چهارشنبه ٣٠ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


امام حسین(علیه السلام)؛ آینۀ تمام نمای عبودیت -3

نتیجه عبودیت و بندگی

هرگاه بنده به امر و نهی خدا گردن نهد، هیچ گاه با مردم جدال نمی‌کند، و به آنان فخر نمی‌فروشد. نتیجه اشتغال انسان به اوامر و نواهی الهی این است که دیگر حرف مردم برایش مهم نیست، به همین خاطر مراء و مباهاتی برای او به وجود نمی‌آید.

نتیجه عبودیت و بندگی

امام صادق (علیه السلام) در ادامه کلام شریفشان به عنوان بصری که در بیان صفات بندگان واقعی می‌باشد، می‌فرمایند: «فَإِذَا لَمْ یَرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ تَعَالَی مِلْکاً هَانَ عَلَیْهِ الْإِنْفَاقُ فِیمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَی أَنْ یُنْفِقَ فِیهِ؛ هرگاه بنده چیزی را که خدا به او بخشیده، ملک خود نداند، انفاقش در راه خدا بر وی آسان گردد.»

حضرت می‌خواهند نتیجه فرمانبرداری و بندگی واقعی را بیان فرمایند که وقتی عبد برای خود در آنچه خدا به او عنایت کرده است، ملکیتی قائل نباشد، دیگر انفاق برای او آسان خواهد شد و آنچه برای او عظمت دارد، عظمت خالق است و غیرخالق، هرچه باشد، در نظر چنین عبدی بی‌ارزش است: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِم.»[1]

به مانند کودکان که به اسباب بازی‌هایشان علاقه‌مندند، وقتی اسباب‌بازی‌شان بشکند یا خراب شود، گریه می‌کنند؛ اما همین کودک وقتی بزرگ می‌شود، می‌بیند بچه‌ای به خاطر اسباب‌بازی گریه می‌کند، به او می‌خندد. اگر انسان به حقیقت عبودیت برسد، دنیا برایش همچون اسباب‌بازی برای انسان بزرگ می‌ماند که ارزش ندارد.

در ادامه حضرت صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «وَ إِذَا فَوَّضَ الْعَبْدُ تَدْبِیرَ نَفْسِهِ عَلَی مُدَبِّرِهِ هَانَ عَلَیْهِ مَصَائِبُ الدُّنْیَا؛ و هرگاه بنده تدبیر امورش را به دست مدبر واقعی بسپارد، سختی‌های دنیا برایش آسان می‌شود.» چون می‌داند که این مصیبت جزئی از تدبیر مولاست که برای بنده‌اش رقم زده است.

آیت الله کریمی جهرمی نقل می‌کند که: «ما در عصر مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم حائري (ره) خدمت حضرت آیت الله العظمی گلپايگاني (ره) درس می‌خواندیم. روزی آقا از وقت مقرّر مقداری دیرتر تشریف آورده و برای گفتن درس حضور یافتند و فرمودند: علت تأخیر این بود که فرزندم در حوض‌خانه دچار خفگی شده بود و از دنیا رفت و من گرفتار تجهیزات و کفن و دفن او بودم.  اینجانب بعد از شنیدن این داستان، از مرحوم آیت الله العظمی آقای گلپايگاني (ره) راجع به این فرزند پرسش کردم، فرمودند: آری، او کودکی بود در سن حدود شش سالگی.»[2]

«وَ إِذَا اشْتَغَلَ الْعَبْدُ بِمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَی وَ نَهَاهُ لَا یَتَفَرَّغُ مِنْهُمَا إِلَی الْمِرَاءِ وَ الْمُبَاهَاةِ مَعَ النَّاسِ؛ و هرگاه بنده به امر و نهی خدا گردن نهد، هیچ گاه با مردم جدال نمی‌کند، و به آنان فخر نمی‌فروشد.» نتیجه اشتغال انسان به اوامر و نواهی الهی این است که دیگر حرف مردم برایش مهم نیست، به همین خاطر مراء و مباهاتی برای او به وجود نمی‌آید.

فراز آخر روایت

«فَإِذَا أَكْرَمَ اللَّهُ الْعَبْدَ بِهَذِهِ الثَّلَاثِ هَانَ عَلَيْهِ الدُّنْيَا وَ إِبْلِيسُ وَ الْخَلْقُ وَ لَا يَطْلُبُ الدُّنْيَا تَكَاثُراً وَ تَفَاخُراً وَ لَا يَطْلُبُ عِنْدَ النَّاسِ عِزّاً وَ عُلُوّاً وَ لَا يَدَعُ أَيَّامَهُ بَاطِلًا فَهَذَا أَوَّلُ دَرَجَةِ الْمُتَّقِينَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ؛[3] هرگاه خداوند به بنده این سه خصلت را عطا فرماید، دنیا و شیطان و مردم در نظرش خوار می‌شود و به خاطر جمع کردن مال و فخرفروشی به دنبال دنیا نمی‌رود، و از مردم عزت و مقام نمی‌طلبد، و اوقاتش را هدر نمی‌دهد. این اولین درجه پرهیزگاران است که خداوند متعال می‌فرماید: جهان آخرت را برای کسانی مهیّا نمودیم که در روی زمین دنبال مقام‌پرستی نرفته و مرتکب فساد نشده باشند و پایان نیک برای پرهیزگاران است.»[4]

چنین شخصی عزت و بزرگی را از خدا می‌خواهد، نه از مردم؛ چون می‌داند که:«فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً»[5]؛«همه عزت‌ها از آن خداست.»

تکاثر به معنای مال‌اندوزی و تفاخر به معنای فخرفروشی به مردم است. هم تکاثر و هم تفاخر، نوعی بیماری هستند که دنیا و آخرت انسان را تهدید می‌کنند. ریشه تکاثر و تفاخر، دنیاطلبی انسان است. وقتی دنیا و مردم در نظر عبد حقیقی کوچک شد، این بیماری‌ها نیز ریشه‌کن خواهد شد. و آنچه که باید در نظر انسان بزرگ باشد، عظمت کبریایی خداوند است.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) که نسبت به هدایت بشریت و رساندن آنها به حقیقت عبودیت دغدغه مند بود و امت خود را به دوری از دردهایی که امت‌های دیگر به آن گرفتار شدند، گوشزد می‌فرمود که از آن جمله ناسپاسی، طغیان، زیاده‌خواهی، چشم و هم چشمی، حسد و ریا می‌باشد. لذا می‌فرماید: «سیصیبُ امّتی داء الامم، قالوا: و ما داء الامم؟ قال: الأشر و البطر و التکاثر و التّنافس فی الدّنیا و التباعد و التحاسد حتّی یکون البغی ثمّ الهرج؛[6]به زودی بیماری امت‌ها، امت مرا فرا می‌گیرد. عرض کردند: بیماری امت‌ها چیست؟ فرمود: هوسرانی، عیاشی، فزون‌طلبی، مسابقه در دنیاپرستی، اختلاف، نفاق و حسد نسبت به یکدیگر و سرانجام به ظلم و ستم و سپس به هرج و مرج مبتلا می‌شوند.»

____________________________________________________
پی‌نوشت‌ها:

[1]. نهج البلاغه، ص 303: «تنها آفريدگار در دل ايشان بزرگ است [به اين سبب‏] هرچه جز اوست، در ديده‌‏هايشان بس كوچك جلوه مى‌‏نمايد.»

[2]. خورشيد آسمان فقاهت، علی کریمی جهرمی، دارالقرآن الکریم، قم، 1373ش، ص 60.

[3]. قصص/ 83.

[4]. مشکاة الانوار، علی طبرسی، المکتبة الحیدریة، نجف، چاپ اول، 1385ق، ص 326.

[5]. نساء/ 139.

[6]. منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة، ميرزا حبيب الله هاشمى خويى، مكتبة الإسلامية، تهران، 1400ق، ج 6، ص140.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 220.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٢ آبان ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٣٥١٢ / تعداد بازدید : 133/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج