پنج شنبه ٢٩ شهريور ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


گوشه‌ای از فضائل عاشورائیان -3

حضرت رقیه(علیها السلام)

یکی از مباحثی که در برخی محافل مطرح می‌شود، مبحث وجود دختری خردسال برای امام حسین(علیه السلام) است؛ در اینجا اشاره‌ای اجمالی به این مبحث می‌کنیم. شواهد زیادی بر وجود حضرت رقیه(علیها السلام) به عنوان دختر امام حسین(علیه السلام) وجود دارد.

شب سوم: حضرت رقیه(علیها السلام)

یکی از مصائب مهم حادثۀ عاشورا، شهادت حضرت رقیه(علیها السلام) در شهر شام است؛ این واقعه از جهات مختلفی قابل توجه است.

1. احترام به دختر

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)می‏فرمایند: «هرگاه برای خانواده خود تحفه‌ای (هدیه‌ای) خریدید؛ وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ‏ الذُّكُورِ فَإِنَّ‏ مَنْ فَرَّحَ ابْنَةً فَكَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيل؛[1]اول به دخترها هدیه بدهید و سپس به پسرها و آن کس که دختر خود را مسرور کند، اجر آزاد کردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل(علیه السلام) را دارد.»

2. ارزش دختر

حضرت صادق(علیه السلام) می‏فرمایند: «الْبَنُونَ‏ نَعِيمٌ‏، وَ الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ، وَ اللَّهُ يَسْأَلُ عَنِ النَّعِيمِ، وَ يُثِيبُ عَلَى الْحَسَنَاتِ؛[2]پسران نعمت و دختران حسنه هستند، و خداوند از نعمت می‌پرسد و بر حسنات پاداش می‌دهد.»

یکی از مباحثی که در برخی محافل مطرح می‌شود، مبحث وجود دختری خردسال برای امام حسین(علیه السلام) است؛ در اینجا اشاره‌ای اجمالی به این مبحث می‌کنیم. شواهد زیادی بر وجود حضرت رقیه(علیها السلام) به عنوان دختر امام حسین(علیه السلام) وجود دارد؛ از جمله:

1. وداع با رقیه(علیها السلام): امام حسین(علیه السلام) هنگام وداع فرمودند: «یَا اُمَّ کُلثُومَ وَ یَا سُکِینَةَ وَ یَا رُقَیَّةُ وَ یَا عَاتِکَةُ وَ یَا زَینَبُ یَا اَهلَ بَیتِی عَلَیکُنَّ مِنِّی السَّلَامُ؛[3]ای امّ کلثوم! ای سکینه! ای رقیه! ای عاتکه! ای زینب! ای اهل‌بیت من! خداحافظ.»

2. مرحوم حبیب الله کاشانی: یکی از دختران امام حسین(علیه السلام) در خرابهشام وفات کرده است که بعضی نامش را زبیده و بعضی رقیه گفته‌اند.[4]

3. حضرت زینب(علیها السلام)در کوفه به سر بریده عرض کرد: «یَا اَخِی فَاطِمَةُ الصَّغِیرةُ کَلِّمهَا فَقَدْ کَادَ قَلبُهَا اَن یَذُوباً؛[5]ای برادرم! با فاطمهکوچکت سخن بگو که نزدیک است قلبش از غصّه ذوب شود [و جانش تهی گردد].» فاطمهصغیره همان حضرت رقیه(علیها السلام) است؛ چون فاطمه، دختر بزرگ امام حسین(علیه السلام) در عقد حسن مثنی بود و نمی‌‌تواند فاطمهصغیره باشد.

4. اشعار «سیف بن عمیره نخعی کوفی» که در دوران امام صادق(علیه السلام) می‌زیسته و قصیده‌ای دارد که دو بار اسم حضرت رقیه(علیها السلام) را در آن برده است:

وَ رُقَیَّةُ رَقَّ الحَسُودُ...
... لَم اَنسِهَا وَ سَکِینَةَ وَ رُقَیَّة
[6]

5. هلال بن نافع می‌گوید: در میان دو صف لشکر ایستاده بودم. کودکی لحظهمیدان رفتن امام حسین(علیه السلام) با گامهای لرزان، دوان دوان خود را به حضرت رساند و دامن او را گرفت و گفت: پدر جان! به من بنگر و ببین که من تشنه‌ام. حضرت فرمود:«بُنَیَّةَ! اللهُ یُسقِیکَ فَاِنَّهُ وَکِیلِی؛ دخترم، خداوند تو را سیراب کند که او وکیل [و پناهگاه] من است.»

هلال پرسید: این دختر چه کسی بود و با امام حسین(علیه السلام) چه نسبتی داشت؟ گفتند: او رقیه، دختر چهار سالهامام حسین(علیه السلام) بود.[7]

6. مرحوم شیخ عباس قمی در «منتهی الآمال»، بعد از نقل عبارت طبری، بیان کرده است که: رقیه، دختر امام حسین(علیه السلام) در کنار سر بریدهبابا جان داد.[8]

7. قدیمی‌ترین مورخی که دربارهاین کودک به عنوان دختر امام حسین(علیه السلام) و قصّهاو در شام سخن گفته، مورخ خبیر، عماد الدین حسن بن علی بن محمد طبری، معاصر خواجه نصیرالدین طوسی(ره) در کتاب «کامل بهایی» است. او تصریح می‌کند که دختر چهارسالهامام حسین(علیه السلام) وقتی سر را نزد او بردند، پرسید: این چیست؟ گفتند: سر پدر تو است. آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز، جان به حق تسلیم کرد.[9]

8 . عبد الوهاب بن احمد شافعی مصری، مشهور به شعرانی (متوفای 937ق) در کتاب «المنن» باب دهم، می‏نویسد: «نزدیک مسجد جامع دمشق، بقعه و مرقدی وجود دارد که به مرقد حضرت رقیه(علیها السلام)، دختر امام حسین(علیه السلام) معروف است. بر روی سنگی واقع در درگاه این مرقد چنین نوشته است:«هَذَا البَیتُ بُقعَةٌ شُرِّفَت بِآلِ النّبیِّ(صلی الله علیه و آله)وَ بِنتِ الحُسَینِ رُقَیَّةَ؛این خانه مکانی است که به ورود آل پیامبر(صلی الله علیه و آله) و دختر امام حسین(علیه السلام) [حضرت] رقیه(علیها السلام)، شرافت یافته است.»[10]

9. علامه حائری(ره) در «معالی السبطین» و محلاتی در «ریاحین الشریعه» تحت عنوان «بانوان دشت کربلا» حضرت رقیه(علیها السلام) را یکی از دختران امام حسین(علیه السلام) دانسته‏اند.[11]

روضه:

ز اشک دیده به خاک خرابه بنوشتم
به طفل خانه بدوش خانه لازم نیست
نشان آبله و سنگ و کعب نی کافی است
دگر به لالهرویم نشانه لازم نیست
عدو بهانه گرفت و زد و به او گفتم
بزن مرا، که یتیم را بهانه لازم نیست
به سنگ قبر من بی گناه بنویسید
اسیر سلسله را تازیانه لازم نیست

شیخ عباس قمی(ره) می‌نویسد: وقتی نگاه رقیه(علیها السلام) به سر بابا افتاد، گفت: پدر جان! چه کسی تو را با خونت خضاب کرد؟ ای پدر! چه کسی رگهای گردنت را برید؟ ای پدر! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پدر جان! این دختر یتیم را چه کسی بزرگ کند؟

از این سخنان با پدر می‌گفت: پس لب بر دهان شریف بابا نهاد و سخت گریست تا اینکه از هوش رفت. چون او را حرکت دادند، از دنیا رفته بود.

بیامد در برم جانانم امشب
به تن آید دوباره جانم امشب
به غیر از جان چه دارم تا که سازم
نثار مقدم جانانم امشب
لب خشکش ببوسم یا گلویش
در این سودا عجب حیرانم امشب[12]

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. امالی شیخ صدوق، ص 577.

[2]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، 1365ش، ج 6، ص 7، ح 12.

[3]. مقتل الحسین(علیه السلام) و مصرع اهل‌بیته (مشهور به مقتل ابی مخنف)، منشورات رضی، قم، چاپ اول، 1362ش، ص 131.

[4]. تذکره الشهداء، میرزاحبیب الله کاشانی، شمس الضحی، تهران، 1390ش، ص 192.

[5]. بحار الانوار، ج 45، ص 115.

[6]. تفسیر سوره مریم؛ بحار الانور، ج 44، ص 223.

[7]. الوقایع و الحوادث، محمدباقر ملبوبی، انتشارات دین و دانش، قم، ج 3، ص 192؛ سوگنامه محمّد(صلی الله علیه و آله)، محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات ناصر، قم، 1375ش، ص 340.

[8]. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، چاپ اسلامیه، تهران، ج 1، ص 316، و چاپ مؤسسه انتشارات هجرت، قم، ج 1، ص807.

[9]. کامل بهایی، عماد الدین طبری، مکتبه المصطفوی، قم، چاپ اول، بی تا، ج 2، ص 179.

[10]. ستاره درخشان شام، علی ربانی خلخالی،  انتشارات ناصر، قم، چاپ اول، 1375ش، ص 13.

[11]. ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی، کتابفروشی اسلامیه، تهران، چاپ اول، بی‌تا، ج 3، ص 309؛ معالی السبطین، ج 2، ص212.

[12]. نفس المهموم، ص 456.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 219.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٢ شهريور ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠٢٧٢٤ / تعداد بازدید : 23/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج