پنج شنبه ٣٠ خرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


روضه‌های رمضان المبارک -2

روضه امیرالمومنین علی(علیه السلام) (1)

امشب سیاه خیمه هفت آسمان شده* آثار مرگ در رخ مولا عیان شده* امشب طبیب هم به علی(علیه السلام) گریه می‌کند* تنها نه اشک دیده زینب(علیها السلام) روان شده.

ب. روضه امیرالمومنین علی(علیه السلام) (1)

1. فرازی از زیارت

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ وَ أَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقَّهُ؛ صَبَرْتَ وَ احْتَسَبْتَ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ»؛[1]

«يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ»

2. متن مرثیه

فرزند علامه امینی می‌گوید: آخرین روزهای عمر پدرم از او سؤال کردند: علامه امینی! شما که این همه خدمات انجام دادی که فقط الغدیر برای شیعه کافی است. چه آرزویی به دل دارید؟

علامه فرمودند: فقط یک آرزو  در دنیا دارم، اینکه خدا به من یک عمر طولانی بدهد و در این مدت عمر از همه کناره بگیرم، یه گوشه بیانانی چادر بزنم تا آخر عمر بر مظلومیت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) گریه کنم.[2]

امشب سیاه خیمه هفت آسمان شده
آثار مرگ در رخ مولا عیان شده
امشب طبیب هم به علی(علیه السلام) گریه می‌کند
تنها نه اشک دیده زینب(علیها السلام) روان شده
طفلان کوفه شیر نیارید بر علی(علیه السلام)
کو عازم سفر به ریاض جنان شده
امشب شود به خلد هم آغوش مصطفی(صلی الله علیه و آله)
سرو قدی که از غم زهرا(علیها السلام) کمان شده
امشب بیاد شیر خدا سفرۀ غذا
در هر خانه سفرۀ بی‌آب و نان شده

طبیب آوردند بالای سر امیر مؤمنان علی(علیه السلام)، طبیب یک نگاهی به آقا کرد؛ دید رنگ آقا زرد شده، دستمال زردی که به سر حضرت بسته بودند، قابل تشخیص نیست.

طبیبا زخم سر آهسته وا کن
طبیبا زخم مولا را دوا کن
مدارا کن بر این فرق شکسته
که شمشیرش به پیشانی نشسته
مبادا دیگر از آن خون بریزد
از آن ترسم که دیگر برنخیزد

«فَلمّا نَظَر اَثیرُ بن عَمْرو بنِ هانی اِلی جُرْحِ اَمْیرِالْمُؤْمِنینَ(علیه السلام) دَعا بِرِیَه شاه حارَه فَاسْتَخْرَجَ مِنْها عِرْقا ثُمَّ نَفَخَهُ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهُ وَ إِذا عَلَیْهِ بَیاضُ الدِّماغِ؛[3] پس هنگامی که اثیر بن عمرو بن هانی [طبیب] به جراحت [پیشانی] امیرمؤمنان(علیه السلام) نگاه کرد، شُش تازۀ گوسفند خواست و از آن رگی را بیرون آورده [بر زخم علی(علیه السلام) گذارد] و بعد از دمیدن، بیرون آورد در حالی که سفیدی مغز [سر مولا] بر آن نمایان بود.»

حسنین(علیهما السلام) و زینبین(علیهما السلام) بی‌قرار منتظر جواب طبیب‌اند. یک دفعه دیدند طبیب صدا زد: علی جان «اِعْهَدْ عَهْدَکَ فَاِنَّ عَدُوَّ اللّهِ قَدْ وَصَلَتْ ضَرْبَتُهُ اِلی اُمّ رَأسِکَ؛[4] وصیّت خود را انجام بده، براستی ضربت دشمن خدا به مغز سرت رسیده است.»

طبیب از دیدن زخم علی سوخت
نگه با چشم گریان بر حسن دوخت
بگفتا ای حسن را نور دیده
علی دیگر دل از دنیا بریده
زمام چاره دیگر دست من نیست
دوایی بر علی غیر کفن نیست

3. اوج مرثیه

عرض کنیم یا صاحب الزمان(علیه السلام) در شهر کوفه هر آنچه برای امیرالمومنین(علیه السلام) لازم بود، انجام دادند؛ یتیمان کوفه برای حضرت شیر آوردند، اما دلها بسوزد به حال فرزند شیر خدا در کربلا ! اون لحظه‌ای که سفیدی گلوی شیرخواره حسین(علیهما السلام) نمایان شد.

«فَرَماهُ رَجُلٌ مِنهُم بِسَهمٍ ثَلاث شُعَب فَذَبَحَهُ، فَجَعَلَ الحُسَینُ (علیه السلام) یَبكی و یَقولُ: اللّهُمَّ احكُم بَینَنا وبَینَ قَومٍ دَعَونا لِیَنصُرونا فَقَتَلونا؛[5] در اين حال مردى از آنان تير سه شعبه‌اى به سوى او انداخت پس ذبحش كرد. حسين(علیه السلام) مى‌گريست و مى‌گفت اى خدا! حكم كن بین ما و بین قومى كه ما را خواندند تا یاریمان كنند، پس كشتند ما را.»

4. فرود از مرثیه

به روی دست پدر عاشقانه جان می‌داد
گلی ز باغ لبش دست باغبان می‌داد
سپیدی گلویش شد نشان تیر، ولی
شکوه خنده خود را به او نشان می‌داد
تمام چارستون حسین را لرزاند
سه شعبه‌ای که علی را تکان تکان می‌داد

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. الکافی، شیخ محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1404ق، ج 4، ص 569. (سلام بر تو اى ولى خدا، تو نخستين ستم ديده اى، و نخستين كسى كه حقّش غصب شد، صبر كردي و به حساب خدا گذاشتى تا مرگت رسيد، شهادت مى دهم كه تو خدا را ملاقات كردى... اى ولى خدا، مرا گناهان زيادى است، از من نزد پروردگارت شفاعت كن، كه تو را پيش خدا جايگاه ویژه و معلومى است، و تو را به درگاه خدا آبرو و حق شفاعت است.)

[2]. علامه امینی، جرعه نوش غدیر، مهدی لطفی، انصاری، قم، چاپ دوم، 1380ش، ص 124.

[3]. انوار البهيّه، شيخ عباس قمى، منشورات دينى، مشهد، بى‏تا، ص 133.

[4]. همان.

[5]. تذكره الخواص، سبط ابن جوزی، ص ٢٥٢.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 227.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٤ خرداد ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٧٢٩٤ / تعداد بازدید : 124/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج