سه شنبه ٠٤ تير ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


قيامهای شیعی در عصر امام سجاد(علیه السلام) -2

قيام توّابين

قيام توّابين نیز مايه از قيام عاشورا گرفت و با انگيزه خون خواهى شهيدان كربلا، در سالهاى 64 و 65ق به رهبرى «سليمان بن صُرَد خزاعى»، صحابه مشهور پيامبر(صلی الله علیه و آله) و همراهى تنى چند از چهره هاى مشهور شيعى با شعار «يا لَثَارَاتِ الحُسَين (علیه السلام)» شكل گرفت.

2. قيام توّابين

قيام توّابين نیز مايه از قيام عاشورا گرفت و با انگيزه خون خواهى شهيدان كربلا، در سالهاى 64 و 65ق به رهبرى «سليمان بن صُرَد خزاعى»، صحابه مشهور پيامبر(صلی الله علیه و آله) و همراهى تنى چند از چهره هاى مشهور شيعى، مثل: مُسَيّب بن نجبه فَزارى، عبدالله بن سعد اَزدى، عبدالله بن وال تميمى، رِفاعه بن شَداد بَجَلى و... با شعار «يا لَثَارَاتِ الحُسَين (علیه السلام)»[1] شكل گرفت. آنان در منزل سليمان جمع[2] و هم قَسم شدند كه یا انتقام خون امام حسین(علیه السلام) را بگيرند[3] يا در اين راه كشته شوند.[4]

عبيدالله بن زياد براى سركوبى شان، در مقابل آنان قرار گرفت؛ اما باز هم اين عبدالله بن زبير بود كه از اين كشتار سود مى برد. بنابراين، به حمايت از توّابين برخاست و آنان را به جنگ با سردار اموى تشويق كرد.[5] توابين كه به خاطر عدم يارى امام حسين(علیه السلام) دچار عذاب روحى شديدى بودند، فقط خون خود را پاك كننده اين ننگ از دامان خود مى ديدند. اين موضوع سبب شد، آنان بى گُدار به آب بزنند و نسنجيده وارد جنگى خونين شوند.

بى تدبيرى سلميان باعث شد كه «مختار ابى عبيده ثقفى(ره)» كه با او هم نيت بود، او را تنها بگذارد. مختار اين كار توّابين را خودكشى تلقى مى كرد.[6] پا پس کشيدن مختار از قيام، سبب كاهش سپاهيان توّابين از شانزده  هزار به چهار هزار سرباز شد.[7] نصيحتهاى مختار در ايشان اثر نكرد و توّابين كه فقط به شهادت و انتقام مى انديشيدند، پاى در آوردگاه عين الورده گذاشتند و پس از پيروزى هايى نسبى در روزهاى نخست، قلع و قمع شدند و عين الورده، كربلايى ديگر شد.[8]

امام سجاد(علیه السلام) امام و پيشواست، پس اگر بخواهد، خدا او را از غيب آگاه مى كند؛[9] اما در رويداد توّابين، جايى به ثبت نرسيده كه آنان نزد امام آمده و كسب تكليف كرده باشند. چه كسى از ايشان به عنوان فرزند امام حسين(علیه السلام) و ميراث دار ايشان و بالاتر از اين، جانشين خدا روى زمين سزاوارتر به خون خواهى بود؟

اگرچه امام هم به دنبال خون خواهى شهيدان كربلا بود؛ اما توّابين بايد به محضر ايشان مى رسيدند و از امام خود اجازه بر خروج مى گرفتند؛ اما چنين نكردند. آنها در دعوتهاى خود براى نبرد، به مردم مى گفتند: ما شما را به كتاب خدا و سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و خون خواهى اهل بيتش و جنگ با دشمنان ايشان فرا مى خوانيم. اگر كشته شديم، آنچه خدا در آخرت براى پاكان مهيا كرده، بهتر است و اگر پيروز شديم، رهبرى جامعه را به اهل بيت(علیهم السلام) باز مى گردانيم.[10]

سؤال اينجاست كه چرا از خود اهل بيت(علیهم السلام) براى اين كار اجازه اى دريافت نشد؟ اين قيام يك قيام شيعي محض بود؛ چراكه نيروهاي آن از معتقدان به حق اهل بيت(علیهم السلام) و از محبان و شيعيان حضرت علي(علیه السلام) بودند. آنان از بي وفايي و پيمان شكني خويش نادم گشته، در پي توبه و جبران تقصير خویش بودند.

البته برخي ادعا كرده اند كه توابين، امامت امام سجاد(علیه السلام) را پذيرفته بودند؛ اما در منابع هيچ گونه رابطه اي بين امام و آنها ثبت نشده است. آنان نه دعوتي از امام به عمل آورده بودند، نه سفارش و توصيه اي از طرف امام بر شروع و ادامه قيام داشتند و نه حذر و تكذيبي از امام عليه ايشان نقل شده است.

آنچه مهم به نظر مي رسد اين است كه توابين در مجموع، دعوت به اهل بيت(علیهم السلام) را در رأس برنامه هاي خود قرار داده بودند و اصلي ترين ركن تشيع؛ يعني اعتقاد به امامت و واگذاري امامت جامعه به اهل بيت(علیهم السلام) ـ مكرر در كلمات آنان به چشم مي خورد.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. تاريخ طبرى، ج 4، ص 426.

[2]. همان، ج 6، ص 427.

[3]. همان، ص 428.

[4]. همان، ج 4، ص 428.

[5]. همان، ج 1، ص 435.

[6]. همان، ج 4، ص 452.

[7]. همان، ص 454.

[8]. همان، ص 461.

[9]. اصول كافى، محمد بن يعقوب الكلينى، انتشارات چهارده معصوم(علیهم السلام)، تهران، بى‏تا، ج 3، ص 53.

[10]. تاريخ طبرى، ج 4، ص 433.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 226.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٢٤ فروردين ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٦٤٧٤ / تعداد بازدید : 150/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج