دوشنبه ٠١ بهمن ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


بصیرت؛ چیستی و چگونگی -3

ویژگی‌های افراد بابصیرت

يکي از مهم ترین ويژگيهاي افراد بصير، ژرف‌انديشي آنان است و در مقابل، از اوصاف افراد بي‌بصيرت، سادگي بي‌اندازه و سطحي‌نگري آنان. ژرف انديشان، در فتنه‌هاي تاريک راه را گم نکرده، مي‌توانند با چراغ هدايت خود را به سر منزل مقصود برسانند؛ ولي ساده‌لوحان ظاهربين در اين‌گونه موارد، به راحتي فريب مي‌خورند.

ویژگی‌های افراد بابصیرت

1. ژرف‌اندیشی

يکي از مهم ترین ويژگيهاي افراد بصير، ژرف‌انديشي آنان است و در مقابل، از اوصاف افراد بي‌بصيرت، سادگي بي‌اندازه و سطحي‌نگري آنان. ژرف انديشان، در فتنه‌هاي تاريک راه را گم نکرده، مي‌توانند با چراغ هدايت خود را به سر منزل مقصود برسانند؛ ولي ساده‌لوحان ظاهربين در اين‌گونه موارد، به راحتي فريب مي‌خورند.

 وقتي حضرت علي(علیه السلام) مجبور شد در برابر مسلمان نماها شمشير بکشد و با آنان بجنگد، بر اين نکته تأکيد کرد که پرچم‌دار اين مصاف، تنها افراد بابصيرت مي‌توانند باشند:«وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ بِهِ وَ قِفُوا عِنْدَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ وَ لَا تَعْجَلُوا فِي أَمْرٍ حَتَّي تَتَبَيَّنُوا فَإِنَّ لَنَا مَعَ كُلِّ أَمْرٍ تُنْكِرُونَهُ غِيَراً؛[1]بين شما و اهل قبله باب جنگ گشوده شده و اين پرچم را به دوش نمي كشد، مگر آنکه اهل بصيرت و استقامت و داناي به موارد حق باشد. پس آنچه را به آن مأمور مي شويد، انجام دهيد و از آنچه نهي مي گرديد، باز ايستيد و در كاري تا دقيقاً بررسي نكرديد، شتاب نورزيد؛ زيرا آنچه را شما (از روي جهل) منكر آن هستيد، ما را قدرت تغيير آن هست.»

نمونه ديگر افراد بي‌بصيرت و ساده‌لوح، خوارج بودند که امام امت(ره) مي‌فرمایند: «با حربه قرآن معاويه اميرالمؤمنين(علیه السلام) را شكست داد؛ با حربه قرآن؛ و الا چند دقيقه ديگر، چند ساعت ديگر اگر مانده بود، آثاري از بني‌اميه نمي ماند؛ لكن حيله كردند، قرآن آوردند [كه ] ما مُسْلم، شما هم مُسلم؛ أَشهَدُ أَن لَا إلٰهَ إِلَّا اللَّه؛ اين قرآن. اين خوارج بدبخت احمق، مقدس احمق كه امام را نشناخته بود[ند]، هرچه حضرت امير(علیه السلام) گفت: آقا صبر كنيد! [گفتند]: خير، نمي شود، قرآن [است]، اَلحُكمُ لِلَّه، نمي شود، نمي شود، نمي شود. مي خواستند بكشند حضرت امير(علیه السلام) را همين اصحاب، اين خوارجْ اصحاب حضرت بودند، انصار حضرت بودند.آنها حيله كردند؛ قرآن را بالاي نيزه ها كردند كه «الْحَكَمُ بَيننا وَ بَينكمْ كتابُ اللَّه؛ الْحَكَمُ كتابُ اللَّه» حضرت [پيغام ] فرستاد به اصحابش كه جنگ مي كردند كه: آقا برگرديد! گفت: آقا مهلت بدهيد، يك ساعت ديگر مانده! حضرت فرمود: مي كشند اينها مرا؛ ريخته اند دورم؛ شمشيرها كشيده اند؛ اگر نياييد، مي كشند. با قرآن، اسلام را شكست دادند.»[2]

مقام معظم رهبري(حفظه الله) نيز بارها بر ژرف‌انديشي تأکيد و آن را از ضروريات بصيرت معرفي می فرمایند.[3]بي‌ترديد، بدون داشتن ذهنيتي شفاف از مسائل منطقه و جهان پيرامون، نمي‌توان در مسائل سياسي کشور و منطقه بينشي صحيح پيدا کرد.

2. تفکرو عبرت‌آموزی

از نگاه قرآن کریم، یکی از ویژگی‌های اهل بصیرت، تفکر و عبرت‌آموزی است. قرآن، صاحبان بصيرت را به تفكر و عبرت فرا مي خواند. موضوع تفکر و عبرت آموزی می تواند یکی از موارد زیر باشد:

الف) خودشناسی، سیر انفسی و دقت در وجود خود؛ چنانکه می فرماید: «وَ فِى أنفُسِكُم أَفَلَا تُبصِرُونَ»[4]؛

ب) سیر آفاقی و دقت در پديده هاى محيط اطراف؛ چنانکه می فرماید: «اَوَلَم يَرَوا انَّا نَسوقُ الماءَ الَى الارضِ الجُرُزِ فَنُخرِجُ بِهِ زَرعًا... افَلا يُبصِرون»[5] روشن است، کسی که اهل بصیرت باشد، تنها به دیدن پدیده ها اکتفا نمی کند؛ بلکه سعی می کند ریشه ها و فلسفه پدیده ها را نیز کشف کند.

ج) تفکر در تاریخ؛ خداوند انسانها را به عبرت گيرى از سرنوشت گذشتگان فرا مى خواند و می فرماید: «وَاللَّهُ يُؤَيّدُ بِنَصرِهِ مَن يَشاءُ انَّ فى ذلِكَ لَعِبرَةً لِاولِى الابصار».[6]

به اين ويژگي در روايات نيز اشاره شده است. از جمله حضرت علي(علیه السلام) می فرمایند: «فَإِنَّمَا الْبَصِيرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ؛[7]بصیر كسى است كه شنيد و انديشه كرد، و نظر كرد و بصير شد، و از عبرتها پند گرفت.»

مقام معظم رهبري(حفظه الله) نيز همواره بر تفکر تأکيد کرده، آن را يکي از ويژگيهاي مهم اهل بصيرت معرفی می فرمایند و عدم تفکر و عبرت نگرفتن را از نشانه‌هاي عدم بصيرت مي‌دانند. به عنوان نمونه، پس از یادآوری حدیث فوق، می فرمایند: «نظر؛ یعنی نگاه کند، چشم خود را نبندد.ایراد کار بسیاری از کسانی که در لغزشگاه‌های بی‌بصیرتی لغزیدند و سرنگون شدند، این است که نگاه نکردند و چشم خودشان را بر یک سری حقایق واضح بستند.انسان باید نگاه کند؛ وقتی که نگاه کرد، آنگاه خواهد دید... ما اگر بخواهیم بصیرت پیدا کنیم، باید چشم را باز کنیم؛ باید ببینیم. یک چیزهایی هستکه قابل دیدن است. اگر ما از آنها سطحی عبور کنیم، آنها را نبینیم، طبعاً اشتباه می کنیم.»[8]

توجه به سرگذشت ديگران و عبرت‌آموزي از آنان، از ویژگی‌های مهم افراد بصير است. از اين رو، گاه قرآن کريم انسانها را از سرنوشت گذشتگان زنهار مي دهد و به عبرت گيري از آنها فرا مي خواند: «وَ اللَّهُ يُؤَيّدُ بِنَصرِهِ مَن يَشاءُ إِنَّ في ذلِكَ لَعِبرَةً لِاولِي الابصار»[9]؛ «و خداوند، هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، با ياري خود، تاييد مي كند. در اين، عبرتي است براي بينايان!» و همچنين مي‌فرمايد: «أَفَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَي الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَي الْقُلُوبُ  الَّتي  فِي الصُّدُورِ»[10]؛ «آيا در زمين گردش نكرده اند تا دلهايي داشته باشند كه با آن بينديشند، يا گوشهايي كه با آن بشنوند؟ در حقيقت، چشمها كور نيست؛ ليكن دلهايي كه در سينه هاست، كور است.»

همچنين قرآن کريم با يادآوري سرگذشتدو گروهي که يکي خداپرست و ديگري کافر بودند، تأکيد مي‌کند که اين مطلب براي صاحبان بصيرت، عبرت‌آموز است:

«قَدْ كانَ لَكُمْ آيَةٌ في  فِئَتَيْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ في  سَبيلِ اللَّهِ وَ أُخْري  كافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ إِنَّ في  ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ»[11]؛ «در دو گروهي كه (در ميدان جنگ بدر،) با هم رو به رو شدند، نشانه (و درس عبرتي) براي شما بود: يك گروه، در راه خدا نبرد مي كرد، و جمع ديگري كه كافر بود، (در راه شيطان و بت،) در حالي كه آنها (گروه مومنان) را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند، مي ديدند. (و اين خود عاملي براي وحشت و شكست آنها شد). و خداوند، هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، با ياري خود، تاييد مي كند. در اين، عبرتي است براي بينايان!»

به گفته مفسران، اين آيه مربوط به جنگ بدر است كه مسلمانان و كفّار در برابر يكديگر قرار گرفتند.

از نکات عبرت‌آموز آيه اين است که يك ارتش كوچك و تقريباً فاقد ساز و برگ جنگي اما با ايمان استوار و محكم بر ارتشی كه از نظر وسايل جنگي و تعداد نفرات چندین برابر بود، پيروز گشت، اگر تنها فزوني نفرات و امكانات مي توانست كارگشا باشد، بايد در جنگ بدر ظاهر شده باشد، در حالي كه نتيجه معكوس بود و نصرت الهي باعث شکست کافران شد.

خداوند در پايان آيه مي فرمايد: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ». آري آن‌ها كه چشم بصيرت دارند و حقيقت را آن چنان كه هست مي بينند از اين پيروزي همه‌جانبه افراد با ايمان درس عبرت مي گيرند و مي دانند سرمايه اصلي برای پيروزي؛ ايمان است.[12]

3. باور به یاری خدا

يکي ديگر از ويژگي‌هاي اهل بصيرت اين است که به نصرت خدا و پيروزي اعتقاد دارند. خداوند در قرآن کريم با يادآوری برخي از حوادثي که در صدر اسلام براي مسلمانان پيش آمده بود، يکي از ويژگيهاي اهل بصيرت را آن مي‌داند که از وقايع عبرت بگيرند و پيروزي و نصرت الهي را باور کنند.

«هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الحشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يخَرُجُواْ وَ ظَنُّواْ أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَئهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يحْتَسِبُواْ وَ قَذَفَ في قُلُوبهِمُ الرُّعْبَ يخُرِبُونَ بُيُوتهَم بِأَيْدِيهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبرِواْ يَا أُوْلي الْأَبْصَارِ»[13]؛ «او كسي است كه كافران اهل كتاب را در نخستين برخورد (با مسلمانان) از خانه هايشان بيرون راند! گمان نمي كرديد آنان خارج شوند و خودشان نيز گمان مي كردند كه دِژهاي محكم شان آنها را از عذاب الهي مانع مي شود؛ اما خداوند از آنجا كه گمان نمي كردند، به سراغشان آمد و در دلهايشان ترس و وحشت افكند، به گونه‌اي كه خانه هاي خود را با دست خويش و با دست مؤمنان ويران مي كردند، پس عبرت بگيريد، اي صاحبان چشم!»

در شأن نزول این آیه می خوانیم: هنگامي كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مدينه هجرت فرمود، با يهوديان پيمان عدم تعرض بستند؛ ولي آنها هر زمان فرصتي يافتند، از نقض اين پيمان فروگذار نكردند و پس از پيمان شکني‌هاي مکرر آنان، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دستور دادند مسلمانان براي جنگ با اين قوم پيمان شكن حركت كنند. هنگامي که آنها با خبر شدند، به قلعه هاي مستحكم و دژهاي نيرومند خود پناه بردند و درها را محكم بستند.پيامبر(صلی الله علیه و آله) دستور دادند بعضي درختان نخل را كه نزديك قلعه ها بود، بكنند يا بسوزانند.

محاصره چند روز طول كشيد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) براي پرهيز از خونريزي به آنها پيشنهاد كرد كه سرزمين مدينه را ترك گويند و از آنجا خارج شوند. آنها نيز پذيرفتند. مقداري از اموال خود را برداشته و بقيه را رها كردند. جمعي به سوي «اذرعات» شام و تعداد كمي به سوي «خيبر» و گروهي به «حيره» رفتند و باقيمانده اموال و اراضي و باغات و خانه هاي آنها به دست مسلمانان افتاد. هرچند تا آنجا كه مي توانستند، خانه هاي خود را به هنگام كوچ كردن تخريب كردند. و اين ماجرا بعد از غزوه احد به فاصله شش ماه و به عقيده بعضي، شش ماه بعد از غزوه بدر اتفاق افتاد.[14]

خداوند پس از ياد کردن از يهوديان پيمان‌شکن، شکست آنان را از امدادهاي خدا دانسته و از صاحبان بصيرت مي‌خواهد که از اين شکست عبرت گيرند. از اين رو، در پايان آيه به عنوان نتيجه گيري كلي، مي فرمايد: پس عبرت بگيريد، اي بینایان!

در حقيقت «اولي الأبصار» كساني هستند كه آمادگي گرفتن درس عبرت را دارند، لذا قرآن به آنها هشدار مي دهد كه از اين حادثه بهره برداري كنيد. شك نيست كه منظور از گرفتن عبرت اين است كه حوادث مشابه را كه از نظر حكم عقل يکسان‌اند، با هم مقايسه كنند. مانند مقايسه حال كفار و پيمان شكنان ديگر.[15]

4. صبر

چهارمین ويژگي اهل بصيرت، صبر و بردباري آنهاست. از نگاه قرآن، بین صبر و بصیرت رابطه تنگاتنگی وجود دارد؛ صابران، بصير و اهل بصیرت، صبورند.

در قرآن اشاره می کند که 20 مجاهد صبور، در برابر 200 نفر از کافران توان مقاومت دارند و سپس تعداد یاد شده را به صد نفر در برابر دویست نفر تقلیل داده، می فرماید: «الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ»؛[16]«هم اكنون خداوند از شما تخفيف داد و دانست كه در شما ضعفي وجود دارد بنابر اين هر گاه يكصد نفر با استقامت از شما باشند بر دويست نفر پيروز مي شوند و اگر يكهزار نفر باشند بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند كرد و خدا با صابران است.»

به نوشته مفسران بزرگی همانند طبرسی(ره)، مقصود از «ضعفا» ضعف در بدن نيست؛ بلكه ضعف در بصيرت است؛ زیرا مؤمنان صدر اسلام، همگی تنومند نبودند؛ بلکهبرخی از آنان افرادی بودند که از حیث بدنی ضعیف؛ ولی دارای بصیرت والایی بودند.[17]

گاه قرآن کریم افراد بی بصیرت را به نابینایان تشبیه کرده است و می فرماید:«أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى  إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»[18]؛ «آيا كسى كه مى داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حق است، همانند كسى است كه نابيناست؟ تنها صاحبان انديشه متذكر مى شوند.» در این آیه نمى گويد: آيا كسى كه مى داند اين قرآن بر حق است، مانند كسى است كه نمى داند؛ بلكه مى گويد: آيا كسى كه اين حق را مى داند، همانند اعمى است؟ اين تعبير اشاره لطيفى است به اينكه ندانستن اين واقعيت به هيچ وجه امكان پذير نيست، مگر اينكه چشم دل انسان به كلى از كار افتاده باشد، وگرنه چگونه ممكن است دارنده چشم بينا و سالم، چهره آفتاب را نبيند؟ و الا عظمت اين قرآن درست همانند نور آفتاب است.[19]

نکته درس آموز دیگر آیه اینکه صبر صاحبان بصیرت به خاطر رضایت خداوند است؛ يعنى آنها به خاطر جلب رضاى حق در برابر مشكلات صبر و استقامت به خرج مى دهند[20] و اين جمله دليل روشنى است بر اينكه صبر و شكيبايى و هرگونه عمل خير، در صورتى ارزش دارد كه براى خدا باشد، و اگر انگيزه هاى ديگرى از قبيل: رياكارى، جلب توجه مردم - كه او آدم با استقامت و نيكوكارى است - و يا حتى براى ارضاى غرور خود كارى را انجام دهد، بى ارزش خواهد بود.

به گفته برخى مفسران، گاهى انسان در برابر حوادث ناگوار صبر مى كند تا مردم بگويند که چقدر با استقامت است! گاهى نیز از ترس اينكه نگويند چه آدم كم ظرفيتى است، گاهى به خاطر اينكه دشمنان شماتتش نكنند، گاهى به خاطر اينكه مى داند بي تابى و جزع کردن بيهوده است، گاهى به خاطر اينكه چهره مظلومي به خود بگيرد و به يارى او برخيزند؛ اما هيچ يك از اين امور دليل بر كمال نفس انسانى نيست؛ بلکه وقتى به خاطر اطاعت فرمان خدا و اينكه هر حادثه اى در زندگى رخ مى دهد، دليل و حكمتى دارد، صبر و استقامت به خرج دهد، آن چنان كه عظمت حادثه را در هم شكسته، از گشودن زبان به كفران و آنچه دليل بر جزع است، خوددارى كند، اين همان صبرى است كه در آيه فوق به آن اشاره شده و «ابتغاء وجه الله» محسوب مى شود.[21]

5. توبه و ترک گناه

يکي ديگر از ويژگيهاي اهل بصيرت، شناخت شيطان و وسوسه‌هاي اوست. قرآن کريم در اين باره مي‌فرمايد:[22] هنگامي که پارسايان گرفتار وسوسه هاي شيطان شوند، به سرعت متذكر مي شوند، حقيقت را با نور بصيرت در مي يابند و از دام وسوسه هاي شياطين رهايي مي يابند: «انَّ الَّذينَ اتَّقَوا اذا مَسَّهُم  طائفٌ مِنَ الشَّيطانِ تَذَكَّروا فَاذا هُم مُبصِرون».[23]

حضرت علي(علیه السلام) نيز بصيرترين افراد را کسي مي‌داند که عيبهاي خود را بشناسد و گناهان خویش را ريشه‌کن کند: «أَبْصَرُ النَّاسِ مَنْ أَبْصَرَ عُيُوبَهُ وَ أَقْلَعَ عَنْ ذُنُوبِهِ.»[24]

 

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. نهج البلاغه، خطبه 173.

[2]. صحيفه امام (مجموعه آثار امام خمینی(ره))، سید روح الله موسوی خميني، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تهران، 1378ش، ج 1، ص 303.

[3]. پيام رهبر انقلاب(حفظه الله) به نشست اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا، مورخ: 3/۱۱/ ۱۳۹۳.

[4]. ذاريات/ 21.

[5]. سجده/ 27.

[6]. آل عمران/ 13؛ حشر/ 2.

[7]. نهج البلاغه، خطبه 153.

[8]. بیانات رهبری(حفظه الله)، مورخ: 4/8/۱۳۸۹.

[9]. آل‏عمران/ 13.

[10]. حج/ 46.

[11]. آل‏عمران/ 13.

[12]. تفسير نمونه، ج 2، ص 455.

[13]. حشر/ 2.

[14]. تفسير نمونه، ج 23، ص 486؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، حسن بن فضل طبرسی، به کوشش گروهی از علما، اعلمی، بیروت، 1415ق، ج 9، ص 388.

[15]. تفسير نمونه، ج 23، ص 492.

[16]. انفال/ 66.

[17]. مجمع البيان، ج 4، ص 856.

[18]. رعد/ 19.

[19]. تفسير نمونه، ج 10، ص 184 (با کمی تلخیص و ویرایش).

[20]. همان، ص 188.

[21]. همان، ص 189 (با کمی تلخیص و ویرایش).

[22]. صفوة التفاسير، صابونی، دار الفکر، بیروت، ج 1، ص 489.

[23]. اعراف/ 201.

[24]. ميزان الحكمة، محمد محمدی ري‏شهري، دارالحدیث، قم، 1416ق، ج 1، ص 266.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 222.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٨ دی ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٤٦٨٧ / تعداد بازدید : 61/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج