پنج شنبه ٣٠ فروردين ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


برخی مبانی بنیادین در ارتباطات تبلیغی با تأسی به سیرۀ حكومتی علوی(علیه السلام) -2

مبانی ارتباطات در حکومت علوی(علیه السلام)

همیشه انسان در پی کسب الگویی جهت این تعاملات اجتماعی و ارتباطات انسانی بوده است. این ارتباطات در هر قوم و ملّیتی بر طبق یکسری مبانی بنیادین صورت می‌پذیرد و در اسلام و جوامع اسلامی نیز سیره و منش امیرالمؤمنین(علیه السلام) به عنوان رهبر و حاکم عادل و آگاه به زمان، قابل توجه است.

مبانی ارتباطات در حکومت علوی(علیه السلام)

برخی از مبانی بنیادین ارتباطات در حکومت علوی عبارتند از:

1. توحید محوری

انسان موحّد در ارتباطات انسانی خویش با دیگران، در اندیشه جلب رضایت خدای متعال است و طبق فرامین و دستورات او عمل می‌کند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) به عنوان انسان کامل و اسوه موحّدان، با توجه به این نکته، همانگونه عمل می‌کرد که رضایت خداوند را به دنبال داشته باشد. تمامی حرکات و سکنات امام(علیه السلام) به عنوان ارتباطات غیرکلامی جهت کسب رضایت پروردگار انجام می‌پذیرفت. استفاده ایشان از خطابه، نوشتار، موعظه، مناظره و دیگر گونه‌های ارتباطاتی، نه از جهت اتّفاقی بودن؛ بلکه به حسب آنچه خدا می‌پذیرد و منفعت مخلوق در آن است، انجام می‌پذیرفت.

خود امام(علیه السلام) می‌فرماید: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ فِی لَامِعَةِ الْعُیونِ عَلَانِیتِی وَ تُقَبِّحَ فِیمَا أَبْطُنُ لَک سَرِیرَتِی مُحَافِظاً عَلَی رِئَاءِ النَّاسِ مِنْ نَفْسِی بِجَمِیعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَیهِ مِنِّی؛[1] خدایا! به تو پناه می‌برم از این که ظاهر من در برابر دیده‌ها، نیکو جلوه کند و درونم در آنچه که از تو پنهان می‌دارم، زشت باشد و بخواهم با اعمال و رفتاری که تو از آن آگاهی، توجّه مردم را به خود جلب نمایم.»

خطابه‌ها، نوشته‌ها، مواعظ و سخنان حضرت به عنوان گونه‌های ارتباطات، نه صرفاً یک شیوه ارتباطی جهت جذب مخاطب بود؛ بلکه راهی برای قرب الهی و اصلاح امور خلق نیز بوده است. امام آنچه را انجام می‌دهد که خدا می‌خواهد و از چیزی پرهیز می‌کند که خدا نهی فرموده است. این همان نگاه مُوحّدانه به ارتباطات انسانی است.

نه فقط ارتباطات حضرت که مورد بحث ماست؛ بلکه اصل سیاست و پذیرش خلافت از منظر امام(علیه السلام)، موحّدانه و جهت رضایت خدا و خدمت به خلق بود؛ چنانچه فرمود: «لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ،وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَی کظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حبل‌ها عَلَی غَارِبِهَا؛[2] اگر حضور فراوان حاضران (بیعت کنندگان) نبود، و یاران حجّت را بر من تمام نمی‌کردند، و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش می‌ساختم.»

موحّدانه فکر کردن و تسلیم محض خدا بودن در آن حضرت چنان بود که وقتی از علّت سکوت و کناره‌گیری از خلافت با او صحبت می‌کنند، می‌فرماید: «رَضِینَا عَنِ اللَّهِ قَضَاءَهُ وَ سَلَّمْنَا لِلَّهِ أَمْرَه؛[3]در برابر خواسته‌های خدا راضی، و تسلیم فرمان او هستیم.»

نکته

ارتباطات امام علی(علیه السلام) در دوران حاکمیّت، به گونه‌های مختلفی مانند: خطابه، نامه، موعظه، مناظره، حکمت و غیره بود که همگی نشانه رحمت، مودّت و عشق به مردم بوده است؛ یعنی حضرت با تمام وجود جهت هدایت خلق و اصلاح امور آنان تلاش می‌کرد. حال سؤال این است که این تلاشهای حضرت برای چه جامعه و چه انسانهایی بود؟! آیا این جامعه، استحقاق اینگونه رفتاری از امام داشت؟ بهتر است پاسخ را از خود حضرت بشنویم که می‌فرماید:

«فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیسَ لِی مُعِینٌ إِلَّا أَهْلُ بَیتِی فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ وَ أَغْضَیتُ عَلَی الْقَذَی وَ شَرِبْتُ عَلَی الشَّجَا وَ صَبَرْتُ عَلَی أَخْذِ الْکظَمِ وَ عَلَی أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَم؛[4](پس از وفات پیامبر(صلی الله علیه و آله) و بی‌وفایی یاران) به اطراف خود نگاه کرده، یاوری جز اهل‌بیت خود ندیدم، پس به مرگ آنان رضایت ندادم (که اگر مرا یاری می‌کردند، کشته می‌شدند)، پس چشم پُر از خار و خاشاک را [ناچار] فرو بستم و با گلویی که استخوان شکسته در آن بود، [جام تلخ حوادث را] نوشیدم و خشم خویش فرو خوردم و بر چیزهایی تلخ‌تر از گیاه علقم (گیاه بسیار تلخ) شکیبایی نمودم.»[5]

آیا شیوه‌های ارتباطی امام(علیه السلام) در دوران حاکمیّت، با تمام ظلمی که 25 سال حاکمیت و جامعه به حضرت روا داشت، غیر از موحّدانه اندیشیدن ایشان است؟

سخنان امام علی(علیه السلام) در مورد توحید و خداشناسی بسیار زیاد است و حجم فراوانی از فرمایشات ایشان را شامل می‌شود. برآیند خطبه‌های توحیدی امام(علیه السلام) این است که: «خداست که دارد خدایی می‌کند.»

بحث ما در سخنان توحیدی حضرت نیست؛ بلکه در سیره ارتباطی و مبانی به کار رفته در آن است که در خطبه‌ها و کلمات حضرت، مباحث خداشناسی و خطبه‌های توحیدی فراوان دیده می‌شود.[6] پیامبر(صلی الله علیه و آله) چه زیبا فرمود که: مَثَل علی در میان امّت، همانند سوره توحید است.[7] توحیدی که موحّدانه می‌اندیشد، موحدانه تصمیم می‌گیرد و موحّدانه عمل می‌کند.

تمام شیوه‌های ارتباطی حضرت و گونه‌های به کار رفته در آن، از سخنان و نوشته‌ها گرفته تا گریه‌ها، نجواها و مناجاتها و حتی چشم بر هم زدنها (که جزء ارتباطات غیرکلامی است)، نه فقط یک تکنیک ارتباطاتی بود؛ بلکه قبل از ارتباط با خلق، ارتباطی با خالق هستی و جهت رضایت او بوده است.

«علی یک هندسه را در آفرینش درک کرده است؛ هندسه‌ای توحیدی. یک نقش به اراده حق از ورای هستی، تداوم یافته تا پهنه طبیعت را می‌بیند و آن را بر مجتمع انسان نیز انطباق می‌بخشد.»[8]

2. اخلاق انسانی و اسلامی

شیوه‌های ارتباطات انسانی از مقوله‌هایی است که جهت پیوند انسانها با افکار و اندیشه‌های متفاوت به کار می‌رود. رعایت اخلاق انسانی و اسلامی، جزء جدایی‌ناپذیر ارتباطات می‌باشد؛ چون با عدم رعایت اخلاق، نه تنها ارتباطی تحقّق نمی‌گیرد؛ بلکه باعث انفصال و جدایی نیز می‌گردد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فلسفه بعثت خویش را کامل کردن مکارم اخلاق معرفی می‌کند[9]و دستور به رعایت اخلاق در ارتباطات اجتماعی می‌دهد. در احوالات ایشان نقل شده است:

اگر سه روز یکی از اصحاب خویش را نمی‌دید، از حال وی جویا می‌شد؛ اگر وی در مسافرت بود، در حقّش دعا می‌کرد، و اگر در منزل بود، به دیدارش می‌رفت و اگر مریض بود، به عیادتش می‌شتافت.[10]

ارتباطات اجتماعی حضرت علی(علیه السلام)، خصوصاً در دوران حاکمیّت به عنوان رهبر جامعه، الگو گرفته از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) بود، و بر رعایت اخلاق انسانی و اسلامی بسیار تأکید داشت و می‌فرمود: «أَنَا وَلَدٌ یضُمُّنِی إِلَی صَدْرِهِ وَ یکنُفُنِی فِی فِرَاشِهِ ... وَ لَقَدْ کنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیل أَثَرَ أُمِّهِ یرْفَعُ لِی فِی کلِّ یوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَما وَ یأْمُرُنِی بِالاقْتِدَاءِ بِهِ؛[11] [پیامبر(صلی الله علیه و آله)] مرا در اتاق خویش می‌نشاند، در حالی که کودک بودم. مرا در آغوش خود می‌گرفت و در بستر مخصوص خود می‌خواباند... من همواره با پیامبر(صلی الله علیه و آله) بودم، چونان فرزند که همواره با مادر است. حضرت هر روز نشانه تازه‌ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار می‌فرمود، و به من فرمان می‌داد که به او اقتدا کنم.»

در این رابطه از ایشان روایات بسیاری نقل شده است. برای مثال: روزی حضرت با فردی که اهل کتاب و ذمّی بود، به مسافرت رفت. در مسیر به دو راهی رسیدند. هنگام جدا شدن، امام آن شخص را چند قدم بدرقه کرد. مرد غیر مسلمان بسیار تحت تأثیر تکریم حضرت قرار گرفت و به کوفه آمد و سپس مسلمان شد.[12]

انسان‌ها به طور فطری، افراد با اخلاق را دوست دارند، و به طرف آنها گرایش پیدا می‌کنند. فضائل اخلاقی امام(علیه السلام) را باید درک کرد تا بتوان به راز جذبه ایشان پی بُرد و مبنای ارتباطاتی ایشان را فهمید. امام(علیه السلام) پس از بیعت مردم مدینه، در اولین سخنرانی خویش فرمود: «وَاللَّهِ مَا کتَمْتُ وَشْمَةً، وَلَا کذَبْتُ کذِبَةً، وَلَقَدْ نُبِّئْتُ بِهذَا الْمَقَامِ وَهذَا الْیوْم؛[13] به خدا سوگند! کلمه‌ای از حقّ را نپوشاندم، هیچ گاه دروغی نگفتم و از روز نخست به این مقام خلافت و چنین روزی خبر داده شدم.»

در خطبه‌ای دیگر در کوفه فرمود:«من حتی برای یک لحظه هم مخالف فرمان خدا و رسول او نبودم؛ بلکه با جان خود پیامبر(صلی الله علیه و آله) را یاری کردم. در جاهایی که شجاعان قدمهایشان می‌لرزید، و همگان فرار می‌کردند، آن دلیری و مردانگی را خدا به من عطا فرمود.»[14]

صداقت و راستی، محبّت و عشق ورزیدن، توجه به دیگران، رعایت حقّ و عدالت، کمک و یاری به مردم، همگی مصادیق اخلاق انسانی‌اند که اسلام نیز به آنها سفارش کرده است.

عدم مخالفت فرمان خدا و رسول که امام(علیه السلام) آن را از فضائل خویش معرفی می‌کند، یکی دیگر از مصادیق اخلاق اسلامی است. در بیان مصادیق مکارم اخلاقی امام(علیه السلام)، هیچ سخنی گویاتر و زیباتر از کلام خود حضرت نیست. ایشان می‌فرماید:«لَنْ یسْرِعَ أَحَدٌ قَبْلِی إِلَی دَعْوَةِ حَقٍّ وَ صِلَةِ رَحِمٍ وَ عَائِدَةِ کرَمٍ فَاسْمَعُوا قَوْلِی؛[15][ای مردم!] هیچ کس پیش از من در پذیرش دعوت حقّ شتاب نداشت، و چون من کسی در صله رحم و بخشش فراوان تلاش نکرد، پس به سخن من گوش فرا دهید!»

ایشان در سفارش خود به اصحاب می‌فرمود:«لَا ینَابِزُ بِالْأَلْقَابِ وَ لَا یضَارُّ بِالْجَارِ وَ لَا یشْمَتُ بِالْمَصَائِبِ وَ لَا یدْخُلُ فِی الْبَاطِلِ؛[16][پرهیزکاران] مردم را با لقبهای زشت نمی‌خوانند، همسایگان را آزار نمی‌رسانند، در مصیبت دیگران شاد نمی‌شوند و در کار ناروا دخالت نمی‌کنند و از محدوده حق خارج نمی‌شوند.»

آری، اخلاق چنین پیشوایی، شاگردان و یارانی را تحویل جامعه می‌دهد که با مبنا قرار دادن اخلاق انسانی و اسلامی، ارتباطات انسانی را می‌سازند و در پی آن، باعث هدایت جامعه می‌شوند. همچون «هاشم مِرقال» که پدرش دشمن سرسخت پیامبر(صلی الله علیه و آله) محسوب می‌شد؛ اما خودش مسلمانی پرشور و با افتخار بود و از یاران برجسته امیرالمؤمنین(علیه السلام) به حساب می‌آمد. او را مِرقال می‌گفتند؛ چون سریع و پرتحرّک بود و آرزو داشت در راه خدا و در برابر امام(علیه السلام) شربت شهادت بنوشد و سرانجام در جنگ صفین به آرزوی خویش رسید.

وقتی در صفین مشغول جنگیدن بود، جوانی از لشکر معاویه همراه با شمشیر زدن دشنام و ناسزا می‌گفت. نزدیک هاشم آمد، هاشم به او گفت: ای جوان! این سخنانی که تو می‌گویی و این جنگ که دنبال می‌کنی، روز قیامت حساب و کتابی دارد. از خدا بترس و به فکر زمانی باش که خدا از تو در باره کارت سؤال می‌کند. سخنان هاشم چنان جوان را منقلب کرد که گفت: آیا راه توبه‌ای برای من می‌یابی؟[17]

از مکتب اخلاقی امام علی(علیه السلام) چنین انسانهای بزرگی پرورش می‌یابند که گفتار و عملکردشان، باعث هدایت و سعادت دیگران می‌گردد.

3. سیره و منش پیامبر(صلی الله علیه و آله)

پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله) نمونه کامل و الگویی برتر، از جانب خدای متعال برای تمام شئون زندگی در تمام اعصار بشریت می‌باشد و خاتمیّت ایشان نه تنها در پیامبری؛ بلکه در تمامی مکارم اخلاق و ارتباطات انسانی خضرت بوده است.[18]

امام علی(علیه السلام)، عِدل و نمونه رفتار و ویژگیهای پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) است و در سیره خود از وی پیروی می‌کرد و مبنای عمل خویش قرار می‌داد.

«علی(علیه السلام) از کودکی در دامان او پرورش یافته و نخستین کسی است که به ایمان آورده و با آن که به ظاهر کودکی نابالغ بوده، دعوتش را از صمیم جان پاسخ گفته و با او نماز خوانده و برای نگهبانی جان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، همیشه و همه جا جان خود را آماده نثار کرده است، و از هر کس بیش‌تر و بهتر و دقیق‌تر و عمیق‌تر و روشن‌تر و کامل‌تر و متعالی‌تر، مکتبش را دریافته و به ژرفای آموزشهای آسمانی‌اش راه یافته است.»[19]

تمام رفتارها و شیوه‌های ارتباطی امام(علیه السلام) برگرفته از نسخه‌ای بود که پیامبر(صلی الله علیه و آله) به او آموخته بود، و او پیروی از این سیره را برای خود به عنوان یک فضیلت معرفی می‌کرد:«مَا وَجَدَ لِی کذْبَةً فِی قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَةً فِی فِعْلٍ؛[20] [پیامبر(صلی الله علیه و آله)] هرگز دروغی در گفتار من و اشتباهی در کردارم نیافت... .»

حضرت معترف است که تمام گفتار و کردارش از آموزه‌های پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) سرچشمه گرفته و هرگز از آن تخطّی نکرده است.

امام(علیه السلام) در دوران حکومت خویش، زمانی که به علّت پرداخت مساوی بیت‌المال و عدم مشورت با طلحه و زبیر مورد اعتراض آنان قرار می‌گرفت، عمل بر طبق سیره رسول الله(صلی الله علیه و آله) را یادآور می‌شد و آن را مستند به سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌نمود.[21]

حضرت در سخنان خویش نیز به پیروی از سیره پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بسیار سفارش می‌کرد و می‌فرمود: «لَقَدْ کانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ کافٍ لَک فِی الْأُسْوَة؛[22]به درستی که برای تو کافی است که [راه و رسم زندگی] پیامبر(صلی الله علیه و آله) را الگو قرار دهی.»

و می‌فرمود: «لَقَدْ کانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ مَا یَدُلُّک عَلَی مَسَاوِئِ الدُّنْیَا وَ عُیُوبِهَا؛[23]در زندگی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برای تو نشانه‌هایی است که تو را به زشتیها و عیبهای دنیا راهنمایی می‌کند.»

و نیز می‌فرماید: «فَتَأَسَّی مُتَأَسٍّ بِنَبِیِّه وَ اقْتَصَّ أَثَرَهُ وَ وَلَجَ مَوْلِجَه؛[24]پس پیروی‌کننده باید از پیامبر(صلی الله علیه و آله) پیروی کند و به دنبال او برود، و قدم بر جای قدم او بگذارد.»

به برخی از صفات و رفتارهای مؤثر در ارتباطاتِ پیامبر(صلی الله علیه و آله) که امیرالمؤمنین(علیه السلام) به الگوپذیری از آنها سفارش می‌فرمودند، اشاره می‌کنیم:

1. با خستگان مدارا می‌کرد و شکسته حالان را زیر بال می‌گرفت تا همه را به راه راست هدایت فرمود.[25]

2. راه و رسم او با اعتدال و روش زندگی او صحیح و پایدار و سخنانش روشنگر حقّ و باطل، و حکم او عادلانه است.[26]

3. دل‌های نیکوکاران شیفته او گشته، توجه دیده‌ها به سوی اوست... (خدا) با او میان دلها الفت و مهربانی ایجاد کرد.[27]

4. گفتار او روشنگر واقعیّتها و سکوت او زبانی گویا بود.[28]

5. خداوند او را دینی آشکار و نشانه‌ای پایدار و قرآنی نوشته شده و استوار و نوری درخشان و چراغی تابان و فرمانی آشکارکننده فرستاد تا شک و تردیدها را نابود سازد و با دلایل روشن استدلال کند و با آیات الهی مردم را پرهیز دهد.[29]

تبعیت از سیره پیامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان انسان کامل، در هیچ دورانی برای پویندگانِ راه حق تمام شدنی و کهنه شدنی نیست، و ارتباط گران باید برای تأثیربخشی بیش‌تر در ارتباطات خود از ایشان پیروی کنند، همانطور که امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: «اخْتَارَهُ مِنْ شَجَرَةِ الْأَنْبِیاءِ وَ مِشْکاةِ الضِّیاءِ وَ ذُؤَابَةِ الْعَلْیاءِ وَ سُرَّةِ الْبَطْحَاءِ وَ مَصَابِیحِ الظُّلْمَةِ وَ ینَابِیعِ الْحِکمَةِ طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ؛[30][خدا] پیامبر را از درخت تنومند پیامبران و سرچشمه نور هدایت و از جایگاه بلند و بی‌همانند، از سرزمین بطحاء، از چراغهای برافروخته در تاریکیها و از سرچشمه‌های حکمت برگزید. [او] طبیبی است که برای درمان بیماران، سیّار است.»

4. عدالت محوری

عدالت از دیگر مبانی به کار رفته در ارتباطات امیرالمؤمنین(علیه السلام)، خصوصاً در دوران حاکمیّت است. در ارتباطات کلامی و غیرکلامی ایشان با خانواده، کارگزاران، فرماندهان و عموم مردم، عدالت متبلور بود. «این اشتباه است که علی و عدالت را به صورت دو کلمه جدا از هم بنویسیم؛ زیرا عدالت و علی هر دو یکی هستند. این نارسایی لفظ و نوشته است که تاب گنجایش دو معنی را در یک صورت ندارد، و اگر عدالت از مفهوم ذهنی خود به عینیّت گراید و جان گیرد و تجسّم یابد، علی می‌شود.»[31]

«عدالت و علی چنان به هم در آمیخته‌اند که‌تری با آب، نور با روشنایی، حرارت با آتش، حیات با حرکت، عشق با جذبه، تفکر با اندیشه، عرفان با شناخت، علم با آگاهی، هستی با آفرینش... و این عدالت تا اندازه‌ای دقیق و عمیق است که می‌فرماید: اگر آسمانهای هفتگانه و آنچه را که در مدار آنهاست، به من بخشند تا پوست جویی را از دهان مورچه‌ای بازستانم و خدا را در این‌باره نافرمانی کنم، چنین نخواهم کرد.»[32]

حضرت در تفسیر آیه ]إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ[[33]عدل را به انصاف معنا می‌کند[34] و مفسّرین نیز عدل در اینجا را عدالت اجتماعی می‌دانند.[35]

عدالت همان میانه‌روی و اقامه مساوات میان امور است، به اینکه به هر امری، آنچه سزاوار است بدهی تا تمام امور مساوی شود، و هر یک در جای واقعی خود که مستحق آن است، قرار گیرد.[36]

امام(علیه السلام) در ارتباطات خویش با افراد مختلف جامعه - اعم از دوست و دشمن - به گونه‌ای عمل می‌کرد که عدالت در آن موج می‌زد. در ارتباطات با دشمنان و فتنه‌انگیزان به گونه‌ای رفتار می‌کرد و با کسانی که دچار انحراف و اشتباه در شناخت حقّ شده بودند، به گونه‌ای دیگر؛ یعنی هر برخورد و ارتباطی به حسب آنچه مقتضی و سزاوار آن بود.

امام(علیه السلام) در سخنانش نیز به عدالت سفارش می‌کند، حتی در مورد دشمن، می‌فرماید: «لَا یحِیفُ عَلَی مَنْ یبْغِضُ؛[37] به آنکه دشمن است، ستم نمی‌کند!» ظلم و ستم نقطه مقابل عدالت است و حتی به دشمن نیز نباید ظلم روا داشت و باید با عدالت برخورد کرد.

عمق عدالت امام علی(علیه السلام) را از سخنانش باید جُست که در روز دوم حکومت خویش فرمود: «وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِک بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ؛ فَإنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَیهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیهِ أَضْیق؛[38] به خدا سوگند! بیت المال [تاراج شده] را هر کجا که بیابم، به صاحبان اصلی آن باز می‌گردانم، گرچه با آن ازدواج کرده، یا کنیزانی خریده باشند؛ زیرا در عدالت برای عموم گشایش است، و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمّل ستم برای او سخت‌تر است.»

توجه به عدالت در سیره ارتباطی امام علی(علیه السلام) آنقدر حساس و ارزشمند است که در منشور حکومت‌داری خود به زمامدارش می‌نویسد:

1. مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش!

2. با خدا و مردم و با خویشاوندان نزدیک و با افرادی از رعیّت خود که آنان را دوست داری، انصاف را رعایت کن که اگر چنین نکنی، ستم روا داشته‌ای؛

3. هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشند؛ زیرا نیکوکاران در نیکوکاری بی‌رغبت و بدکاران در بدکاری تشویق می‌گردند؛

4. سپس خدا را، خدا را، در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه که هیچ چاره‌ای ندارند...؛ زیرا این گروه در میان رعیّت بیش‌تر از دیگران به عدالت نیازمندند؛

5. از یتیمان خردسال و پیران سالخورده که راه چاره‌ای ندارند، و دست نیاز بر نمی‌دارند، پیوسته دلجویی کن!

6. در مجلس عمومی با آنان بنشین و در برابر خدایی که تو را آفریده است، فروتن باش!

7. اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید، یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد خویش وفادار باش!

اوج این سفارشات در این جملات است که حتی در ارتباطات غیرکلامی نیز به عدالت دستور می‌دهد: «فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَک وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَک وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَک وَ آسِ بَیْنَهُمْ فِی اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَة؛[39] با مردم فروتن، نرمخو، مهربان، گشاده‌رو و خندان باش! در نگاه، نیم‌نگاه و خیره شدنت به مردم، به تساوی رفتار کن!»

عمل به این سفارشات در سیره حضرت فراوان یافت می‌شود. نمونه بارز آن، برخورد و شیوه ارتباط با برادرش عقیل(علیه السلام) بود که نمونه کامل عدالت محوری امام(علیه السلام) است. از منظر حضرت عدالت اجتماعی منجر به اصلاح جامعه و امور مردم می‌شود، و این عدالت و برقراری اصلاح در جامعه واقع نمی‌شود، جز با اجرای قوانین الهی و رعایت سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله).

«در نظر علی[(علیه السلام)]چنین قانونی باید از روح عدالت کلّی وجود برخیزد. بدین جهت امام با نهایت پافشاری می‌کوشد که دیدگاهش را از قوانین طبیعی بالاتر برد و در وَراءِ قوانین مادی جهان، قانونی والاتر را دریابد و به اجرا گذارد. قانونی که نامش مهرورزی انسانی است.»[40]

نتیجه‌گیری

با توجه به اینکه ارتباطات با تمامی جنبه‌های زندگی انسان در هم آمیخته است، هر فردی برای رفع نیازهای خود مجبور است با دیگر افراد جامعه تعامل و همبستگی داشته باشد، و این جز با ارتباطاتی مؤثر امکان‌پذیر نیست. همیشه انسان در پی کسب الگویی جهت این تعاملات اجتماعی و ارتباطات انسانی بوده است. این ارتباطات در هر قوم و ملّیتی بر طبق یکسری مبانی بنیادین صورت می‌پذیرد و در اسلام و جوامع اسلامی نیز سیره و منش امیرالمؤمنین(علیه السلام) به عنوان رهبر و حاکم عادل و آگاه به زمان، قابل توجه است.

امام علی(علیه السلام) در دوران حکومت کوتاه چندساله خویش، با مشکلات و چالشهای فراوانی روبرو بود. مشکلاتی که می‌توانست جامعه را به زانو درآورد. جریانات بیعت و پس از آن بی‌مهری و سهم خواهی و در نهایت بیعت‌شکنی و به راه انداختن جنگ جمل در اولین سال حکومت و در سال دوم، به راه افتادن جریانات فتنه و جنگ صفین که بیش از هفتاد هزار نفر که جمعی از آنها صحابی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بودند، کشته شدند و در سال بعد (38 هجری) رهاورد شوم قرآن بر سر نیزه کردن و حکمیّت، جنگی شد که در نهروان چهارهزار نفر کشته برجای گذاشت و نیرو و توان اسلام در آن تحلیل رفت و پس از آن دیگر امام نتوانست آنها را زیر یک پرچم واحد جمع  و ریشه فتنه‌های چندساله را قطع کند.[41]

اما در این دوران کوتاه و پرتلاطم، ارتباطات حضرت با انواع گروه‌ها، افراد و احزاب برقرار بود و می‌توان گفت که این ارتباطات هرگز قطع نشد. انواع مختلف ارتباطات میان فردی و جمعی با افراد مختلف، چنانکه می‌تواند برای همیشه تاریخ سرمشق حاکمان و مسئولین حکومتی باشد؛ زیرا حضرت از مبانی بنیادینی در ارتباطات خویش استمداد می‌جست که هرگز کهنه شدنی نیستند؛ توحید، عدالت، اخلاق انسانی و اسلامی، سیره وحیانی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و... .

امید است که مسئولان و آحاد ملت نیز از این مبانی در ارتباطات و رفتارهای اجتماعی خود بهره برند تا به جامعه علوی(علیه السلام) نزدیک‌تر شویم.

 

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. نهج البلاغه، سید رضی، تصحیح صبحی صالح، نشر هجرت، قم، 1414ق، ص 359، حکمت 276.

[2]. شرح نهج البلاغه، میثم بن علی بن میثم بحرانی، ترجمه قربانعلی محمّدی و علی اصغر نوایی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، 1375ش، ج 1، ص532.

[3]. نهج البلاغه، خطبه 37.

[4]. همان. ص 68.

[5]. نهج البلاغه، خطبه 26، ص 73.

[6]. ر.ک: تحف العقول، ابن شعبه حرّانی، ترجمه: احمد جنتی، امیرکبیر، تهران، 1382ش، ص 101 ؛ خطبه‌های 1، 2، 45، 185، 72، 83، 182، 171، 65، 90 نهج‌البلاغه.

[7]. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای علی! مثل تو در میان امّت من مثل سوره توحید است؛ هرکه تو را از دل دوست داشته باشد، همانند کسی است که یک سوّم قرآن را خوانده، و هر که تو را از دل دوست داشته و با زبانش یاری کند، گویی دوسوم قرآن را خوانده و هرکه تو را از دل دوست داشته و با زبانش یاری کرده و با دست به تو کمک کند، گویی تمام قرآن را خوانده است.»  الخصال، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، ترجمه یعقوب جعفری، نسیم کوثر، قم، 1382ش، ج 2، ص 391.

[8]. یادنامه کنگره هزاره نهج البلاغه، ص 206.

[9]. سنن النبی(صلی الله علیه و آله)، سید محمدحسین طباطبایی، ترجمه حسین استاد ولی، پیام آزادی، تهران، چاپ سوّم، 1381ش، ج 1، ص 19.

[10]. همان، ص 51.

[11]. نهج البلاغه، خطبه192؛ شرح نهج البلاغه، ابن‌میثم، ص399.

[12]. سلوک علوی، سید حسین اسحاقی، بوستان کتاب، قم، بی‌تا، ص 78.

[13]. نهج البلاغه، خطبه16؛ شرح نهج البلاغه، ابن‌میثم، ص59.

[14]. همان، خطبه 197؛ همان، ص 413.

[15]. همان، خطبه 139؛ همان، ص 259.

[16]. همان، خطبه 193؛ همان، ص 407.

[17]. پیام امام، ناصر مکارم شیرازی وهمکاران، دارالکتب الاسلامیّه، تهران، چاپ چهارم، 1386ش، ج 3، ص 130.

[18]. (حفظه الله)و لکمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ<؛ «مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سرمشق نیکویی است.» احزاب/ 21.

[19]. شگفتی‌های نهج البلاغه، جورج جرداق، ترجمه فخرالدین حجازی، بعثت، تهران، بی تا، مقدمه مترجم، ص 25.

[20]. نهج‌البلاغه، خطبه192؛ شرح نهج‌البلاغه، ابن‌میثم، ج 4، ص399.

[21]. شگفتی‌های نهج البلاغه، ص 275.

[22]. نهج البلاغه، خطبه160؛ شرح نهج البلاغه، ابن‌میثم، ص301.

[23]. همان.

[24]. همان.

[25]. نهج‌البلاغه، خطبه104؛ شرح‌نهج‌البلاغه، ابن‌میثم، ص193.

[26]. همان، خطبه 94؛ همان، ص 177.

[27]. همان، خطبه 96؛ همان، ص 179.

[28]. همان.

[29]. همان، خطبه 2؛ همان، ص 43.

[30]. نهج البلاغه،خطبه108؛ شرح‌نهج‌البلاغه، ابن میثم، ص201.

[31]. شگفتی‌های نهج البلاغه، ص 88.

[32]. همان، ص 95؛ نهج البلاغه، خطبه 224؛ شرح نهج البلاغه، ابن میثم، ص 461.

[33]. نحل/ 90.

[34]. نهج البلاغه، حکمت 231.

[35]. تفسیر المیزان، سید محمدحسین طباطبایی، ترجمه سید محمّد باقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1374ش، ج 12، ص 477.

[36]. همان، ص 478.

[37]. نهج البلاغه، خطبه 193؛ شرح نهج البلاغه، ابن میثم، ص407.

[38]. همان، خطبه 15؛ همان، ص 59.

[39]. برگرفته از نامه‌های 53 و 27 نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتی، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین(علیه السلام)%، قم، بی تا، صص 509 - 565.

[40]. شگفتی‌های نهج البلاغه، ص 214.

[41]. جهت اطلاع بیش‌تر ر.ک: اسناد و مدارکی که در کتاب تاریخ خلفا، نوشته رسول جعفریان آمده است.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 213.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ١٦ فروردين ١٣٩٧ / شماره خبر : ٣٩٨٩٣٣ / تعداد بازدید : 74/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج