پنج شنبه ٣٠ خرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


متن ادبی:

شهید قدر

شب بود و نخلستان،علی(علیه السلام) بود و چاه و تنهایی. مدّتها بود که شبهای علی(علیه السلام) بی فاطمه(علیها السلام) حال و هوای نخلستانِ سکوت گرفته بود؛ حال و هوای سر در چاه فرو بردن و گریستن؛ حال و هوای خار در چشم و استخوان در گلو؛ حال و هوای مرور زخم سینه و پهلو.

متن ادبی: شهید قدر

م. مودب

*شب بود و نخلستان،علی(علیه السلام) بود و چاه و تنهایی. مدّتها بود که شبهای علی(علیه السلام) بی فاطمه(علیها السلام) حال و هوای نخلستانِ سکوت گرفته بود؛ حال و هوای سر در چاه فرو بردن و گریستن؛ حال و هوای خار در چشم و استخوان در گلو؛ حال و هوای مرور زخم سینه و پهلو.

شبهای علی(علیه السلام) هماره خاص و مملو از اسرار بود.

شبهای «وَالشَّفْعِ وَالْوَتر»[1]، شبهای هزار رکعت عشق بازی، شبهای رأفت و یتیم نوازی.

شبهای مَحرم اسرار حق شدن، شبهای نان آور سفره های خالی بودن.

امّا وای از آن غریبانه ترین شب که داغی است جانکاه بر سینه گداخته تاریخ.

شب عروج عارفانه علی(علیه السلام) که مقارن است با نزول آیات رحمانی؛

شبی که امیرالمؤمنین(علیه السلام) با سلام و ثنای فرشتگان و روح الامین به لقای معشوق شتافت و چه زیبا بهترین بندگان بعد نبی(صلی الله علیه و آله) در مقدّس ترین مکان، زیباترین تجلّی بندگی را در عارفانه ترین رکن نماز به پیشگاه معبودش عرضه داشت و در شبی که ارزش هر عمل صالحی با بیش از شصت هزار[2] عبادت همسنگ است در محراب نماز، شهد شهادت را نوشید و عالم را به سوگی بی منتها نشاند.

چه حکیمانه مشیّت الهی، شب قدر را که سرور است بر تمامی شبها، آخرین شب بندگی و دلدادگی قرآنِ ناطق تقدیر می کند تا عظمت و فضیلت این عبد صالح بیش از پیش بر همگان نمایان شود.

 آری کسی که مولِدش کعبه است و مشهدش محراب، تنها شب قدر، قادر است بار سنگین مصیبتش را به دوش بکشد.

 کسی که حیاتش سراسر تجلّی و تبلورِ عرفان است باید در عارفانه ترین شب، ندای «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَه» سر دهد.

و تو ای فرزند آدم! باید نیک بدانی که برای ورود به آستان دوست در شب قدر و نوشیدن کوثر توبه باید از باب علی(علیه السلام) اذن دخول بگیری و دست به دامان صراط مستقیم و جان پیامبر شوی و از سرخی خون فرق شکافته او سفیدی نامه عملت را طلب کنی. باید برای اِحیای دل مرده ات در شبهای اَحیا برای مظلومّیت و غربت مولا اشک بریزی تا فرشتگان به اذن حق و به مِهر این اشک ها بر توبه نامه ات مُهر قبولی بزنند. باید از «قَسِيمُ النَّارِ وَ الْجَنَّه» جواز ورود به بهشت را دریافت کنی؛ چراکه حبّ علی(علیه السلام) مرز ایمان و کفر است و محبّت امیر مؤمنان(علیه السلام) شاه کلید در جنان است و همچو آتش که هیزم را می بلعد گناهان را محو می کند.

باید «قَلْبُ اللَّه»[3] و  «عَلیّ اعلی» را که قلب تپنده هستی است واسطه قرار دهی تا در شب حضور روح و ملائک در محضر نورانی صاحب شب قدر و حامل قرآن، امام زمان(علیه السلام)، بهترین تقدیر به دست مبارک حضرت برایت امضا شود.

باید به یاد روی یوسف زهرا(علیه السلام) یعقوب وار ناله سر دهی و برای روزی که «حَتَّى  تُسْكِنَهُ  أَرْضَكَ  طَوْعا» تحقق یابد و زمین آنچنان رام گردد تا ولیّ خدا ساکن و حاکم بر آن شود و دیدار جمال سراپا حُسنش روزیت گردد، متضرّعانه، دعای فرج را بی امان تکرار کنی و از خدا سلامت در دینش را طلب کنی و زیر لب زمزمه کنی: «وَاجْعَلْنِي مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ تُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِيِّك ؛[4] و ما را از کسانی قرار ده که دین خود را به وسیله آنها غلبه می دهی و به سبب ایشان یاری ولی خود را عزت می بخشی» و با غریب مدینه(علیه السلام) صمیمانه عهد ببندی که بر این نصر پا بر جا بمانی و برای رام کردن زمین و هموار کردن موانع ظهور با همّت مضاعف و جهاد خستگی ناپذیز با او همراه و هم قدم شوی.

شب قدر، ناب ترین فرصت ها است برای آنکه قدر و منزلت یابی. برای آنکه خاک غفلت را با آب توبه از صحن و سرای جان بشویی و با سرشک دیده آینه دل را زنگار بزدایی تا تلالؤ ایمان بر جانت بتابد. دوباره «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » را در زلال اشک و استغفار استشمام کنی و دل را که حرم خداست خالی از غیر کنی و دست و پای نفس را با غل و زنجیر بندگی از عصیان کوتاه کنی تا دست نوازش خدا را لمس کنی.

 باید شبهای برتر از هزاران شب را قدر بدانی و عهد و میثاقت را به یاد آوری و باز در پاسخ به ندای «أَلَسْتُ بِرَبّكُمْ»، «قَالُوا بَلَى» سر دهی و تمام وجودت را لبریز از تمنّای عشق کنی.

 باید برای روزی ها و مائده های آسمانی پافشاری کنی و برای اوج گرفتن تا منتهی اِلیه ملکوت کوله بار گناه را از دوش دلت قاطعانه بر زمین بگذاری و ندای «إِلَهِي الْعَفْوَ الْعَفْو» را خاضعانه از ژرفای جان سر دهی تا کشتی طوفان زده دلت در ساحل امن کبریائی اش پهلو گیرد.

خداوند آغوش رحمتش را در این شب، کریمانه تر گشوده است و شیاطین را به عشقِ مؤمنان، به بند کشیده است؛ گویا که به دنبال بهانه ای می گردد تا بر بنده خاطی اش نظر رحمت افکند و او را در پناه جوشن از تیرهای بی امان شیاطین در امان بدارد.

در این شب فرخنده فاصله ملک و ملکوت آن اندازه کم می شود که درهای کشف و شهود به روی خاکیان سدره نشین باز می شود و می توان ره صد ساله را یک شبه طی کرد.

بازار عاشقی در این شب گرم است و خداوند دلهای شکسته بندگانش را با اندک پیشکش به بهایی گران می خرد؛ کافیست با چشمانی اشک بار دست نیاز به درگاه بی نیازش دراز کنی و با نجوای عارفانه جوشن، ملکوت را از ترنّم ملتمسانه ناله های «الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ يَا رَب » معطّر کنی.

کافیست مصحف شریف را چون تاج بر سر گذاری و معارفش را در دل جای دهی و ظرف وجودت را از نور چهارده واسطه فیض لبریز کنی و در سایه لطف آن ها آبرو بیابی.

کافیست دست نوازشت را از یتیمانی که چشمان گریانشان عرش را می لرزاند دریغ نکنی.

کافیست کلام پیامبر مهربانی ها را بر لوح دلت حک کنی که «ارْحَمْ مَنْ فِي الْأَرْضِ يَرْحَمْكَ مَنْ فِي السَّمَاء؛[5] به اهل زمین رحم کن تا آن که در آسمان است بر تو رحم کند.»

در این شبهای طلایی اگر شامّه روحت تیز باشد بوی عشق و رحمت و مهربانی خدا را در تمامیّت فضا درمی یابی.

اگر دیده جانت بینا باشد بال گشودن فرشتگان و عرشیان را بر روی زمین به تماشا می نشینی.

اگر گوش جانت محرم اسرار باشد، پیغام سروش را در نجوای عاشقانه تمام ذرّات هستی ادراک می کنی.

و اگر ذائقه جانت بلا پسند باشد، شربت بلا را در راه معشوق بی درنگ سر می کشی.

و جان کلام اگر آشنا گردی زین پرده رمزها بشنوی و در مطلع الفجر لیله القدر آب حیات نوشی.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

*متن ادبی شهید قدر با هدف استفاده در مجالس و محافل مذهبی در شبهای قدر توسط نوجوانان و جوانان اهل مسجد و ترجیحا فرزندان مبلغین گرامی، تدوین شده است. ضمنا اساتید فن خطابه و نویسندگی بر خواندن متن ادبی تاکید دارند.

[1]. اشاره به نماز شب.

[2]. طبق آیات سوره مبارکه قدر، خدواند در این شب، بیش از شصت هزار برابر شبهای دیگر، نصیب و رشد انسان را بیشتر می‌کند. خداوند، یک شب را که بطور معمول حدود دوازده ساعت دارد، برتر از هزار ماه قرار داده است و هزار ماه، سی هزار شبانه روز است. سی هزار شبانه روز، شصت هزار برابر یک شب است؛ علاوه بر آن، خداوند می‌فرماید: «خَیرٌ مِن أَلفِ شَهر»؛ «شب قدر برتر از هزار ماه است» این کلمه خیر پایان را بدون توقف نشان می‌دهد.

[3]. بصائر الدرجات في فضائل آل محمد(صلی الله علیه و آله)، ج 1، ص: 64 (كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(علیه السلام) يَقُولُ: أَنَا عِلْمُ اللَّهِ وَ أَنَا قَلْبُ اللَّهِ الْوَاعِي وَ لِسَانُ اللَّهِ النَّاطِقُ وَ عَيْنُ اللَّهِ النَّاظِرُ وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ أَنَا يَدُ اللَّهِ.)

[4]. بحار الأنوار، ج 92، ص 332.

[5]. بحار الأنوار، ج 74، ص 167.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 227.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٦ خرداد ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٧٣١٢ / تعداد بازدید : 192/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج