پنج شنبه ٢٤ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


اسوه‌های حسينی، آینه الگوهای مهدوی(3) -2

بصيرت در دين

بصیرت برگرفته از «ب- ص- ر» است و غالباً در برابر بينايى حسى و ظاهرى، به معناى بينايى قلبى و شهودى به کار می‌رود.‏ مهم‏ترین كاربرد معنايى بصيرت در قرآن کریم، بينش، آگاهى، هوشيارى و زيركى، روشندلى و چشم خِرَد و داشتن يقين و اطمينان است.

4. بصيرت در دين

بصیرت برگرفته از «ب- ص- ر» است[1] و غالباً در برابر بينايى حسى و ظاهرى، به معناى بينايى قلبى و شهودى به کار می‌رود.‏ مهم‏ترین كاربرد معنايى بصيرت در قرآن کریم، بينش، آگاهى، هوشيارى و زيركى، روشندلى و چشم خِرَد و داشتن يقين و اطمينان است. به عنوان نمونه در آیه شریفه: «أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصِيرَةٍ» [2]بصیرت به معنای یقین و دوری از شک و تردید است. پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين آيه اعلان مى‏دارد كه با يقين و اطمينان و از روى بصيرت كامل و معرفتى كه حق و باطل را از هم جدا مى‏سازد، به خدا دعوت مى‏كند.[3] چنانکه بصیرت در آیه شریفه: «قَد جاءَكُم بَصائرُ مِن رَبّكُم» [4]به معنای دلایل قوی و روشنی است كه باعث شناخت هدايت از ضلالت و ايمان از كفر می‌شود.[5]خلاصه آنکه بصيرت در دين به معنی روشن‏بينى عميق در دين و با چشم باز راه دين را برگزيدن و پاى آن مقاومت كردن است.

با توجه به ریشهاین واژه، می‌توان گفت به طور كلى بصيرت و ابصار به معناى بينايى است كه گاه با چشم ظاهر صورت مى‏گيرد و جنبهحسى دارد و گاه با چشم درون و عقل که به معناى ادراكات عقلى و قلبى است.[6] وقتی کسی با چشم سرش چیزی را ببیند، به آن یقین و اطمینان خاصی پیدا می‌کند و دیگر هیچ تردیدی دربارهآن به خودش راه نمی‌دهد. دیدن قلبی نیز همین گونه است. شخص بصیر، در ایمان، اعتقاد و راهی که برگزیده، تردیدی به خود راه نداده، ثابت قدم و استوار است.

با توجه به این ویژگی است که خداوند دربارهمؤمنان بابصیرت و ایمان آورندگان حقیقی می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ»[7]؛ «مؤمنان واقعى تنها كسانى‏اند كه به خدا و رسولش ايمان آورده، سپس هرگز شك و ترديدى به خود راه ندادند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند. اينان راستگو هستند.»

در روايات متعددي ائمه(علیهم السلام) به ما آموخته‏اند که از خداوند طلب بصيرت در دين کنيم. در دعايي به نقل از امام صادق(علیه السلام) در تعقيب نماز مغرب و صبح، مي‌خوانيم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ النُّورَ فِي بَصَرِي وَ الْبَصِيرَةَ فِي دِينِي وَ الْيَقِينَ فِي قَلْبِي...؛[8]خدایا به حق محمد و آل محمد بر تو، درود فرست بر محمد و خاندان او، و قرار بده در دیده‌ام نور و در دینم بصیرت و در قلبم یقین...»

شهيدان كربلا نمونهارزشمند دينداران بابصيرتند. بى‏ترديد در زمان قيام امام حسين(علیه السلام) صدها هزار نفر ادعاى مسلمانى داشتند و از قيام حضرت نيز با خبر بودند؛ ولی اين هنر كربلاييان بود كه با لبيك به نداى مظلوميت سالار شهيدان، بصيرت خويش را در ميدان عمل نشان دادند.

امام صادق(علیه السلام) در وصف حضرت عبّاس(علیه السلام) مي‌فرمايد:  «كانَ عَمُّنَا الْعَبّاسَ نـافـِذَ البَصيرَةِ، صَلْبَ الاْيمانِ، جاهَدَ مَعَ اَبي عَبْدِاللّهِ(علیه السلام) وَ اَبْلي بَلاءً حَسَناً وَ مَضي شَهيداً؛[9]عـموي ما عباس(علیه السلام) ديده‌ای تيزبين و ايماني استوار داشت که همراه حسين(علیه السلام) جهاد كرد و از امتحان سرافراز بيرون شد و سرانجام به شهادت رسيد.

در يكي از زيارتنامه‏‏هاي آن حضرت نيز بر اين «بصيرت» و اقتدا به شايستگان اشاره شده است: «أَشْهَدُ أَنَّكَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْكُلْ وَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكَ مُقْتَدِياً بِالصَّالِحِينَ؛[10] شهادت مي‏دهم كه تو [در راه یاری حق] سست نشدی و عقب نشینی ننمودی و با بصيرت در كار و راه خويش رفتي و به صالحان اقتدا كردي.»

یکی دیگر از یاران امام حسین(علیه السلام) که در حادثه عاشورا بصیرت خود را نشان داد، نافع بن هلال بود؛ او در شب عاشورا پس از سخنان امام حسين(علیه السلام) برخاست و گفت:«وَ اللَّهِ مَا كَرِهْنَا لِقَاءَ رَبِّنَا وَ إِنَّا عَلَى نِيَّاتِنَا وَ بَصَائِرِنَا نُوَالِي مَنْ وَالاكَ وَ نُعَادِي مَنْ عَادَاكَ؛[11]به خدا قسم! ما ملاقات با پروردگار خودمان (شهادت) را ناخوش نداریم. همانا بر نیّتها و بينشهاى خويش پايداريم. دوست کسی که دوست تو باشد و دشمن کسي که دشمن تو باشد، هستيم.»

«عابس بن شبيب» نيز وقتى به خدمت امام حسين(علیه السلام) رسيد، عرض کرد: «اَلسَّلَامُ عَلَيكَ يَا اَبَا عَبدِاللَّه! اُشهِدُ اللَّهَ اَنِّي عَلَی هَدَاکَ وَ هَدي اَبِيکَ؛[12]سلام بر تو اى اباعبداللَّه! خدا را گواه مى‏گيرم كه من بر آيين تو و پدرت هستم.»

برير نیز به هنگام گفتگو با سپاه دشمن گفت: «اَلحَمدُلِلَّهِ الَّذِى زَادَنِى فِيكُم بَصِيرَةً؛[13]سپاس خداى را كه بصيرت و شناخت مرا دربارهشما فزون ساخت.»

یکی از ویژگیهای یاران امام زمان(علیه السلام) نیز بصیرت آنان است که در فرمانبری از امام و شناخت او و تشخیص حق و باطل دچار مشکل نمی‌شوند و در فتنه‏‌ها هوشیارانه راه درست را می‌پویند. بصیرت آنان به گونه‌ای است که گویا حقایق را با چشم سر دیده و به آن یقین پیدا کرده‏اند. همین بصیرت آنان سبب می‏شود که در احیای سنت و مبارزه با بدعت درنگ نکنند.

مولای متقیان در خطبه 150 «نهج‌البلاغه» از فتنه‌هایی سخن می‌گوید که در آینده جامعه و مردم را در بر خواهد گرفت و اینکه فردی از اهل‏بیت(علیهم السلام) که دور از دیده مردم است، در فتنه‌ها راه گشاست. حضرت می‏فرماید: «أَلَا وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَكَهَا مِنَّا يَسْرِي فِيهَا بِسِرَاجٍ مُنِيرٍ وَ يَحْذُو فِيهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِينَ لِيَحُلَّ فِيهَا رِبْقاً ... وَ يَشْعَبَ صَدْعاً فِي سُتْرَةٍ عَنِ النَّاسِ لَا يُبْصِرُ الْقَائِفُ‏ أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَه‏؛[14] بدانيد از ما آن كسى كه فتنه‌هاى آينده را درك كند، با چراغى روشن در آن حركت كند، و به روش نيكان قدم بردارد، تا در آن فتنه‌ها بندى را بگشايد... او به دور از ديدهمردم است، جويندگان نشانش را نبينند، هرچند پياپى نظر كنند.»

با توجه به ویژگیهایی که در خطبهفوق آمده، دانشورانی از شیعه و اهل‌سنت[15] معتقدند که مقصود، حضرت مهدی(علیه السلام) است. امام در همین خطبه یکی از مهم‏ترین ویژگیهای پیروان او را بصیرت دانسته، می‌فرماید: «حَتّى اِذا وافَقَ وارِدُ الْقَضاءِ انْقِطاعَ مُدَّةِ الْبَلاءِ حَمَلُوا بَصائِرَهُمْ عَلى اَسْيافِهِمْ، وَ دانُوا لِرَبِّهِمْ بِاَمْرِ واعِظِهِمْ...؛[16] تا چون قضاى الهى به پايان دادن زمان امتحان و گرفتارى موافق شد، (یاوران مهدی(علیه السلام)) از روى بصيرت دست به اسلحه برده، و به دستور رهبرشان تن به فرمان خدا دادند... .»

بصیرت یاوران حضرت مهدی(علیه السلام) به گونه‌ای است که آنان، چنان به هدایت یافتگی خود و گمراهی دشمنانشان ایمان دارند که از کسی و قدرتی وحشت ندارند و به خاطر پیوستن فرد یا قدرتی به گروهشان به شادمانی و غرور دچار نمی‌گردند. مولای متقیان(علیه السلام) در این باره می‌فرماید: «فَیَجمَعُ اللَّهُ تَعَالَی لَهُ قَوماً، قَزَعَ کَقَزَعِ السَّحَابِ، یُؤَلّفُ اللَّهُ بَینَ قُلُوبِهِم، لَا یَستَوحِشُونَ مِن أَحَدٍ وَ لَا یَفرَحُونَ بِأَحدٍ یَدخُل فِیهم، عَلَی عِدَة أَصحَابِ بَدرٍ، لَم یَسبِقَهم الأَوَّلُونَ وَ لَا یُدرِکَهُم الآخَرُونَ؛[17]آنگاه خداوند گروهی را بر گرد او می‌آورد که بسان ابرهای پراکنده و پاییزی به هم پیوسته و متراکم می‌گردند، خداوند میان دلهای آنان پیوندی (از مهر و ایمان) به وجود می‌آورد که نه از کسی میهراسند و نه به خاطر پیوستن کسی به گروهشان دچار شادمانی و غرور می‌گردند. شمارشان شمار یاران پیامبر در بدر (313 نفر) است و (از نظر مقام و منزلت)، نه گذشتگان از آنان سبقت جسته‏اند و نه آیندگان به آنان می‌رسند.»

ادامه دارد...

 

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. لسان ‏العرب، محمد بن مکرم ابن منظور، ادب الحوزه، قم، 1405ق، ج 2، صص 418- 419، ماده.

[2]. يوسف/ 12 و 108.

[3]. كشف الاسرار و عده الابرار، احمد بن محمد میبدی، امیرکبیر، تهران، 1371ش، ج 5، ص 148؛ مجمع البيان، طبرسي، به كوشش گروهي از علماء، اعلمي، بيروت، 1415ق، ج 5، ص 411

[4]. انعام/ 6 و 104.

[5]. جامع البيان فی تفسیر القرآن، محمد بن جریر طبري، به كوشش: صدقي جميل، دار الفكر، بيروت، 1415ق، مج 5، ج7، ص 396؛ شرح توحيد الصدوق، قاضی سعید قمی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1415ق، ج 2، صص 293- 294.

[6]. پيام قرآن، ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1377ش، ج 1، ص 155.

[7]. حجرات/ 15.

[8]. الامالی، شیخ مفید، کنگره شیخ مفید، قم، 1413ق، ص179.

[9]. عمده الطالب، ابن عنبه، به كوشش: آل الطالقاني، المطبعه الحيدريه، نجف، 1380ق، ص 356.

[10]. کامل الزیارات، ابن قولویه، دارالمرتضویه، نجف اشراف، چاپ اول، 1356ش، ص 257.

[11]. بحار الأنوار، ج ‏44، ص 381.

[12]. لواعج الاشجان فی مقتل الحسین، السید محسن الأمین، امیرکبیر، تهران، 1390ش، ص130.

[13]. بحار الانوار، ج 45، ص 5.

[14]. نهج البلاغه، خطبه 150.

[15]. ر.ک: شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، چاپ اول، 1404ق، ج 9 و 10، ص129.

[16]. نهج البلاغه، خطبه 150.

[17]. معجم احادیث الامام المهدی(علیه السلام)، علي كوراني، المعارف الاسلاميه، قم، 1411ق، ج 3، ص 100؛ المستدرک علی الصحیحین، محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، دار الکتب العلمیه، بیروت، 1978م، ج 4، ص 554.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 219.





تاریخ ارسال مطلب : جمعه ٢٣ شهريور ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٢٧٣١ / تعداد بازدید : 177/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج