پنج شنبه ٠٢ آذر ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


حاج شیخ محمد شریف رازی «مورخ حوزه‌های علمیه» -1

بارقۀ درخشان الهی

شیخ محمد شریف در کودکی به فراگیری قرآن روی آورد و در کنار پدر به کسب علم دین پرداخت و دوست داشت تداوم دهندۀ راه پدر و اجدادش باشد؛ اما با رحلت پدر و رنج یتیمی، ناچار شد مشکلات و فشارهای زیادی را پشت سر بگذارد.

حاج شیخ محمد شریف رازی «مورخ حوزه‌های علمیه»

محمدتقی ادهم‌نژاد

تولد و معرفی پدر

مورّخ و نویسنده توانا، حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد شریف رازی، از چهره‌های نام آشنای حوزه و از مبلّغان و نویسندگان فعال و پرکار بود که بیش از نیم قرن از عمر گرانقدر خود را صرف تبلیغ دین و بزرگداشت نام، آثار و خدمات بزرگان دینی و عالمان شیعی نمود.

ایشان در رمضان 1340ق برابر با 1300ش در شهرری به دنیا آمد. پدرش «ملا علی‏جان» از منبری‌ها و گویندگان خوشنام ری و از خادمین با اخلاص حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام)بود که در تقوا، اخلاص و پارسایی میان مردم ری و حومه محبوبیت خاصی داشت.

شریف رازی در معرفی پدرش چنین می‌نویسد: «جناب ثقۀالذاکرین، مرحوم ملاعلی‏جان، فرزند مرحوم ملاحسین کاشانی بود که بیش‏تر عمر خویش را در کاشان و در رشته بافندگی گذرانده و در ضمن انجام کار، منبر هم می‌رفت و آیات و روایات و ذکر مصائب و مسائل شرعی را برای مردم می‌گفت. ایشان بر اثر کسالت و بیماری چشم و در پی آن عمل جراحی در تهران، نعمت بینایی را از دست می‌دهد و آنگاه از وطن خویش هجرت نموده، در شهرری رحل اقامت می‌افکند. پس از هجرت به این شهر و شروع زندگی جدید، با شرایط جدید و از دست دادن نعمت بینایی، دیگر تمام وقت خدمت در آستان مقدس عبدالعظیم حسنی(علیه السلام)را برمی‌گزیند و در حرمین شریفین شهرری؛ یعنی حضرت عبدالعظیم حسنی و امامزاده حمزة بن موسی الکاظم(علیهما السلام) به انجام وظیفه اشتغال می‌ورزد. وی در حدود 25 سال در این شهر با صداقت، درستی و صفا زندگی می‌کند و تا آخر عمر در خانه استیجاری روزگار را می‌گذراند. پارسایی و صفای ایشان به‌گونه‌ای بود که یکی از علاقمندان تهرانی ایشان منزل وسیعی داشت که پانصد متر بود و می‌خواست آن را به صورت ارزان و آسان به ایشان بفروشد؛ اما حاضر نشد همین منزل را نیز با آن شرایط سهل و قیمت مناسب خریداری کند و خانوادۀ خویش را در آن سکونت و از خانه به دوشی نجات دهد. بر اساس همین صفا و پارسایی، قناعت و امانت بود که در بیش‏تر منازل و محافل دینی شهرری دعوت می‌شد و همه جا به ذکر فضائل و مناقب و مصایب خاندان عصمت و رسالت، به ویژه امام حسین(علیه السلام)می‌پرداخت و مردم به او احترام خاصی می‌گذاشتند.»[1]

خاطره‌‏ای از ارتحال پدر

محمد شریف رازی پیرامون ارتحال پدر می‌گوید: شب اول جمادی الأولی 1353ق بود که پدرم در آن شب اظهار کسالت نمود و به دستور وی چند نفر از منبری‌های مورد اعتماد شهرری را دعوت کردیم. هنگامی که آنان آمدند، پدرم مجالس هفتگی و ماهانه خود را به آنان واگذار کرد و ضمن خداحافظی و طلب رضایت، از آنان خواست تا او را از دعای خیر فراموش نکنند و خاطرنشان ساخت که آخر عمر اوست. خبر بیماری او به گوش مردم رسید و مردم دسته دسته به عیادت او شتافتند. او با همه عیادت کنندگان خداحافظی می‌کرد و می‌فرمود که با این بیماری از دنیا می‌رود. حدود ده روز به همان صورت گذشت. روز یازدهم بود که حالش بهتر می‌نمود. برخاست و وضو گرفت و فرمود که بسترش را از ایوان به اتاق انتقال دهم. من به کمک مادرم بسترش را به اتاق بردیم. طولی نکشید که برخاست و نشست و از مادرم خواست پردۀ اتاق را کنار بزند و از اتاق بیرون برود. آنگاه برخاست و ایستاد و چنان که گویی کسی به او سلام کرده باشد، پاسخ گفت و پرسید: آقا! تشریف آوردید؟! بفرمایید! و آنگاه در بستر خویش رو به قبله خوابید و شهادتین خواند و روشن بود که با تماشای جمال نورافشان مولای خویش دیده از جهان فرو بست. ساعتی بعد مردم شهرری از رحلت ایشان آگاه شدند و از شدت علاقه به او، با اینکه هوا بسیار گرم و روز تعطیلی بود، همگی گرد آمدند و او را پس از تشییع و احترام در جوار امامزاده عبدالله به خاک سپردند.[2]

بارقۀ درخشان الهی

شیخ محمد شریف در کودکی به فراگیری قرآن روی آورد و در کنار پدر به کسب علم دین پرداخت و دوست داشت تداوم دهندۀ راه پدر و اجدادش باشد؛ اما با رحلت پدر و رنج یتیمی، ناچار شد مشکلات و فشارهای زیادی را پشت سر بگذارد. وی با وجود علاقه به دانش و عطش سوزان به علم اندوزی، بر اثر فشارهای گوناگون اقتصادی و نداشتن سرپرست و مربی، شرایط و امکانات تحصیل و کسب دانش برایش فراهم نشد و چاره‌ای نداشت جز اینکه در کنار تحصیل علم برای تأمین معاش خود و خانواده‏‌اش به کار نیز بپردازد، تا اینکه توفیق الهی شامل حالش شد و دست تقدیر الهی او را با عالم پارسا، آیت الله حاج شیخ محمدتقی بافقی یزدی[3] که توسط رضاخان در شهرری به صورت تبعید زندگی می‌کرد، آشنا ساخت. شیخ محمد با ارشاد و هدایت این عالم خودساخته، دست از کسب و کار کشید و راهی حوزه علمیه قم شد و دست عنایت الهی او را به سربازی حضرت ولیّ عصر(علیه السلام)مفتخر ساخت[4] که توفیقات زیادی نصیب وی گردید.

وی درباره چگونگی هجرت و ورودش به قم می‏نویسد: «فراموش نکرده‌ام که درست روز چهارشنبه 20 جمادی الثانیه سال 1357ق سالروز ولادت پربرکت دخت گرانمایه پیامبر(صلی الله علیه و آله) حضرت فاطمه(علیها السلام)بود که با ارشاد و توصیه و همراهی عالم مجاهد و دانشور پرواپیشه، آیت الله حاج شیخ محمدتقی بافقی یزدی دست از کسب و کار برداشته و آب و هوای دلنشین و خنک و ییلاقی شاه‌ آباد شمال تهران و خانه و کاشانه آن سامان را با هوای گرم و طاقت‌‏فرسای قم و حجره‌های نمناک مدرسه علمیه مبادله نمودم. راستی که ]وَ مَا تَوفِیقِی اِلَّا بِاللَّهِ[[5]

تحصیل علوم دینی

شیخ محمد در 17 سالگی به سال 1357ق/ 1317ش و در اوج حکومت ضد دینی رضاخان، جهت فراگیری علوم الهی وارد حوزۀ علمیه قم شد که تحت زعامت مراجع ثلاث (آیات عظام سید محمدتقی خوانساری،[6] سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای،[7] و سید صدر الدین صدر[8]) اداره می‌شد، گردید. فشارها و اذیت‌های حکومت رضاخان علیه اسلام و روحانیت نتوانست در اراده پولادین و عشق و علاقه این طلبۀ نوجوان خللی وارد سازد.

برخی اساتید وی در سه مقطع مقدمات، سطح و خارج فقه و اصول که همگی از فرزانگان علم و اخلاق بودند عبارتند از میرزا محمدعلی ادیب تهرانی (متوفای 1367ق)؛ میرزا محمد مجاهدی تبریزی (متوفای 1379ق)؛ امام خمینی (متوفای 1409ق)؛ سید شهاب الدین مرعشی نجفی (متوفای 1411ق)؛ سیدمحمدرضا گلپایگانی (متوفای 1414ق)؛ سیدحسین طباطبایی بروجردی (متوفای 1380ق) سید محمدتقی خوانساری (متوفای 1371ق)؛ میر سید علی یثربی کاشانی (متوفای 1378ق)؛ سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای (متوفای 1372ق)؛ سیدصدرالدین صدر (متوفای 1373ق).[9]

همچنین محمد شریف جهت عمق‌‏بخشی به معلومات و بهره‌بردن از فضای علمی و معنوی خود راهی نجف اشرف شد و یک سال از محضر علمی فرزانگان نامدار آن حوزه کهن‌سال بهره گرفت و نیز به مدت یک سال در جوار حرم مطهر رضوی(علیه السلام) رحل اقامت افکند و از خرمن دانش دانشمند گرانمایه، آیت الله میرزا مهدی اصفهانی خوشه‏‌چینی نمود و مجدداً به حوزه علمیه قم مراجعت فرمود و مشغول تدریس، تألیف و خدمات دینی، علمی و فرهنگی شد.[10]

____________________________________________________
پی نوشت ها:

[1]. کرامات صالحین، محمد شریف رازی، نشر حاذق، قم، 1375ش، ص‏8 (با کمی ویرایش).

[2]. همان، ص‏11.

[3]. شرح حال این عالم مجاهد در کتابی با نام «التقوی و ما ادریک ما التقوی» توسط مرحوم محمد شریف رازی تدوین شده است.

[4]. کرامات صالحین، ص‏240.

[5]. همان، ص‏12.

[6]. آثار الحجة، محمد شریف رازی، نشر دارالکتاب،‌ قم، 1332ش، صص 142 ـ 159.

[7]. همان، ج‏1، صص 92 ـ 104.

[8]. همان، ج‏1، صص 201 ـ 211.

[9]. شرح حال اساتید نامدار فوق در مجموعه‌‏های: گلشن ابرار، ستارگان حرم، گنجینه دانشمندان،‌ آئینه دانشوران و تربت پاکان قم آمده است.

[10]. ستارگان حرم، گروهی از نویسندگان، فرهنگ کوثر، قم، ج‏26 ـ ‌27، صص 367 ـ 366.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 207.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ١١ آبان ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٩٤٩٥٨ / تعداد بازدید : 231/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج