چهارشنبه ٢٩ اسفند ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


دعای «یا من ارجوه»؛

گونه ها، اعتبار و ساختار دعای «یا من ارجوه»

مرحوم شیخ عباس قمی(ره) در «مفاتیح الجِنان»، اعمال ماه رجب را بر شمرده، در قسمت مربوط به اعمال مشترک، هشتمین عملی را که از آن یاد می کند، دعای کوتاه؛ اما بسیار معروف «یا من ارجوه...» است. در این نوشتار، نخست اعتبار و سپس ساختار این دعا بررسی می شود.

گونه ها، اعتبار و ساختار دعای «یا من ارجوه»

امید پیشگر

مقدمه

مرحوم شیخ عباس قمی(ره) در «مفاتیح الجِنان»، اعمال ماه رجب را بر شمرده، در قسمت مربوط به اعمال مشترک، هشتمین عملی را که از آن یاد می کند، دعای کوتاه؛ اما بسیار معروف «یا من ارجوه...» است. در این نوشتار، نخست اعتبار و سپس ساختار این دعا بررسی می شود.

هدف از تحلیل ساختاری این دعا، دو چیز است: یکی یافتن صحیح ترین متن؛ و دوم، چگونگی خواندن این دعا با توجه به بخش انتهایی آن (گرفتن محاسن و تکان دادن انگشت سبابه).

دعای «یا من ارجوه» در منابع روایی

شیخ عباس(ره) در «مفاتیح الجنان» می نویسد: «سيد بن طاوس روايت كرده، از محمد بن ذكوان كه معروف به سجاد است... گفت: عرض كردم به حضرت صادق(علیه السلام): فدایت شوم! اين ماه، رجب است. تعليم بنما مرا دعايى در آن كه حق تعالى مرا با آن نفع بخشد. حضرت فرمود: بنويس: بِسْمِ اللَّه الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، بگو در هر روز از رجب، در صبح و شام، در عقب نمازهاى روز و شب:

يَا مَنْ أَرْجُوه لِكُلِّ خَيْرٍ و آمَنُ سَخَطَه عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ سَأَلَه يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ لَمْ يَسْأَلْه و مَنْ لَمْ يَعْرِفْه تَحَنُّنا مِنْه و رَحْمَةً أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ خَيْرِ الدُّنْيَا وجَمِيعَ خَيْرِ الآخِرَةِ و اصْرِفْ عَنِّي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ شَرِّ الدُّنْيَا و شَرِّ الآخِرَةِ فَإِنَّه غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَ و زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ يَا كَرِيمُ.

راوى گوید: پس گرفت حضرت محاسن شريف خود را در پنجه چپ مبارکش و خواند اين دعا را به حال التجا و تضرع، به حركت دادن انگشت سبابه دست راست، پس فرمود بعد از اين: يَا ذَا الْجَلالِ و الإِكْرَامِ يَا ذَا النَّعْمَاءِ و الْجُودِ يَا ذَاالْمَنِّ و الطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتِي عَلَى النَّارِ[1]

این دعا با همین مضمون به سه شکل در منابع روایی ما نقل شده است:

1. مطلق دعا

مرحوم کلینی(ره) در «الکافی» می نویسد: «عنه عن بعض أصحابه عن حسين بن عمارة عن حسين بن أبی سعيد المكاری و جهم بن أبی جهمة عن أبی جعفر رجل من أهل الكوفة كان يعرف بكنيته قال: قلت لأبی عبدالله(علیه السلام) علّمنی دعاء أدعو به فقال: نعم؛ قل‏:

يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ يَا مَنْ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ عَثْرَةٍ وَ يَا مَنْ يُعْطِي بِالْقَلِيلِ الْكَثِيرَ يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ سَأَلَهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ لَمْ يَعْرِفْهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي مِنْ جَمِيعِ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ جَمِيعِ خَيْرِ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَنِي وَ زِدْنِي مِنْ سَعَةِ فَضْلِكَ يَا كَرِيمُ...»[2]

در این سند به جهت تعلیقی که وجود دارد، مراد از «عنه» با توجه به سند روایت پیش از آن «أحمد بن محمد بن خالد» است که شیخ کلینی(ره) با واسطۀ «عده من أصحابنا» از او روایت می کند. لذا مراد از «بعض أصحابه»؛ برخی از اصحاب «أحمد بن محمد بن خالد» است.

مشکل این سند، ناشناخته بودن: «بعض أصحابه»، «حسين بن عماره» و «أبی جعفر» یکی از اهالی کوفه است. بدین جهت علامه مجلسی(ره) این روایت را مجهول می خواند.[3]با این حال، اعتماد شیخ کلینی(ره) به این روایت که از پذیرش و نقل او دانسته می شود، به آن اعتبار نسبی می بخشد.

گذشته از سند، متن آن بسیار نزدیک به همان متنی است که حاج شیخ عباس در مفاتیح نقل کرده است. با این تفاوت که اولاً این دعا اختصاصی به ماه رجب ندارد و می شود از عنوانی که شیخ کلینی(ره) برای این باب برگزیده نیز این را دانست: «باب دعوات موجزات لجميع الحوائج للدنيا و الآخرة؛ باب دعاهاى كوتاه و مختصر براى حاجتهاى دنيایی و آخرتی.»[4]

ثانیاً، آن کارِ عملی (گرفتن محاسن و تکان دادن انگشت) در این روایت دیده نمی شود.

روایت دیگری که باز همین دعا و مضمون را برای مطلق دعا در خود جا داده؛ روایت کَشّی است. او در کتاب رجالی خود می نویسد: «طاهر بن عيسى الوراق قال: حدثنا جعفر بن أحمد بن أيوب قال: حدثنی أبوالحسن صالح بن أبی حماد الرازی عن محمد بن الحسين بن أبی الخطاب عن محمد بن سنان عن محمد بن زيد الشحام قال: رآنی أبو عبدالله(علیه السلام) و أنا أُصلِّی...؛ من در حال نماز خواندن بودم که چشم امام صادق(علیه السلام) به من افتاد. كسى را پی من فرستاد. وقتی خدمتش رسیدم، فرمود: اهل کجایی؟ عرض كردم: از ارادتمندان كوفی شما هستم. پرسید: چه کسی را در كوفه می شناسى؟ عرض كردم: بشير نبّال و شجره را. پرسيد: رفتار آنها با تو چگونه است؟ عرض كردم: بهترين رفتار ممکن را با من دارند. فرمود: بهترين مسلمان كسى است كه بيش‏تر به درد مردم بخورد، آنها را كمک كند و به حالشان سودمند باشد. به خدا سوگند! تاکنون نشده است حقی از دیگران به ناحق در اموالم باشد. سپس پرسيد: چقدر پول براى خرجى دارى؟ عرض كردم: دويست درهم. فرمود: ببينم. وقتی خدمتش نشان دادم، سى درهم و دو دينار بر آن افزود. سپس فرمود: شام را پيش من باش. شام را خدمت ايشان صرف كردم؛ ولى شب بعد خدمت حضرتش نرفتم.

فردا کسی را به دنبالم فرستاد. وقتی محضر مبارکش رسیدم، پرسید: چرا ديشب نيامدى؟ نگرانت شدم. عرض كردم: كسى از طرف شما خبری به من نداد (پیام دعوت شما به من نرسید). فرمود: حالا من خودم به شما می گویم: تا وقتى در اين شهر حضور داری، مهمان ما هستی. حالا بگو چه غذایى ميل دارى؟ عرض كردم: شير. يک گوسفند شيرده براى من خريد. عرض كردم: دعایی به من بياموزید. فرمود: بنويس:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ عَثْرَةٍ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ وَ يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ سَأَلَهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ‏ وَ لَمْ يَعْرِفْهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ جَمِيعِ خَيْرِ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ لِمَا أَعْطَيْتَ وَ زِدْنِي مِنْ سَعَةِ فَضْلِكَ يَا كَرِيمُ‏ آنگاه دستهاى خود را بالا برد و ادامه داد: يَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا ذَا النَّعْمَاءِ وَ الْجُودِ ارْحَمْ شَيْبَتِي مِنَ النَّارِ. آنگاه دست خود را روى محاسن خويش گذاشت. وقتى برداشت، پشت دستش از اشک خیس شده بود.»[5]

چند نکته در این روایت:

1. بر خلاف نظر مرحوم خویی(ره) که بر اساس مبانی رجالی خود، سند این روایت را ضعیف می داند، [6]تنها مشکل این سند، مهمل بودن استاد کشّی؛ یعنی «طاهر بن عیسی» است که در کتب ثمانیه رجالی، توثیقی برای او دیده نمی شود. از این اشکال می توان چشم پوشید، زمانی که بدانیم وی اهل ماوراءالنهر بوده، برای همین طبیعی است علمای رجالی که در منطقۀ بین النهرین می زیسته اند، او را نشناسند؛

2. دعای یادشده در متن روایت، اختصاصی به ماه رجب نداشته و برای تمام اوقات است؛

3. کاری که امام صادق(علیه السلام) در پایان دعا انجام می دهند، تنها گذاشتن دست مبارک روی محاسن شریف خویش است. کاری که نوع انسانها در حال تضرع و گریستن آن را انجام می دهند و در متن، دستوری نسبت به انجام آن دیده نمی شود.

2. از نوافل جمعه

در برخی روایات، دعای «یا من ارجوه» در ضمنِ دعایی است که بین نوافل روز جمعه خوانده می شود. چکیدۀ آنچه شیخ طوسی(ره) به شکل مرسل از امام رضا(علیه السلام) نقل می کند، 10 نماز دو رکعتی است که به ترتیب خاصی خوانده می شود. او می نویسد: شایسته است پس از هر دو رکعت، دعاهایی را که از امام سجاد(علیه السلام) نقل شده است و آن حضرت پس از هر دو رکعت می خوانده، بر زبان جاری شود.

او برای پس از تعقیب دو رکعتی پنجم، این دعا را نقل کرده است:

«يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ يَا مَنْ آمَنُ عُقُوبَتَهُ عِنْدَ كُلِّ عَثْرَةٍ وَ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ وَ يَا مَنْ أَعْطَى الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ وَ يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ سَأَلَهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً وَ يَا مَنْ أَعْطَى مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِهِ تَفَضُّلًا مِنْهُ وَ كَرَماً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ مِنْ جَمِيعِ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَ وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ...»[7]

3. دعای ماه رجب

سومین جایی که می توان دعای «یا من أرجوه» را بین روایات جُست، روایات مربوط به دعاهای ماه رجب است؛ همان که مرحوم شیخ عباس قمی از سید بن طاوس"نقل کرد و در آغاز این نوشتار، عیناً آن را آوردیم.

گفتنی است: در حال حاضر سابقۀ این روایت از کتاب سید بن طاوس (م 664ق) عقب تر نمی رود؛ یعنی پس از کاویدن منابع، روشن می شود نخستین منبعی که این دعا را نقل کرده «الإقبال بالأعمال الحسنة» اثر سید بن طاوس در قرن هفتم هجری است و این فاصلۀ چند قرنی از صدور تا اولین نقل برای اعتبار یک روایت، امر خوشایندی نیست؛ چراکه نقیصۀ قابل تأملی محسوب می شود؛ اما چیزی که به این روایت اعتبار می دهد، سندی است که مرحوم سید برای آن نقل می کند و حدیث شناس بزرگی چون علامه مجلسی(ره) سند آن را معتبر می خواند.[8]

مرحوم سید در باب هشتم اثر یادشده که اختصاص به ماه رجب دارد، می نویسد: از دعاهای هر روز ماه رجب، دعایی است که امام صادق(علیه السلام) آن را به محمد، ملقب به سجاد آموخت. نام اصلی سجاد «محمد بن ذکوان» است که در اثر سجده و گریستنِ در آن حال، بینایی خود را از دست داد. برای همین به «سجاد» معروف شد. آنگاه سند روایت را نوشته و پس از آن، روایت یادشده را می آورد که:

«أبو الحسن علی بن محمد البرسی(ره) قال: أخبرنا الحسين بن أحمد بن شيبان قال: حدثنا حمزة بن القاسم العلوی العباسی قال: حدثنا محمد بن عبدالله بن عمران البرقی عن محمد بن علی الهمدانی قال: أخبرنی محمد بن سنان عن محمد السجاد في حديث طويل قال: قلت لأبی عبدالله(علیه السلام): جعلت فداك!...؛به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: قربانت شوم! در ماه رجب قرار داریم. در این ماه (مربوط به این ماه) دعایی به من بیاموز که به واسطۀ آن خدا مرا سود بخشد (مورد لطف و عنایت پروردگار قرار گیرم). حضرت فرمود: بنویس: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ و در هر روز از ماه رجب، صبح و شب و پس از نمازهای روزانه بگو:

يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ من كُلِّ شَرٍّ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ سَأَلَهُ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تُحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ جَمِيعَ خَيْرِ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ شَرِّ الدُّنْيَا وَ شَرِّ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَ وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ يَا كَرِيمُ.

سپس حضرت دست چپ خود را بلند کرد و محاسن شریفش را در دست گرفت و این دعا را خواند، در حالی که «يلوذ بسبّابته اليمنى‏؛ انگشت سبابۀ خود را حرکت می داد.»

پس از آن ادامه داد: يا ذَا الْجَلالِ وَ الإِكْرامِ يا ذَا النَّعْماءِ وَ الْجُودِ يا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتِي عَلَى النّارِ[9]

چند نکته دربارۀ این روایت:

1. گذشت که سند این روایت به تصریح علامه مجلسی(ره) معتبر است؛

2. بخش پایانی این روایت در «زاد المعاد» علامه مجلسی(ره) این گونه است:

«... وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ يَا كَرِيمُ» سپس حضرت محاسن شریفش را با دست چپ گرفت و انگشت سبابۀ دست راستش را به چپ و راست حرکت می داد و این در حالی بود که او این دعا را می خواند: «يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا ذَا النَّعْمَاءِ وَ الْجُودِ يَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتِي عَلَى النَّارِ.» و از دعا دست برنداشت و همچنان ادامه داد تا اینکه دست شریفش از اشک خیس شد.[10]

اما این نقل، تنها در «زاد المعاد» دیده می شود و در هیچ منبع دیگری وجود ندارد و حتی نویسنده (علامه مجلسی(ره)) در اثر مشهور خود؛ یعنی «بحار الانوار» که روایت مورد بحث را آورده، [11]متعرض این نقل نشده است.

با این حال، برای پایان این روایت، جایگزین دیگری نقل شده است. در کتاب «الاقبال» بلافاصله پس از روایت مذکور، آمده است:

«و في حديث آخر: ثمّ وضع يده على لحيته و لم يرفعها إِلّا و قد امتلأ ظهر كفّه دموعاً»؛ یعنی (به جای گرفتن محاسن با دست چپ و حرکت دادن انگشت سبابۀ دست راست که در حدیث پیشین گذشت) در حدیث دیگری آمده است: حضرت دست به محاسن شریفش گذاشت و آن را برنداشت تا وقتی که پشت دستش از اشک خیس شد.[12]

این می تواند برگرفته از روایاتی باشد که در باب مطلق دعا وارد شده است و پیش از این گذشت.

3. در معنای «يلوذ بسبّابته اليمنى‏» گفتنی است که «لاذ یلوذ» به معنای پناه بردن و مخفی شدن برای در امان ماندن است؛[13]اما وقتی با انگشتان دست به کار می رود، معنای آن حرکت  دادن برای اظهار عجز و لابه و ناله است[14]که به نظر می آید این حرکت؛ نه به چپ و راست (آن گونه که علامه مجلسی(ره) نوشته است)؛ بلکه حرکات کوتاه بالا و پایین شبیه ضربه  زدنهای آرام با انگشت سبابه است که در افراد مضطرب دیده می شود.

بر این اساس، می توان احتمال داد که آن بخش پایانی روایت «زاد المعاد» - که در نکتۀ دوم بحث شد - نقل به معنا همراه با توضیح همین بخش مشهور است، نه متن اصلی روایت.

4. در برخی نسخه های «الإقبال»[15]پس از «یلوذ» نوشته شده «بسباحته‏» که این تصحیف (به اشتباهْ نوشته شده است:) «بسبّابته».

5. در برخی نسخه های «الإقبال» به جای«جَمِيعَ شَرِّ الدُّنْيا وَ شَرِّ الاخِرَةِ» آمده است: «جَمِيعَ شَرِّ الدُّنْيا وَ جَمِيعَ شَرِّ الاخِرَةِ».[16]

6. ترتیب بیان و شیوۀ عملی این دعا بر اساس روایت، این گونه است: نخست حضرت از آغاز بسم اللّه تا «وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ يا كَرِيمُ» را بی آنکه کاری انجام دهد، فقط به راوی می گوید تا او بنویسد. پس از این جملۀ پایانی، حضرت دست به محاسن شریفش گذاشت و در حالی که انگشت سبابۀ خود را حرکت می داد، این دعا را از آغاز، دوباره شروع به خواندن کرد. البته این بار نه برای نوشتن؛ بلکه برای مناجات با خدا در ماه رجب و آنگاه که به جملۀ پایانی یادشده می رسد، با همان حال، چهار جملۀ دیگر نیز به آن می افزاید که عبارت باشد از: «يا ذَا الْجَلالِ وَ الإِكْرامِ يا ذَا النَّعْماءِ وَ الْجُودِ، يا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ، حَرِّمْ شَيْبَتِي عَلَى النّارِ».

بر این پایه، شیوۀ خواندن دعای مورد بحث، آن گونه که امام صادق(علیه السلام) با آن با خدا مناجات کرد، این گونه است که از آغاز تا انجام آن دست روی محاسن قرار می گیرد و انگشت سبابه حرکت می کند.

7. از ظاهر روایات مطرح شده به خوبی پیداست، آن کاری که در کنار خواندن دعای «یا من ارجوه» از حضرت گزارش شده، در واقع کاری برخاسته از حال امام(علیه السلام) در زمان دعا و تضرع به درگاه خداوند متعال است، نه دستوری خاص برای خواندن این دعا. برای همین، بخش یادشده گزارش راوی از حال امام(علیه السلام) است، نه دستوری در متن دعا.

اگر این کار، دستوری خاص برای خواندن این دعا بود، می بایست در متنی که امام(علیه السلام) تعلیم کرد و راوی نوشت، می آمد، و حال آن که در متن چنین چیزی دیده نمی شود. درست مانند آن بخش از دعای عرفه که راوی می گوید: وقتی امام حسین(علیه السلام) به اینجای دعا رسید: «اندَفَعَ(علیه السلام) فِي الْمَسْأَلَةِ وَ اجْتَهَدَ فِي الدُّعَاءِ وَ قَالَ وَ عَيْنَاهُ تَكِفَانِ دُمُوعاً؛ درخواست امام(علیه السلام) شدت گرفت و در دعا كوشيد و ادامه داد، در حالی که اشک چشمانش روان بود.»[17]

بی تردید منظور این نیست که هر کسی دعای عرفه را می خواند، وقتی به اینجا می‏رسد، اشک از چشمانش روان شود و یا اگر کسی در این بخش نگریست، به دستور دعا عمل نکرده و یا دعای او پذیرفته نیست. بله، اگر دستوری در متن دعا باشد، باید اعتنا کرد و آن گونه که گفته شده، باید عمل کرد. مانند آن بخش از دعای ابوحمزۀ ثمالی که امام سجاد(علیه السلام) می فرمایند: «یا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ حَتَّى يَنْقَطِعَ النَّفَس‏؛[18]با یک نفس هرچه می‏تواند «یا ربّ» را تکرار کند تا اینکه نَفَسش تمام شود.»

بنابراین؛ چون گرفتن محاسن و حرکت دادن انگشتِ سبابه به یک نقل، و یا دست روی محاسن گذاشتن و گریستن به روایتی دیگر، جزء دستور دعا نیست، لذا انجام آن لزومی ندارد.

 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، نشر اسوه، قم، ص 136.

[2]. الكافی، محمد بن يعقوب كلينى، دارالكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج 2، ص 584.

[3]. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول(صلی الله علیه و آله)، محمدباقر بن محمدتقى مجلسى، دارالكتب الإسلامية، تهران، چاپ دوم، 1404ق، ج 12، ص 458.

[4]. الکافی، ج 2، ص 577.

[5]. رجال الكشی (إختيار معرفة الرجال)، محمد بن عمر کشّی، دانشگاه مشهد، چاپ اول، 1409ق، صص 369-370.

[6]. معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، سید ابوالقاسم خويى، چاپ پنجم، 1413ق، ج 3، ص 323.

[7]. مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، محمد بن حسن طوسى، مؤسسة فقه الشیعة، بيروت، چاپ اول، 1411ق، ص 353.

[8]. زاد المعاد، محمدباقر بن محمدتقى مجلسى، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت، چاپ اول، 1423ق، ص16.

[9].الإقبال بالأعمال الحسنة، على بن موسى بن طاووس، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1376ش، ج3، صص210-211.

[10].زاد المعاد، ص16.

[11].بحار الأنوار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت، چاپ دوم، 1403ق، ج95، ص390.

[12].الإقبال بالأعمال الحسنة، ج3، ص211.

[13].ر.ک: كتاب العين، خليل بن احمد فراهيدى، نشر هجرت، قم، چاپ دوم، 1409ق، ج8، ص199؛ لسان العرب، محمد بن مكرم بن منظور، دار صادر، بيروت، چاپ سوم، 1414ق، ج3، ص507.

[14].مجمع البحرين، فخرالدين بن محمد طريحى، مرتضوي‏، تهران، چاپ سوم، 1375ش، ج3، ص187. عین نگاشتۀ او این است: «َلُوذُ بسبابتك أي تتضرع بسباتك بتحريكها».

[15].إقبال الأعمال، ج2، ص644.

[16].همان، ج3، ص211.

[17].البلد الأمين و الدرع الحصين، ابراهيم بن على عاملى كفعمى، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت، چاپ اول، 1418ق، ص253؛ زاد لمعاد، ص176.

[18]. مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج2، ص582.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 225.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٨ اسفند ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٦٠٣٧ / تعداد بازدید : 48/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج