شنبه ٢٤ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


گلشن اشعار ـ مناسبتهای ماه ربیع الاول -3

ورود حضرت معصومه(علیها السلام)

سرگشتۀ مسیر عبور برادری* تو از تمام فاطمیان، زینبی‌تری* آرام و باوقار و صمیمی و چاره‌ساز* الحق که نور دیدۀ موسی بن جعفری.

ورود حضرت معصومه(علیها السلام)

سرگشتۀ مسیر عبور برادری
تو از تمام فاطمیان، زینبی‌تری
آرام و باوقار و صمیمی و چاره‌ساز
الحق که نور دیدۀ موسی بن جعفری
الحق که خون فاطمه جوشیده در رگت
الحق که ماده شیری از اولاد حیدری
بی‌تاب و بی‌قرار سوی طوس آمدی
گفتی امام را ز غریبی در آوری
گفتی دلت هوایی کوی رضا شده ست
چون آهوی شکسته دلی، چون کبوتری
کردی نزول و قم به قدومت مدینه شد
معصومه‌ای و نایب زهرای اطهری

***

شمعی و در طواف تو پروانه‌های شهر
نور تو را گرفته همه خانه‌های شهر
مشهد اگرچه دل به قدوم تو بسته بود
قم بی قرار بر سر راهت نشسته بود
کوفه کجاست خاک خجالت به سر کند
زان دم که دست عمۀ سادات بسته بود
از راه دور آمده بود و غریب بود
از محنت فراق، غریبانه خسته بود
با بالهای زخمی خود اوج می‌گرفت
جایی که آسمان و زمینش گسسته بود
القصه کوفه با دل زینب چه‌ها نکرد
پیشانی و نماز و دلش را شکسته بود
چشمش اگرچه بسته، ز بیداد خسته بود
دستش اگرچه خسته، به زنجیر بسته بود
معصومه‌ای و تاج سر خانه‌های شهر
آباد شد به یمن تو ویرانه‌های شهر
از ناقه سر برون کن و بین ازدحام را
این شور و شوق گفتن بانو سلام را
مأمون کجا و جاه ولیعهد فاطمه
داده خدا به مسندتان این مقام را
باران گل گرفته و فریاد می‌زند:
این شهر زیر هر قدمت احترام را
هم دختر امامی و هم عمۀ امام
هم خواهری چو زینب کبری امام را
با روضه‌هات بغض دل شهر پاره شد
داری بنا که زنده کنی یاد شام را
یاد حضور زینب و جشن یهودیان
یاد سر بریده و بزم حرام را
آباد بود اگرچه همه خانه‌های شهر
کارش کشید گوشۀ ویرانه‌های شهر

سید مصطفی فهری

***

با همه عزت و مقام آمد
باز هم خواهر امام آمد
با سلام و درود وارد شد
قم که آمد به احترام آمد

***

همه‌اش احترام می‌کردند
دسته دسته سلام می‌کردند
همه جا مهر بود و گل باران
حق او را تمام می‌کردند

***

هیچکس ناسزا نگفت به او
جز درود و ثنا نگفت به او
هیچکس وقت آمدن غیر از
آیه انمّا نگفت به او

***

در دلش حول و التهاب که نیست
دست او بسته در طناب که نیست
لرزه بر جان او نیفتاده
حرفی از مجلس شراب که نیست

***

خوب شد که سری به نیزه ندید
خوب شد هیچ حرف بد نشنید
خوب شد وقت دست و پا زدنش
نیمه جان برادرش نرسید

***

قم عجب میهمان نوازی کرد
تا ابد ماند و سرفرازی کرد
قم عجب کرد آبرو داری
کوفه با آبرو چه بازی کرد

***

ای امان از غریبی زینب
وای از غم نصیبیِ زینب
هیچ چشمی به شام و کوفه ندید
دل قرار شکیبی زینب

***

بس که همچون حسین محو خداست
درد و غم پیش چشم او زیباست
تا خدا همچو زینبی دارد
پرچمش تا همیشه پابرجاست

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 221.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٣ آذر ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٣٩٣٩ / تعداد بازدید : 119/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج