دوشنبه ٠١ بهمن ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


حوزه‌های علمیه؛

انتظارات رهبر معظم انقلاب از حوزه‌های علمیه

حوزه علمیه، به خصوص حوزه قم، در هیچ دوره ای از تاریخ خود به قدر امروز مورد توجه افکار جهانی و انظار جهانی قرار نداشته است... امروز حوزه علمیه قم که در قله حوزه های علمیه قرار دارد، یک چنین موقعیت حساسی را داراست... حوزه علمیه، به خصوص حوزه قم، مادر این نظام است، به وجود آورنده و مولّد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه می تواند از زاده خود، از فرزند خود غافل بماند؟

انتظارات رهبر معظم انقلاب از حوزه‌های علمیه

داود مؤذنیان

مقدمه

حضور حضرت معصومه(علیها السلام) در شهر مقدس قم، چنان حیاتی بدین دیار بخشیده است که این شهر نه تنها در ایران؛ بلکه در تمام جهان به عنوان مرکز اصلی معارف اهل بیت(علیهم السلام) تبدیل گردیده و امروزه به مثابه قلبی فعال در پمپاژ معارف اسلامی به پیکره جهان اسلام شده است.

حوزه علمیه امروز، مدیون همین حضور حیات بخش است و به واسطه چنین حضوری، بزرگان بسیاری رشد یافته‌اند و همچون ستارگانی در آسمان تشیع می‌درخشند.

امروزه به برکت انقلاب اسلامی - که خود ثمره عمل و اجتهاد، بصیرت‌آفرینی و آگاهی‌بخشی حوزه و بزرگان آن و در رأس آنان، امام خمینی(ره) است - حوزه علمیه از هر دوران دیگری مؤثرتر و دارای موقعیت حساس‌تری می باشد و به تعبیر مقام معظم رهبری(حفظه الله): «حوزه علمیه، به خصوص حوزه قم، در هیچ دوره ای از تاریخ خود به قدر امروز مورد توجه افکار جهانی و انظار جهانی قرار نداشته است... امروز حوزه علمیه قم که در قله حوزه های علمیه قرار دارد، یک چنین موقعیت حساسی را داراست... حوزه علمیه، به خصوص حوزه قم، مادر این نظام است، به وجود آورنده و مولّد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه می تواند از زاده خود، از فرزند خود غافل بماند؟»،[1]«اگر روحانیت نبود، شما بدانید، این نظام تشکیل نمی شد، این انقلاب پیروز نمی شد، تا صد سال دیگر هم پیروز نمی شد.»[2]

ایشان حوزه علمیه را به عنوان مادر و مولّد انقلاب اسلامی می‌خوانند و قطعاً در طی سالیانی این وظایف را معرفی و مطالبه کرده‌‌اند. از این رو، بایسته است حوزه علمیه بازخوانی مطالبات رهبری(حفظه الله) و تحلیل و واکاوی آنها و سپس عملیاتی کردنشان را سرلوحه کار خویش قرار دهد. بر این اساس، نوشتار حاضر قصد دارد گوشه ای از مطالبات معظم‌له را در حد توان و مجالش عنوان کند.

1. منحصر نشدن فعالیتهای علمی حوزه در فقه و اصول، و رفتن به سمت رشته‌های تخصصی؛

عدم انحصار علمی حوزه در فقه و اصول و رفتن به سوی گرایشهای تخصصی در کنار دروس متداول حوزه، از مطالبات جدی رهبری(حفظه الله) بوده و هست. ایشان در این زمینه می‌فرمایند: «وقتی ما می گوییم فلان رشته‌ها بیاید، فلان کارها انجام بگیرد، بعضی می گویند: آقا شما به فقه و اصول بی‌اعتنایی کردید؛ ما در حوزه، دیگر صاحب جواهر یا شیخ انصاری متخرج نداریم. این جزو حرفهایرایج است. من این حرف را قبول ندارم.»[3]

ایشان در ردّ این حرف دو دلیل ذکر می فرمایند:

1. امثال شیخ انصاری و صاحب جواهر#از نوادر و نخبگان و قله‌های علمی حوزه‌اند و طبیعی است که یک مجموعه علمی و انسانی، در هر دوره‌ای به یک یا چند نمونه انگشت شمار از قله‌های علمی و انسانی دست پیدا کند: اولاً مثل شیخ انصاری کو؟ توی حوزه‌هایی هم که مخصوص این کار بودند، مگر چند تا شیخ انصاری داشتیم؟ به نظرم نمی رسد که بعد از شیخ انصاری، هیچ کدام از شاگردان ایشان و شاگردان شاگردان ایشان تا امروز به رتبه شیخ انصاری رسیده باشند. بله، حرفهای ایشان را ذکر می کنند، اشکال می کنند، ایراد می کنند، اشکالها هم وارد است؛ اما مسئله شیخ، مسئله دیگری است. آن قالبی که شیخ علیه‌الرحمة برای استنباط فقهی بعد از صاحب جواهر و روی دست صاحب جواهر، فراهم کرده، شما ملاحظه کنید «مکاسب» شیخ را، با «متاجر» جواهر مقایسه کنید تا معلوم شود فرق بین شیخ و صاحب جواهر چقدر است. بعد از صاحب جواهر، مگر ما چند تا مثل صاحب جواهر در حوزه‌های علمیه تربیت کردیم که حالا از حوزه گله کنیم که صاحب جواهر تربیت نمی کنیم؟ خب، اینها قله‌هایی بودند. هر چند وقت یکبار، یک مجموعه علمی و انسانی به یک قله‌ای دست پیدا می کند. اگر در زمان ما صاحب جواهر یا شیخ انصاری درست نشد، جای گله نیست که چرا نتوانستیم؛ خیال کنیم که اگر ما این درسها را کنار می گذاشتیم و فقط به فقه و اصول می چسبیدیم، حالا چند تا صاحب جواهر داشتیم؟ نه، آن روزی هم که حوزه نجف منحصر و مختص به فقه و اصول بود و غیر از آن نبود که مرحوم سید اصفهانی - رضوان ‌الله ‌تعالی ‌علیه –این جور فرموده بودند که باید فقط فقه و اصول باشد، ما ندیدیم در نجف مثل صاحب جواهر یا شیخ انصاری تربیت شود.[4]

حوزة علمیه، به خصوص حوزة قم، مادر این نظام است، به وجود آورنده و مولّد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه می تواند از زادة خود، از فرزند خود غافل بماند

2. نیاز امروز جامعه بیش از فقه و اصول است و کسی که تنها به این دو دانش اکتفا کند، نمی‌تواند جوابگوی نیازهای جامعه کنونی باشد. اعتقاد ما این است که ما امروز نوکر دینیم، ما نوکر اسمها که نیستیم. روحانیت برای چیست؟ روحانیت برای این است که بتواند مردم را تغذیه دینی کند؛ البته عالمانه. آن روز یک طلبه‌ای می‌آمد نجف درس می خواند، فقه و اصول می خواند، رجال می خواند و بعضی چیزهای دیگر می خواند، ملا می شد، فاضل می شد. اگر در نجف می ماند، می شد بحر‌العلوم و کاشف‌الغطاء. اگر از نجف خارج می شد، می شد میرزای قمی و ملا مهدی نراقی و ملا احمد نراقی و حاجی کلباسی و سید شفتی و امثال اینها؛یعنی هر کدام از اینها در هر شهری بودند، برای هدایت و تغذیه معنوی و فکری مردم خودشان کافی بودند. یک سید شفتی یا یک حاجی کلباسی یا یک میرزا مهدی شهید در مشهد، خودش و شاگردانش می توانستند مردم را از لحاظ فکری تغذیه کنند. آن وقت عوامل گمراه‌کننده و لغزاننده مردم زیاد نبود. همان شهوات شخصی انسانها بود که همیشه انسانها به آن دچار و مبتلایند. آن هم با موعظه و نُزهت و تذکر و از این چیزها تا حدود زیادی قابل رفع بود. یک مقدارش هم می ماند که خب، همیشه گنهکارانی هستند. آن روز دیگر تلویزیون نبود، اینترنت نبود، این همه کتاب و مجله و افکار جدید نبود، این همه فلسفه‌های جدید داخل ذهنهای مردم نبود، شبکه فیلمهای خانگی نبود، ماهواره نبود، مغریات و مذلاتی که جوان و پیر را تحت تأثیر قرار می دهد؛ افکار و شبهات گوناگون نبود. آن روز وقتی عالم وارد یک شهری می شد - مثل میرزای قمی یا مثل حاجی کلباسی - از همه مردم آن شهر فاضل‌تر بود. فضلای هر شهری کسانی بودند که چند جمله ادبیات یا عقلیات یا شبیه این چیزها را خوانده بودند؛ اینها از همه آنها بهتر بودند، بالاتر بودند؛ اما امروز این جوری نیست. امروز ما فقه و اصول که می خوانیم، اگر توی یک شهری برویم، این جور نیست که از همه زورمان بیش تر باشد؛ در رشته های مختلف، در کارهای مختلف، در حرفهای مختلف، در افکار مختلف، کسانی هستند که مسلط اند، فنّانند، متبحرند. کسانی بخواهند عرصه را از آنها بگیرند، باید به قدر آنها زورداشته باشند. امروز فقه و اصول کافی نیست برای اینکه انسان بتواند تبلیغ دین را بکند. بنابراین، حوزه‌ها وظیفه‌شان خیلی سنگین است. این تنوع در علوم حوزوی یک نیاز قطعی و مبرم است و بایستی در برنامه‌ریزی به آن توجه شود.[5]

همچنین مقام معظم رهبری(حفظه الله) در لزوم تخصص‌گرایی حوزه دو دلیل را بیان می‌‌کنند: نخست برای جلوگیری از بیگانه شدن علوم انسانی از مهد و زادگاه خویش- که همان حوزه علمیه باشد - و نیز نیازمند نشدن حوزه به بیرون از خود،[6]و دوم اینکه مجموعه اى از علوم انسانى و غيره كه داراى تأثير در استنباط و تنقيح موضوعات فقهى اند، بايد مورد عنايت قرار گيرند و فقيه اين دوران، با همه ابزارهاى استنباط صحيح كه از آن جمله، تشخيص درست موضوعات است، مجهز گردد. بديهى است كه شناخت درست موضوع، در تصحيح شناخت حكم الهى، داراى تأثيرى تمام است.[7]

2. احساس خطر در مقابل انقلاب‌زدایی؛

انقلاب‌زدایی از حوزه علمیه و نسل جوان طلاب، یکی از خطرهای بالفعل حوزه است که همواره حوزه علمیه به عنوان مادر و مولّد انقلاب و نیز دژ اندیشه‌ای –اعتقادی آن از ناحیه این خطر مورد تهدید بوده و هست و گاه باعث لطمه‌هایی جبران ناپذیر بر پیکره حوزه و نیروهای آن شده است. از این رو، احساس خطر کردن، اولین اقدام و مقدمه برای اقدامات مؤثر بعدی خواهد بود: «... ما دیدیم تلاشهایی دارد انجام می گیرد برای اینکه از حوزه علمیه قم انقلاب‌زدایی کنند. باید احساس خطر کنیم. عرض من با شما نمایندگان عزیز طلاب و فضلا این است: اگر دیدید انقلاب‌زدایی دارد انجام می گیرد، باید احساس خطر کنید.»[8]

البته مقام معظم رهبری(حفظه الله) برای مقابله با خطر مذکور، «احساس خطر کردن» را به تنهایی کافی و لازم نمی‌دانند؛ بلکه همان گونه که اشاره شد، این امر زمینه و مقدمه‌ای است برای انجام اقدامات بعدی. بر این اساس، معظم له پس از تنبه دادن طلاب به اینکه باید در برابر انقلاب‌زدایی از حوزه احساس خطر کرد، مطالبه اصلی خود را که مبارزه‌ای برنامه‌ریزی شده و ذوابعاد (فکری و اندیشه‌ای، تبلیغی و رسانه‌ای) و پرهیز از کارهای سطحی و بی‌فایده است، این‌گونه بیان می‌فرمایند: «احساس خطر کردن کافی نیست. باید به فکر علاج بود. علاج هم تدبیر لازم دارد، فکر لازم دارد؛ این اهمیت اجتماع شما را نشان می دهد. باید افراد صاحب فکر بنشینند فکر کنند؛ با کارهای سطحی، با فریاد کشیدن که احیاناً در یک جلسه‌ای آدم داد بکِشد و به یکی اعتراض کند، با این حرفها مسئله درست نمی شود. راه، اینها نیست. راه، فکر کردن و اندیشیدن و حکمت‌آمیز برنامه‌ریزی کردن، مجموعه‌های برنامه‌ریزی شده را تهیه کردن و دنبال کردن است. بنابراین، بینش انقلابی در قم بایستی توسعه پیدا کند. حرکت انقلابی باید توسعه پیدا کند.»[9]

باید افراد صاحب فکر بنشینند فکر کنند؛ با کارهای سطحی، با فریاد کشیدن که احیاناً در یک جلسه‌ای آدم داد بکِشد و به یکی اعتراض کند، با این حرفها مسئله درست نمی شود. راه، اینها نیست. راه، فکر کردن و اندیشیدن و حکمت‌آمیز برنامه‌ریزی کردن، مجموعه‌های برنامه‌ریزی شده را تهیه کردن و دنبال کردن است

وجود دو گروه مخالف با انقلاب در حوزه

مقام معظم رهبری(حفظه الله) پس از یادآوری خطر انقلاب‌زدایی از حوزه و تنبّه دادن طلاب به این مهم و مطالبه مبارزه کردن جریان انقلابی حوزه با این تفکر مخرب، دو گروه مخالف انقلاب در متن حوزه را معرفی فرمودند که خطر یکی از این دو بیش تر است، لذا طلاب را به حساس تر بودن در برابر آن گروه فرا می‌‌خوانند؛ گروه نخست کسانی‌اند که آشکارا با انقلاب مخالفت می‌کنند، و گروه دوم با مبانی و مبادی اعتقادی و اندیشه‌ای انقلاب و تفکر انقلابی مخالفت اند: «یک‌وقت صریحاً کسانی با انقلاب مخالفت می کنند - که این هم در حوزه وجود دارد، نه اینکه وجود نداشته باشد. ما بی‌اطّلاع نیستیم. حالا کسانی هستند صریحاً گوشه‌کنار [مخالفت می کنند]؛ البتّه کم هستند - یک‌وقت هست که نه، صریحاً با انقلاب مخالفت نمی شود؛ [بلکه] با مبانی و مبادی اعتقادی انقلاب مخالفت می شود؛ روی اینها باید حساس بود. اینکه ملاحظه می کنید بنده مرتب روی مسئله استکبار تکیه می کنم، روی مسئله آمریکا تکیه می کنم، [به خاطر] این نیست که از روی عادت، آدم دایم بخواهد یک حرفی را تکرار کند؛ نه، اینها احساس خطر است. اگر نظام اسلامی در قبال نظم منحطّ جهانی هویت خودش را از دست داد، شکست خواهد خورد.»[10]

3. عقب نیفتادن از عصر حاضر؛

از دیگر مطالبات بسیار حیاتی رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)، موضوع عقب نیفتادن حوزه از دنیای کنونی و مسائل زمانه است. ایشان با بیان اینکه «حوزه دیروز از دنیاى زمان خود عقب تر نبود؛ بلکه جلوتر هم بود.» طلاب را به این نکته مهم تنبه می‌دهند که حوزه همواره باید چندین پله از جامعه خویش جلوتر باشد تا بتواند جامعه را به سمت جلو هدایت کند.

اینکه ملاحظه می کنید بنده مرتب روی مسئلة استکبار تکیه می کنم، روی مسئلة آمریکا تکیه می کنم، [به خاطر] این نیست که از روی عادت، آدم دایم بخواهد یک حرفی را تکرار کند؛ نه، اینها احساس خطر است. اگر نظام اسلامی در قبال نظم منحطّ جهانی هویت خودش را از دست داد، شکست خواهد خورد

حوزه منفعل هرگز نمی‌تواند در حرکت جامعه به سوی هدف مؤثر واقع شود؛ بلکه خود از آن متأثر خواهد شد و این نقص بزرگی برای این نهاد است که داعیه رهبریِ فکری جامعه خویش را دارد.

معظم له می‌فرمایند: «شما نگاه کنید! در آن روز علماى ما چقدر محصول علمى و فقهى و کلامى براى مردمِ زمان خودشان داشتند؟ همان عده کمى که در گذشته بودند، کارهاى بزرگى انجام دادند. اگر در نیشابور یا بلخ یا هرات یا طوس که اقصى نقاط دنیاى اسلام نسبت به بغدادِ آن روز بود، چند نفر شیعه زندگى مى‌کردند و سؤال فقهى یا کلامى داشتند، شیخ مفید(ره) آنان را از بغداد هدایت و راهنمایى مى‌کرد؛ یعنى شیخ مفید از زمان خودش عقب نبود. یا در زمان شیخ طوسى(ره)، اگر دشمنِ مکتبِ اهل بیت(علیهم السلام) مى‌گفت: «أن لا مصنَّفَ لکم؛ شما کتاب و تصنیف ندارید.» شیخ طوسى(ره) خودش به تنهایى وارد میدان مى‌شد و بزرگ ترین کتاب رجالى را تلخیص مى‌کرد و اختصاصاً یک کتاب و فهرست رجالى دیگر مى‌نوشت؛ یعنى بدون معطّلى، رجال کشّى را تلخیص کرد، رجال خود را نوشت و «فهرست شیخ» را هم نگاشت. هنوز پاسخ در خانه اشکال کننده بود که مى‌گفت: فقه ندارید؛ ناگهان یک کتاب عظیم پرفرعِ پرتحقیق - به حسب سطح تحقیق آن روز –مبسوط از آب در مى‌آمد. اگر محمد بن زکریاى رازى، چهار کلمه الحادى بر زبانش جارى مى‌شد، فوراً سید مرتضاى رازى در ردّ او کتاب مى‌نوشت و نمى‌گذاشت حرف او بى‌جواب بماند...؛ اما امروز این گونه نیست. امروز، حوزه علمیه از زمان خودش خیلى عقب است. حساب یک ذرّه و دو ذرّه نیست. مثل این است که دو نفر سوار بر اسب، در وادى اى همراه یکدیگر بروند و یکى اسبش از دیگرى تندروتر باشد و آنکه اسبش کندروتر است، بعداً به اتومبیل دست پیدا کند. طبیعى است آنکه اسبش تندروتر است، به گرد او هم نمى‌رسد. الان وضعیت این گونه است. در حال حاضر، امواج فقه و فلسفه و کلام و حقوق، دنیا را فرا گرفته است. ما وقتى به خودمان برگردیم، خیلى فاصله داریم. حتى در «اخلاق» هم این گونه است.

امروز، حوزة علمیه از زمان خودش خیلى عقب است حساب یک ذرّه و دو ذرّه نیست ... ما وقتى به خودمان برگردیم، خیلى فاصله داریم. حتى در اخلاق هم اینگونه است

یکى از اَعلام حوزه (عَظم‌اللَّه بقائه) - که الان در اینجا تشریف دارند - چند سال قبل از این، سفرى به انگلستان کرده بودند و در آنجا کتابخانه‌اى را دیده بودند. به من فرمودند: یک طبقه از این کتابخانه، کتب اخلاقى بود که فرنگی‌ها در چند سالِ اخیر نوشته‌اند! در آن چند سال، حوزه علمیه قم، چند کتاب اخلاق بیرون داده بود؟ یک هزارم آن؟ یک ده هزارم آن؟ گمانم هنوز هم کم تر از این مقدار است! این تازه اخلاق است؛ که مى‌دانید غرب با اخلاق چندان سر آشتى ندارد؛ البته کتب اخلاقى آنها بیش تر، فلسفه اخلاق و ردّ اخلاق و بیان اخلاقِ غیرمعنوى و اخلاق مادى است. ما بعد از «معراج السعادة» و «جامع السعادات»، در حوزه هایمان، چه کتابى نوشتیم؟ البته بعدها در چند سال اخیر، چند کتاب اخلاق نوشته شده است؛ چیزى که بشود به عنوان یک کتاب علمى ارائه کرد؟! عین همین قضیه در حقوق هم مشاهده مى‌شود. شما ببینید چقدر در باب حقوق مدنى، حقوق جزا و انواع و اقسام مباحث حقوقى، تحقیقات گوناگون شده است؟ این کار، هم در غرب و هم در دنیاى اسلامِ غیرشیعه، شده است. ما دراین زمینه ها انصافاً باید بگویم خیلى عقبیم.

حال، این رشته تخصّصى ماست و بیش ترِ تخصّصِ حوزه‌ها تقریباً فقه است. چقدر در زمینه فلسفه و کلام و کلامِ جدید و فلسفه دین و مباحث دین شناسى و سایر زمینه‌ها، مطلب نوشته‌اند و چقدر کار کرده‌اند؟! ممکن است همه اینها هم غلط باشد؛ اما بالاخره یک متاع فکر و موج فکرى است که بخشى از فضاى ذهن جامعه را اشغال خواهد کرد. شما در حال حاضر کجایید؟ چطور مى‌خواهید با اینها مقابله کنید؟ کجاست آن «عبدالجلیل رازى قزوینى» که «النقضِ» مناسب این زمان را هم بنویسد و نه یک کتاب؛ بلکه ده هزار کتاب در این زمینه ها نوشته شود؟ امروز دنیا، دنیاى امواج است.با امواج و رایانه، همه مفاهیم از این طرف به آن طرفِ دنیا منتقل مى‌شود. الان دورترین کتابخانه‌هاى دنیا مى‌توانند در ظرف مدت پنچ دقیقه، مطالب کتابى را که در کتابخانه کنگره امریکاست، روى صفحه کاغذ خود چاپ کنند! این گونه، مطالب منتقل مى‌شود. ما از این دنیا عقبیم؛ دیگر چرا این را منکر شویم؟ این یک عیب قطعى است که حوزه امروز ما آن را دارد.»[11]

 

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار فضلای حوزه علمیه، مورخ: 29/7/1389.

[2]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار فضلای خراسان شمالی، مورخ: 19/7/1391.

[3]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار جمعی از اساتید و فضلا و طلاب نخبه حوزه علمیه قم، مورخ: 2/8/1389.

[4]. همان.

[5]. همان.

[6]. پيام رهبری(حفظه الله) به جامعه مدرسين حوزه علميه قم به مناسبتتشكيل شوراى سياست‏گذارى حوزه، مورخ: 24/8/1371.

[7]. همان.

[8]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، مورخ: 25/12/1394.

[9]. همان.

[10]. همان.

[11]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی، مورخ: 13/9/1374.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 222.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٥ دی ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٤٦٥٩ / تعداد بازدید : 44/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج