شنبه ٢٨ مهر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


خاطراتی از دفاع مقدس

ولایتمداری بسیجیان

در آخرین روزهای جنگ تحمیلی (اواخر تیرماه و اوایل مرداد 1367ش)، قبل از تهاجم خائنانه منافقین و شروع عملیات مرصاد بود که ما بسیجیان در مناطق جنگی شلمچه، پاسگاه زید و...، در حال مقاومت شدید و دفاع در برابر یورش گسترده عراقی‌ها به غرب خوزستان بودیم تا پس از آزادسازی جاده خرمشهر- اهواز، بتوانیم چند کیلومتر باقیمانده از نقاط مرزی ایران اسلامی را از لوث اشغال بعثیون عراقی حمایت شونده از سوی استکبار جهانی آزاد سازیم.

خاطراتی از دفاع مقدس /شرح داستانی از واپسین روزهای جنگ تحمیلی؛ ولایتمداری بسیجیان

محمّد زارع تیموری

در آخرین روزهای جنگ تحمیلی (اواخر تیرماه و اوایل مرداد 1367ش)، قبل از تهاجم خائنانه منافقین و شروع عملیات مرصاد بود که ما بسیجیان در مناطق جنگی شلمچه، پاسگاه زید و...، در حال مقاومت شدید و دفاع در برابر یورش گسترده عراقی‌ها به غرب خوزستان بودیم تا پس از آزادسازی جاده خرمشهر- اهواز، بتوانیم چند کیلومتر باقیمانده از نقاط مرزی ایران اسلامی را از لوث اشغال بعثیون عراقی حمایت شونده از سوی استکبار جهانی آزاد سازیم.

در همین معرکه، بدون آنکه ما متوجه شویم، از طریق رادیو و تلویزیون به طور رسمی اعلام شده بود که ایران قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد، مبنی بر آتش‌بس را پذیرفته است.البته علت عدمآگاهیما، نرسیدن امواج رادیویی به آن نقاط دور دست بود. بالاخره این عملیات سخت، تحت عنوان «غدیر» با پیروزی نسبی رزمندگان اسلام به پایان رسید و مجروحان آن - از جمله اینجانب که اغلب جانباز شیمیایی و اعصاب و موج انفجار شده بودیم - با وضعیت نامناسبی به بیمارستانهای صحراییِ عقب جبهه و شهرها منتقل و بستری شدیم. من بعد از درمان و مرخصی از بیمارستان حضرت سیدالشهدای اهواز- که خوشبختانه توفیق زیارت و ملاقات امام خامنه‌ای و بوسه معظم له بر پیشانی و صورتم، آنجا نصیبم شد –در تاریخ 8/5/1367 به پادگان دوکوهه، محل استقرار لشکر 27 محمّد رسول الله(صلی الله علیه و آله) رفتم.

دیگر آن بشّاشیّت و روحیه قوی گذشته را در میان رزمندگان شاهد نبودیم. فردای آن روز، هنگام برگزاری نمازجماعت ظهر و عصر در نمازخانه گردان انصارالمؤمنین، دوستان و همرزمان ما که خیلی دیر از واقعیت پذیرش قطعنامه آگاه شده بودند و به همین دلیل مات و مبهوت به هم نگاه می‌کردند، حتی بعضی از آنها آن را نوعی شایعه و دروغ‌پردازی ضد انقلاب پنداشته بودند، اجازه صحبت کردن درباره آن را به دیگران نمی‌دادند. بعد کم کم بحث مشروعیت و یا صحیح بودن قبول صلح و آتش‌بس مطرح شد و تحت وسوسه‌های شیاطین و منافقین نفوذی، ناخودآگاه کار به درگیری و زد و خورد کشید. در ضمن، عده‌ای نیز زانوی غم بغل گرفته بودند و زار زار می‌گریستند.

در همین اوضاع و احوال «حاجی بخشی» آن شیر پیر جبهه‌ها که به طور اتفاقی از نزدیک گردان ما عبور می‌کرد، وقتی متوجه این سر و صداها و اختلافات شد، با ناراحتی سراغ بچه‌ها آمد و با درایت و شهامتی وصف‌ناپذیر، چنان سخنان تلنگرآمیز و عالمانه‌ای بر زبان جاری ساخت که اثر آن همچون آب سردی بود بر روی آتش! و الحمدلله فتنه‌ها و اختلافات مذکور به سرعت رو به خاموشی گرایید.

او گریه کنان و با فریاد گفت: دوستان! عزیزان و ای رزمندگان اسلام! «مُحمّدٌ رسولُ اللهِ وَ الّذِینَ مَعهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُم» ای برادران مسلمان! دعوا و نزاع شما دیگر برای چیست؟ مگر چه اتفاقی افتاده است که این گونه روحیه مقاومت و استکبارستیزی خود را از دست داده و به جان هم افتاده‌اید؟ شما چه بخواهید و چه نخواهید، امام و پیر و مرشد ما با صلاحدید مسئولان کشور و بر خلاف میل باطنی خود و به اصطلاح خودشان «با نوشیدن جام زهر»، قطعنامه 598 و صلح را حکیمانه پذیرفته است. اینکه اعتراض و غوغاسالاری ندارد! مگر شما تابع رسالت و ولایت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و پیروی از سیره و سنّت نظری و عملی ائمه اطهار(علیهم السلام) نیستید؟ مگر مولای معصوم ما، امام حسن مجتبی(علیه السلام) صلح با معاویه را برای حفظ دین خدا و مسلمانان نپذیرفت؟ مگر امیرالمؤمنین، علی(علیه السلام) در جنگ صفّین برای حفظ اسلام مجبور به پذیرش صلح نشد؟ مگر صلح حدیبیّه حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) با کفار قریش را فراموش کرده‌اید؟

حالا هم امام و رهبر عزیزمان، خمینی کبیر که سالیان دراز در برابر شاه، صدام و تمامی ابرقدرتها مقاوم و در استکبارستیزی شهره عام و خاص جهانیان است، در روزهای اخیر، از روی مصلحت، برای حفظ کشور و ملت ایران اسلامی، در برابر تهاجم همه جانبه استکبار جهانی، مجبور شده است تا صلح را بپذیرد. شما چه کاره هستید که بخواهید مشروعیت صلح و کار امام را مشخص کنید؟! اسلام که همه‌اش جنگ و کشتن و کشته شدن نیست و قرار هم نبوده که ما همواره جنگ و جهاد داشته باشیم. تاکنون هشت سال مثل حضرت سیدالشهدا(علیه السلام)، حسینی جنگیده‌ایم؛ ولی حالا زمان عوض شده و از این به بعد، به شیوه امام مجتبی(علیه السلام)، حسنی صلح می‌کنیم. اینکه گناه، معصیت و خلاف شرع نیست. عزیزان! مگر این حدیث شریف با آینده نگری معجزه‌آمیز پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله) را در خصوص شیوه و عملکرد امامت آن دو امام بزرگوار نشنیده‌اید که فرمود: «حسن و حسین هر دو امام هستند؛ چه قیام کنند و چه قعود.»؛ یعنی چه جنگ کنند و چه صلح نمایند.

ای رزمندگان اسلام! خیلی‌ها در طول تاریخ در تشخیص حق از باطل اشتباه کردند. خوارج و ماجرای اهل کوفه را که همه می‌دانید. پس چرا شماها درس عبرت نمی‌گیرید؟ پیامبران و امامان همگی نور واحدی هستند و ما بسیجیان باید بهتر از دیگران «جایگاه و برکات ولایت در همه زمانها و مکانها» را با بصیرت و هوشیاری تشخیص بدهیم. همگی ولایتمداریم و ضمن داشتن روحیه مقاومت و استکبارستیزی، بر اساس مقتضیات زمانه و مصلحت دین، قرآن، رهبر و امام زمان خود عمل می‌کنیم. هرگز مثل خوارج ظاهربین نباشیم! با شناخت حق در جبهه حقانیت قرار گیریم. ما اهل کوفه نیستیم که امام تنها بماند. حکم و تصمیم امام خمینی، همچون فرمان خدا و رسول الله(صلی الله علیه و آله) و امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) است، پس «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ»!

هرگز مثل خوارج ظاهربین نباشیم! با شناخت حق در جبهه حقانیت قرار گیریم. ما اهل کوفه نیستیم که امام تنها بماند. حکم و تصمیم امام خمینی، همچون فرمان خدا و رسول الله(صلی الله علیه و آله) و امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) است، پس «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ»!

سپس حاجی بخشی شروع کرد به تعریف خاطراتی از مجاهدتها، مقاومت‌ها و استکبارستیزی‌های فرماندهان رشید سپاه و ارتش اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس، به خصوص از دلاوری‌ها و رشادتهای ستارگان دوکوهه، همچون سرداران سرلشکر پاسدار شهید حاج احمد متوسلیان، رضا چراغی، عباس کریمی، محمد ابراهیم همّت و... آن فرماندهان سرافراز لشکر 27 محمّد رسول الله(صلی الله علیه و آله) که همگی نسبت به امام و ولایت فقیه اطاعت‌پذیر و مخلص بودند و عاشقانه به ندای «هل من ناصر ینصرنی» نایب امام زمان(علیه السلام) خود؛ یعنی حضرت امام خمینی(ره) جانانه، سمعاً و طاعتاً لبیک گفته و در مقاومت و ستیز با مزدوران استکبار جهانی بسان حمزه سیدالشهدا، جعفر طیار، مالک‌اشتر و ابوالفضل العباس(علیه السلام) پیشاپیش سپاهیان اسلام، هدایت و فرماندهی آن لشکر همیشه پیروز را بر عهده داشتند. به خصوص سردار سرلشکر پاسدار حاج احمد متوسلیان، آن مهندس مظلوم و اسیر و مفقود الاثر که رزمندگان لشکر 27 آن زمان را جهت مبارزه و جهاد علیه اسرائیل متجاوز به کشورهای سوریه و لبنان اعزام نمود و بعدها، خود مظلومانه توسط نوکران، جیره‌خواران و عاملان صهیونیستهای غاصب، ربوده و اسیر شد. او جانانه مقاومت و استکبارستیزی کرد؛ ولی هرگز تن به ذلت و خیانت نداد و هرگز هنگام اسارت حرف یا سخنی علیه اسلام، ایران و انقلاب اسلامی نزد و همچون سرو جاودان ایستاد و در تاریخ پر افتخار کشورمان ماندگار شد.

با شنیدن این سخنان حکیمانه و تکان دهنده، هر دو گروه رزمندگان حاضر در مراسم آرام گرفتند و گریه کنان سر به زیر انداختند. بعد یکی از بچه‌ها بلند شد و ضمن قدردانی و تشکر از این رهنمودها و ارشادهای ارزشمند حاجی بخشی، فریاد زد:

ای دوستان و رزمندگان اسلام! و ای فداییان مخلص نایب صاحب الزمان(علیه السلام)، حضرت امام خمینی! حالا که حق بر ما روشن شد و ما هدایت یافتیم، خواهشمندم به شکرانه این نعمت الهی و به احترام پنج تن آل عبا، پنج صلوات به روشی که من می‌گویم، بفرستید:

1. برای پیروزی رزمندگان و بسیجیان مقاوم و استکبارستیز در اقصی نقاط جهان، صلوات!

2. برای اینکه با محمّد و آل محمّد(صلی الله علیه و آله) محشور شویم، صلوات!

3. بر آقا امام حسن مجتبی و حضرت سیدالشهدا(علیهما السلام) صلوات!

4. بر همه حسنیّون و حسینیّون ولایتمدار تاریخ و شیعیان آل علی(علیهم السلام) صلوات!

5. برای سلامتی و طول عمر رهبرمان و تعجیل در فرج منجی عالم بشریت، حضرت مهدی موعود(علیه السلام) صلوات!

«اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم»

در این هنگام، حاجی بخشی رفت و از درون اتومبیل معروفش برای هر کدام از حاضران یک شیشه عطر آورد و هدیه داد و با شعارهای حماسی: حزب الله! ماشاءالله! به رزمندگان اسلام روحیه مقاومت و استکبارستیزی مضاعف بخشید، سپس چهره و پیشانی بچه‌ها را بوسید و خداحافظی کنان از میان ما رفت.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:
منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 214.




تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ١٠ مرداد ١٣٩٧ / شماره خبر : ٤٠١٨٧٨ / تعداد بازدید : 109/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج