چهارشنبه ٢٩ اسفند ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


اداره کل فرق و ادیان؛

نگاهی به آیین زرتشتی(1)

آیین زرتشت، آیین ایرانیان باستان است که در برهه‏ ای از زمان، دین رسمی و حکومتیِ ایران نیز بوده که پس از ورود اسلام به ایران و آشنا شدن مردم با حقیقت این دین، آن را به عنوان دین خود انتخاب کرده، برای بالندگی آن تلاشهای زیادی کردند و دانشمندان بسیاری را تربیت و تحویل جهان اسلام دادند.

نگاهی به آیین زرتشتی(1)

اداره کل فرق و ادیان ـ مهدی رستمی

مقدمه

آیین زرتشت، آیین ایرانیان باستان است که در برهه‏ ای از زمان، دین رسمی و حکومتیِ ایران نیز بوده که پس از ورود اسلام به ایران و آشنا شدن مردم با حقیقت این دین، آن را به عنوان دین خود انتخاب کرده، برای بالندگی آن تلاشهای زیادی کردند و دانشمندان بسیاری را تربیت و تحویل جهان اسلام دادند. در این دوران، زرتشتیان به عنوان اقلیت دینی در کنار مسلمانان به زندگی خود مشغول بوده‏اند و البته با توجه به شرایط مختلف در طول تاریخ، فراز و فرودهایی را تجربه کرده‏اند.

امروزه زرتشتیان زیر سایه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و در کنار دیگر اقشار مختلف ایران زندگی می‏کنند و از حقوق شهروندی و اجتماعی برخوردارند و با اینکه جمعیت محدودی دارند، در مجلس شورای اسلامی دارای نماینده هستند؛ لیکن مدتی است عده‏ای معاند، با هدف تخریب و مقابله با اسلام، خصوصاً اسلام شیعی، به تبلیغ زرتشتی‏گری و ایران باستان می‏پردازند و با برجسته‏سازی آیین زرتشت و تمدنِ بخشِ خاصی از تاریخ ایران باستان، و تحریف، جعل و بزرگنمایی درباره شخصیتها، آموزه‏ها و تاریخ دین زرتشتی و ایران باستان، اسلام را مایه سقوط و انحطاط ایران معرفی می‏کنند و سعی در گمراه کردن جوانان و دور کردن آنان از دین اسلام دارند.

نوشتار حاضر به منظور روشنگری در این عرصه و آشناسازی مخاطبان با حقیقت آیین زرتشت، تدوین گردیده است که با توجه به حجم اندک این نوشتار، مجالی برای بررسی همه جانبه این آیین وجود ندارد و کسانی که خواستار تحقیق و مطالعه بیش‏تر در این باره هستند، لازم است به کتابهای دیگر مراجعه کنند.

نگاهی به زرتشت

زرتشت شخصیتی است که پیرامون زندگی او منابع مختلفی، اعم از متون یونانی، رومی، زرتشتی، عربی، ایرانی اسلامی و... سخنهای بسیار گفته‏اند.

نام زرتشت

نام زرتشت در منابع تاریخی به صورتهای مختلفی، از جمله: زَردُشت، زَرادُشت، زَرتَهِشت و... آمده است.[1] در کهن ترین بخش «اوستا» نام وی به صورت «زَرَث  اوشتَرَه» آمده است.[2]گاهی نیز نام خاندانِ او به نامش اضافه می شود؛ زرتشتِ سپیتمان!

متون امروزی غربی این نام را به صورت زوروآستر (Zoroaster) می نویسند. از نگاه مبانیِ زبان شناسی، واژه زرتشت (یا شکل کهن آن)، به معنی «شتر پیر زرد» یا «شتر زرد خشمگین» یا دارنده آن است.[3] به عبارتی، این واژه مشتق از «اوشترَه» به معنی شتر است.[4] هرچند برخی تلاش می کنند با روشهای غیر علمی این معنی را انکار کرده، معانی و مفاهیمی رؤیایی (همچون ستاره زرین یا ستاره زیبا)[5] برای این واژه بیابند.[6]

زمان زندگی زرتشت

درباره زمان زندگی زرتشت، اختلافات بسیار زیادی وجود دارد. جالب است بدانیم که بین این نظرات حدود 8000 سال اختلاف وجود دارد! برخی، از جمله روایات سنتی زرتشتی و منابع ایرانی‏اسلامی، او را مربوط به قرن ششم پیش از میلاد (حدود 2600 سال پیش) می د انند. برخی زبان شناسان جدید، زمان زندگی او را حدود 3200 سال پیش، گروهی 3700 - 3800 سال پیش، برخی 5000 - 5500 سال پیش یا حتی هشت یا ده هزار سال پیش دانسته‏اند.[7]

اوستاشناسان و زرتشتی پژوهان پس از بیان این اختلافات عجیب، اعلام می دارند که زمان زندگی زرتشت به درستی مشخص نیست و نمی توان به روشنی زمانی را برای زندگانی او تعیین کرد.[8]

زادگاه زرتشت

درباره زادگاه زرتشت نیز اختلاف نظر بسیاری وجود دارد.[9] در منابع زرتشتی و ایرانی‏اسلامی، زادگاه زرتشت، سرزمینی بهنام «ایران ویج» است که سنت زرتشتی، این سرزمین را همان «آذربایجان» دانسته است.[10] هرچند این نظر که ایران‏ویج همان آذربایجان باشد، امروزه منسوخ شده است.

برخی نیز ری و بعضی اطراف بلخ[11] را زادگاه زرتشت دانسته، حتی تنی چند از مورخین کلاسیک شرقی، فلسطین را به عنوان زادگاه او معرفی کرده‏اند که بعدها به سوی فلات ایران مهاجرت کرده است.[12] امروزه غالب ایران شناسان بر اساس پژوهشهای علمی، معتقدند که «ایران ویج» نه در آذربایجان؛ بلکه نقطه ای در حوالی خوارزم بزرگ (در تاجیکستان، قزاقستان و یا شمال شرق افغانستان کنونی) است.[13]

بنابراین؛ چون زمان زندگی و زادگاه انسان در شناخت تاریخ و بررسی کارنامه او مؤثر است، حال در این موقعیت که زمان زندگانی زرتشت و حتی زادگاه او به درستی مشخص نیست، چگونه می توان به صحت و دقت تعالیم زرتشتی اعتماد کرد؟ همچنین چگونه زرتشتیان می توانند خود را به زرتشت منتسب کنند، در حالی که بدیهی ترین ابعاد زندگانی زرتشت به درستی روشن نیست؟

نَسَب زرتشت

بنا بر آنچه از منابع زرتشتی بر می آید، نام پدرِ زرتشت، پوروشَسب و نام مادرش، دوغدو (دوغذوا) بود. نسب زرتشت (هم از طرف پدر و هم از طرف مادر) به ایرج، پسر فریدون (پادشاه بزرگ پیشدادی) می رسد که فریدون نیز از نسل جمشید بود.[14] هرچند امروزه در نگاه بسیاری، ایرج و فریدون شخصیتهای اسطوره ای هستند، نه تاریخی؛ یعنی آنها معتقدند که ایرج و فریدون وجود خارجی نداشته‏اند!

از تولد زرتشت تا ادعای نبوت

بنا بر روایات زرتشتی، مادر زرتشت - هنگامی که کودک بود - از روستای محل زندگی  اش اخراج شد؛ چون مردم او را حامل طلسم و نیروی جادویی می دانستند. دوغدو به روستایی دیگر می رود و پس از مدتی با پوروشسب ازدواج می کند[15] که زرتشت حاصل این ازدواج بوده است. هنگامی که زرتشت متولد شد، رهبران دیوپرستی تلاش بسیاری کردند که او را نابود کنند؛ چون تولد او را پیش بینی کرده بودند؛ اما هر بار به نحوی ناکام ماندند و حتی چند مرتبه پدرِ زرتشت را واداشتند که فرزند خود را بکشد؛ اما باز هم موفق نشدند.[16]

در روایات زرتشتی آمده است که زرتشت در دوران نوجوانی با چشم بدِ خود، یکی از دشمنانِ سرسخت خود را از پای درآورد و در اثر چشم زخم زرتشت، نسل آن شخص منقرض شد.[17] زمان گذشت تا اینکه زرتشت به بیست سالگی رسید. از این زمان او گوشه گیری اختیار کرد. در روایات زرتشتی آمده است که پس از ده سال عزلت و ریاضت، در سی سالگی حقایقی بر او روشن شد.[18] مشهور است که زرتشت برای برداشتنِ آب، وارد رود دایتی (جیحون) شد و هنگام بیرون آمدن، ناگهان مردی را دید که همان بهمن، فرستاده اهورامزدا بود، و  زرتشت را به دیدار اهورامزدا برد. از این زمان (سی سالگی) تا چهل سالگی، زرتشت چند بار دیگر به دیدار اهورامزدا رفت و پس از آن برای نجات روان گاو مقدس[19] و راهنمایی خلق به میان مردم بازگشت؛ اما کسی به او ایمان نیاورد، جز یک نفر که آن هم پسرعمویش «میدیوماه» بود. سپس زرتشت با دلخوری قوم خود را ترک کرد و به دربار گشتاسپ – شاه سرزمین بلخ- رفت و او را به دین خود دعوت کرد. گشتاسپ به زرتشت گفت: من در طول پادشاهی خود 28 هزار نفر را کشته‏ام و دستم به خونهای بسیاری آلوده است. زرتشت نیز در پاسخ به او دلداری داده، گفت: «در کشتن آنان تو را هیچ گونه گناهی نیست؛ چون آنان گرگ زادگان بودند. تو را نیک باد که آنان را کشتی!»[20]

پس زرتشت، معجونی از بنگ (حشیش) به گشتاسپ خوراند و در اثر این معجون، گشتاسپ به عالم بالا رفته، جایگاه خود در بهشت را دید و ایمان آورد.[21] پس از گرویدن گشتاسپ به آیین زرتشتی، اسفندیار (پسر گشتاسپ) و جاماسب (وزیر گشتاسپ) به نشر و تبلیغ آیین زرتشتی پرداختند. زرتشت نیز در این هنگام از گشتاسپ خواست کسانی که علیه او (زرتشت) توطئه کرده و وی را آزار داده‏اند، اعدام کند. گشتاسپ نیز دستور داد تا چنین شود.[22]

مدتی بعد، جنگی سخت میان گشتاسب و ارجاسب (حاکم توران) رخ داد. در این جنگ خونین که گزارش آن در اوستا و متنِ پهلوی یادگار زریران آمده است، صدها هزار نفر از مردم غیرزرتشتی به دست زرتشتیان قتل عام شدند.[23] حتی متن «یادگار زریران» آمار غیر زرتشتیانی که در این جنگ به دست زرتشتیان کشته شدند را میلیونها نفر گزارش کرده است.[24]

در روایات زرتشتی آمده است: زریر (فرمانده ارتش زرتشتیان) در این نبرد، هرگاه گرسنه و تشنه می شد، با ریختن خونِ غیر زرتشتیان، سیر می شد.[25] این جنگ، نهایتاً با کامیابی زرتشتیان به پایان رسید.

همسران و فرزندان زرتشت

زرتشت بنا بر روایاتِ زرتشتی، سه بار ازدواج کرد. نام همسر اول و دوم او مشخص نیست؛ ولی همسر سوم زرتشت هم هَوُوی دختر فرَشوشترَه (از درباریان گشتاسپ) نام داشت.[26] زرتشت سه پسر به نامهای: ایسَت واسترَه، اوروَتَت نَره و هوَرچیثرَه و سه دختر به نامهای: فرینی، ثریتی و پوروچیستا داشت. برخی از پژوهشگران معتقدند که دختر سوم زرتشت، همسر چهارم او بود.[27] و البته این گفتار ریشه در مکتوبات موبدان زرتشتی دارد که زرتشت با دختر خود ازدواج - احتمالا غیررسمی - کرد.

مرگ زرتشت

در مکتوبات موبدان زرتشتی می خوانیم که زرتشت در ۷۷ سالگی (در حالی که ۴۷ سال از آغاز رسالتش می گذشت) توسط شخصی تورانی – که به صورت یک گرگِ مسخ شده بود - در آتشکده بلخ کشته شد.[28] البته در منابع تاریخی دیدگاه های دیگری نیز درباره مرگ زرتشت بیان شده است. ازجمله، مردن به مرگ طبیعی.[29]

در متون اسلامی آمده است که زرتشت توسط حیوانات درنده کشته و خورده شد. زندیقی درباره مسائل زیادی از امام صادق(علیه السلام) سؤال پرسید. از جمله اینکه: آیا زرتشت پیامبر قوم مجوس بوده؟ امام(علیه السلام) در پاسخ فرمودند: «زرتشت با زمزمه ای (سرود و ترنّم) به سوی قومش رفت و ادعای پیامبری کرد! گروهی به او ایمان آوردند و گروهی انکارش کردند. پس او را از میان خود بیرون کردند و حیوانات درنده او را خوردند.»[30]

پیامبری زرتشت

در هیچ آیه‏ای از قرآن و هیچ روایتی از ائمه(علیهم السلام)، از زرتشت به عنوان پیامبر نام برده نشده است. از سویی در میان علمای مسلمان (از قرن نخست هجری)، بر سر پیامبری زرتشت و الهی بودنِ آیین زرتشتی اختلاف وجود داشته است. اکثر مورخین و اندیشمندان مسلمان، قائل بر این هستند که زرتشت پیامبر نبوده است. برای نمونه «ابوریحان بیرونی» صراحتاً زرتشت را مدعیِ دروغین پیامبری و شخصیتی حیله گر نامیده است.[31]

از سوی دیگر، خداوند در قرآن کریم می‏فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ الَّذِينَ هَادُواْ وَ الصَّبئِينَ وَ النَّصَارَى‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ كلُ‏ شىْءٍ شهَيدٌ»[32]؛ «همانا كسانى كه ايمان آورده ‏اند، و يهود و صابئان و مسيحيان و مجوس و مشركان، خداوند ميان آنان در روز قيامت داورى مى ‏كند. خداوند بر هر چيز گواه است.» در اين آيه، از گروهی به نام «مجوس» نام برده و آنان را هم رديف ادیانِ الهیِ تحریف شده مانند يهوديان، صابئان و مسيحيان و حتی مشرکان قرار داده است.

واژه مجوس همان كلمه ‏ای است كه در زبان پارسى باستان «مَگوش» خوانده مى‏ شد و به معنی «روحانيان دين باستانى ايران» بود.[33] ظاهر قرآن (حج/ 17) نشانگر اين است كه مجوسيان دارای ریشه آسمانی بودند. رواياتی نيز وجود دارد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) با مجوسيان هَجَر (بحرين) معامله اهل كتاب کردند.[34]

شهيد مطهری(ره) می نویسد: «هيچ مانعی نيست كه آيين زردشتی را يك آيين توحيدی بدانيم؛ يعنی آيينی بدانيم كه در اصل و ريشه، توحيدی بوده است.»[35] علامه سيد محمدحسين حسينی طهرانی(ره) نیز می نویسند: «مجوسيان صاحب كتاب و شريعت الهی بودند؛ ليكن انحرافاتِ آنان از اصول سبب شد كه خداوند نور علم را از سينه هايشان محو كرد و كتابش را از ميانشان برداشت.»[36]

از مجموع شواهد (از جمله برخی روایات اسلامی) می توانیم چنین نتیجه بگیریم که خداوند بر «مجوس» کتاب و پیامبری فرستاد؛ اما آنان پیامبرشان را کشتند و کتاب آسمانیِ او را به آتش کشیدند. پس از مدتی زرتشت ظهور کرد و فرقه ای را ایجاد نمود و با زمزمه هایی – که بعضاً ریشه در تعالیم پیامبرِ واقعیِ مجوسیان داشت- به نشر باورهای خود پرداخت. از همین روی، غالب علمای مسلمان، زرتشت را پیامبر نمی دانند؛ ولی چون این تعالیم ریشه در یک دین الهی داشته، آیین زرتشتی ملحق به اهل کتاب شمرده می شود.[37]

 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. دانشنامه مزدیسنا، جهانگیر اوشیدری، نشر مرکز، تهران، 1389ش، ص 2؛ فرهنگ جامع تاريخ ايران، عباس قديانى، انتشارات آرون، تهران، 1387ش، ص 421.

[2]. گاتها کهن‏ترین بخش اوستا، ابراهیم پورداود، انتشارات اساطیر، تهران، ۱۳۷۸ش، ص 83.

[3]. همان، ص 42؛ تاريخ ايران باستان‏، حسن پيرنيا، انتشارات دنياى كتاب‏، تهران، 1375ش، ج 4، ص 2887؛ تاريخ ايران، سرپرسى سايكس، ترجمه: سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى‏، نشر افسون، تهران، 1384ش، ج 1، ص 135.

[4]. داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه: پرویز رجبی، نشر ماهی، تهران، 1392ش، ص 71.

[5]. برای مثال بنگرید به: دانشنامه مزدیسنا، صص 29-30.

[6]. اینکه نام زرتشت (زَرَت اوشتره) مشتق از واژه اوشتره (به معنی شتر) باشد، امروزه امری روشن است و زبان شناسان در آن تردیدی ندارند. از قدیم الایام در مناطق جنوبی استپهای سیبری (در روسیه و قزاقستان امروزی) شتر و اسب وجود داشت و مردم از آن استفاده می کردند. از همین روی، استفاده از اسامی و واژگانی که از ریشه شتر و اسب باشند، مانند زرت اوشتره (زرتشت)، گُشتاسپ (گشت+اسب)، لهراسب (لهرا+اسب) و... مرسوم بود.

[7]. اسطوره زندگی زردشت، ژاله آموزگار و احمد تفضّلی، صص 15-19؛ گاتها، پژوهش و برگردان: موبد فیروز آذرگشسب، صص 3- 5؛ زند وهومن یسن، صادق هدایت، ص 15، پیشگفتار؛ گاتها کهن‏ترین بخش اوستا، صص ۴۶-۵۱.

[8]. گاتها کهن‏ترین بخش اوستا، صص 41-46-58؛ تاریخ اجتماعى ایران، مرتضى راوندى، انتشارات نگاه، تهران، 1382ش، ج ۱، ص ۴۸۷؛ تاریخ ایران باستان، ج ۴، ص ۲۸۸۳؛ خرده اوستا، اردشیر آذرگشسب، تهران، ۱۳۵۴ش، ص 40.

[9]. گاتها کهن‏ترین بخش اوستا، ص 46؛ تاریخ ایران باستان، ج ۴ ص ۲۸۸۳.

[10]. تاریخ ایران، ج 1، ص 135؛ تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى، محمدمهدى ملايرى‏، انتشارات توس، تهران، 1379ش، ج 6، ص 308؛ گاتها کهن‏ترین بخش اوستا، صص 43-45.

[11]. تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى، ج 6، ص 308؛ گاتها کهن‏ترین بخش اوستا، صص 43-45؛ داريوش و ايرانيان، والتر هینتس، ص 67.

[12]. تاريخ طبری، محمد بن جرير طبري، ترجمه: ابوالقاسم پاينده‏، نشر اساطير، تهران، 1375ش، ج ۲، ص ۴۵۶؛ تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثير جزرى، ترجمه: عباس خليلى، ابو القاسم حالت‏، مؤسسه مطبوعات علمى، تهران، 1371ش، ج ۳، ص ۱۰۵.

[13]. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها، مری بویس، ترجمه: عسکر بهرامی، انتشارات ققنوس، تهران 1391ش، ص 17.

[14]. اسطوره زندگی زردشت، صص 71-72 و 165؛ گاتها کهن ترین بخش اوستا، صص 54-55 و 393؛ تاریخ ادبیات در ایران، ذبيح الله صفا، انتشارات فردوس، تهران، 1378ش، ج 3، ص 436.

[15]. اسطوره زندگی زردشت، صص 31-38 و 59-61.

[16]. دینکرت هفتم، فصل 3، بند 7-10؛ ویزیدگیهای زادسپرم، 10: 8؛ زراتشت نامه، بیت 220 به بعد.

[17]. اسطوره زندگی زردشت، ص 39.

[18]. گاتها کهن‏ترین بخش اوستا، صص 49-53 ؛ تاریخ ایران باستان، ج 4، ص 2887؛ آیین اختیار، کورش نیکنام، انتشارات تیس، تهران، 1385ش، ص 4.

[19]. در نگاه آیین زرتشتی، اهورمزدا ابتدا گاوی را آفریده بود که اهریمن به آن حمله کرد و آن را کشت. پس از مرگ این گاو، اهورامزدا جهان سودمند را از نطفه آن گاو آفرید. گاو مذکور، هنگام مرگش آمدن زرتشت را بشارت داد که او خواهد آمد و انتقامش را از اهریمن خواهد گرفت. بنا بر اوستا، گاتها، هات 28-29: هنگامی که جهان پر از ستم و بیداد شد، روان این گاو مقدس باز هم به صدا درآمد و نزد اهورامزدا شکایت برد. پس اهورامزدا زرتشت را فرستاد تا روان گاو مقدس را یاری کند.

[20]. اسطوره زندگی زردشت، صص 147-148.

[21]. همان، صص 41-45 و 101-100 و...؛ بر اساس دینکرد 7، فصل 4، بند ۸۲-۸۴؛ روایات پهلوی، فصل ۴۷، بند ۱۳

[22]. اسطوره زندگی زردشت، ص 175.

[23]. اوستا (ترجمه گزارشِ کامل متن اوستا)، به گزارش جلیل دوستخواه، نشر مروارید، تهران، 1391ش، ج 1، صص 350-351 (اوستا، درواسپ یشت، بند 29-32).

[24]. متون پهلوی، جاماسب آسانا، جاماسب جی، دستور منوچهرجی، گزارش: سعید عریان، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران، 1371ش، ص ۵۶، بند ۶۹ و ص ۶۲، بند ۱۱۲.

[25]. همان، ص 56.

[26]. اسطوره زندگی زردشت، ص 26؛ تاریخ ایران باستان، ج 4، ص 2888؛ گاتها کهن‏ترین بخش اوستا، ص 139. آیین اختیار، ص 4. 

[27]. ایران باستان، ماریژان موله، ترجمه: ژاله آموزگار، انتشارات توس، تهران، 1391ش، ص 114.

[28]. اسطوره زندگی زردشت، صص 45-112-143-149.

[29]. تاریخ ایران، ج 1، ص 137؛ زرتشتیان باورها و آداب دینی آنها، ص 20.

[30]. الاحتجاج، ابو منصور احمد بن على طبرسى، نشر مرتضى، مشهد، 1361ش، ج 2، ص 346.

[31]. الآثار الباقية عن القرون الخالية، ابوريحان بيرونى،  مركز نشر ميراث مكتوب، تهران، ۱۴۲۲ق، صص 243 و 247-248؛  و با ترجمه: اکبر داناسرشت، نشر امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۳ش، صص 293-299.

[32]. حج/ 17.

[33]. یادداشتهای گاتها،  ابراهیم پورداود، انتشارات اساطیر، تهران، 1380ش، ص 60؛ تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى، ج 6، ص 308.

[34]. الكافی، ابوجعفر محمد بن یعقوب كلينى، دارالكتب الإسلامية ، تهران، 1407ق، ج 3، ص 568 ؛  تهذيب الأحكام ، ابو جعفر محمد بن حسن طوسى، دار الكتب الإسلامية ، تهران، 1407ق، ج 4، ص 113.

[35]. خدمات متقابل اسلام و ايران، مرتضی مطهری،  انتشارات صدرا، تهران، 1392ش، ص 205.

[36]. امام شناسى، سيد محمدحسين حسينى طهرانى، انتشارات علامه طباطبایى، مشهد، 1422ق، ج 12، ص333.

[37]. ر.ک: الاحتجاج، ابومنصور احمد بن علی طبرسی، نشر مرتضی، مشهد، 1361ش، ج 2، ص 346.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 224.

 





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ١٩ اسفند ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٦٠٤٧ / تعداد بازدید : 25/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج