شنبه ٢٤ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


غیرت وبی‌‌‌‌‌‌غیرتی (5)؛ «عوامل و اسباب غیرت افزایی»؛ «بخش اول» -1

عوامل و اسباب غیرت افزایی

در شماره های گذشته (214، 216، 217 و 218) ذیل مبحث «غیرت و بی غیرتی» مطالبی با عناوین «انواع غیرت»، «نمونه های غیرت در سیره انبیاء»، «غیرت بی جا» و «آثار سوء بی غیرتی» ارائه گردید؛ اکنون در ادامه این موضوع، برخی از عوامل غیرت افزایی بیان می شود.

غیرت وبی‌‌‌‌‌‌غیرتی (5)؛ «عوامل و اسباب غیرت افزایی»؛ «بخش اول»

علی مختاری

اشاره

در شماره های گذشته (214، 216، 217 و 218) ذیل مبحث «غیرت و بی غیرتی» مطالبی با عناوین «انواع غیرت»، «نمونه های غیرت در سیره انبیاء»، «غیرت بی جا» و «آثار سوء بی غیرتی» ارائه گردید؛ اکنون در ادامه این موضوع، برخی از عوامل غیرت افزایی بیان می شود.

عوامل و اسباب غیرت افزایی

برای تقویت و پیشگیری از بی غیرتی، راه هایی وجود دارد و ما به هر کدام گذرا نظری می افکنیم و تفصیل آن را به سایر منابع و مقالات ارجاع می دهیم.

1. مبارزه با ریشه ها و سرچشمه های بی غیرتی

بسیاری از صفات روحی، مثل احساس حقارت نفس، ضعف، ترس و بزدلی، سهل‌انگاری، بی تقوایی، بی عفّتی و خودباختگی در برابر فرهنگ مهاجم، منشأ عدم اقدام و بی غیرتی هستند، باید این اوصاف را ریشه کن کرد و در عوض بذر شهامت، حمیّت، تعصّبات مثبت و اعتماد به نفس را کاشت. پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «إِنَ اللَّهَ  لَيُبْغِضُ  مَنْ يُدْخَلُ عَلَيْهِ فِي بَيْتِهِ فَلَا يُقَاتِلُ؛[1]خدای متعال از مردی که به زور وارد خانه اش شوند و او با آنها نجنگد، نفرت دارد.»

2. تقویت ایمان و اعتقاد

ایمان به خدا، قدرت و نظارت خداوند و معصومان(علیهم السلام)، به ویژه اینکه نامۀ اعمال ما هر هفته بر حضرت مهدی(علیه السلام) عرضه می شود سبب تقویت تقوا و غیرت مندی است. داود رقی(ره) در تفسیر آیه شریفه «وَ لِمَنْ  خَافَ  مَقَامَ  رَبِّهِ جَنَّتان»[2]از امام صادق(علیه السلام) نقل می کند که فرمود: «مَنْ  عَلِمَ  أَنَّ  اللَّهَ  عَزَّ وَ جَلَّ يَرَاهُ وَ يَسْمَعُ مَا يَقُولُهُ وَ يَفْعَلُهُ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ فَيَحْجُزُهُ ذَلِكَ عَنِ الْقَبِيحِ مِنَ الْأَعْمَالِ فَذَلِكَ الَّذِي  خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى؛[3]کسی که بداند خداوند عزوجل آنچه می‌گوید و آنچه از خیر و شر انجام می‌دهد، می‌بیند و می‌شنود پس همین دانستن او را از کارهای زشت باز می‌دارد، او کسی است که از مقام پروردگارش ترسیده و ضمیر خویش از هوس بازداشته است.»

منظور از خوف کننده از مقام رب، کسی است که یقین دارد خدای عزوجل او را می بیند و گفتارش را می شنود و بر کار و کردار خوب و بدش نظاره گر است. در نتیجه، همین عقیده او را از کارهای ناشایست و زشت باز بدارد. چنین کسی مصداق آیه «وَ نَهَى  النَّفْسَ  عَنِ الْهَوى»[4]است.

خدای حاضر و ناظر

تنها صرف اقرار زبانی به وجود خدا کفایت نمی کند؛ بلکه شناخت صفات حسنای الهی و اعتقاد به نظارت او، کارساز است. تصوّر بیشتر افراد از خداوند، تصوّر ناقصی است و معمولاً ما قبول داریم که خدایی هست و از همه چیز خبر دارد؛ اما باور نداریم که او «حاضر» است. گویا خیال می کنیم او در پس پرده ها و بالای هفت آسمان قرار دارد و تنها فرشتگان، گزارش کارهای ما را به او می رسانند و در قیامت است که با او روبرو می شویم.[5]در یک جمله در اعتقاد ما می شود «خداوند غایب»؛ یعنی وجودش را قبول داریم؛ ولی حضورش را نه. جلوه اینگونه بینش در رفتارهای ما خودنمایی می کند.

ابن‌ابی‌العوجاع، خدمت امام صادق(علیه السلام) پرسشهایی عقیدتی طرح کرد و از آنجا که حضرت درباره خدا صحبت می کرد، او به ایشان عرض کرد: خدا را یاد کردی و ما را به چیزی که غایب است، حواله دادی! حضرت فرمودند: «وَيْلَكَ  كَيْفَ  يَكُونُ  غَائِباً مَنْ هُوَ مَعَ خَلْقِهِ شَاهِدٌ وَ إِلَيْهِمْ أَقْرَبُ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ يَسْمَعُ كَلَامَهُمْ وَ يَرَى أَشْخَاصَهُمْ وَ يَعْلَمُ أَسْرَارَهُم؛[6]وای بر تو! چگونه (خداوند) غایب است کسی که همراه خلق خود، شاهد آنان است و از رگ گردن به آنان نزدیک تر، سخن آنان را می شنود و ایشان را می بیند و اسرارشان را می داند.»

خدای شاهد

حارث همدانی می گوید: روزی حضرت علی(علیه السلام) در بازار با مردی مواجه شد که پشتش به ایشان بود و حضرت را نمی دید و به کسی می گفت: سوگند به خدایی که در پس هفت پرده است! ... حضرت بر شانه وی زد و پرسید: چه کسی در پس هفت پرده است؟ عرض کرد: ای امیرمؤمنان! خداوند. حضرت به وی فرمود: اشتباه کردی و چنین ادامه داد: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَيسَ بَينَهُ وَ بَينَ خَلقِهِ حِجَابٌ لِأَنَّهُ مَعَهُم أَينَمَا كَانُوا؛به راستی که هیچ پرده و حجابی بین خداوند و بندگانش وجود ندارد.» آن مرد پرسید: کفاره این اشتباه من چیست؟ حضرت فرمود: «أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ مَعَكَ حَيْث؛ این است که بدانی خداوند همراه توست، هر جا که باشی.»[7]

توجه به اینکه «ألَم  يَعلَم  بِأَنَّ  اللّهَ يَرَى»؛ «آیا نمی‌داند که خداوند می‌بیند؟» هم توفیق ترک گناه را زیاد می کند و هم قدرت انسان در برابر خود و شجاعتش در نهی کردن دیگران را. همین توجه به نظارت الهی درباره حضرت یوسف(علیه السلام) رخ داد که نجاتش داد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «فَلَمَّا هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِهَا قَالَتْ كَمَا أَنْتَ، قَالَ: وَ لِمَ، قَالَتْ: حَتَّى أُغَطِّیَ وَجْهَ الصَّنَمِ لَا يَرَانَا، فَذَكَرَ اللَّهَ عِنْدَ ذَلِكَ وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ يَرَاهُ - فَفَرَّ مِنْهَا هَارِباً؛[8]وقتی او (زلیخا) به یوسف(علیه السلام) متمایل شد و حضرت نیز به او تمایل پیدا کرد، زلیخا گفت: همین جا باش! یوسف پرسید: چرا؟ زلیخا گفت: تا صورت بت را بپوشانم که ما را نبیند. در این هنگام بود که یوسف خدا را یاد کرد و دانست که خداوند او را می‌بیند. در نتیجه از زلیخا فرار کرد.»

می گویند: استادی به شاگردانش گفت: مرغی را در جایی که هیچ کسی نبیند، ذبح کنید و بیاورید! فردا همه شاگردان با مرغهای ذبح شده وارد شدند، جز یک نفر که با مرغ زنده آمد. وقتی معلم علت آن را جویا شد، او گفت: هر جا رفتم، خدا را حاضر و ناظر دیدم.[9]

3. پرورش شهامت

یکی از راه های کسب فضائل و غیرت، تمرین و تکلّف است. تکلّف؛ یعنی به زحمت انداختن و کلفت بر خویش؛ یعنی صفت غیرت را بر خود تحمیل کنیم تا در غیرتمندی تقویت شویم، چنان که امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «إِنَ  الْمَرْءَ يَحْتَاجُ  فِي مَنْزِلِهِ وَ عِيَالِهِ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ يَتَكَلَّفُهَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِي طَبْعِهِ ذَلِكَ مُعَاشَرَةٌ جَمِيلَةٌ وَ سَعَةٌ بِتَقْدِيرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحَصُّن؛[10]انسان در اداره منزل و زیردستان خویش به سه خصلت نیازمند است که اگر در ذات او هم نبود، باید این صفات را با تکلف و زحمت کسب و تمرین کند: معاشرت نیکو، توسعه مالی در هزینه‌های خانواده (به اندازه، نه بی حساب و کتاب) و غیرتی که دژ حافظ باشد (نه افراطی و زننده).» گفته شد که غیرت ورزی نامشروع و افراطی، زیانبار است.

4. تغذیۀ سالم

همان گونه که صادرات و واردات روحی بر اخلاق انسان اثرگذار است؛ یعنی آن اعمالی که از زبان و جوارح ما صادر می‌گردد، یا از راه چشم، گوش و سایر حواس در قلب ما وارد می‌شود، چه خوب، چه بد، تأثیر خود را می‌گذارد. همین گونه نیز مواد خوراکی و چگونگی تغذیه، بر جان و روح ما تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل هزاران دستور واجب و مستحب و آداب در این باب داریم.[11]

برای اختصار، بخشی از سخن شهید مطهری(ره) نقل می‌شود: «مثلاً ممکن است خصائص بعضی از حیوانات در گوشتشان وجود داشته باشد، به طوری که خورنده آن گوشت، آن خصائص را بگیرد. از جمله صفات خوک این است که خیلی کثیف است. در حدیث آمده که یکی از خصائص روحی این حیوان، این است که غیرت ندارد و خوردن گوشت آن، غیرت را از بین می‌برد. البته هر کدام از حیوانات، خصائص روحی مخصوص به خود را دارند. مثلاً وفاداری سگ زیاد است... یا غیرت ناموسی در خروس، و حیوانی که اصلاً این خاصیت در او نیست، خوک است. وقتی از امام رضا(علیه السلام) راجع به حرمت گوشت خوک سؤال می‌کنند، حضرت می‌فرماید: "لِأنَّهُ یَذهَبُ الغِیرَةَ؛[12] برای اینکه غیرت را از بین می‌برد."این حالتی که شما الان در اروپا می‌بینید، اثر گوشت خوک است که حاصلش را بروز داده...».[13]

5. دعاکردن

رابطه انسان و خدای تعالی از نظر توان و قدرت، رابطه صفر و صد می‌باشد. اگر خداوند نخواهد یا ندهد، ما صفر و هیچ می‌شویم. از این‌رو، باید دعا کرد. وانگهی درخواستها نباید منحصر و معطوف به حاجتهای موقّت و مادی دنیوی باشد. به ما یاد داده‌اند که برای کسب فضائل و دفع رذائل - که بستر ایمان است - دعا کنیم. ایمان، زینت دل و جان ماست و جان انسان ابدی؛ بنابراین، جا دارد بیش ترین همّت انسان در دعاها، خواسته‌‌های آخرتی و ابدی باشد.

«ابن مسکان» از امام صادق(علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَصَّ رُسُلَهُ بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ، فَامْتَحِنُوا أَنْفُسَكُمْ فَإِنْ كَانَتْ فِيكُمْ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ ذَلِكَ مِنْ خَيْرٍ وَ إِنْ لَا تَكُنْ فِيكُمْ فَاسْأَلُوا اللَّهَ وَ ارْغَبُوا إِلَيْهِ فِيهَا؛[14]خدای تعالی مکارم اخلاق را به پیامبرانش مرحمت فرموده است، پس شما خود را بیازمایید که اگر آن اخلاق عالی در وجود شما باشد، خدا را شکر کنید و بدانید که این صفات از جمله خوبیهایی است که خدا عنایت فرموده؛ و اگر این اخلاقهای عالی در جان شما نبود، پس از درگاه خداوند درخواست کنید و در کسب آنها میل و رغبت از خود به خرج دهید.»

عبدالله بن مسکان گوید: آنگاه امام(علیه السلام) ده صفت را به عنوان اخلاق کریمانه و عالی معرفی فرمودند: یقین، قناعت، صبر، شکر، حلم، حسن خلق، سخاوتمندی، غیرت، شجاعت و مردانگی. البته برخی راویان «ادای امانت» را نیز افزوده‌اند.[15]

6. نقش فرهنگ سازان

فرهنگ سازی هم کار رسانه‌هایی مثل صدا و سیما، جراید، پایگاه‌های اینترنتی و فضای مجازی و امثال آنهاست و هم کار کسانی است که مردم یا جوانان از آنان پیروی می‌کنند؛ همچون ریاست جمهور، وزرا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، هنرپیشگان، شخصیتهای حقوقی و حقیقی، ورزشکاران و... که اگر اینان و نیز گردانندگان رسانه ها هم غیرتمند باشند و هم غیرت‌آموز، جامعه متحوّل می شود؛ والا تهاجم دشمن غلبه خواهد کرد و چه بسا همین افراد، مشوّق بی‌غیرتی خواهند شد.

اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی
برآورند غلامان او درخت از بیخ

در اینکه نوع بزرگان و الگوهای مردمی در کشور ما متدیّن، متعهّد و غیرتمند هستند، بحثی نیست؛ ولی معمولاً یا غافل اند یا نمی خواهند هزینه‌ای برای مسائل اخلاقی بپردازند و یا تصوّر می‌‌کنند عمل کردن بر طبق سلیقۀ غیر متدینان و جذب آنان، نوعی زرنگی و توفیق است؛ از این‌رو، در مواجهه با صحنه‌های وقیح و بدحجابی‌های دور از شأن جامعه اسلامی خم به ابرو نمی‌آورند. چنین بی‌تفاوتی‌ها از چنان شخصیتهایی؛ یعنی مهر تأیید بر بی غیرتی و برای افراد لاابالی و این برای دشمنان؛ یعنی یک پیروزی فرهنگی علیه اسلام و تشیع.

همین گونه‌اند سایر مرجعیتهای فرهنگی مثل برندگان جوایز ورزشی، المپیادها، نفرات برتر مسابقات، هنرمندان و... که رفتارشان، اسوه و سرمشق مردم می‌گردد. امروزه متأسفانه تأثیر منفی فیلمها بر بی‌غیرتی جامعه، بسیار گسترده و نگران کننده است و ما فعلاً از تشریح آن دم فرو می‌‌بندیم.

تأثیر فرهنگ سازان، خیلی زیاد است. بی‌جهت نیست که قرآن کریم مکرر کار آنان را اسوه معرفی می‌کند. مثلاً در آخر سوره فرقان، برای عباد الرحمن چهارده صفت را ذکر می‌کند: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ  الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنا...»[16]؛ «و بندگان خوب خدای رحمان، کسانی هستند که بر زمین با آرامش راه می‌روند ...» و یا به پیامبر(صلی الله علیه و آله) خطاب می‌فرماید: «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل»[17]؛ «بسان پیامبران اولوالعزم، تو نیز صبوری کن!»

حضرت درباره متقین نیز می‌فرماید:«غُضُّوا أَبْصَارَهُمْ  عَمَّا حَرَّمَ  اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُم؛[18]از حرامهای خدا چشم می پوشند و گوش خویش را برای شنیدن آنچه برای آنان سودمند است، به کار می گیرند.»

مرحوم حاج شیخ علی پناه اشتهاردی(ره) همین نکته امام علی(علیه السلام) را در قالب داستانی از بزرگی نقل می‌کرد که برای تفهیم موضوع به شاگردانش، تخم مرغهای متعددی را به رنگهای گوناگونی رنگ‌آمیزی کرده بود  و نشان شاگردان داد و گفت: وقتی تخم مرغها شکسته شوند، درونشان یکی است و نتیجه گرفت که جاذبه های ظاهری زنان در تنوّع لباس و آرایش آنها است.

ادامه دارد...

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. صحيفه امام رضا(علیه السلام)، جواد قیومی اصفهانی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1387ش، ص 88.

[2]. الرحمن/ 46.

[3]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج 2، ص 80 و با شرح ملاصالح مازندرانی، چاپ اسلامیه، ج 8، ص 242، باب اجتناب المحارم.

[4]. نازعات/ 40.

[5]. در این موضوع، فصل گسترده ومفیدی در کتاب «پژوهشی در فرهنگ حیا»، عباس پسندیده، ص 125 به بعد آمده است.

[6]. بحار الأنوار، ج 3، ص 33؛ الکافی، ج 1، ص 125؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص250، ح 232؛ توحید صدوق، ص‌254.

[7]. بحارالانوار، ج 3، ص 330.

[8]. تفسير عياشي، محمد بن مسعود عیاشی، المطبعة العلمیة، تهران، 1380ق، ج 2، ص 173، ذیل آیات مربوطه؛ بحارالانوار، ج 12، ص 300.

[9]. پژوهشی در فرهنگ حیا، عباس پسندیده، ص 142.

[10]. بحارالأنوار، ج 75، ص 236 و ج 78، ص 236؛ سفینة البحار، شیخ عباس قمی، چاپ اسوه، قم، ج 6، ص711، واژه «غیرت».

[11]. جا دارد تحقیقها و پایان نامه های گسترده ای درباره تأثیر غذاها و کیفیت غذا خوردن و... بر جسم و جان انسان تدوین گردد. گرچه مباحث مختصر و پراکنده ای در باب رابطه طب و اخلاق تدوین شده است. مثلاً رجوع شود به دو ماهنامه خلق، مقالات استاد سلطانی.

[12]. بحارالانوار، ج 63، ص 404.

[13]. مجموعه آثار مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ج21، صص 73-74 (با اختصار و ویرایش).

[14]. الکافی، کلینی، ج 2، ص 56، ح 2.

[15]. همان.

[16]. فرقان/ 63 تا آخر سوره.

[17]. احقاف/ 35.

[18]. همان، ج 64، ص 315؛ نهج البلاغه، خطبه 139.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 221.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٠ آذر ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٤٠٣٠ / تعداد بازدید : 47/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج