چهارشنبه ٢٩ اسفند ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


گفتمان حضور در عرصه ‏های تکلیف -2

ویژگی‌های حضور حضرت زهرا(علیها السلام) در جامعه

کسانی که در دل و جانشان عشق به ولایت موج می‏زند! راه درست و مسیر حق همین است. منبرها و امثال اینها بهانه است؛ آنچه در این مجالس مهم است، بیعت و عشق به ولایت می‏باشد. همان چیزی که گفتمان حضرت زهرا(علیها السلام) بوده است.

ویژگی‌های حضور حضرت زهرا(علیها السلام) در جامعه

1. حضوری با چهار ویژگی:

اول:حضور بابصیرت بود: «قُلْ هذِهِ سَبیلی‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی»[1] حضرت زهرا(علیها السلام) مسئله ولایت را تجلی توحید می‏دید و مواضعش را بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) دفاع از همان «قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا»[2] می‏دید. تجلی توحید در زندگی اجتماعی،پذیرش ولایت حق است. وقتی راهی با بصیرت انتخاب شود، در هر شرایطی ماندگار است.

امیرالمؤمنین به ما سفارشی دارد که از جان برآمده است. حضرت می‏فرمایند: «أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُبْغِضُ الْمُتَلَوِّن مِنْ عِبَادِهِ»؛[3] خداوند از افراد متلوّن، نان به نرخ روز خور، تحت تأثیر امواج بودن که هر لحظه بت عیار به شکلی به در آید، نفرت دارد. بعد فرمود: «فَلَا تَزُولُوا عَنِ الْحَقوَ وَلَایَةِ أَهْلِ الْحَق فَإِنَّ مَنِ اسْتَبْدَلَ بِنَا هَلَک و خرج من الدنیا بحسرة وَ خَرَجَ مِنْهَا صَاغِراً[4] از حق و ولایت اهل حق جدا نشوید! باید معلوم باشد که پشت سر چه کسی هستیم؟ علمدار ما چه کسی است؟ کسی که ما اهل‏بیت را با دیگران معاوضه کند و بفروشد، بیچاره می‏شود، با ذلت و حسرت از این دنیا می‏رود.

کسانی که در دل و جانشان عشق به ولایت موج می‏زند! راه درست و مسیر حق همین است. منبرها و امثال اینها بهانه است؛ آنچه در این مجالس مهم است، بیعت و عشق به ولایت می‏باشد. همان چیزی که گفتمان حضرت زهرا(علیها السلام) بوده است. این یکی از ویژگی‌های حضور حضرت.

دوم: در این بخش، زنها مخاطبند؛ کسانی که بر آنند تا حجاب و عفاف فاطمی را ارج نهند. حضرت زهرا(علیها السلام) خطبه خواند. فاطمه‏ای که تا آن وقت کسی[5] صدای بلند او را نشنیده بود؛ چون احساس تکلیف کرد [تا] در این عرصه انجام وظیفه کند. بعضی افراد فکر می‏کنند وقتی وارد عرصه جامعه می‏شوند،فقط [باید به] آن تکلیفی که مد نظر آنهاست [توجه کنند، و] از برخی از مسائل دیگر غافل می‏شوند. حضرت در اوج عفاف و منطق به عرصه آمد. حرف ما در مورد بانوان این نیست که اشتغال بیرونی نداشته باشند؛ بلکه اشتغالی همراه با حجاب و عفاف، سیره فاطمی(علیها السلام) است. بسیاری از مورخان، از جمله «ابن ابی الحدید»[6] برای خطبه خواندن حضرت چهار تعبیر دارند:

تعبیر اول این است: «لَاثَتْ خِمَارَهَا.» که «لوث» به معنای محکم بستن است. «لاث العمامة»؛ یعنی عمامه را محکم بست. حضرت روسری بلند خود را محکم بست. ‌این حجاب است؛ اماشال به سر انداختن و موها از جوانب مختلف پیدا بودن، نمایی از حجاب است؛ نامش حجاب نیست.

تعبیر دوم: «و القت جلبابها.» چادر بر سر کرد. «جلباب» لباس بلندی است که تمام بدن را پوشش می‏دهد. بنابراین، چادر چیزی نیست [که] بعدها در آمده باشد؛ بلکه همزاد با اصل تشریع حجاب است.

تعبیر سوم: «و اقبلت فی لُمَدٍ من حَفَدَتِها و نِسائها.» مثل نگینی در میان جمع زنان؛ از بنی‏هاشم و غیر بنی‏هاشم، وسط جمعیت بانوان بود.

تعبیر چهارم: «و نیطَت دونَها مَلاءةٌ.» در عین حال، پرده یا پارچه سفیدی بین زنان و مردان آویختند؛ یعنی حضور آری؛ اما اختلاط نه. حضور عفیفانه و همراه با حجاب و ستر.

سومین ویژگی این حضور:حضور روشنگرانه، منطقی و استدلالی است. در تمام خطبه فدکیه، ‌استدلال و برهان موج می‏زند. معنای این سیره و این بخش از رفتار حضرت فاطمه(علیها السلام) همین منطقی بودن است. مسئله ولایت فقیه، به خصوص برای نسل جوان، باید اقناعی بشود. اگر در مورد ولایت شبهه‏ای بود، باید با آغوش باز از آن استقبال کرد و پاسخ داد. در این عرصه زور، خشونت و تعابیر این چنینی، جواب نمی‏دهد. حضرت زهرا(علیها السلام) استدلال می‏کرد: جرم علی چه بود که کنارشزدید؟ مگر او چه مشکلی داشت؟ «مَا الَّذِی نَقَمُوا مِنْ أَبِی الْحَسَنِ نَقَمُوا وَ اللَّهِ [مِنْهُ] نَکِیرَ سَیْفِهِ [وَ قِلَّةَ مُبَالاتِهِ لِحَتْفِهِ] وَ شِدَّةَ وَطْأَتِهِ [وَ نَکَالَ وَقْعَتِهِ وَ تَنَمُّرَهُ] فِی ذَاتِ اللَّه[7] جرم او، فدایی دین شدن بود. تمام عمر و جوانی خویش را پای دین خرج کرد. این منطق و استدلال حضرت است. حضور ما، به خصوص درعرصه‏های فرهنگی، باید مستدل، منطقی و اقناعی باشد. به خصوص در رابطه با جوانان که انگیزه حق جویی دارند. وقتی حق برایشان روشن شود، ‌بدون تردید به سمت آن می‏روند.

چهارمین ویژگی این حضور: حضور شجاعانه است؛ در شهری که حضرت علی(علیه السلام) تنهاست: «فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی مُعِینٌ [و لا ذابّ] إِلَّا أَهْلُ بَیْتِی؛[8] نگاه کردم، دیدم هیچ مدافع و یاری جز اهل بیتم ندارم.» در شرایطی این چنینی، در تریبون رسمی و جلسه مسجدالنبی، به اصطلاح امروزی، پخش مستقیم بود، با کمال شجاعت حرفشرا زد و تحت تأثیر موجی که پشت سرش زور بود، قرار نگرفتند. حضرت به مرد و زن آموخت که: «یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم»[9] افراد ارزشی این چنین‏اند. وقتی جایی وظیفه و تکلیف، حرف زدن و موضع‏گیری بود، موضع می‏گیرند و حرف حق را می‏زنند. شجاعت فقط در برابر تیر و تفنگ طاغوت نیست. این شجاعت است که جوان حزب اللهی و متدین در دبیرستان، دانشگاه و هر جای دیگر تجاهر[10] به تدیّن کند. خواهری که در کلاس دانشگاه می‏بیند از چهل نفر، سی و نه نفر چادر که حجاب برتر است، ندارند، در فضای این چنینی، چادرش را با افتخار حفظ کند و نگوید که [باید]چادر را کنار بگذار[م] و بگوید: من خجالت کشیدم؛ چون دیدم تنها هستم؛ چرا شما که حجاب فاطمی دارید، خجالت بکشید؟ دیگرانی باید خجالت بکشند که این حجاب را ندارند. این شجاعت است که شخص تحت تأثیر موج قرار نگیرد. جو زده نشود.

امام کاظم(علیه السلام) به «فضل بن یونس» می‏فرمایند: «أَبْلِغْ خَیْراً وَ قُلْ خَیْراً وَ لَا تَکُنْ إِمَّعَة؛[11] حرف خیر بزن و به دیگران ابلاغ کن و «إِمَّعَة» نباش! اولین بار بود فضل بن یونس این واژه را می‏شنید،‌ لذا «قُلْتُ: وَ مَا الْإِمَّعَة؛ گفتم: «إِمَّعَة» چیست؟» حضرت فرمود: «لَا تَقُلْ أَنَا مَعَ النَّاسِ وَ أَنَا کَوَاحِدٍ مِنَ النَّاس؛[12] نگو من هم مثل یکی از این مردم هستم.» نگو: خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو! این منطق کسانی است که بصیرت ندارند. آن کس که بصیرت دارد، در راهی را که انتخاب کرده [و می‏داند] که راه حق است، محکم و ثابت می‏ایستد. امام علی(علیه السلام) می‏فرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِه؛[13] ای مردم! در راه حق از کمی اهل حق نترسید و وحشت نکنید.»

این چهار ویژگی حضور فاطمی(علیها السلام) بود. شجاعانه از ولی گفت و تا آخرین نفس از علی(علیه السلام) دفاع کرد؛ اما این شبها، شبهای تنهایی امیرالمؤمنین(علیها السلام) است. تنها چراغ خانه علی(علیه السلام) خاموش نشد؛ چراغ امید علی(علیه السلام) نیز خاموش شد. ابن عباس می‏گوید: «تا فاطمه زنده بود، ‌علی آبروی دیگری داشت.»[14]‌اما: «فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ انْصَرَفَتْ وُجُوهُ النَّاسِ عَنْ عَلِیٍّ(علیه السلام)[15] جا دارد امیرالمؤمنین بگوید: فاطمه جان! «أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَد وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّد؛[16] تا زنده‏ام، داغدار تو هستم و حزنم جاودانه گشته و دیگر شبها را بی‌خوابی خواهم کشید.»[17]

 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. یوسف/ 108.

[2]. بحار الأنوار، ج 18، ص 202.

[3]. الخصال، محمد بن على بن بابویه،، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362ش، ج 2، ص 626. البته در مصادر روایی «مِنْ عِبَادِهِ الْمُتَلَوِّن‏» آمده است که به نظر سبق لسان گوینده باشد.

[4]. همان.

[5]. موارد داخل کروشه توسط محقق اضافه شده تا متن روان‏تر شود.

[6]. شرح نهج البلاغة، عبدالحمید بن هبة الله بن أبی الحدید،، مکتبة آیت الله مرعشی نجفی، قم، چاپ اول، 1404ق، ج 16، ص 249. البته در ادامه «علی رأسها» هم دارد. (لاثت خمارها علی رأسها)

[7]. الإحتجاج على أهل اللجاج، احمد بن على طبرسى، نشر مرتضى، مشهد، چاپ اول، 1403ق، ج 1، ص 108. البته عبارتی که ایشان در متن سخنرانی آورده‏اند، این عبارت بود: «ما الذی نقموا من ابی الحسن نقموا و الله نکیر سیفه  و شده وطئته فی ذات الله» که با مراجعه به مصادر مختلف، نزدیک‏ترین عبارت به بیان ایشان آورده شد و مواردی که ایشان ذکر نکرده بودند، داخل کروشه ذکر گردید.

[8]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، محمد بن حسین شریف الرضى، نشر هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، ص68. لازم به ذکر است که عبارت «ولا ذاب» در این منبع و سایر منابع نیامده و احتمالا از باب ترادف ذکر گردیده است.

[9]. مائده/ 54.

[10]. آشکار کردن، تظاهر به کاری کردن.

[11]. تحف العقول عن آل الرسول(صلی الله علیه و آله)، حسن بن على بن شعبه حرانى، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، 1404ق/ 1363ش، ص 413.

[12]. همان، البته روایت در متن سخنرانی از نظر واژگان مقداری تفاوت داشت که ضبط صحیح روایت از منبع مذکور بیان گردید.

[13]. نهج البلاغة، ص 319.

[14]. ظاهراً این روایت در مصادر اهل سنت است و از عائشه نقل شده. ر.ک: الجامع الصحیح، مسلم، دارالفکر، بیروت، 1409ق، ج ۵، ص ۱۵۴؛ فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، أحمد بن علی بن حجر العسقلانی، دارالریان للتراث، قاهره، مصر، 1407ق/ 1986م ، مسئله 3998. عبارت موجود در این مصادر که بر این معنا دلالت دارد: «وَ کَانَ لِعَلِی مِنَ النَّاسِ وَجْهٌ حَیَاةَ فَاطِمَةَ» است.

[15]. بحارالانوار، ج 29، ص 333.

 .[16]الکافی، شیخ محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینى، دارالکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج 1، ص459.

[17]سخنرانی آیت الله خاتمی در حسینیه امام خمینی(ره)، ایام فاطمیه، مورخ 13/12/95.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 224.

 





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ١٦ اسفند ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٥٩٤٥ / تعداد بازدید : 46/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج