چهارشنبه ٢٩ اسفند ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


روضه‌های فاطمیه -1

ناله‌های کبوتر

امام خمینی(ره) درباره حضرت فاطمه(علیها السلام) می‏فرمایند: زنی که افتخار خاندان وحی و چون خورشیدی تابناک می‌درخشید؛ زنی که فضایل او هم‏تراز فضایل بی‌نهایت پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) بود. زنی که اگر مرد بود، نبی بود.

روضه‌های فاطمیه

کامیار کریم‌پور

مقدمه

امام خمینی(ره) درباره حضرت فاطمه(علیها السلام) می‏فرمایند: زنی که افتخار خاندان وحی و چون خورشیدی تابناک می‌درخشید؛ زنی که فضایل او هم‏تراز فضایل بی‌نهایت پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) بود. زنی که اگر مرد بود، نبی بود.[1]

روضه اول: ناله‌های کبوتر

شخصی چند روزی نتوانست خدمت امام صادق(علیه السلام) بیاید. بعد از چند روز که شرفیاب شد، حضرت فرمودند: شما کجا بودید؟ عرض کرد: آقا جان! خدای متعال به من فرزندی مرحمت کرده است. دنبال کارهای همسرم و خانه‌داری بودم. امام صادق(علیه السلام) به او فرمودند: خدا به تو چه فرزندی مرحمت فرموده؟ عرض کرد: یک دختر. حضرت فرمودند:«مَا سَمَّيْتَهَا؟ قُلْتُ: فَاطِمَة؛ اسمش را چه گذاشتی؟ گفتم: فاطمه گذاشتم.» تا امام صادق(علیه السلام) اسم فاطمه را شنید، حالش منقلب شد و فرمود: «آه، آه، آه، ...ثُمَّ قَالَ لِي: أَمَا إِذَا سَمَّيْتَهَا فَاطِمَةَ فَلَا تَسُبَّهَا وَ لَا تَلْعَنْهَا وَ لَا تَضْرِبْهَا؛[2]سه مرتبه فرمود: آه (به یاد مصائب مادرشان فاطمه زهرا(علیها السلام) افتادند) دست به پیشانی مبارکشان گذاشتند و فرمودند: اکنون که نامش را فاطمه گذاشتی، مواظب باش به او اهانت نکنی، به او بد نگویی، سیلی به صورتش نزنی و او را لعنت نکنی (به او احترام کامل بگذار).»

عرضه می‌داریم: یا امام صادق(علیه السلام)! چه کردند با مادر بزرگوارتان؟! هنوز بدن جدتان، رسول الله(صلی الله علیه و آله) روی زمین بود که آمدند درِ خانه مولا را آتش زدند. به این اکتفاء نکردند، جسارت کردند؛ تازیانه به بازوی زهرا(علیها السلام) زدند. ناله حضرت بین در و دیوار بلند شد، صدا زد: «یا أَبَتَاهْ یا رَسُولَ اللَّهِ هَكَذَا كَانَ یفْعَلُ بِحَبِیبَتِكَ وَ ابْنَتِكَ؛[3]بابا جان! برخیز ببین با حبیبه‏ات فاطمه چه می‏کنند؟» خیلی از گرفتارهای عالم در حل مشکلات، مولا امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را صدا می‌زنند. حضرت امیر(علیه السلام) در خانه بودند؛ اما نمی‌دانم چرا بی‏بی(علیها السلام) امام علی(علیه السلام) را صدا نزدند؛ بلکه صدا زدند: «يَا فِضَّةُ! إِلَيْكِ فَخُذِينِي فَقَدْ وَ اللَّهِ قُتِلَ مَا فِي أَحْشَائِي مِنْ حَمْلٍ؛[4]فضه مرا دریاب! به خدا محسنم را کشتند.»

به خانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) هجوم آوردند: «أَخْرَجَهُمْ بِتَلَابِيبِهِمْ يُسَاقَوْنَ سَوْقاً عَنِيفاً؛[5]ریسمان به گردن امیرالمؤمنین(علیه السلام) انداختند. دستهای حضرت را بستند و به طرف مسجد بردند.» حضرت زهرا(علیها السلام) را به هوش آوردند. دید خانه از جمعیت خالی شده. دست به دیوار شد. با پهلوی شکسته به دنبال آقا دوید. در کوچه کمربند امیرالمؤمنین(علیه السلام) را گرفت و فرمود:«خَلُّوا عَنِ ابْنِ عَمِّي؛[6]پسر عمویم را رها کنید!» دومی دید تا فاطمه زنده است، نمی‌تواند به مقصد خودش برسد. به قنفذ و مغیره اشاره کرد: چرا ایستاده‏اید؟ دست فاطمه را کوتاه کنید![7]دیگر نگویم چه شد. فقط می‌توانم اشاره کنم، اثر این ضربات قلاف شمشیر مثل بازوبند بر بازوی فاطمه(علیها السلام) باقی ماند.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. صحیفه نور، امام خمینی(ره)، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1364ش، ج 12، ص72.

[2]. وسائل‌الشیعه، محمد بن حسن حر عاملی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1414ق، ج 15، ص200.

[3]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسة الوفا، بیروت، چاپ سوم، 1404ق، ج 30، ص145.

[4]. بیت الاحزان، محدث قمی، ترجمه محمدی اشتهاردی، انتشارات ناصر، قم، 1369ش، ص150.

[5]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، چاپ اول، 1404ق، ج 6، ص 48.

[6]. الجامع الصحیح، بخاری، دارالکتاب العربی، بیروت، 1403ق، ج 5، ص 139.

[7]. بحار الانوار، ج30، ص 146.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 223.

 

 




تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٦ بهمن ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٥٥١٨ / تعداد بازدید : 92/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج