شنبه ٠١ مهر ١٣٩٦
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 


قدس شريف، محور وحدت و رمز اقتدار -2

غصب يك كشور و آوارگي يك ملّت

با توطئه جديدي كه اين سازمان بين‏المللي به اجرا درآورد 55% اراضي فلسطين به يهوديان تعلق گرفت، در حالي كه آنان تنها 6% مساحت اين كشور را در اختيار داشتند. در رجب همين سال به محض آنكه دولت انگليس به قيموميّت خود در فلسطين پايان داد، «بن گوريون» رئيس آژانس يهودي ها موجوديت دولت اسرائل را رسماً اعلام كرد و آمريكا و شوروي سابق آن را به رسميت شناختند.

غصب یک کشور و آوارگی یک ملّت

یکی از افرادی که پایه‌های توطئه علیه جهان اسلام را ریخت و زخم خون‌چکان فلسطین را به وجود آورد،‌ صهیونیست جنایت‌کاری به نام «تئودور هرتزل» است. او در کتاب «دولت یهود» نوشت: «مسئله قوم یهود جز از طریق تبدیل شدن به یک موضوع سیاسی جهانی که باید به دست ابرقدرت‌ها حل شود، از طریق دیگری درست نمی‌شودوی افزود: «ما قادریم دولتی برپا کنیم که قدرتمند باشد.» هرتزل در گام بعدی موفق گردید اولین کنگره صهیونیستی را با شرکت 204 نماینده در 1314 ق در شهر بال سوئیس برگزار کند و از این رهگذر سازمان جهانی صهیونیسم را تشکیل دهد. این کنگره هدف جنبش نژادی و استعماری صهیونیسم را این‌گونه مشخص کرد: «تأسیس میهنی برای یهودیان در سرزمین فلسطینهرتزل موفق گردید با «جزوف چمبرلنْ» از بزرگ‌ترین سیاستمداران انگلیسی که حامی آشکار صهیونیسم بود، ملاقات کند. بعد از به هلاکت رسیدن هرتزل، این توطئه شوم را «ازرواترمن یهودی» پی گرفت. سرانجام منافع بریتانیای استعمارگر و نقشه صهیونیست‌ها به یکدیگر نزدیک گردید و این دو برای عملی ساختن نقشه‌ای خطرناک با هم متحد گردیدند. در بهار 1335 ق سیاستمداران انگلیسی و صهیونیست‌ها بر روی اعلامیه «لرد بالفور» انگلیسی که خطاب به «لرد روچیلد» یهودی ثروتمند انگلیسی، منتشر گردید، اتفاق کردند. در این اعلامیه آمده بود: «حکومت انگلستان با نظر مساعد به تأسیس وطنی برای یهودیان در فلسطین می‌نگرد و نهایت تلاش خود را برای تحقق این آرمان به کار می‌برد

دولت بریتانیا برایجلب حمایت یهودیان یک نفر صهیونیست را به عنوان کمیسر عالی فلسطین منصوب کرد. وی و اولین رئیس حکومت سرپرستی فلسطین که یک نفر صهیونیست بود، برای برهم زدن ترکیب جمعیت این سرزمین و یهودی کردن آن نقشه‌هایی را به اجرا گذاشتند و با توطئه انگلستان که فلسطین را تحت قیمومیت خود داشت، زمینه‌های مهاجرت یهودیان به این قلمرو را فراهم کردند.[1]

علامه عبدالحسین شرف‌الدین دانشمند جهان تشیع این نیرنگ را تشخیص داد و با آن به مخالفت برخاست،[2] آیت الله محمد حسین کاشف الغطاءنیز در فتوایی به دفاع از فلسطین پرداخت و خاطرنشان ساخت: «رژیمی که فلسطین را اشغال کرده است، از اوّلین روزی که به این غصب غیرعادلانه و نامشروع دست زده، گویی با خود پیمان بسته است که نه برای عدالت ارزشی قائل باشد و نه مفهومی را برای حق بپذیرد[3]

در منطقه فلسطین علیه این اشغالگری غاصبانه قیام‌هایی صورت گرفت، چنان که در سال 1353 ق «عزالدین قسّام» مبارزات مخفیانه خود را بر ضد این توطئه آغاز کرد؛‌ اما وی سال بعد به شهادت رسید، قیام «عبدالقادر حسین» در 1356 ق نیز درخور توجه بود که با شهادت وی و یارانش خاتمه یافت. تظاهرات گسترده و اعتصابات عمومی نیز سراسر فلسطین را فرا گرفت، انگلستان که دیگر ادامه این حرکت‌ها و اعتراض‌ها را به نفع خود نمی‌دید به حیله دیگری روی آورد و ماجرای فلسطین را به جامعه ملل ارجاع داد،‌ سازمان ملل در محرم 1367 ق رأی به تقسیم این سرزمین داد.

با توطئه جدیدی که این سازمان بین‌المللی به اجرا درآورد 55% اراضی فلسطین به یهودیان تعلق گرفت، در حالی که آنان تنها 6% مساحت این کشور را در اختیار داشتند. در رجب همین سال به محض آنکه دولت انگلیس به قیمومیّت خود در فلسطین پایان داد، «بن گوریون» رئیس آژانس یهودی‌ها موجودیت دولت اسرائیل را رسماً اعلام کرد و آمریکا و شوروی سابق آن را به رسمیت شناختند.[4]

به تدریج دولت غاصب صهیونیستی اراضی بیش‌تری را به تصرّف درآورد و مسلمانان ساکن در فلسطین را به اجبار وادار به تخلیه اراضی کرد، در این میان صهیونیست‌ها، حامی نیرومندی چون آمریکا به دست آورده بودند و این کشورِ سلطه‌گر،ضمن اینکه رژیم اشغالگر قدس را در غصب، جنایت و تجاوز یاری می‌کند، ارتجاع عرب و برخی مزدوران خاورمیانه را با خود همگام می‌سازد،‌ در نبرد سال 1386 ق / 1967 م که در مدت شش روز صهیونیست‌ها موفق شدند تمام شبه جزیره سینا (در مصر)، کرانه غربی رود اردن (از کشور اردن) و ارتفاعات جولان (از سوریه)‌ را به تصرف درآورند، این آمریکا بود که از دولت متجاوز اسرائیل در مجامع جهانی دفاع کرد و ناوگان ششم خود را که در مدیترانه مستقر نموده بود، برای کمک به غاصبان قدس مهیا ساخت، چنان‌که یورش وحشیانه اسرائیل به لبنان در ذی‌قعده 1401ق با موافقت و حمایت آمریکایی‌ها صورت گرفت. هرگاه در شورای امنیت ـ حداقل به صورت ظاهر ـ قطع‌نامه‌هایی در محکوم کردن اعمال غیرقانونی و ضد انسانی اسرائیل صادر می‌گردید، آمریکا آنها را با استفاده از حق وتو، بی‌اثر می‌ساخت.[5] به همین دلیل آیت الله کاشف الغطاء در محرم 1373 ق در نامه‌ای خطاب به نخست‌وزیر پاکستان نوشت: «استعمارگران، فلسطین عزیز را غصب کرده و به یهود اعطا کرده‌اند و به‌طور مداوم به آنان کمک می‌کنند و تجاوزات دشمن را تقویت می‌کنند. بنابراین، روا نمی‌باشد که با دولت آمریکا هم‌پیمان گردید[6] امام خمینی(ره) نیز بارها فرموده‌اند: «آمریکا حامی اسرائیل است. آمریکاست که از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانی می‌کند... به اسرائیل قدرت می‌دهد که اعراب مسلم را آواره کند[7] و در بیانات دیگری تصریح نموده‌اند: «مجال دادن به دولت پوشالی اسرائیل برای غصب حقوق مسلمین و سلب آزادی و معامله قرون وسطایی نمودن، جنایاتی است که در پرونده رؤسای جمهور آمریکا ثبت می‌شود[8] مقام معظم رهبری(حفظه الله)  نیز فرموده‌اند: «هر جوان فلسطینی که به خاک و خون کشیده می‌شود و هر خانواده فلسطینی که بی‌سرپرست و متلاشی می‌شود، دولت آمریکا به طور مستقیم در این جرم شریک است.»[9]

از دیدگاه مقام معظم رهبری(حفظه الله) ‌ اسرائیل قائم‌مقام حضور استکبار در منطقه است: «دنیای استکباری به سرزمین فلسطین به عنوان قلب جغرافیایی جهان اسلام احتیاج دارد تا اسلام را بکوبد، ملت‌های اسلامی را زیر فشار قرار بدهد و از حرکت اسلامی مانع شود. دولت اسرائیل در این منطقه، قائم مقام حضور استکباری است تا منافع استکبار را تأمین کند[10]


  پی نوشت :

[1]. درباره فلسطین، ماکسیم رونسون، ترجمه منوچهر هزارخانی، توس، تهران، 1348، ص 78.

[2]. شرف‌الدین، محمد رضا حکیمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1361، ص 227 ـ 228.

[3]. روزنامه جمهوری اسلامی، ویژه‌نامه قدس، 8/5/1360.

[4]. ارتباط خطرناک، اندروولسی کالبورون، ترجمه محسن شرفی، اطلاعات، تهران، 1367، ص 39 ـ 40.

[5]. فلسطین و حقوق بین الملل، هنری کتان، ترجمه غلامرضا فدایی عراقی، امیر کبیر، تهران، 1368، ص160.

[6]. نامه‌ای از امام کاشف الغطاء، ترجمه جلال‌الدین فارسی، کانون انتشارات چیستی، تهران، بی تا، ص 89 ـ 90.

[7]. ولایت فقیه، سید روح الله موسوی (امام خمینی(ره))، انتشارات آزادی، قم، 1359، ص 6.

[8]. صحیفه نور، سید روح الله موسوی (امام خمینی(ره))، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1362، ج 2، ص 22.

[9]. مجله مجلس و پژوهش، سال دوم، ش 12، آبان و آذر 1373، ص 7.

[10]. حدیث ولایت (مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری)، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1377، ج 8، ص 154 ـ 155.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 179.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٣١ خرداد ١٣٩٦ / شماره خبر : ٣٨٠٢٢٨ / تعداد بازدید : 1083/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج