پنج شنبه ٣٠ فروردين ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام کاظم(علیه السلام) -2

مواجهه فکری و عملی با مهدی عباسی

در دوران حدوداً یازده ساله حکومت مهدی عباسی، فقط چهار گفتگو و برخورد مستقیم میان او و امام ذکر شده است که این مسئله به عدم تمایل برقراری ارتباط توسط امام(علیه السلام) با دستگاه خلافت اشاره دارد

2. مواجهه فکری و عملی امام کاظم(علیه السلام) با مهدی عباسی

در دوران حدوداً یازده ساله حکومت مهدی عباسی، فقط چهار گفتگو و برخورد مستقیم میان او و امام ذکر شده است که این مسئله به عدم تمایل برقراری ارتباط توسط امام(علیه السلام) با دستگاه خلافت اشاره دارد. در این بخش این چهار برخورد را ذکر می‌کنیم:

الف) روزی مهدی عباسی در مدینه با امام هفتم(علیه السلام) برخورد کرد و از حضرت پیرامون تحریم شرب خمر از نظر قرآن پرسید. وی می‌خواست بداند که آیا در قرآن آیه‌ای که به تحریم شرب خمر اشاره داشته باشد، آمده است؟ امام(علیه السلام) با ارتباط میان دو آیه از قرآن، حرمت شرب خمر را در قرآن به اثبات رساند.[1] مهدی استدلال امام(علیه السلام) را پذیرفت و تحت تأثیر جواب حضرت قرار گرفت و گفت: به خدا این فتوا، فتوای هاشمی است.[2]

ب) در سال 161ق در اثر نیاز به توسعه مسجد الحرام، مردم مجاور این مسجد مقدس از فروختن منازل خود امتناع می‌ورزیدند. خلیفه متحیّر گشته و فقها را دعوت نمود و از آنان پرسید که می‌توان برای توسعه این مسجد، خانه مردم را از آنان خرید؟ جواب همه علما این بود که جایز نیست. در این زمان «علی بن یقطین» به خلیفه گفت: این مسئله را از موسی بن جعفر(علیها السلام) سؤال کن. مهدی عباسی به فرماندار مدینه نوشت که این مسئله را از ایشان بپرسد و پاسخ حضرت را به وی ارسال کند. امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: اگر کعبه در سرزمین مردم بنا شده باشد، مردم به بنای خویشتن سزاوارترند و نمی‌توان از آنان گرفت و اگر مردم به حریم کعبه وارد شده باشند و بنای خود را در حریم آن به وجود آورده باشند، پس کعبه به حریم خویشتن سزاوارتر است.[3]

هنگامی که این جواب به دست مهدی رسید، دستور داد خانه‌ها را ویران ساخته و قیمت خانه‌ها را به صاحبان آنها بپردازند.[4]

برخورد سوم و چهارم میان امام(علیه السلام) و مهدی عباسی متفاوت از آن دو برخورد است:

ج) زمانی که مهدی عباسی به خیال خود رد مظالم می‌کرد، امام کاظم(علیه السلام) به او فرمود: چرا آنچه را به ستم از ما گرفته شده است، باز نمی‌گردانی؟ خلیفه گفت: آن چیست؟ امام(علیه السلام) با توضیح ماهیت فدک و چگونگی اختصاص آن به رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، به غصب آن توسط خلیفه دوم اشاره کرد. مهدی عباسی از امام(علیه السلام) خواست حدود فدک را مشخص کند تا آن را برگرداند. امام(علیه السلام) فرمود: یک سمت آن کوه احد، سمت دیگرش عریش مصر، مرز سوم دریای احمر و مرز چهارم دومةالجندل. مهدی عباسی با پریشانی گفت: این مقدار زیاد است، درباره آن فکر می‌کنم.[5]

امام(علیه السلام) حدود فدک را بدین گونه بازگو کرد تا به مهدی عباسی بفهماند که فدک مرزی است از مجموع قلمرو حکومت اسلامی و اصحاب سقیفه که فدک را از دختر و داماد پیامبر(صلی الله علیه و آله) گرفتند، این کار آنان در حقیقت جلوه‌ای از مصادره حق حاکمیّت تمام امامان شیعه بوده است. بنابراین، اگر قرار باشد که مهدی عباسی به عنوان ردّ مظالم آن (فدک) را به امام هفتم(علیه السلام) بدهد، باید تمام قلمرو حکومت اسلامی را در اختیار آن حضرت بگذارد.

د) زمانی که شهرت امام همه جا را فراگرفته بود و طالبان علم از هر سو به سمت ایشان می‌آمدند و به کسب علم می‌پرداختند، این شهرت امام(علیه السلام) لرزه بر اندام خلیفه انداخت و تصمیم گرفت حضرت را بازداشت کند. بنابراین، به فرماندار مدینه نامه نوشت و از او خواست هرچه زودتر امام(علیه السلام) را به بغداد اعزام کند.

فرماندار مدینه مضمون نامه را به امام(علیه السلام) اطلاع داد و حضرت همان روز عازم سفر شد. به محض ورود ایشان به بغداد، مهدی عباسی دستور بازداشت حضرت را صادر و امام را زندانی کرد. آن شب خلیفه، امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را در خواب دید که او را سرزنش می‌کند و این آیه را تلاوت می‌فرماید: «فَهَلْ عَسَیتُمْ إِنْ تَوَلَّیتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکمْ»[6]؛«پس اگر رویگردان شوید، آیا جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید؟»

خلیفه از ترس بیدار شد و به دربان خود «ربیع» دستور داد که امام(علیه السلام) را از زندان بیرون آورد. هنگام آزادی امام(علیه السلام) از زندان، خلیفه از ایشان استقبال به عمل آورد و حضرت را در کنار خود نشاند و خوابش را برای ایشان تعریف کرد و گفت: آیا به من اطمینان می‌دهی که علیه من و یا یکی از فرزندانم قیام نکنی؟ امام(علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند! من چنین کاری نکرده‌ام و این کار اصولاً در شأن من نیست. خلیفه کوشید تا با دادن سه هزار دینار و تصدیق گفته‌های امام،‌ به گونه‌ای با حضرت برخورد نماید تا او راضی به مدینه بازگردد و بی‌درنگ آن حضرت را به مدینه بازگرداند.[7]

از این واقعه مشخص می‌شود که هرگاه مردم به شکل گسترده به امامان شیعه رو می‌آوردند، لرزه بر اندام خلفا می‌افتاد و می‌ترسیدند که ائمه(علیها السلام) با محبوبیتی که دارند، از مردم کمک گرفته و علیه خلفا قیام کنند. البته راستگویی امامان نیز بر خلفای عباسی پوشیده نبود. بنابراین، وقتی امام می‌فرماید که قصد قیام علیه خلیفه را ندارد، مهدی عباسی حرف ایشان را قبول می‌کند و ضمن تصدیق کلام حضرت، به خاطر اطمینانی که از صدق کلام امام دارد، به ایشان سه هزار دینار می‌پردازد.

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. آیات مورد استناد امام(علیه السلام)و استدلال حضرت به این آیات، بدین شرح است: «قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّی الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْی بِغَیرِ الْحَقِّ»اعراف/ 32. «یسْئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ»بقره/ 219. حضرت این گونه استدلال کردند که اثم در سوره اعراف حرام معرفی شده و در سوره بقره در مورد شراب و قمار به کار رفته است. بنابراین، شراب صریحاً در قرآن مجید حرام معرفی شده است.

[2]. الکافی، شیخ کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج 6، ص 406.

[3]. علما و فقها آن دوره فراموش کردند که مسجد حریم و آستانی دارد که باید رعایت گردد و کسی که در آن حریم بنایی بسازد، ارزش و قیمتی ندارد. علاوه بر اینکه زمین مکه مفتوحة عنوة است و قابل خرید و فروش نیست، مگر به تبع آثار و بناهای آن.

[4]. تاریخ یعقوبی، ابن واضح یعقوبی، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، قم، 1387ش، ج 1، ص 291.

[5]. التهذیب، شیخ طوسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج 4، ص 149.

[6]. محمد(صلی الله علیه و آله)/ 22.

[7]. کشف الغمة، إربلی، نشر بنی‌هاشمی، تبریز، 1381ش، ج2، ص 213.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 213.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢١ فروردين ١٣٩٧ / شماره خبر : ٣٩٩٠٠١ / تعداد بازدید : 31/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج