جمعه ٠٣ خرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین دکتر رفیعی؛

فرایند تهیه و تدوین محتوای منبر

در تبلیغ چهار عنصر کلیدی وجود دارد: 1. انتخاب موضوع که مبنا و اساس است؛ 2. تهیه محتوا که چگونه برای آن موضوع انتخاب شود؛ 3. شیوه القای محتوا؛ یعنی چگونه این محتوا را بگوییم؛ چگونه ورود پیدا کنیم که مخاطب گوش بدهد. 4. مخاطب‌شناسی و توجه به نیازهای مخاطب است؛ که این عنصر چهارمی نقش اصلی و اساسی دارد و در 3 عنصر فوق نیز باید لحاظ گردد.

فرایند تهیه و تدوین محتوای منبر؛ مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین دکتر رفیعی

محمدحسن زنگویی

خیلی ذوق‌زده می‌شوی وقتی قرار است با یک سخنران معروف کشوری روبرو شوی و به ناگاه با دعوت به یک لیوان چای، صمیمی شده، زبانت باز شود، مخصوصاً اگر استاد تازه از زیارت امام رضا(علیه السلام) آمده باشد و بفهمی که برای رسیدن به قرار، مستقیم از مشهد به دفتر کارشان آمده‌اند. اینجاست که احساس صمیمیت با شرمندگی در هم می‌آمیزد و سراپا گوش می‌شوی.

درآمد

حجت الاسلام و المسلمین ناصر رفیعی محمدی، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۴ش در محمدیه (یکی از مناطق شهرستان نایین استان اصفهان) دیده به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان خود را در قم گذراند و در سال ۱۳۶۲ از دبیرستان ماندگار شیخ صدوق قم، در رشته علوم تجربی فارغ‌التحصیل و سپس وارد حوزه علمیه قم شد و ظرف پنج سال دوره سطح را تا پایان «کفایه الاصول» به پایان رساند. هنگامی که در پایه پنجم حوزه به تحصیل مشغول بود، رتبه اول آزمون شورای مدیریت حوزه را کسب کرد و به این خاطر از سوی امام خمینی(ره) یک دوره کامل «بحار الانوار» را به عنوان هدیه دریافت نمود. ایشان دروس سطح را نزد حضرات آیات: وجدانی فخر، اعتمادی، پایانی، دوزدوزانی، صلواتی، راستی کاشانی و ستوده گذراند و از سال ۶۸ تا ۷۳ در درس خارج فقه حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(ره) و آیت الله مظاهری(حفظه الله) شرکت داشت و در سایر دروس حوزه، نیز از درس حضرات آیات: سبحانی(حفظه الله)، جوادی آملی(حفظه الله)، صالحی مازندرانی(ره)، معرفت(ره) و استادی(حفظه الله) بهره برد.

ایشان همزمان با تحصیل در حوزه، به تحصیلات دانشگاهی نیز پرداخت و دوره کارشناسی الهیات را از دانشکده باقرالعلوم(علیه السلام) و ارشد این رشته را از دانشگاه قم اخذ نمود و در سال ۱۳۷۳ش در آزمون دکترای علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران پذیرفته و در سال ۱۳۷۷ش با دفاع از رساله خود، موفق به اخذ دکتری با رتبه عالی گردید.

آنچه در ذیل می‌خوانید، حاصل مصاحبه ماهنامه مبلغان با ایشان است.

* قبل از هر چیز از فرصتی که در اختیار ما گذاشته‌اید، تشکر می‌کنم. به عنوان اولین سؤال، می‌خواهیم بدانیم برای انتخاب موضوع یک منبر تأثیرگذار، توجه به چه شاخصه‌هایی اهمیت دارد؟

- بسم الله الرحمن الرحیم. از جنابعالی و متصدیان مجله وزین مبلغان، تشکر می‌کنم. از مجلاتی که تقریباً همه شماره‌هایش را نگاه می‌کنم، همین مجله است. فکر می‌کنم حسنی که این مجله نسبت به سایر مجلات دارد، کاربردی بودن آن است. غالباً مخاطبین مجلات، پژوهشگران خاصی هستند و به واسطه رفع نیازهای علمی افراد، مقاله می‌نویسند، می‌خواهند ارتقا پیدا کنند، دکتری امتحان دهند، نیاز دارند مقاله علمی - پژوهشی چاپ کنند و... این است که شاید مطابق با نیاز عموم طلاب و مبلّغان نباشد؛ اما این مجله، مجله‏ای کاربردی است، با اینکه معادل آن «ره‌توشه» هم چاپ می‌شود؛ ولی این مجله منظم، منقّح و در واقع برای عموم طلاب مفید است.

اما در خصوص سؤال شما، در تبلیغ چهار عنصر کلیدی وجود دارد:

1. انتخاب موضوع که مبنا و اساس است؛

2. تهیه محتوا که چگونه برای آن موضوع انتخاب شود؛

3. شیوه القای محتوا؛ یعنی چگونه این محتوا را بگوییم؛ چگونه ورود پیدا کنیم که مخاطب گوش بدهد.

4. مخاطب‌شناسی و توجه به نیازهای مخاطب است؛ که این عنصر چهارمی نقش اصلی و اساسی دارد و در 3 عنصر فوق نیز باید لحاظ گردد.

پس با این مقدمه، آن چیزی که موضوع را تعیین می‌کند، مخاطب شناسی و توجه به نیازهای مخاطب است.

 مخاطب نیز اقسامی دارد: گاهی مخاطب داوطلب و گاهی مجبور است؛ مثلاً تعدادی جوان دانشجو از ما دعوت کرده‌اند. این مخاطبان داوطلب و یکدست هستند و گاهی بین دو نماز باید صحبت کنید. این مخاطب داوطلب نیست؛ بلکه مجبور است به حرف شما گوش دهد. یا مراسم ختم است که مخاطبش داوطلب نیست؛ آمده تسلیت بگوئید، گیر سخنران افتاده است.

گاهی مخاطب یکدست و گاهی متنوع است. گاهی خوش‌بین و گاهی بدبین می‌باشد. هرکدام از این مخاطبان، محتوا و موضوع خاص خود را می‌طلبند؛ اما سخت‌ترین نوع منبرها، منبرهای عمومی و متنوع است.

مطلب دیگر در انتخاب موضوع، کاربردی بودن آن است؛ یعنی باری از دوش مردم بردارد و مشکلی را حل کند. اگر ده جلسه در موضع بداء صحبت کنیم، چه مشکلی از مردم حل می‌کند؟

نکته بعدی، نو بودن و چشم پر کن بودن و به عبارت دیگر، جاذبه داشتن موضوع است. مثلاً شب احیا بحث دعا یا توبه را مطرح می‌کنید. این موضوعات برای مخاطب جاذبه ندارد؛ اما موضوعاتی مانند: راه‌های تقویت عزم و اراده، جذاب است: «وَاشدُد عَلَی العَزِیمَه جَوَارِحِی».

من در کربلا منبر رفتم، چند روز بحثم با عنوان «الطاف ویژه الهی» بود؛ یعنی چگونه خدا به ما لطف ویژه دارد؟ یک: تولد مجدد. می‌فرماید: این کار را بکنید «کَیَوْمٍ وَلَدَتْهُ أُمُّه». دوم عدد: معجزه عدد، سه بار «قل هو الله» یک ختم قرآن است، یک‌شب قدر بیش از هشتاد سال است. خب، اینها لطف ویژه است.

یکی دیگر، قدرت شویندگی است، می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِينَ»[1]؛ «خوبيها بدي‌ها را از ميان مى‏برد. اين براى پندگيرندگان، پندى است.»

بالاخره موضوعات باید کاربردی، دارای جاذبه و مطابق با نیاز مخاطب باشند. سخنرانی می‌تواند متن محور و یا دارای موضوع خاص باشد. سخنرانی‌های متن محور از نظر اجرا راحت‌ترند. مثلاً تفسیر سوره حجرات که متن محور است. گاهی سخنرانی‌های متن محور با محوریت سور قرآنی است و گاهی خطب یا نامه‌های «نهج البلاغه». مثل نامه سی و یکم، یا دعای مکارم الاخلاق یا صحیفه سجادیه.

گاهی محور منبر، موضوعاتی خاص است. مانند: خسران در قرآن، ادب در قرآن و روایات، عمل صالح و نتایج آن و... . من معتقدم موضوع منبر باید اعلام بشود. هم در بُرد و تبلیغات، هم در منبر؛ یعنی مخاطب اول بداند که بحث راجع به مثلاً «خطبه همام» است، یا تفسیر سوره حجرات است یا... من خودم این‌گونه عمل می‌کنم.

بعضی قائل‌اند موضوع باید ابهام داشته باشد و این خودش جاذبه دارد؛ اما من این را قبول ندارم. لااقل امروزه جواب نمی‌دهد.

در ابتدای ماه شعبان در مشهد سه شب سخنرانی داشتم. محور منبرم امام سجاد(علیه السلام) و پنج اقدام مهم ایشان در دوران امامت‏شان بود. این موضوع مخاطبین را جذب کرد؛ عده‌ای یادداشت‌برداری و توجه می‌کردند.

* شاید برای مخاطبین مجله ما جالب باشد که بدانند شیوه شما در فرایند تهیه و تعیین محتوای یک منبر چگونه است؟

- اولاً عرض کنم امروزه منابع کافی در اختیار همه طلاب هست و من اصلاً قبول ندارم کسی منابع را در اختیار نداشته باشد. برای مثال، همین نرم‌افزارهای نور که تفاسیر متعدد یک آیه قرآن در کم‏تر از بیست دقیقه قابل مشاهده و بررسی است. یک کلمه از یک روایت را در «جامع الاحادیث» جستجو کنید، محتوای مورد نیاز منبر را برای شما فراهم می‌آورد. «میزان الحکمه» نرم‌افزار شده، دانشنامه‌ها و نرم‌افزارهای دیگر، اصلاً غوغا شده.

به این نرم‌افزارها اینترنت را باید اضافه کرد که دسترسی به محتوای فراوانی را فراهم آورده است. در فضای مجازی، مقالات، کتابها، آثار، پایان‌نامه‌های فراوان، همه قابل دسترسی است. تمام سخنرانیهای ما در سایتی به نام «سخن تاریخ» جمع شده است. هر امام و بزرگی، مانند حضرت خدیجه یا حضرت زینب(علیهما السلام) لااقل سی چهل منبر منقح و منظم درباره ایشان پیدا می‌کنید. این نکته اولی که باید عرض می‌کردم.

اما فرایند محتوا: خدا رحمت کند، آیت الله فاضل لنکرانی(ره) به من فرمودند: تا جایی که مقدور است، هرچه مطلب راجع به یک موضوع وجود دارد، تهیه کن. مثلاً فرض کنید می‌خواهیم درباره «عمل صالح در قرآن» صحبت کنیم. آیات مربوط به این بحث را ببینیم و محتوا جمع‌آوری شود.

بعد فرایند تبیین بحث را مورد بررسی قرار دهید. بدین منظور لازم است طلاب منابر علمای قبل را از جهت ورود و خروج بررسی کنند. نحوه ورود و خروج آن سخنرانی‌ها را ببینند. هنر نیست هفتاد یا هشتاد آیه در موضوع عمل صالح را مستقیم به مخاطب ارائه کنید. یک منبر خوب باید حتماً قریب به چهل درصدش آیات و روایات و حدود بیست درصدش تاریخ و مابقی پردازش طلبه باشد.

مثلاً شب بیست و یکم در مشهد می‌خواهم پیرامون عزم و اراده صحبت کنم. ابتدا آیات، روایات، داستان، شعر و تاریخ را آماده می‌کنم. بعد حدود دو سه ساعت فکر می‌کنم که چگونه شروع و چگونه تمام کنم. حال که ورود و خروج مشخص شد، می‌توانیم جمعیت را کنترل کنیم. اگر سخنران همان اول، مجلس را در دست نگیرد، از دستش در می‌رود. سخنران باید بتواند قدرت در دست گرفتن مجلس را داشته باشد.

چگونه ورود پیدا کردم؟ گفتم: چرا بعضی افراد توفیق توبه پیدا نمی‌کنند؟ چرا آنهایی که وسواس دارند، نمی‌توانند وسواس را کنار بگذارند؟ چرا جوانی می‌گوید: نمی‌توانم نماز صبح بلند شوم؟ چرا خانمی می‌گوید: نمی‌توانم غیبت را کنار بگذارم؟ چرا می‌گوید: می‌دانم نگاه به نامحرم بد است؛ اما نمی‌توانم کنار بگذارم؟

این گونه مخاطبانتان کم‌کم همراه می‌شوند، تا جایی که درمان را به او می‌دهی که راهش «تقویت عزم و اراده» است. حال چگونه باید تقویت کرد؟ «لا عزم الا بالهزم؛ عزم با هزم و دوراندیشی است: «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِينَ»[2]؛ «و چون تصميم گرفتى، بر خدا توكل كن؛ زيرا خداوند توكل كنندگان را دوست مى‏دارد.» باید بلافاصله یک یا دو داستان آورد تا مخاطب کاملاً همراه شود. بنابراین، در فرایند و چینش محتوا، بهترین راه بررسی نحوه ورود و خروج است.

همچنین باید یک الگو داشته باشند. حتماً یک مبلغ، در منبر مرجع می‌خواهد. در گذشته می‌گفتند: فلان فرد تابع مکتب امام(ره) است، یا تابع مکتب آیت الله العظمی خوئی(ره) است. هر کس یک مکتب داشت. منبر نیز این گونه است. آقای هاشمی‏نژاد در منبرش یک مکتب و سبک دارد؛ آقای میرباقری؛ آقای پناهیان و... اگر کسی خودش را با یکی از این سبکها منطبق می‌بیند، همان را استفاده کند. البته نمی‌گویم در الفاظ و لحن تقلید کنید؛ اما در شیوه مقلد باشید تا بعد خود بتوانید سبک تولید کنید.

مسئله بعدی در فرایند تهیه محتوا «ارتقای آموزشی مردم» است. منبر باید به ارتقای علمی - اعتقادی مردم منجر شود. این خیلی مهم است. بُعد اعتقادی مردم از منبرها باید غیرمستقیم تقویت شود. البته نباید شبهات تیتر و بولد شوند.

* با توجه به اینکه ماه رمضان، ماه بهار قرآن در پیش است، پیرامون استفاده از تفسیر در این ماه توضیح دهید! آیا حضرت‌عالی تفسیری نگاشته‌اید؟

- در ماه مبارک رمضان ظلم می‌دانم که سخنرانان از تفسیر چیزی نگویند. مردم را باید با قرآن آشنا کرد... در تفسیر دو گونه می‌توان عمل کرد: یکی تفسیر موضوعی و دوم، تفسیر ترتیبی. مثلاً موضوع «رشد در قرآن» می‌تواند موضوع جلسات تفسیری باشد. رشد اقسامی دارد: رشد جسمی، نباتی و دینی. قرآن کریم رشد را در آیه «قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»[3]؛ «راه از بي‏راهه به خوبى آشكار شده است.» توضیح می‌دهد. قرآن خود: «يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ»[4]؛ «به راه راست هدايت مى‏كند.» و «وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْکُمُ الْإِيمَانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَيْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيَانَ أُولئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ»[5]؛ «ليكن خدا ايمان را براى شما دوست‏داشتنى گردانيد و آن را در دلهاى شما بياراست و كفر و پليدكارى و سركشى را در نظرتان ناخوشايند ساخت. آنان [كه چنين‏اند] ره‏يافتگانند.»

یا تفسیر ترتیبی است. مثلاً سوره حجرات می‌تواند محور بحث باشد. در سالهای گذشته، در حرم مطهر حضرت معصومه(علیها السلام) سوره نور را بحث کردیم، دو جلد چاپ شد. سال قبل سوره مبارکه احزاب را شروع کردیم که به زودی یک جلد آن از زیر چاپ بیرون می‌آید. امسال نیز همین بحث را ادامه می‌دهیم.

این پیشنهاد من است. البته اگر نخواستند و توان لازم نبود، می‌توانند روی متن‌هایی مثل: نهج البلاغه، شرح دعای جوشن، افتتاح، دعاهای روزانه و... بحث کنند؛ ولی من تأکیدم بر تفسیر است. منتها در تفسیر، روایات، داستان و تاریخ مرتبط نیز گفته شود.

«تفسیر بلیغ» که ما نوشتیم، الگوی این کار است. اگر کسی بخواهد نحوه تفسیر منبری گفتن را بداند، از این کتاب می‌تواند استفاده کند. تفسیر بلیغ، شیوه تفسیر منبری است؛ چون تفسیر منبری غیر از «تفسیر المیزان» یا «تفسیر نور» یا «تفسیر نمونه» است.

* شاخصه‏های منبر شب قدر از نظر حضرت‌عالی چیست؟

- شبهای قدر یک فرصت ویژه است که منبرش نیز باید ویژه باشد. به نظر من در شبهای قدر باید به امور مورد نیاز عامه مردم پرداخته شود، به ویژه افرادی که در غیر این مناسبت پای منبر نمی‌آیند. مباحث باید، مباحث تلنگری باشد، نه مباحث اطلاعاتی. مباحثی مانند حق‌الناس که جا دارد مردم در آن شب با آن آشنا شوند. مباحثی که باعث جذب عموم مردم شود، مباحثی که منجر به اصلاح ساختار جامعه و اخلاق جامعه می‌شود؛ باید موضوعات فراگیر را مطرح کنیم.

در شبهای قدر باید تنوع زیرمجموعه بحث نیز بیش‏تر باشد؛ یعنی اگر راجع به حسن خلق صحبت می‌کنید، آن شب حتماً باید حسن خلق زن با مرد، مرد با زن، پدر با فرزند، فرزند با پدر و مطالب این نحوی مطرح گردد. نباید یک‌سویه باشد؛ یعنی اگر کسی تصمیم گرفت شب قدر راجع به احترام والدین سخن بگوید، حتماً باید راجع به تکریم اولاد هم‌صحبت کند تا بحث ناقص نماند.

* با توجه به اینکه از مناسبتهای مهم ماه مبارک رمضان، رحلت حضرت خدیجه(علیها السلام) است و شما در این موضوع دغدغه داشتید، آیا توصیه خاصی دارید؟

- برخی از شخصیتها بین ما مظلوم هستند. حضرت خدیجه، حضرت ابوطالب، حضرت حمزه سیدالشهدا، مادران ائمه به ویژه حضرت فاطمه بنت اسد یا حضرت آمنه(علیهم السلام). ماه رمضان بهانه‌ای برای طرح مباحثی پیرامون این شخصیتها نیز هست. در مورد شخصیت حضرت خدیجه(علیها السلام) مقالات خوبی در سه جلد چاپ کردیم. کتابهای خوبی هم نوشته شده است. لذا باید این بزرگواران را به مردم شناساند.

مقام معظم رهبری(حفظه الله) در ملاقات خصوصی با ما، سه مرتبه فرمودند: «حضرت خدیجه(علیها السلام) مظلوم است. جداً مظلوم است. واقعاً مظلوم است.»

حضرت خدیجه(علیها السلام) می‌تواند برای بسیاری از امور کاربردی در جامعه ملاک باشد؛ ملاک ایثار یک زن، صبر و تحمل، دفاع از ولایت، عزم و اراده، گزینش همسر، تربیت اولاد و حتی معیار در مباحث اشتغال و کار.

بنده پارسال خدمت آقا(حفظه الله) رسیدم، در عرایضم گفتم: حضرت خدیجه(علیها السلام) می‌تواند معیار تنظیم امور اقتصادی باشد. امسال هم که سال حمایت از کالای ایرانی است، طرح این موضوع می‌تواند کاربردی باشد.

* اگر حضرت‌عالی دوباره به ابتدای طلبگی برگردید، آیا باز همین مسیر را انتخاب می‌کنید یا ترجیح می‌دهید کار مدیریتی یا پژوهشی را پیش بگیرید؟

- من هم کار مدیریتی کردم، هم منبر، هم تبلیغ. من از اوایل سال 66 تا الآن در کار اجرایی بوده‏ام؛ قریب به هشت سال مسئول نهاد دانشگاه سمنان بودم، هفت هشت سال معاون آموزش و مدیر گروه تاریخ و رئیس مدرسه تاریخ هستم. منتها کارم سیاسی نبوده و همیشه در کار علمی بوده‌ام؛ یعنی هر کجا بودم، کارم علمی بوده؛ تدریس، کلاس، بحث و برنامه‌ریزی‌های درسی. تألیف هم زیاد داشته‏ام. کتابهای درسی نوشته‏ام، تدریس هم داشته‏ام، حالا هم در مدرسه آیت الله گلپایگانی(ره) «کفایه» می‌گویم. چند سال است «مکاسب» می‌گویم. تفسیر، نهج‌البلاغه و... بنابراین، منبر کار اصلی من نیست؛ ولی اگر برگردم، همین مسیر را ادامه می‌دهم؛ چون همیشه سعی کرده‏ام وقتم هدر نرود.

در این سه محور، مخصوصاً در محور منبر سعی کرده‏ام بیش‏تر وقت بگذارم. در تدریس هم کم نگذاشته‏ام. از منبریها خواهش کرده‏ام که شما باید در حوزه تدریس داشته باشید؛ یعنی منبریی که مدرس نباشد، موفق نیست. اگر تدریس کند، نمی‌تواند ضعیف باشد. منبریهایی که در روستاها هستند، اگر بخواهند در سطح جامعه بروز کنند، نباید ضعف علمی داشته باشند.

قدیم مراجع نیز منبر می‌رفتند. در قم آیت الله زاهدی منبر می‌رفت. مرحوم آقای فلسفی آدم باسوادی بود؛ خریط فن منبر بود. اگر منبری ضعیف باشد، در آن جنبه‌ها، در ادبیات، فقه، اصول و حتی در مباحث فلسفه، حدیث و تفسیر نمی‌تواند خودش را به جامعه عرضه کند. به او نگاه یک مداح ساده می‌شود. سخنران باید صبغه علمی خودش را حفظ کند.

* توصیه شما به مبلغان چیست؟

- توصیه‏ام به مبلغین این است که اولاً خوب مطالعه کنند، مستند حرف بزنند، هرچه در کتاب‌ها نوشته شده، نگویند؛ یعنی ضرورتی ندارد که مثلاً بگویند: «خرما میوه‌ای است که مثلاً به پیغمبر(صلی الله علیه و آله) ایمان آورد.» عیب ندارد اگر این روایت توجیه شود که جمادات شعور دارند: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لٰکِنْ لاَ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِيماً غَفُوراً»[6]؛ «آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كس كه در آنهاست، او را تسبيح مى‏گويند، و هيچ چيز نيست، مگر اينكه در حال ستايش تسبيح او مى‏گويد؛ ولى شما تسبيح آنها را در نمى‏يابيد. به راستى كه او همواره بردبار آمرزنده است.» خوب است؛ اما ضرورتی ندارد. خود ائمه(علیهم السلام) فرموده‌اند: «کلام ما صعب و مستصعب است. همه حرفهای ما را برای هر کسی نزنید!»

توجه به این بشود که مطالب پایه عقلی و علمی داشته باشد. برخاسته از روایات و آیات باشد. این طور نیست که شما هر روایتی که در «بحار الانوار» نوشته است، برای مردم بخوانید.

توصیه دیگر به مبلغین این است که در نقلهای تاریخی، توجه داشته باشید که مردم حساس هستند. به کهن‌ترین منابع مراجعه کنید! مثلاً فرض کنید بگویید که: «خوارزمی نوشته...، سید بن طاوس نوشته...»، در نقلهای تاریخی، کهن بودن متن، مهم است.

* اگر پیشنهاد خاصی برای ماهنامه مبلغان دارید، بفرمایید؟

- مجله خوبی است، منتها بیش‏تر سعی کنید به طلبه‌ها راه را یاد بدهید، الگو ارائه کنید! پایان بعضی از مقالات باید پژوهش داد که شما بر اساس همین الگو دو منبر در دو موضوع برای ما بفرستید؛ در احکام دیدم این کار را کرده‏اید. توصیه‌ام این است‌که جامعه مخاطبتان را به کار بگیرید و فقط خوراک ندهید. ان‏شاءالله موفق باشید.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. هود/ 114.

[2]. آل عمران/ 159.

[3]. بقره/ 256.

[4]. جن/ 2.

[5]. حجرات/ 7.

[6]. إسراء/ 44.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 227.

 





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٧ ارديبهشت ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٧٠١٦ / تعداد بازدید : 83/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج