دوشنبه ٣٠ ارديبهشت ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


اقتصاد مقاومتی؛

اقتصاد مقاومتی در تفکرات امیرکبیر

در این نوشتار به عصر مرحوم امیرکبیر نگاهی خواهیم داشت که با تکیه بر سیاست مقاومت و توجه به صنعتگران داخلی، تحول عظیمی را در اقتصاد از هم پاشیده پادشاهان قاجار ایجاد کرد.

اقتصاد مقاومتی در تفکرات امیرکبیر

حسین وجدانی

مقدمه

کشور عزیزمان ایران در عرصه اقتصاد، فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کرده است و گاهی این فراز و فرودها باعث رکود در اقتصاد شده و در برخی اعصار الگوهای کم نظیر و خلاقانه ‏ای برای ملل دیگر عرضه نموده است؛ یکی از مهم‏ترین تفکرات خلاقانه، بحث «اقتصاد مقاومتی» است که در دنیای اقتصاد تأثیر شگرفی دارد.

بنا به تعريف برخي از اقتصادانان از اقتصاد مقاومتي، اين نوع اقتصاد معمولاً در رويارويي و تقابل با اقتصاد وابسته و مصرف كننده يك كشور قرار مي‏گيرد كه منفعل نيست و در مقابل اهداف اقتصادي سلطه، ايستادگي نموده و سعي در تغيير ساختارهاي اقتصادي موجود و بومي سازي آن بر اساس جهان بيني و اهداف دارد. لذا این نوع اقتصاد با ریاضت اقتصادی فرق خواهد داشت.

تفاوت اقتصاد مقاومتی با ریاضت اقتصادی، در مولد بودن اقتصاد مقاومتی است. به عبارتی دیگر، این نوع سیاست باعث می‏شود کشور در دراز مدت به خودکفایی و شکوفایی برسد، در حالی که در ریاضت اقتصادی تنها عدم مصرف ملاک عمل قرار می‏گیرد و رشدی در کار نخواهد بود. این تفاوت در ابلاغ سیاستهای اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری(حفظه الله) نیز کاملاً روشن است: «سیاستهای كلی اقتصاد مقاومتی با رویكردی جهادی، انعطاف پذیر، فرصت ساز، مولد، درون زا، پیشرو و برون گرا ابلاغ می گردد...»[1]

تاریخ ایران بیانگر آن می‏باشد که در هر زمان با روی کار آمدن حکومت و دولت جدید، کشور دستخوش تغییرات اساسی در زمینه ‏های مختلف، به خصوص در عرصه اقتصاد شده است. وضعیت اقتصادی یک کشور تأثیر مستقیمی بر زندگی مردم کشور دارد، به طوری که اوضاع مساعد اقتصادی می‏تواند عامل نفوذ حکومت زمان بر قلبهای آحاد ملت باشد. ایران نیز از این امر مستثنیٰ نبوده، همواره در تاریخ کشور، بزرگ‏مردانی وجود داشته ‏اند که هدفشان بریدن دست استعمارگران از میهن و تلاش همه جانبه برای رسیدن به استقلال ملی بوده است.

در این نوشتار به عصر مرحوم امیرکبیر نگاهی خواهیم داشت که با تکیه بر سیاست مقاومت و توجه به صنعتگران داخلی، تحول عظیمی را در اقتصاد از هم پاشیده پادشاهان قاجار ایجاد کرد.

اقتصاد مقاومتی در طول تاریخ معاصر

در دوران مشروطه و پس از آن، وضعیت اقتصادی کشور بسیار نامساعد بود و توزیع ثروت بین اقشار مختلف جامعه از الگویی نامتعادل تبعیت می‏کرد. عده‏ای خاص در رفاه و آسایش بوده و بیش‏تر مردم در محرومیت به سر می‏بردند. کشور در آن زمان گرفتار مداخلات خارجی شده بود و نمی‏توانست حقوق خود را در جهان حفظ نماید و به عنوان یک مصرف کننده صرف شناخته می‏شد. در تمام این دوران، پرداختها دچار کسر و پیوسته بر بدهی های کشور افزوده می‏شد.

در سالهای مصادف با انقلاب سفید، محمدرضا پهلوی تحت فشارهای آمریکا دست به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی زد که در این زمان لوایح و قراردادهایی منعقد گردید. از جمله اقدامات اقتصادی آن زمان: اصلاحات اراضی، افزایش درآمدهای نفتی، پرداخت بدهی ها و... بوده است.

میرزا تقی خان فراهانی، آیات الهی: سید محمد طباطبایی، سید عبدالله بهبهانی، شیخ فضل الله نوری، کاشانی و دکتر مصدق، افرادی بودند که در برهه زمانی قبل از مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی، نقش به سزایی در مبارزه با استعمارگران، حمایت از تولیدات ملی و اقتصاد مقاومتی داشته‏اند.

اقتصاد مقاومتی، از نهضت امام خمینی(ره) تاکنون

برجسته‏ترین فردی که توانست قبل از انقلاب اسلامی جنبش مردمی و استقلال طلبانه را پایه گذاری کند، امام خمینی(ره) بوده است. ایشان در ابعاد مختلف، اقتصاد مقاومتی را تببین نمود که توجه به این ابعاد می‏تواند اقتصاد کشور را اسلامی و پوینده سازد. ابعادی که در وصایای ایشان نیز بدان تأکید ویژه‏ای شده است، شامل: عدالت اقتصادی، استقلال طلبی، عدالت اجتماعی، ساده زیستی، مبارزه با تجملات و اسراف‏گرایی و... می‏شود.

پیدایش انقلاب اسلامی برای تمام جهان، به خصوص در زمینه‏های فرهنگی، اقتصادی، نظامی و... که رشد چشمگیری داشت و همچنین، به علت ظلمهای بی دریغ استبکار و نداشتن بنای سازش بین این دو قطب، موجب گردید تا استکبار با تمام قوا به مبارزه با انقلاب اسلامی در زمینه‏های مختلف بپردازد، به این امید که شاید بتواند این حکومت نوظهور را از پا در بیاورد؛ ولی تدابیر بنیانگذار انقلاب اسلامی(ره) و مقام معظم رهبری(حفظه الله) اقدامات دشمنان را تا به امروز در نطفه خفه نموده است. مردم ایران نیز لبیک گویان به فرمایشات رهبری(حفظه الله) و صبر در مقابل فشارهای اقتصادی، از استقلال و سرمایه‏های ملی خود دفاع می‏نمایند.[2]

نگاهی به سیاست اقتصادی عصر قاجار

عصر قاجار، دوره تغییرات بنیادی در ایران است. این تحولات در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادیمی‏باشد. در این دوران کشورهای استعمارگر  سعی در نفوذ به اکثر ملل، از جمله ایران داشتندتا بتوانند با تدابیر سیاسی، آنها را زیر سلطه خود قرار دهند. در جریان جنگ بین ایران و روسیه که تأثیر بسیار عمیقی در تاریخ کشور داشت، بستر مناسبی جهت نفوذ بیگانگان بر حکومت ایران، به خصوص در بُعد اقتصاد فراهم گردید.

اهداف ابرقدرتها، از بین بردن استقلال اقتصادی و ایجاد وابستگی کشور بود، ضمن آنکه به تدریج نفوذ خود را بر مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور نیز وارد نمودند.استعمارگران از غفلت حکام ایرانی جهت پیشبرد اهدافشان بهره برده، توانستند تا حدودی اهدافشان را عملی سازند. با وجود این بی کفایتی از سمت حاکمان، طبقاتی از مردم و روحانیون با تدبیر و بیداری، تلاش کردند تا بتوانند منافع کشور را حفظ نمایند.

نخستین گامهای نوگرایانه و تولید صنایع ملی در دوره ناصرالدین شاه توسط مردم آغاز گردید و با روی کار آمدن امیرکبیر بر مصدر صدارت ایران، تولیدات ملی وارد مرحله عملیاتی شد.

وضعیت کشور در زمان صدارت امیرکبیر

مرحوم امیرکبیر، بنیانگذار اندیشه ترقی در ایران، از تفکرات سیاسی ویژه‏ای برخوردار بود و سعی داشت با سیاست خاص خود بتواند ایران را به کشوری مستقل و پیشرفته تبدیل نماید. کشوری که در آن سلامت اداری و سازماندهی داخلی در رأس امور قرار گیرد و بتواند از تولیدات ملی خود حمایت کند.

او در مدت سه سال و چند ماه، از صدارت خود جهت ساماندهی و پیشرفت کشور استفاده نمود. ایشان زمانی زمام امور را در دست گرفت که کشور در فساد سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی غوطه‏ور بود و دولتهای انگلیس، روسیه و عثمانی به ایران نفوذ یافته، حکام بی اراده ایرانی را مثل موم در دستان خود داشتند. ایران آن زمان هیچ تولید مستقلی را تجربه ننموده بود و اکثر مردم آن تنها جیره خور بیگانگان و مصرف کننده کالاهای غربی بودند و اندک صنایعی که در کشور تولید می‏شد، مورد تهاجم محصولات غربی و بی مهری حکام قرار می‏گرفت.[3]

در آن زمان کشاورزی و دامپروری نیز رونق زیادی نداشت، حتی علم و هنر نیز در کشور از جایگاه خاصی برخوردار نبود. حکومت وضعیتی را برای مردم ایجاد کرده بود که حتی اندک افرادی که می‏خواستند در زمینه‏های مختلف ترقی کنند، رفته رفته منصرف می‏شدند.[4]

امیرکبیر نسبت به رونق صنایع غربی آگاهی داشت و می‏دانست برای تولید این صنایع تخصص ویژه‏ای به کار رفته و تأثیر زیادی بر رونق اقتصادی کشورها دارد. بدین منظور تصمیم به ایجاد صنعت جدید در کشور گرفت. همین امر موجب شد ایشان سیاستها و برنامه‏های اقتصادی خود را تنظیم نماید. او می‏دانست که مال و علم وسیله قدرت هستند و تا اقتصاد سالم نشود، نمی‏توان استقلال کشور را حفظ کرد.

در قرآن کریم نیز از دارایی به عنوان ابزار تسلط یاد شده است: «نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ»[5]؛ «ما به پادشاهى از وى سزاوارتريم و به او از حيث مال گشايشى داده نشده است.»

شاید با تأسی از آیه فوق مقام معظم رهبری(حفظه الله) تأکید بر قدرتمند کردن اقتصاد دارند و می‏فرمایند: «در اقتصاد، اگر ما قوی شدیم و قدرتمند شدیم، دیگر تحریم معنی ندارد و تحریم یک کار زایدی می‏شود. اگر ما در داخل توانستیم اقتدار اقتصادی به دست بیاوریم، آنها خودشان می آیند به دریوزگی، می آیند دنبال ارتباط اقتصادی. نه [فقط] تحریم نمی‏کنند؛ بلکه اگر ما تحریم کنیم، آنها می آیند، می‏گویند: تحریم نکنید. طبیعت کار این است.»[6]

محور اصلی برنامه امیرکبیر «حمایت از تولید ملی» بود و خمیرمایه اقتصاد  مقاومتی وی حول محورهای صنعت، کشاورزی، توسعه  بازرگانی، رشد صنعت داخلی، افزایش صادرات و محدودیت بازار مصرف کالاهای اروپایی بود.

در منابع اسلامی نیز حمایت از تولید و اقتصاد فرد مسلمان مورد تأکید قرار گرفته است. پیغمبر(صلی الله علیه و آله) به خدای سبحان عرض می کند: «اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي الْخُبْزِ وَ لَا تُفَرِّقْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صُمْنَا وَ لَا صَلَّيْنَا وَ لَا أَدَّيْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا عَزَّ وَ جَل‏؛[7]خدایا! بین ما و نان جدایی نینداز؛ زیرا اگر نان نباشد دیگر ما نه روزه می گیریم و نه نماز می خوانیم و نه فرائض خدای عزوجل را بجا می آوریم.» بنابراین، ما در مرحله اول باید فکر تولید نان برای میهن خود باشیم.

راهکارهای امیرکبیر برای ارتقای اقتصاد ایران

همان طور که ذکر شد، استعمارگران غربی جهت رواج محصولات خود و تحت سلطه قرار دادن ملل دیگر، همواره از سیاستهای مختلفی استفاده می‏نمایند. رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) بارها در مورد نبایدهای اقتصادی هشدار داده، می‏فرمایند: «نبایدهای اقتصاد مقاومتی مهم‏تر است. یک کارهایی را نباید کرد. شناسایی این نبایدها خیلی مهم است. بعد جرأت اقدام این نبایدها خیلی مهم است. در زمینه بازرگانی نمونه های مهمش هست. در زمینه های صنعتی و فنّی همین جور. در زمینه آموزش دانشگاه ها همین جور. اقتصاد مقاومتی معنایش این است که انقلاب نشان بدهد که هویّت درونی این کشور و این ملت قادر است خود را اداره کند و رشد بدهد و تعالی بدهد.»[8]

مرحوم امیرکبیر با تدابیر لازم، ضمن اشاعه صنایع غربی، ایران را به سمت صنعتی شدن سوق داد و جهت رسیدن به این مهم، دست به اقدامات زیادی زد، از جمله: حمایت مالی و جانی و تأمین امنیت کاری برای صنعتگران، تضعیف رقابت کالاهای اروپایی، جذب استادکاران ماهر خارجی، اعزام صنعتگران ایرانی جهت فراگیری به خارج از کشور، تبلیغ صنایع و تولیدات داخلی در روزنامه «وقایع اتفاقیه»، نشر کتب، تأسیس مدرسه دارالفنون جهت آشنایی مردم ایران با حرفه‏ها، علوم و فنون اروپایی.

«امیرکبیر به صورتهای مختلف در راه خنثی نمودن پیامدهای زیانبار صنعت معاهدات تجاری تلاش نمود، بازرگانی داخلی را رونق داد تا منابع درآمد افزایش یابد. وی می‏دانست که اساس رشد و توسعه صنعت، نظم، آزادی، تلاش، حمایت از فعالیتهای داخلی و جلوگیری از تعرض و دسترسی خارجی است.»[9]

«امیر کبیر بر این مهم تأکید داشت که رشد اقتصادی یک کشور در سایه امنیت و حمایت از تولیدات داخلی کسب می‏گردد. نقشه امیرکبیر در بنای صنعت ملی، شامل: استخراج معادن، ایجاد کارخانه‏های مختلف، استخدام استادان فنی، فرستادن صنعتکاران به روسیه، خرید کارخانه از فرنگ، تأسیس مجمع الصنایعی از محصولات ایرانی و فرستادن صنایع دستی به نمایشگاه‏های بین المللی کشورهای مختلف و حمایت از تولید ملی بود.»[10]

اصلاحات و اقدامات امیرکبیر در راستای اقتصاد

برخی اصلاحات اقتصادی امیرکبیر عبارتند از:

1. صنعت جدید

پایه اقتصاد هر مملکتی، صنعت آن کشور است و هرقدر کشوری از لحاظ صنعتی رونق بالایی داشته باشد، طبیعتاً اقتصادش شکوفاتر خواهد شد که این امر می‏تواند زیربنای اقتصاد مقاومتی را محکم‏تر کند.

مقام معظم رهبری(حفظه الله) مغز متفکر ایده‏های اقتصادی، در اکثر سخنرانی ها به مباحث اقتصادی اشاره می‏کنند و طرحهای بهتری را پیش پای مسئولین قرار می‏دهند. ایشان پیوسته می‏فرمایند: «اگر ما بخواهیم مشکل رکود را حل کنیم، مشکل تولید داخلی را حل کنیم، بخواهیم مسئله بیکاری را حل کنیم، بخواهیم گرانی را مهار کنیم، علاج همه اینها در مجموعه مقاومت اقتصادی و اقتصاد مقاومتی گنجانده شده است. اقتصاد مقاومتی شامل همه اینهاست. می‏شود با اقتصاد مقاومتی به جنگ بیکاری رفت. می‏شود به جنگ رکود رفت. می‏شود گرانی را مهار کرد. می‏شود در مقابل تهدیدهای دشمنان ایستادگی کرد. می‏شود فرصتهای بسیاری را برای کشور ایجاد کرد و از فرصتها استفاده کرد. شرطش این است که برای اقتصاد مقاومتی کار و تلاش انجام بگیرد.»[11]

مرحوم امیرکبیر، شش نفر از صنعتگران ایرانی را جهت فراگیری تخصصی در رشته‏های کاغذسازی،  بلورسازی، چدن ریزی، تصفیه شکر و قندسازی، نجاری و اسباب چرخ سازی و شماعی به روسیه و دو نفر از حریربافان کاشان را برای آموختن چرخ ابریشم به عثمانی فرستاد، تا مهارت لازم را کسب نموده، بعد از بازگشت به ایران، آن را در اختیار دیگران قرار دهند.

همچنین دستور داد تحقیقات کاملی از صنعت ماهوت[12]سازی که آن روزها بیش از هر چیز در ایران مورد احتیاج بود، انجام شود و دو نفر متخصص و کارشناس صنعت ماهوت سازی را استخدام کنند و به ایران بفرستند.

در زمینه‏های فوق و حتی ساخت محصولات فرنگی (سماور، کالسکه، بخاری آمریکایی و...) کشور توسعه به سزایی داشت. او برای رونق بیش‏تر محصولات، نامه‏هایی به کشورهای مختلف نوشت. برای مثال: در نامه‏ای اطلاع داد که: «شکر را در مازندران نوعی سفید کرده‏اند که بهتر از شکر هندوستان است.»[13]

از اقدامات دیگر مرحوم امیرکبیر، تأسیس مجمع الصنایع جهت ترویج فنون و هنر ایرانی بود. در این مجمع حجره‏های ساعت سازی، زرکشی، زردوزی، خیاطی، ملیله دوزی، نقاشی و ساخت تفنگ به وجود آمد که هنرمندان متخصص در آن مشغول کار بودند. این مؤسسه بیش‏تر به عنوان کانون ترقی هنرهای ظریف بنا شده بود. رفته رفته محصولات داخلی چنان جایگاه ویژه‏ای به دست آوردند که با همتای خارجی خود وارد رقابت گردیدند.

2. کشاورزی

کشاورزی، از ارکان مهم اقتصادی و نشانگر شاخص رشد اقتصاد به شمار می‏رود و این مسئله هیچ وقت از توجه متفکران اقتصادی به دور نمی‏ماند. رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) به این امر توجه ویژه ای داشته، می فرمایند: «در تولید محصولات حیاتی باید خودکفایی به وجود بیاید؛ یعنی خودکفایی را به حرف و گپ این و آن نگاه نکنید که آقا گندم بیرون ارزان تر است، و مانند اینها. ما باید به خودکفایی برسیم؛ در مواد حیاتی باید به خودکفایی برسیم.»[14]

این مهم از منظر مرحوم امیرکبیر نیز به دور نمانده، در آن موقع که عامل اصلی در ترقی کشاورزی ایران، ایمنی اجتماعی و حفظ حقوق کشاورزان بود، با بنای سدّ ناصری بر رودخانه کرخه، ایجاد پل شوشتر، رواج کشت نی‏شکر و... و همچنین، حمایت از روستاییان به رونق آنها افزود، به طوری که بیش‏تر محصولات ایرانی، اهمیت تجاری بین المللی پیدا کردند.

اقتصاد ملی در برخورد با اقتصاد استعمار

یکی از حربه‏های مهم استکبار و استعمارگران، مسئله اقتصادی است و قدرتهای بزرگ به وسیله قدرت اقتصادی سعی دارند سلطه خود را بر دیگران تحمیل کنند. رهبری(حفظه الله) می‏فرمایند: «آنچه ما امروز در مجموعه رفتار دستگاه استکبار مشاهده می‏کنیم، همین است؛ هدف، ایجاد اختلال در نظام محاسباتی و دستگاه محاسباتی من و شماست. در میدانهای دیگر، استکبار نتوانسته است، کاری از او بر نیامده است. در میدانهای واقعی، تنها دو عامل مادی در اختیار جبهه استکبار بوده و هست: یکی تهدید نظامی، یکی تحریم. استکبار غیر از این دو هیچ چیز در اختیار ندارد. از لحاظ قدرت منطق، قدرت استدلال، توانایی بر اثبات حقانیت، دست استکبار بسته است. تنها دو کار می‏تواند بکند: یکی تهدید نظامی است که مرتب می‏کند، یکی هم تحریم؛ این دو هم علاج دارند. تحریم را با مجاهدتِ در باب اقتصاد مقاومتی بایستی خنثی کرد.»[15]

بر این اساس، حمایت از اقتصاد ملی، محور سیاست مرحوم امیرکبیر بود. جوهره اندیشه اقتصادی او مانند محدود کردن بازار کالاهای فرنگی و افزایش صادرات، باعث شد تا ایران رشد اقتصادی را طی کند. تحمیل شکست سیاسی نظام سرمایه‏داری انگلیس و روس بر ایران باعث شد تا اساس اقتصاد بازرگانی خارجی در کشور بر آزادی تجارت قرار گیرد.

ارقام اصلی تجارت ما را واردات و صادرات سه کشور انگلیس، روسیه و عثمانی تشکیل می‏داد؛ اما از نظر کیفیت و کمیت، تعادل و هماهنگی بین آنان وجود نداشت و از مال التجارة اتباع دو دولت، در وقت داخل شدن و بیرون رفتن یک دفعه، پنج درصد گمرک گرفته و این امتیازاتی بود که به کشورها داده می‏شد.

«تا زمانی که قائم مقام زنده بود، تن به این پیمان نداد و گفت: این تجارت، وسیله نابودی تدریجی این مملکت فقیر ناتوان می‏شود و... ملت ایران تحت استیلای قدرت دو شیر از پا در می‏آید و جان می‏دهد.»؛[16]اما از عهده مرحوم امیرکبیر خارج بود که بتواند قرارداد با روسیه و انگلیس را لغو نماید؛ ولی ایشان با تفکر زیرکانه توانست سیاست خود مبنی بر جلوگیری از واردات خارجی را به اجرا درآورد.

کمبود کارشناس و متخصص داخلی موجب گردید تا امیرکبیر مجبور شود سیاست اقتصادی خود را بر دو محور پیش ببرد:

۱. استفاده از متخصصان خارجی؛

۲. تکیه بر دانش شخصی و برداشتهای غیرتخصصی خود و مقامات مشابه از تحولات.

می توان رفتار ایشان در حوزه اقتصاد را به دو بخش تقسیم کرد: در حوزه مسائل پولی، سیاست انقباضی در پیش گرفته بود؛ اما در حوزه مالی سیاست انبساطی محدودی را اجرا می کرد.

پایان اقتصاد مقاومتی، همزمان با پایان حیات امیرکبیر

حقیقت تلخ آن است که بسیاری از برنامه‏های مرحوم امیرکبیر، به دلیل عمر کوتاه صدارتش و ادامه نداشتن این ایده از سوی صدراعظمهای بعدی، قبل از به ثمر نشستن، متوقف و در کنار آن برنامه‏ها و عملکرد شاه به گونه‏ای مغایر با همه اهداف سیاستی ایشان بود.

بعد از وی، تمام صنایع، به خصوص صنایع دستی، بافندگی رو به انحطاط گذاشت، در حالی که در برخی شهرها پایگاه‏های جدید اقتصادی، مثل شال بافی و فرش بافی ایجاد شده بود.

صدر اعظم با بازرگانان رابطه دوستانه برقرار کرده بود و این امر خود یکی از عوامل رونق تلقی می‏شد. با پایان حیات او، این روابط نیز از بین رفت. خدمات وی در زمینه اقتصاد مقاومتی، موجب گردید تا نویسندگان، سیاستمداران و روشنفکران دوره قاجار و معاصر حسرت زمان صدارت او را بخورند. ناصرالدین شاه قاجار در نامه‏ای به مظفرالدین شاه نوشت: «قدر نوکر خوب را بدان! من چهل سال بعد از امیر، خواستم از چوب آدم بتراشم، نشد.»[17]

نتیجه‏گیری

اقتدار از مهم‏ترین عناصر تشکیل دهنده زیربنایی پیشرفت یک کشور است. واژه اقتدار به عنوان ابزار یا وسیله سنجش استقلال، باعث جایگاه ویژه آن در تمام دنیا شده است. هرچه سرزمینی بتواند مؤلفه‏های اساسی قدرت را به دست آورد و در حفظ آن کوشا باشد، مطمئناً در اندک زمانی صاحب اقتدار می‏گردد و هیچ ملتی نمی‏تواند به راحتی دست تجاوز را در پوستی از دوستی به سمتش دراز نماید.

اقتصاد، به دلیل رابطه تنگاتنگی که با سیاست و معیشت یک کشور دارد، از جمله عناصری است که باعث پیشرفت می‏گردد. هر دولتی، زمانی می‏تواند بر ملت خود حکومت کند که از اقتصاد و تحریمات به عنوان ابزاری بس ارزشمند و کم هزینه استفاده نموده، مردم هوشیار و مقتدر خود را به مقاومت تشویق و ترغیب کند تا جلوی ضربه استعمار را بگیرند.

مرحوم امیرکبیر از جمله مسئولینی بود که با تفکرات سیاسی و اقتصادی خود، اقتصاد مقاومتی را در ایران پایه گذاری نمود. از ویژگی های ایشان این بود که هیچ گونه جنس خارجی را استفاده نمی کرد. این امر باعث رواج کالاهای ایرانی در آن زمان گردید. وی هر چیز را که موجب پیشرفت کشور می‏شد، فراهم می‏نمود. اگر ایشان چند سال بیش‏تر عمر می کرد، قطعاً کشور به پیشرفتهای زیادی نایل می‏گردید؛ اما با پایان زندگی وی، ایران مدتها از رونق افتاد، به طوری که بازار ایران مجدداً در تصرف اجناس خارجی قرار گرفت و تولید کنندگان و صنعتگران ایرانی کم کم بی انگیزه شده، دست از تولیدات و خدمات برداشتند و پیشه‏های دیگری را در پیش گرفتند. هم اکنون پس از سالیانی که از رونق اقتصاد مقاومتی در دوران امیرکبیر می‏گذرد، به لطف خدا بار دیگر در دوران انقلاب اسلامی، رهبری(حفظه الله) مقتدرانه مسئله اقتصاد مقاومتی و حمایت از تولیدات ملی را در رواج و پیشرفت کشور بیان فرموده اند.

امید است بتوانیم هر کدام از ما در روند پیشرفت کشور گامی برداریم و از تولیدات داخل حمایت نموده، به وسیله اقتصاد مقاومتی به جنگ با استعمار برویم.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. ابلاغ سیاستهای کلی «اقتصاد مقاومتی» در تاریخ 29/11/92.

[2]. برگرفته از مقاله: مروری بر تاریخ اقتصاد مقاومتی ایران،  محمد بحرینی،  بهجت بهاروند، مهرداد نیک پی، همایش ملی مروری بر تاریخ اقتصاد، تهران، ۱۳۹۲ش.

[3]. امیرکبیر و ایران، فریدون آدمیت، انتشارات خوارزمی، تهران، چاپ هشتم، ۱۳۷۸ش، ص ۳۸۷.

[4]. همان، ص ۱۴۳.

[5]. بقره/ 247.

[6]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، مورخ: 06/03/95.

[7]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج 6، ص 287. 

[8]. گزیده ای از بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار عیدانه جمعی از مسئولان کشور، مورخ: 14/01/95.

[9]. جامعه شناسی نخبه کشی، علی رضاقلی، انتشارات نی، تهران، چاپ هشتم، ۱۳۸۱ش، صص ۱۴۴- ۱۴۳.

[10]. آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، ص ۳۸8.

[11]. بیانات رهبری(حفظه الله) در اجتماع زائران و مجاوران حرم رضوی، مورخ: 1/1/ 95.

[12]. پارچه پشمینۀ کلفت پرزدار نفیس.

[13]. همان، ص ۳92.

[14]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت، مورخ: 04/06/94.

[15]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار مسئولان نظام، مورخ: 16/4/93.

[16]. آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، صص ۳۸8 –389.

[17]. میرزا تقی خان امیرکبیر، عباس اقبال آشتیانی، به کوشش: ایرج افشار، انتشارات توس، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش، ص 365.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 224.

 





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٢٠ اسفند ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٦١٠٤ / تعداد بازدید : 108/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج