دوشنبه ٣٠ ارديبهشت ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


گفتمان حضور در عرصه ‏های تکلیف -1

گفتمانهای فاطمی

گفتمان، به ارزشهای ماندگار گفته می‏شود. گاهی گفتار است؛ یعنی حرفی زده شده، ‌تمام می‏شود؛ اما گاهی گفتمان است؛ یعنی گفتاری که ماندگار می‏شود. مثل اینکه عزای سیدالشهدا(علیه السلام) برای ما یک گفتمان است.

سخنرانی مکتوب (آیت الله سید احمد خاتمی)؛ گفتمان حضور در عرصه ‏های تکلیف

مسعود عبدی

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلّ‏ِ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ».[1]

ای بهشت قرب احمد، فاطمه
لیلة القدر محمد، فاطمه
ای خدا مشتاق یا رب یا ربت
ای سلام انبیاء بر زینبت
مشعل شبهای احیای علی
نقش لبخندت مسیحای علی
ای سه شب بی‏قوت و از قوت تو سیر
هم فقیر و هم یتیم و هم اسیر
وحی بی‏ایثار تو کامل نشد
هل اتی بی‏نان تو نازل نشد

تبیین معنای کوثر

کوثر به معنای خیر فراوان است. خداوندی که تمام دنیا و امکانات را «متاع قلیل»[2] و بهره اندک می‏نامد، به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: «إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ» ما کوثر به تو دادیم. بر این نکته باید توجه کرد که دنیا بی‏ارزش است و اگر تمام دنیا را به انسان بدهند - از نگاه قرآن کریم - ارزش گفتن ندارد؛ اما خداوند حضرت فاطمه(علیها السلام) را خیر کثیر می‏نامد. این فقط سخن ما که شیعه هستیم، نیست. مفسّر اهل‌سنت، فخر رازی نیز تصریح می‏کند که منظور از کوثر، حضرت فاطمه(علیها السلام) است؛ لکن سخن این است که کوثر؛ این خیر کثیر، چیست؟

فخر رازی می‏گوید: این خیر کثیر، کثرت اولاد حضرت فاطمه(علیها السلام) است که با وجود کشتار خلفای جور، هنوز در گوشه گوشه جهان، اولاد ایشان همه جا هستند و نورافشانی می‏کنند و مکتب ایشان را زنده نگه می‏دارند.[3] او کوثر را فقط در این عرصه معنا می‏کند؛ ولی ضمن اینکه می‏پذیریم این معنا از مصادیق کوثر است؛ لکن کوثر فراتر از اینهاست که البته باید اعتراف کنیم نمی‏فهمیم عمقوجودی شخصیت سیده زنان عالم، حضرت صدیقه طاهره(علیها السلام) چیست؟

«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ مَا أَدْرَئکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ» اینکه حضرت به لیله القدر[4]  تشبیه شده، آنچنان که عمق لیله القدر شناخته شده نیست، عمق شخصیت حضرت نیز ناشناخته است. این جمله امام خمینی(ره)، معروف است که فرمود: «بدون تردید اگر صدیقه طاهره(علیها السلام) مرد بود، پیغمبر بود.»[5] این تعبیری است که از امامان معصوم(علیهم السلام) نیز به  ما رسیده است. امام حسن عسگری(علیه السلام) می‏فرمایند: «نَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ وَ جَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْنا؛[6] ما حجتهای خدا بر مردمیم و حضرت فاطمه(علیها السلام) حجت خدا بر ماست.»

گفتمانهای فاطمی

به نظر می‏رسد باید کوثر را عمیق‏تر معنا کنیم، گرچه به عمق آن نمی‏رسیم. شاید بخشی از کوثر، گفتمانهایی بود که حضرت(علیها السلام) احیا کردند. فهرست ده مورد از این گفتمانها را اشاره کنیم و روی یکی از این محورها درنگ کرده، قدری روی آن بحث کنیم. اما ابتدا به نکته‏ای توجه کنید:

تفاوت گفتار و گفتمان

گفتمان، به ارزشهای ماندگار گفته می‏شود. گاهی گفتار است؛ یعنی حرفی زده شده، ‌تمام می‏شود؛ اما گاهی گفتمان است؛ یعنی گفتاری که ماندگار می‏شود. مثل اینکه عزای سیدالشهدا(علیه السلام) برای ما یک گفتمان است. اگر روز عاشورا شیعه‏ای لباس مشکی یا علامت عزا نداشته باشد، احساس کمبود می‏کند. این یعنی گفتمان؛ . یعنی برای ما ابراز ارادت به سالار شهیدان(علیه السلام) به عنوان یک ارزش ماندگار شده است.

حضرت زهرا(علیها السلام) در عمر کوتاه هجده بهاره ‏اش این گفتمانها را احیا کرد:

1. گفتمان بندگی خدا؛

در مجالس حضرت زهرا(علیها السلام) مصادیق بندگی به معنای خاص و بندگی به معنای عام را شنیده‏اید.

2.گفتمان دفاع از دین؛

3. گفتمان دفاع از ولایت (که این دو، از مصادیق بندگی خداست)؛

4. گفتمان مقاومت و خستگی ناپذیری در راه حق؛

هفتاد و پنج یا نود و پنج روز پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله) لحظه‏ای آرام و قرار نداشت و حتی روز آخر عمرش به همسر بزرگوارش وصیت کرد: «غَسِّلْنِی بِاللَّیلِ، دَفِّنِّی بِاللَّیلِ[7] وصیتی کاملاً ‌هدفمند؛

5. گفتمان تبیین و روشنگری؛

خطبه فدکیه حضرت زهرا(علیها السلام) نماد این گفتمان است؛ خطبه‏ای که در جمع زنان انصار خواند؛

6. گفتمان ساده زیستی؛

آن زندگی نه ساله، با ساده زیستی شروع شد و با ساده زیستی نیز به پایان رسید.

7. گفتمان منطق و استدلال؛

«قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُم»[8] در جای جای کلام حضرت زهرا(علیها السلام) منطق و استدلال موج می‏زند؛

8. گفتمان بصیرت و تحت تأثیر امواج باطل قرار نگرفتن؛

گاهی موج، حق است و انسان با بصیرت با آن همراه می‏شود؛ اما گاهی موج باطلی هست که حضرت زهرا(علیها السلام) آموخت، نباید با موج باطل همراهی کرد؛

9. گفتمان ایثار در راه خدا؛

10. گفتمان حضور در عرصه‏های تکلیف؛

این گفتمان، موضوع بحث ما و گفتمان انقلاب اسلامی ماست. آن حضرت ‌این چنین بود. یک روز تکلیف آن بود که در خانه گل پرورد؛ گلهایی که شمیم جان بشریت را معطر می‏کند. گلهای معطری که آزاداندیشان  بشر را مدیون این دامن پاک می‏دانند:«هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ یَأْبَى اللَّهُ ذَلِکَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ وَ طَهُرَت[9]

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نه سال زندگی مشترک، در هشتاد جنگ شرکت کرد که یکی از آنها جنگ احد بود: «لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فی‏ مَواطِنَ کَثیرَة»[10] امام جواد(علیه السلام) می‏فرمایند: «مواطن کثیره، هشتاد جنگ بوده است.»[11] در «غزوه» و «سریه»؛ یعنی جنگهای پارتیزانی و نامنظم؛ یعنی جنگهای بزرگ که در آن با دشمن تن به تن می‏شدند. جنگ همیشه مشکلات خودش را داشته است. در جنگ احد امیرالمؤمنین «تِسْعُونَ جِرَاحَة؛[12] هفتاد زخم» برداشت. شب بیست و یکم ماه رمضان که بدن مولا را غسل می‏دادند، تعبیر این است: «أَلْفَ جِرَاحَة»؛[13] آثار هزار جراحت بر بدن حضرت بود. این تعابیر را می‏توان نماد تکثیر گرفت؛ یعنی یک جای سالم در بدن حضرت امیر(علیه السلام) نبود؛ اما یکبار حضرت فاطمه(علیها السلام) نگفت: علی جان! نوبتی هم باشد، نوبت دیگران است، جبهه رفتن کافی است. این حضور در عرصه تکلیف اشت؛ یعنی امیرالمؤمنین(علیه السلام) وظیفه‏اش می‏داند برای اسلام بجنگد و ‌حضرت صدیقه طاهره(علیها السلام) نیز وظیفه خود می‏داند که در عرصه خانواده تأثیرگذار باشد. اوج این حضور، بعد از رحلت پیغمبر(صلی الله علیه و آله) بود. آن هفتاد و پنج یا نود و پنج روز که اگر کسی در یک کلمه بخواهیم این زندگی را خلاصه کنیم، همین حضور در عرصه تکلیف است.

قرآن می‏فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا کانُوا مَعَهُ عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوه»[14]؛ «مؤمنان فقط آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده‏اند، و هنگامى که بر سر کار مهمى [که طبیعتاً مردم را گرد هم مى‏آورد] با پیامبر(صلی الله علیه و آله) باشند تا از او اجازه نگیرند [از نزد او] نمى‏روند.»[15]

مؤمنین همراه پیغمبرند و هر جا که حضورشان لازم باشد. امر جامع به اموری گفته می‏شود که حضورهمگان لازم است. هر جا حضورشان لازم باشد، در صحنه حاضر می‏شوند. حضرت زهرا(علیها السلام) بعد از پیغمبر(صلی الله علیه و آله) مصداق کامل این آیه بود.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. سوره کوثر.

[2]. نساء/ 77؛ توبه/ 38.

[3]. مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر)،  فخر رازی، دارالاحیاء تراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1420ق، ج 32، ص 314. لازم به ذکر است که این کلام نقل به مضمون شده است.

[4]. ر.ک: بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج 43، ص 65: «عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ اللَّیْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْر

[5]. صحیفه امام، امام خمینی(ره)، مؤسسه چاپ و نشر آثار امام، ج 7، ص 337، تاریخ 58/2/26.

[6]. اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، انتشارات اسلام، چاپ دوم، 1378ش، ج 13، ص 225.

[7]. مقتل الحسین(علیه السلام)، موفق بن احمد خوارزمى، انوار الهدى، قم،  1423ق، ج 1، ص 131؛ الموسوعه الکبری عن فاطمه الزهراء(علیها السلام)، اسماعیل انصارى زنجانى خوئینى، دلیل ما، قم، 1428ق، ج 15، ص 112. البته در مصادر فوق این عبارت آمده است: «کفّنی و غسّلنی باللیل» که به همین مضمون است و آنچه آیت الله خاتمی فرموده‏اند، مشهور می‏باشد.

[8]. بقره/ 111.

[9]. اللهوف على قتلى الطفوف، سید على بن موسى بن طاووس، ترجمه: احمد فهرى، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1348ش، ص 97.

[10]. توبه/ 25.

[11]. تفسیر قمی، على بن ابراهیم قمى، دار الکتاب، قم، چاپ سوم، 1404ق، ج 1، ص 285.

[12]. همان، ص 116.

[13]. الإختصاص، شیخ محمد بن محمد مفید، المؤتمر العالمى لالفیة الشیخ المفید، قم، چاپ اول، 1413ق، النص، ص 145.

[14]. نور/ 12.

[15]. ترجمه: حسین انصاریان، اضافه از محقق (در متن سخنرانی این آیه ترجمه نداشت.)

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 224.

 





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ١٦ اسفند ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٥٩٤٢ / تعداد بازدید : 100/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج