چهارشنبه ٢٩ اسفند ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


روضه‌های فاطمیه -4

وداعی دلگیر

طبق وصیت بی ‏بی(علیها السلام)، حضرت امیر(علیه السلام) نیمه‌های شب بدن آزرده زهرایش را غسل می‌داد. وقتی می‌خواست صورت بی‏بی(علیها السلام) را با کفن بپوشاند، دید بچه‌ها و یتیمهای زهرا(علیها السلام) خیره خیره نگاه می‌كنند. آقا صدا زدند: «هَلُمُّوا تَزَوَّدُوا مِنْ أُمِّكُمْ؛ بیایید برای آخرین بار با مادر جوانتان وداع كنید.»

روضه چهارم: وداعی دلگیر

جابر بن عبدالله نقل مي‏كند: با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به خانه حضرت فاطمه(علیها السلام) آمديم. سلام كرد و اذن خواست و فرمود: فاطمه جان! اجازه مي‏دهي داخل شوم؟ حضرت(علیها السلام) عرض کرد: بفرماييد! پیامبر(صلی الله علیه و آله) دوباره سلام داد و اجازه گرفت. فرمود: فاطمه جانم! تنها نيستم. كسي همراه من است. اجازه مي‏دهي با همراهم وارد شوم؟ وقتي دوباره بي‏بي اجازه داد، با هم وارد خانه فاطمه(علیها السلام) شديم. همین که پیامبر(صلی الله علیه و آله) حضرت زهرا(علیها السلام) را دیدند، او را به آغوش کشیدند و به دست و صورت وی بوسه زدند.[1]

عرضه می‏ داریم: یا رسول الله! کجا بودید، ببینید بعد از شما چه بلاهایی بر سر دخترگرامیتان آوردند؟!

طبق وصیت بی ‏بی(علیها السلام)، حضرت امیر(علیه السلام) نیمه‌های شب بدن آزرده زهرایش را غسل می‌داد. وقتی می‌خواست صورت بی‏بی(علیها السلام) را با کفن بپوشاند، دید بچه‌ها و یتیمهای زهرا(علیها السلام) خیره خیره نگاه می‌كنند. آقا صدا زدند: «هَلُمُّوا تَزَوَّدُوا مِنْ أُمِّكُمْ؛[2]بیایید برای آخرین بار با مادر جوانتان وداع كنید.» امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید: «إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّهَا قَدْ حَنَّتْ وَ أَنَّتْ وَ مَدَّتْ يَدَيْهَا وَ ضَمَّتْهُمَا إِلَى صَدْرِهَا مَلِيّاً؛[3]خدا را شاهد می‌گیرم که وقتی حسنین خود را بر سینه مادر انداختند، ناله جانسوزی از دل زهرا(علیها السلام) بلند شد. بندهای كفن باز گشته، فاطمه(علیها السلام) حسنین(علیهما السلام) را به سینه چسباند.»

 آنچنان این منظره دلخراش بود كه ندایی از آسمان بلند شد: «یا أَبَا الْحَسَنِ ارْفَعْهُمَا عَنْهَا فلقد ابکیا و الله ملائکة السماء؛[4]یا علی! یتیمان زهرا(علیها السلام) را از روی سینه مادر بردار؛ زیرا ملائكه آسمان به ناله افتادند و طاقت دیدن این صحنه را ندارند.» مولا نزدیك آمد، یتیمان زهرا(علیها السلام) را نوازش و محبت كرده، با مهربانی آنها را جدا كرد. عرض كنیم: علی جان! كاش در كربلا كنار قتلگاه نیز می‌آمدی، می ‏دیدی با یتیمان حسین چه كردند؟ آیا با نوازش و محبت جدا کردند؟ نه! با تازیانه آمدند، دختر ابا عبدالله(علیه السلام) را از بدن آغشته به خون پدر جدا كردند.

 

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. جلاء العیون، محمدباقر مجلسی، سرور، قم، 1392ش، ص110.

[2]. بحار الانوار، ج 43، ص 179.

[3]. همان.

[4]. المناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 241.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 223.

 

 




تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٦ بهمن ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٥٥٢١ / تعداد بازدید : 106/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج