیعه در تبلیغ وصایت علی(علیه السلام) لازم است، باید شهادت ثالثه باقی بماند، مخصوصاً در زمان ما که هجمه بر اعتقادات شیعه از جانب دشمنان زیاد شده است.[8]

9. احتیاط در ترک شهادت ثالثه در تشهد است. امام خمینی(ره) در این زمینه می نویسند: بايد تشهد نماز به همان طور كه وارد شده و متعارف است، خوانده شود؛[9]

10. مستحب است نام گذاری فرزندان به نامهای: محمد، علی و فاطمه. شیخ حرّعاملی(ره) در «وسائل الشیعه» بابی را منعقد کرده است، تحت عنوان «باب استحباب التسمیه بعلی(علیه السلام)» که در این باب این روایت ذکر شده است:

سلیمان جعفری می گوید: از امام رضا(علیه السلام) شنیدم که فرمودند: «لَا يَدْخُلُ الْفَقْرُ بَيْتاً فِيهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ أَوْ أَحْمَدَ أَوْ عَلِیٍّ أَوِ الْحَسَنِ أَوِ الْحُسَيْنِ أَوْ جَعْفَرٍ أَوْ طَالِبٍ أَوْ عَبْدِاللَّهِ أَوْ فَاطِمَه مِنَ النِّسَاء؛[10] فقر وارد خانه ای نمی گردد که در آن نام محمد، احمد، علی، حسن، حسین، جعفر، طالب، عبدالله و از زنان نام فاطمه باشد.»

و در روایتی از امام حسین(علیه السلام) نقل شده که می فرمایند: «اگر صد پسر داشته باشم، دوست دارم نام همه آنها را "علی" بگذارم»؛[11]

11. در مواردی حکم شرعی مختص به شیعه دوازده امامی شده؛ یعنی حکم مختص است به کسی که امامت حضرت علی(علیه السلام) و یازده امام بعد از ایشان را پذیرفته باشد. این احکام شامل سایر مسلمین نمی گردد. برخی از آنها به عبارتند از:

- مرجع تقلید باید شیعه دوازده امامی باشد؛[12]

- امام جمعه و جماعت لازم است شیعه دوازده امامی باشند؛[13]

- گیرنده زکات که به عنوان فقیر به او زکات داده می شود، باید از شیعیان دوازده امامی باشد؛[14]

- کسی که به او کفاره داده می شود، بنا بر احتیاط یکی از شرایطش این است که شیعه دوازده امامی باشد؛[15]

-  کسی که به او زکات فطره داده می شود، بنا بر احتیاط در کنار بقیه شرایط (مثل فقیر بودن)، باید شیعه دوازده امامی باشد؛[16]

- سیدی که به او خمس پرداخت می شود نیز باید از شیعیان دوازده امامی باشد؛[17]

- شخصی که به عنوان نایب به حج فرستاده می شود، لازم است شیعه دوازده امامی باشد؛[18]

- کسی که می خواهد میت را غسل دهد، باید شیعه دوازده امامی باشد؛[19]

- قاضی باید شیعه دوازده امامی باشد.[20] امامان معصوم(علیهم السلام) شیعیان را برحذر داشته اند که در ترافعات خود به غیر شیعه مراجعه کنند؛[21]

12. عید غدیر، عید الله الاکبر و روز نصب رسمی حضرت علی(علیه السلام) به خلافت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در 18 ذی حجه سال دهم هجری می باشد. این عید از اعیاد مسلم نزد شیعیان؛ بلکه تمام مسلمانان است و در مورد آن شایسته است به نکاتی توجه نماییم:

 اول: این روز به تمام معنی عید بوده و مستحب است آنچه شایسته روز عید است، در آن انجام شود. مانند: عطر زدن، شاد بودن، شاد کردن مؤمنین، صله ارحام، عفو و بخشش دیگران، توسعه بر عیال و برآورده کردن حاجات نیازمندان و امثال این امور؛

دوم: استحباب زیارت مرقد مطهر امیرالمؤمنین(علیه السلام) در این روز. در حديثی «ابن ابى نصر بزنطى» از حضرت رضا(علیه السلام) منقول است كه فرمود: «اى پسر ابى نصر! هر كجا كه باشى، سعى كن روز غدير نزد قبر مطهر اميرالمؤمنين(علیه السلام) حاضر شوى.»؛[22]

سوم: صدقه و احسان به دیگران. در روایات وارد شده است که يك درهم احسان در اين روز به برادران مؤمن، برابر است با هزار درهم كه در اوقات ديگر انجام گیرد؛[23]

چهارم: استحباب روزه. صاحب «وسائل الشیعه» بابی تحت عنوان «بَابُ اسْتِحْبَابِ صَوْمِ يَوْمِ الْغَدِيرِ وَ هُوَ الثَّامِنَ عَشَرَ ذِي الْحِجَّه وَ اتِّخَاذِهِ عِيداً وَ كَثْرَه الْعِبَادَه فِيهِ وَ خُصُوصاً الْإِطْعَامَ وَ الصَّدَقَه وَ الصِّلَه وَ لُبْسَ الْجَدِيدِ»[24] منعقد نموده که پاداش روزه در این روز، كفاره شصت سال گناه است و در روایتی وارد شده روزه این روز برابر است با روزه عمر دنيا و معادل است با صد حج و صد عمره؛[25]

پنجم: غسل؛[26]

ششم: وقتی در این روز مؤمنی را ملاقات کند، مستحب است بگوید: «الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَه أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّه(علیهم السلام)»؛[27]

هفتم: عقد اخوت. شایسته است در این روز با برادر دینی خود عقد اخوت ببندد، به این صورت که دست راست خود را بر دست راست او بگذارد و بگوید: «وَاخَيْتُكَ فِي اللَّهِ وَ صَافَيْتُكَ فِي اللَّهِ وَ صَافَحْتُكَ فِي اللَّهِ وَ عَاهَدْتُ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ وَ كُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ وَ الْأَئِمَّه الْمَعْصُومِينَ ع عَلَى أَنِّي إِنْ كُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّه وَ الشَّفَاعَه وَ أُذِنَ لِي بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّه لَا أَدْخُلُهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مَعِي فَيَقُولُ الْأَخُ الْمُؤْمِنُ قَبِلْتُ فَيَقُولُ أَسْقَطْتُ عَنْكَ جَمِيعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّه مَا خَلَا الشَّفَاعَه وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّيَارَه؛ در راه خدا برادرت شدم، و در راه خدا دوست با صفايت گشتم، و در راه خدا با تو دست دادم، و با خدا و فرشتگان، و كتابهايش و رسولان و پيامبرانش، و امامان معصوم(درود بر آنان) عهد كردم، بر اينكه اگر از اهل بهشت و شفاعت بودم، و به من اجازه داده شد كه وارد بهشت شوم، به بهشت وارد نشوم مگر اينكه تو هم با من باشى. آنگاه براد مؤمن بگويد: پذيرفتم سپس بگويد: همه حقوق برادرى را از تو ساقط كردم، به جز شفاعت و دعا و زيارت»، آن گاه طرف مقابل بگوید: «قَبِلْتُ» و سپس بگوید: «أَسْقَطْتُ عَنْكَ جَمِيعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّه مَا خَلَا الشَّفَاعَه وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّيَارَه؛[28] ساقط كردم از تو جميع حقوق برادرى را غير از شفاعت و دعاء و زيارت».

باید توجه داشت که این عقد اخوت یک حرکت استحبابی نمادین است و هیچ اثر فقهی مانند ارث و محرمیت زنهای طرفین را موجب نمی گردد.

هشتم: خواندن دعای ندبه.[29]

13. حضور قلب و تبعیت از حضرت علی(علیه السلام): فقها در مورد حضور قلب در نماز گفته اند: همان طور که در حال نماز تير را از پاى مبارك اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند، شایسته است انسان در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى گويد و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند و اگر انسان در موقع نماز كاملاً به اين مطلب توجه كند، از خود بى خبر مى شود؛[30]

14. محدثین و فقها زیارتهای مختلفی برای آن حضرت در مناسبتهای گوناگون ذکر نموده اند. مانند تولد و شهادت آن حضرت، مبعث و تولد پیامبر(صلی الله علیه و آله)؛

15. فقها در مقام بیان احکام دفن میت فرموده اند: پيش از آنكه لحد را بپوشانند، دست راست را بر شانه راست ميت بزنند و دست چپ را به قوت بر شانه چپ ميت بگذارند و دهان را نزديك گوش او ببرند و به شدت حركتش دهند و سه مرتبه بگويند: «اسْمَعْ افْهَمْ يا فُلانَ بْنَ فُلان» و به جاى فلان، اسم ميت و پدرش را بگويند. آنگاه در ضمن دعایی خاص، شهادتین و امامت علی بن ابی طالب و اولاد طاهرین ایشان(علیهم السلام) را ذکر نمایند. به این عمل در اصطلاح رساله های عملیه «تلقین» گفته می شود.[31]

 

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مانند «عبد علی بن جمعه العروسی» که در مورد او گفته اند: «له أيضا كتاب فى اختصاص لقب أميرالمؤمنين بعلي(علیه السلام) و أن من اختاره لنفسه ابتلي بمرض خبيث.» ر.ک: تاریخ الفقهاء و الرواه، جمعی از بزرگان، گردآوری شده در مجموعه نرم افزاری فقه اهل بیت(علیهم السلام)، ص 46.

[2]. صلاه الجمعه، شیخ مرتضی حائری، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1418ق، ص 233.

[3]. تحریر الوسیله، سید روح الله موسوی خمینی، دار العلم، چاپ اول، ج 1 ، ص 233.

[4]. توضیح المسائل محشی،  سید روح الله موسوی خمینی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1424ق، ج 1، ص212.

[5]. جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، محمد بن حسن بن باقر نجفی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج 22، ص337.

[6]. همان، ج 28، ص 38.

[7]. الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره(علیهم السلام)،  يوسف بن احمد بن ابراهيم  بحرانى، انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1405ق، ج 22، ص 199.

[8]. صراط النجاه،  آیت الله میرزا جواد تبریزی، بی تا، ج 7، ص 155.

[9]. استفتائات، سید روح الله موسوی خمینی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج 1، ص 166.

[10]. وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، 1409ق، ج 21، ص 395.

[11]. همان، ص 396: «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَرْزَمِيِّ قَالَ اسْتَعْمَلَ مُعَاوِيَه مَرْوَانَ بْنَ الْحَكَمِ عَلَى الْمَدِينَه- وَ أَمَرَهُ أَنْ يَفْرِضَ لِشَبَابِ قُرَيْشٍ فَفَرَضَ لَهُمْ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(علیهما السلام): فَأَتَيْتُهُ فَقَالَ: مَا اسْمُكَ؟ فَقُلْتُ: عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(علیهما السلام) فَقَالَ: مَا اسْمُ أَخِيكَ؟ فَقُلْتُ: عَلِيٌّ. فَقَالَ عَلِيٌّ وَ عَلِيٌّ مَا يُرِيدُ أَبُوكَ أَنْ يَدَعَ أَحَداً مِنْ وُلْدِهِ إِلَّا سَمَّاهُ عَلِيّاً ثُمَّ فَرَضَ لِي فَرَجَعْتُ إِلَى أَبِي فَأَخْبَرْتُهُ فَقَالَ وَيْلِي عَلَى ابْنِ الزَّرْقَاءِ دَبَّاغَه الْأُدُمِ لَوْ وُلِدَ لِي مِائَه لَأَحْبَبْتُ أَنْ لَا أُسَمِّيَ أَحَداً مِنْهُمْ إِلَّا عَلِيّا؛ راوی می‌گوید: معاویه، مروان حکم را به عنوان فرماندار مدینه معین کرد و به او دستور داد که برای جوانهای قریش شهریه‌ای مخصوص از بیت المال قرار بده، بعد مروان هم این کار را کرد. بعد امام سجاد(علیه السلام) می‌گوید من هم رفتم پیش مروان و گفتم حقوق مرا بده او گفت اسم تو چیست گفتم علی بن حسین بعد گفت اسم بردارت چیست؟ گفتم علی است. مروان گفت: هر دوی شما علی هستید، پدرت راضی نشد غیر علی فرزندش باشد و حقوق مرا داد. بعد نزد امام حسین(علیه السلام) آمدم و قضیه را تعریف کردم و امام حسین(علیه السلام) فرمودند: وای بر مروان، اگر من 100 پسر داشته باشم، دوست دارم اسم همه آنها علی باشد.»

[12]. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 13.

[13]. همان، ص 790.

[14]. همان، ج 2، ص 150.

[15]. صاحب جواهر(ره) در این زمینه می فرماید: «اذ لا خلاف بين الأصحاب في أن من اعتقد معتقد الشيعه الإماميه مؤمن، يعلم ذلك من كلامهم في الزكاه و النكاح و الكفارات.» جواهر الکلام، ج 12، ص 9.

[16]. همان، ص 176.

[17]. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 61.

[18]. نجاه العباد، سید روح الله موسوی خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تهران، ص 211.

[19]. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 318.

[20]. قواعد الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام، علامه حلی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج 3، ص 419.

[21]. «عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَه قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ رَجُلَيْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا بَيْنَهُمَا مُنَازَعَه فِي دَيْنٍ أَوْ مِيرَاثٍ فَتَحَاكَمَا إِلَى السُّلْطَانِ وَ إِلَى الْقُضَاه أَيَحِلُّ ذَلِكَ؟ قَالَ: مَنْ تَحَاكَمَ إِلَيْهِمْ فِي حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاكَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ وَ مَا يَحْكُمُ لَهُ فَإِنَّمَا يَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ كَانَ حَقّاً ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُكْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ يُكْفَرَ بِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِه؛ عمر بن حنظله گويد: از امام صادق(علیه السلام) پرسيدم: دو نفر از خودمان راجع بوام يا ميراثي نزاع دارند و نزد سلطان و قاضيان وقت به محاكمه مي‌روند، اين عمل جايز است؟ فرمود: كسي كه در موضوعي حق يا باطل نزد آنها به محاكمه رود چنان است كه نزد طغيانگر به محاكمه رفته باشد و آنچه طغيانگر برايش حكم كند اگر چه حق مسلم او باشد چنان است كه مال حرامي را مي‌گيرد زيرا آن را بحكم طغيانگر گرفته است در صورتي كه خدا امر فرموده است به او كافر باشند خداي تعالي فرمايد: مي‌خواهند بطغيانگر محاكمه برند در صورتي كه مامور بودند به او كافر شوند.» الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج 1 ، ص 67.

[22]. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، نشر اسوه، قم، ص 275.

[23]. همان.

[24]. وسائل الشیعه، ج 10، ص 440.

[25]. مفاتیح الجنان، ص 276.

[26]. همان، ص 276.

[27]. اقبال الاعمال، سید بن طاوس، دار الکتب الاسلامیه، تهران،  1367ش، ص 464. 

[28]. مستدرک الوسائل، محدث میرزا حسین نوری، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، 1408ق، ج 6، ص 278.

[29]. مفاتیح الجنان، ص 277.

[30]. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 399.

[31]. همان، ص 344.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 227.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٩ خرداد ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٧٣٧٦ / تعداد بازدید : 130/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج