چهارشنبه ٣٠ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


امام حسین(علیه السلام)؛ آینه تمام نمای عبودیت -1

بندگی؛ راز عروج به ملکوت

امام حسین (علیه السلام) بنده کامل خداست که حقیقت بندگی‌اش باعث شد تمام هستی خود از مال، جان، فرزندان، برادران و خانواده خود را تقدیم حضرت حق کند؛ چون می‌داند هرچه برای یار کنی، در حقیقت برای خود کرده‌ای.

امام حسین(علیه السلام) آینه تمام نمای عبودیت

اسدالله خدامی

مقدمه

برای خلقت و آفرینش انسان به طور قطع و یقین، هدفی تعیین شده است و آن هدف عالی چیزی جز عبودیت نیست: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون»[1]؛ «جنّ و انس را جز برای اینکه مرا عبادت کنند، نیافریدم.»

عبودیت و بندگی امام حسین (علیه السلام) از روی شناخت عظمت خدای متعال بوده، باعث شد بنده واقعی و کامل باری تعالی شود. همان طور که می‌فرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ؛[2]ای مردم! خدای متعال بندگان را جز برای اینکه او را بشناسند، نیافرید، پس چون او را بشناسند، پرستش او کنند، و چون او را بپرستند، از پرستش غیر او بی‌نیاز شوند.»

امام(علیه السلام) در این کلام نورانی هدف از خلقت انسان را عبودیت دانسته، رسیدن به عبودیت را بر معرفت مترتب کرده است و اینکه هر کسی تسلیم عبادت خدا شود، از عبادت غیر خدا مستغنی می‌شود. بنابراین، باید توجه داشت که عبادت صحیح و مؤثر وقتی اتفاق می‌افتد که با معرفت همراه باشد؛ و الا ممکن است انسان به بیراهه برود.

عبادت از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است؛ زیرا اولیای الهی خود را مفتخر به بندگی و عبادت خدا می‌دانند و عبد بودن را نه  تنها ذلت نمی‌پندارند؛ بلکه موجب عزت می‌دانند و خوشایندشان، خوشایند خداست. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرمایند: «کَفَی بِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً وَ کَفَی بِی فَخْراً أَنْ تَکُونَ لِی رَبّاً أَنْتَ کَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِی کَمَا تُحِب؛[3]مرا همین عزت و آبرو بس که تو را بنده باشم و همین سرافرازی مرا بس که تو پروردگار من باشی. تو برایم چنانی که من دوست دارم، پس به من توفیق بده تا چنان بنده‌ای باشم که تو دوست داری.»

امام حسین (علیه السلام) بنده کامل خداست که حقیقت بندگی‌اش باعث شد تمام هستی خود از مال، جان، فرزندان، برادران و خانواده خود را تقدیم حضرت حق کند؛ چون می‌داند هرچه برای یار کنی، در حقیقت برای خود کرده‌ای.

بندگی؛ راز عروج به ملکوت

بندگی اولین پله پرواز به لقاء الله است و تا کسی بنده خدا نباشد، نمی‌تواند پرواز کند. اگر کسی به اوج بندگی برسد، زمینی نخواهد شد؛ بلکه در اوج قله‌های معرفت به عروج خواهد رسید:«سُبْحانَ الَّذی أَسْری به عبده لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی»[4]؛ «منزّه است آن خدایی که بنده‌اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصی بُرد.»

در این آیه آنچه سبب عروج پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) بیان شده، عبودیت و بندگی او است، نه رسالت و نبوتش؛ چراکه «بعبده» نشان از این است که بندگی خدا، باعث اوج گرفتن انسان کامل خواهد شد، تا جایی که هیچ موجودی، حتی ملائکه نیز یارای رسیدن به آن مقامات را ندارند.

چنان گرم در تیه قربت براند
که در سدره جبریل از او بازماند
بدو گفت سالار بیت‌الحرام
که ای حامل وحی برتر خرام
چو در دوستی مخلصم یافتی
عنانم ز صحبت چرا تافتی
بگفتا فراتر مجالم نماند
بماندم که نیروی بالم نماند

اگر یک سر مو فراتر پرم
فروغ تجلی بسوزد پرم[5]

راه تکامل انسان، حرکت در مسیر عبودیت خداوند است، و عبادت غیر خدا، افتادن در بیراهه‌های خطرناک: «ألَم أعهَد إلَیکُم یا بَنی‌آدَم أن لاتَعبُدُوا الشَّیطان إنَّهُ لَكُم عَدُوٌّ مُبین وَ أنِ اعبُدونی هذا صِراطٌ مُستَقیم»[6]؛ «ای فرزندان آدم! آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید؛ زیرا او دشمنی آشکار برای شماست؟ و [آیا سفارش نکردم] که مرا بپرستید که این راهی است مستقیم؟»

جز خدا را بندگی حیف است حیف
بی غم او زندگی حیف است حیف
در غمش در خلد عشرت چون کنم
ماندگی از بندگی حیف است حیف
جز به درگاه رفیعش سر منه
بهر غیر افکندگی حیف است حیف
سر ز عشق و دل ز غم خالی مکن
بی‌خیالش زندگی حیف است حیف
عمر و جان در طاعت حق صرف کن
در جهان جز بندگی حیف است حیف
کالبد را پرورش ظلم است ظلم
جان کند جز بندگی حیف است حیف
جان و دل در باز در راه خدا
غیر این بازندگی حیف است حیف
اهل دنیا را سبک کن ناتوان
با گران افکندگی حیف است حیف

یارب از عشقت بده شوری مرا
فیض را افسردگی حیف است حیف[7]

خداوند تبارک و تعالی تمام انبیاء و اولیای خود را از آن جهت که در مسیر عبودیت و بندگی حرکت کرده‌اند، مورد مدح و ثنا قرار داده و آنها را تحت عنوان«إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنین»؛[8]«او از بندگان مؤمن ما بود.» و یا تحت عنوان«إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصین»‌؛[9]«او از بندگان مُخلَص ما بود.» ستوده است.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. ذاریات/ 56.

[2]. علل الشرایع، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، کتابفروشی داوری، قم، 1386ق، ج 1، ص 9.

[3]. بحار الانوار، محمّدباقر مجلسي، مؤسسة الوفاء، بيروت، دوم، 1403 ق، ج 91، ص 92.

[4]. اسراء/ 1.

[5]. بوستان سعدی.

[6]. یس/ 60 –61.

[7]. فیض کاشانی.

[8]. صافات/ 81.

[9]. یوسف/ 24.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 220.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٢ آبان ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٣٥١٠ / تعداد بازدید : 117/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج