شنبه ٢٨ مهر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


نجمه خاتون، مادر امام رضا(علیه السلام) -2

ورود به خانه اهل‏بیت(علیهم السلام)

امام كاظم(علیه السلام) در مورد اين ازدواج آسمانى فرموده است: «وَ اللَّهِ، مَا اشْتَرَيْتُ هَذِهِ الْجَارِيَةَ إِلَّا بِأَمْرِ اللَّهِ وَ وَحْيِه‏؛ به خدا قسم! اين بانوى ارجمند را من به همسرى خود انتخاب نكردم، مگر به امر خدا و اشارۀ وحيانى پيامبر(صلی الله علیه و آله).»

ورود به خانه اهل‏بیت(علیهم السلام)

«هشام بن احمد» در مورد جریان ورود آن مخدره به منزل اهل‏بیت(علیهم السلام) می‏گوید: روزی امام کاظم(علیه السلام) به من فرمود: آیا می‏دانی که از اهل مغرب، کسی (برده فروشی) به مدینه آمده است؟ گفتم: نه. فرمود: چرا، مردی آمده است! بیا با هم نزد او برویم. سپس حضرت سوار [بر اسب] شد و ما نیز سوار شدیم و حرکت کردیم تا اینکه نزد آن مرد مغربی رسیدیم؛ دیدیم او بردگانی دارد. حضرت به او فرمود: بردگانت را به ما نشان بده. در این هنگام برده فروش نُه کنیز را آورد و نشان داد؛ اما حضرت نپسندید و فرمود: من به اینها نیاز ندارم. بعد از لحظاتی فرمود: بردگانت را به ما نشان ده! مرد مغربی گفت: غیر از اینها کنیزی ندارم؛ اما امام کاظم(علیه السلام) همان مطلب را تکرار کرد تا اینکه فروشنده گفت: سوگند به خدا! جز کنیزی بیمار، برده دیگری ندارم. حضرت پرسید: پس چرا او را نشان نمی‏دهی؟

مرد از نشان دادن آن کنیز امتناع کرد و امام کاظم(علیه السلام) نیز منصرف شد. هشام بن احمد می‏گوید: فردای آن روز امام(علیه السلام) مرا به حضور خواست و فرمود: هم اکنون نزد آن برده فروش برو و از او بپرس بهای آن کنیز چقدر است؟ هر مبلغی که معین کرد، بگو می‏پذیرم.

آنگاه من نزد آن مرد مغربی رفتم و بعد از دقایقی خرید و فروش انجام گرفت. برده فروش به من گفت: کنیز را به تو فروختم؛ ولی آن مردی که دیروز همراهت آمده بود، چه کسی بود؟ گفتم: مردی از تیره بنی هاشم. پرسید: از کدام [خاندان] بنی هاشم؟ گفتم: بیش از این نمی‏دانم. در این موقع گفت: حالا تو گوش کن! همانا این کنیز جوان داستانی دارد: وقتی او را از دورترین نقاط مغرب خریدم، [در مسیر] بانویی از اهل کتاب (مسیحی یا یهودی) با من ملاقات کرد و پرسید: این دختر ممتاز، همراه تو چه می‏کند؟! گفتم: او را برای خود خریده‏ام. آن بانوی اهل کتاب گفت: «مَا يَنْبَغِي‏ أَنْ‏ تَكُونَ‏ هَذِهِ‏ الْوَصِيفَةُ عِنْدَ مِثْلِكَ إِنَّ هَذِهِ الْجَارِيَةَ يَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ عِنْدَ خَيْرِ أَهْلِ الْأَرْضِ فَلَا تَلْبَثُ عِنْدَهُ إِلَّا قَلِيلًا حَتَّى تَلِدَ مِنْهُ غُلَاماً يَدِينُ‏ لَهُ شَرْقُ الْأَرْضِ وَ غَرْبُهَا قَالَ فَأَتَيْتُهُ بِهَا فَلَمْ تَلْبَثْ عِنْدَهُ إِلَّا قَلِيلًا حَتَّى وَلَدَتْ لَهُ عَلِيّاً؛[1]سزاوار نیست این کنیز جوان همراه فردی مانند تو باشد؛ بلکه او شایسته همسری بهترین مرد روی زمین است؛ چراکه پس از سپری شدن مدت زمانی از زندگی مشترک این کنیز و آن مرد، پسری از آنان متولد خواهد شد که شرق و غرب عالم در مقابلش خاضع خواهند شد.» هشام بن احمد در پایان می‏گوید: آن کنیز (نجمه) را نزد امام کاظم(علیه السلام) بردم.[2] با توجه به این دو روایت،  معلوم می‏شود که امام کاظم(علیه السلام) این کنیز را برای مادرش خریده بود.

وصلت با امام هفتم(علیه السلام)

امام كاظم(علیه السلام) در مورد اين ازدواج آسمانى فرموده است: «وَ اللَّهِ، مَا اشْتَرَيْتُ هَذِهِ الْجَارِيَةَ إِلَّا بِأَمْرِ اللَّهِ وَ وَحْيِه‏؛ به خدا قسم! اين بانوى ارجمند را من به همسرى خود انتخاب نكردم، مگر به امر خدا و اشارۀ وحيانى پيامبر(صلی الله علیه و آله).»

آن حضرت در توضيح اين سخن می‏فرمایند: در ضمن يك رؤياى صادقه، جدم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و پدرم على(علیه السلام) را در خواب دیدم. آن بزرگواران لوحی ابريشمين را به من نشان دادند كه صورت اين خانم روى آن نقش بسته بود و هر دو به من فرمودند: اى موسى! از اين بانو بهترين فرد روى زمين متولد خواهد شد. آنگاه فرمودند: هرگاه فرزند پسر او به دنيا آمد، نامش را على بگذار كه خداوند متعال به وسيلۀ هدايت و دلسوزى وى، عدالت و مهربانى را در ميان مردم آشكار مي‏كند. خوشا به حال آنكه آن نوزاد را تصديق كند و واى بر آن کس كه با او دشمنى ورزيده و حق رهبرى‏اش را منكر شود.[3] و اين گونه بود كه حضرت موسى بن جعفر(علیهما السلام) با مادر حضرت رضا و معصومه(علیهما السلام) وصلت کرد.

در مکتب حميده خاتون

وقتی حمیده خانم، مادر امام كاظم(علیه السلام) با نجمه خاتون آشنا شد و از كمالات اخلاقى و صفات والايش خبردار گرديد، جهت همسرى شایستۀ وی برای فرزندش امام كاظم(علیه السلام) و نيز تربيت فرزندان صالح، به دستور امام هفتم(علیه السلام) مسائل اسلامى و معارف الهى را به نحو شايسته‏اى به او آموخت تا جایی که از نظر عقل و هوشيارى و دين مدارى از بلند مرتبه‏ترين بانوان عصر خود گردید،[4] به طورى كه به احترام حميده خانم، هيچ گاه در مقابل او نمى‏نشست.[5]

حمیده خانم در مورد انتخاب چنين همسرى به فرزندش موسى بن جعفر(علیهما السلام) عرض کرد: پسرم! همسرت دوشيزه‏اى است كه بهتر از آن سراغ ندارم، پس به اطرافيان نیز توصيه كن  كه با او به خوبى رفتار كنند.[6] مدت زمانی از حضور نجمه خاتون در خانه اهل‏بیت(علیهم السلام) سپری شد. حمیده خانم که خود نیز روزگاری کنیز بود و با توفیق الهی، شایستگی همسری امام صادق(علیه السلام) را پیدا کرده بود، به عنوان «مادر» آرزو داشت برای عزیزترین پسرش (امام کاظم(علیه السلام)) عروسی پاک، مهربان و شایسته انتخاب کند. نجمه خاتون بهترین گزینۀ حمیده خانم بود.

اولین مولود

نجمه خاتون، امـام رضـا(علیه السلام) را در يازدهم ذيقعده سال 148ق در مدينه منوره به دنیا آورد.[7]«علی بن میثم» روایت کرده است: «فَلَمَّا وَلَدَتْ لَهُ الرِّضَا(علیه السلام) سَمَّاهَا الطَّاهِرَة؛[8]بعد از تولد امام رضا(علیه السلام)، امام کاظم(علیه السلام) نام نجمه را به طاهره تغییر داد.»

نجمه خاتون در خاطراتش آورده است: از زمانى كه به فرزندم على باردار شدم، هيچ گونه سنگينى حمل را در خود احساس نمي‏كردم. در خواب پيوسته زمزمۀ تسبيح، تهليل و ذكر خداوندى را از درون شكم خود مي‏شنيدم تا جایى كه گاه اين امر موجب بيم و هراس من مي‏شد و چون بيدار مي‏شدم، هيچ صدايى به گوشم نمي‏خورد. هنگامى كه نوزاد متولد شد، دستهايش را روى زمين قرار داد و سرش را به سوى آسمان بلند كرد و لبانش را حركت داد، چنانكه گويى حرف مى‏زد. در اين هنگام پدرش به نزدم آمد و فرمود: «هَنِيئاً لَكِ يَا نَجْمَةُ كَرَامَةُ رَبِّك؛[9] اى نجمه! كرامت پروردگارت بر تو مبارك باد.»

من نوزاد را در جامه‏اى سفيد پيچيدم و به دست امام کاظم(علیه السلام) دادم. آن حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه را زمزمه كرد، سپس آب فرات خواست و از آن به كام كودك ماليد، آنگاه نوزاد را به من بازگردانده، فرمودند: «خُذِيهِ فَإِنَّهُ بَقِيَّةُ اللَّهِ تَعَالَى فِي أَرْضِه‏؛[10]او را بگير كه بقيت الله بر روى زمين است.»

امام کاظم(علیه السلام) این مولود را از همان دوران طفوليت به «رضا» ملقب گردانيد و كنيه «ابا الحسن» را برايش برگزيد و به این فرزند دلبندش كه يادگار امامت محسوب مي‏شد، خيلى علاقه داشت. «مفضل بن عمر» مى‏گويد: روزى به حضور امام كاظم(علیه السلام) مشرف شدم. آن جناب فرزندش على را در دامنش نشانده و نوازش مى‏كرد و مى‏بوسيد. زبان آن كودك را مي‏مكيد و گاهى او را بر دوش خويش مى‏نهاد و به سينه‏اش مى‏چسباند و پيوسته مي‏فرمود: «بِأَبِي أَنْتَ مَا أَطْيَبَ رِيحَكَ وَ أَطْهَرَ خَلْقَكَ وَ أَبْيَنَ فَضْلَك؛ پدرم فدايت! تو چه خوشبو و پاكيزه خویى و فضل و برترى تو چه تابان و درخشنده است!» عرض کردم: فدايت شوم! در قلبم نسبت به اين كودك علاقۀ عجيبى احساس مي‏كنم كه به غير از شما اين چنين عشق و علاقه‏اى به كسى ندارم. امام فرمودند: اى مفضل! او در نظر من همانند من نسبت به پدرم - امام صادق(علیه السلام) - مي‏باشد و آنگاه اين آيه را تلاوت فرمود: «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم»[11] مفضل پرسيد: آيا او بعد از شما امامت و مقام پيشوايى امت را خواهد داشت؟ فرمود: آرى، هر كه از او اطاعت كند، هدايت يافته و آن کس كه نافرمانى‏اش نمايد، از راه راست منحرف شده است.[12]

حضرت معصومه(علیها السلام) عطیه الهی

بعد از تولد امام رضا(علیه السلام) در سال 148ق سالیانی گذشت تا دوباره نجمه خاتون عطیۀ الهیۀ دیگری در اول ذی القعده سال 173ق برای اهل‏بیت(علیهم السلام) به ارمغان آورد و دیدگان خانه وحی به سیمای نوزادی دختر روشن شد؛ چراکه از دامن پاک نجمه نوزاد دختری پا به عرصۀ حیات نهاد.[13]

امام کاظم(علیه السلام) پس از در آغوش گرفتن دخترش و زمزمه اذان و اقامه زیر گوش او، نام مقدس «فاطمه» را بر آن مولود مبارک نهاد.[14] تولد این دختر شایسته براى اهل‏بیت(علیهم السلام) اهمیتى خاص داشت؛ زیرا این خبر سالها قبل از تولدش توسط امام صادق(علیه السلام) اعلام شده بود و به این ترتیب، از همان ایام شیعیان به شناخت مقام والاى وى فرا خوانده شده بودند. وقتی گروهى از شیعیان رى نزد امام صادق(علیه السلام) آمدند، حضرت فرمودند: آفرین بر برادران ما از اهل قم. آنان عرض کردند: ما اهل رى هستیم؛ ولى امام همان جملۀ پیشین را تکرار فرموده، ادامه دادند: براى خداوند حرمى است که مکه است. حرم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مدینه، و حرم امیرمؤمنان(علیه السلام) کوفه و حرم من و فرزندانم «قم» است. بدانید قم کوفۀ کوچک ماست. بعد فرمود: «أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ‏ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم؛[15] بدانید بهشت هشت در دارد که سه در آن به سوى قم است. بانویى از اولاد من در آنجا وفات مى‏کند که نامش فاطمه، دختر موسى(علیهما السلام) است که تمام شیعیان ما به شفاعت او وارد بهشت مى‏شوند.»

در خبرى دیگر نیز امام صادق(علیه السلام) به پیشگویى تولد حضرت معصومه(علیها السلام) پرداخته است. آن روز یکى از شیعیان نزد حضرت آمد، امام را دید که با کودکى در گهواره سخن مى‏گوید. گامى جلوتر نهاد و مبهوت از این واقعه پرسید: آیا با این طفل سخن مى‏گویید؟ امام او را دعوت کرد تا با کودک در گهواره سخن بگوید. مرد باز هم جلوتر آمد و سلام کرد. کودک نه تنها جوابش را داد؛ بلکه گفت: اى مرد! نامى را براى دخترت [که تازه متولد شده بود] انتخاب کرده‏اى که خداوند آن را دشمن مى‏دارد، پس نامش را عوض کن [وى نام دخترش را حمیرا گذاشته بود]. شگفتى مرد دو چندان شد. آنگاه امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «این کودک، فرزندم موسى است. خداوند از او دخترى به من عنایت مى‏کند که نامش فاطمه است. او را در سرزمین قم به خاک مى‏سپارند. هر کس مزار او را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب مى‏شود.»[16]

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. همان، ص 18.

[2]. بحار الانوار، علامه محمدباقر مجلسی، دار إحياء التراث العربي، بیروت، 1403ق، ج 49، ص 8: «هَلْ عَلِمْتَ أَحَداً مِنْ أَهْلِ الْمَغْرِبِ قَدِم.»

[3]. دلائل الامامۀ، محمد بن جریر طبری، نشر بعثت، قم، 1413ق، ص 349.

[4]. عيون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج 1، ص 12.

[5]. همان، ص 14.

[6]. مسند الامام الرضا(علیه السلام)، عزیزالله عطاردی، نشر آستان قدس، مشهد، 1406ق، ج 1، ص 12.

[7]. بحار الأنوار، ج 49، ص 3.

[8]. همان، ص 7.

[9]. همان.

[10]. همان.

[11]. آل عمران/  34.

[12]. بحار الانوار، ج 49، صص 20 –21.

[13]. دلائل الامامة، ص 309: «عَلِیٍّ الْإِمَامِ الرِّضَا(علیه السلام)، وَ فَاطِمَةَ لِأُمٍّ؛ امام رضا و حضرت فاطم معصومه(علیهما السلام) از یک مادر هستند.»

[14]. مستدرک سفینة البحار، شیخ على نمازى، نشر اسلامی، قم، 1418ق، ج 8، ص 257. ذیل ماده «فطم» با قاطعیت تمام در این باره مى‏نویسد: «فاطمۀ المعصومة المولودة فى غرّة ذى‏القعدۀ سنۀ 173ق.»

[15]. بحار الأنوار،  ج 57، ص 228.

[16]. حضرت معصومه(علیها السلام) فاطمه دوم، محمد محمدی اشتهاردی، نشر اخلاق، قم، 1380ش، ص 111.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 217.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٣ مرداد ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠١٨٩٠ / تعداد بازدید : 138/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج