شنبه ٢٨ مهر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


انقلاب ارزش‏ها در پرتو ظهور اسلام

نمونه هايي از تحول ارزش ها

هر انقلابی معمولا دگرگونی هايی در ارزش های اجتماعی به وجود می آورد; ارزش هايی را از بين می برد و ارزش های جديدی را پديد می آورد...

هر انقلابی معمولا دگرگونی هايی در ارزش های اجتماعی به وجود می آورد; ارزش هايی را از بين می برد و ارزش های جديدی را پديد می آورد.
دوام هر انقلابی نيز تا حدود زيادی بستگی به عمق و دوام ارزش های جديد دارد.هر قدر اين ارزش ها ريشه دارتر و اصيل تر باشد، به همان نسبت، انقلاب پايدارتر خواهد بود.
ظهور اسلام كه بزرگ ترين انقلاب در تاريخ بشر بود، همراه با بزرگ ترين انقلاب در ارزش های اخلاقی و اجتماعی بود.
اين، يك تصور عاميانه است كه فكر انقلاب ارزش ها در پرتو ظهور اسلام (به مناسبت ميلاد حضرت رسول اكرم صلی الله عليه و آله) مهدی پيشوايی كنيم، تنها كاری كه اسلام كرد، اين بود كه مردم جزيرة العرب بت پرست بودند و اسلام آن ها را به خداپرستی دعوت كرد و آن ها پذيرفتند، بلكه بايد توجه داشت كه پيش از ظهور اسلام «نظام شرك » در آن منطقه، حاكم بود و اين نظام، يك سلسله ارزش ها را رواج داده; يعني، يك نظام ارزشی مبتنی بر شرك و گمراهی پديد آورده بود.
اسلام كه «نظام توحيدي » را به ارمغان آورد، با تعاليم خود «نظام ارزشي » خاص و جديدی آورد و با اين نظام ارزشي، ارزش های زمان جاهليت را دگرگون ساخت و در واقع يك «انقلاب اسلام كه «نظام توحيدي » را به ارمغان آورد، با تعاليم خود «نظام ارزشي » خاص و جديدی آورد و با اين نظام ارزشي، ارزش های زمان جاهليت را دگرگون ساخت و در واقع يك «انقلاب فرهنگي » را بنيان نهاد فرهنگي » را بنيان نهاد; مثلا پيش از ظهوراسلام، مال، ثروت، نژاد و نسب، فرزند، رنگ پوست، رياست قبيله و مرد بودن ارزش بود و زن بودن ضد ارزش.
اسلام همه ی اين ارزش های جاهلی را از بين برد و ارزش های توحيدی را جايگزين آن ها كرد.

دو نمونه بارز از تحول ارزش ها
مطالعه و بررسی قرآن مجيد و تاريخ اسلام نشان می دهد كه مشركان مكه به بهانه های مختلف، به مخالفت با دعوت پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله برخاستند. بعضی از اين بهانه ها و «نق زدن » ها مربوط به پايبندی آن ها به ارزش های جاهلی و الغای اين ارزش ها توسط پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله است.
ذيلا در اين باره دو نمونه با استناد به آيات قرآن مجيد يادآوری می گردد.

1- ثروت و اولاد
قرآن مجيد از قول مشركان ثروتمند و مرفه مكه نقل می كند كه می گفتند: «نحن اكثر اموالا و اولادا و ما نحن بمعذبين »(1):
اموال و اولاد ما زيادتر است (و اين، نشانه ی علاقه ی خدا به ما است) وما هرگز مجازات نخواهيم شد!
اين سخن نشان می دهد كه آنان فزونی ثروت و فرزندان را ارزش می دانستند و آن را موجب برتری و قرب و منزلت در پيشگاه خداوند می پنداشتند. لذا می گفتند: چون اين ها از ناحيه ی خداست، ما (نور چشمی ها!) هرگز مجازات نخواهيم شد!
قرآن مجيد، اين منطق غلط و تفكر باطل آن ها را محكوم كرده به پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله ماموريت می دهد كه پاسخ آن ها را داده، آن ها را از گمراهی بدر آورد:
قل ان ربی يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر ولكن اكثر الناس لا يعلمون. و ما اموالكم و لا اولادكم بالتی تقربكم عندنا زلفی الا من آمن و عمل صالحا فاولئك لهم جزاء الضعف بما عملوا و هم فی الغرفات آمنون.(2)
بگو: پروردگار من است كه روزی را برای هر كس كه بخواهد گشاده يا تنگ می گرداند، (و اين، ارتباطی به قرب در درگاه او ندارد) ليكن بيشتر مردم نمی دانند.
و اموال و فرزندان شما چيزی نيست كه شما را به پيشگاه ما مقرب گرداند. مگر كسانی كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده باشند پس برای آنان دو برابر آنچه انجام داده اند پاداش است و آن ها در غرفه ها (ی بهشتی) آسوده خاطر خواهند بود.
بدين ترتيب، قرآن ارزش واقعی را ايمان و عمل صالح معرفی می كند و مراتب تقرب انسان ها را در پيشگاه خدا به عمل صالح آن ها وابسته می كند.(3)

2- نامزد نبوت از ديدگاه مشركان
يكی ديگر از بهانه های مشركان در برابر دعوت پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله كه برخاسته از ارزش های جاهلی بود، اين بود كه چرا فردی كه تهی دست است به پيامبری رسيده است و چرا قرآن بر مرد ثروتمندی از مكه يا طائف نازل نشده است؟ «و قالوا لو لا نزل هذا القرآن علی رجل من القريتين عظيم »(4).

و گفتند: چرا اين قرآن بر مرد بزرگی (مرد ثروتمندي) از اين دو شهر (مكه و طائف) نازل نشده است؟
از ديدگاه آن ها معيار ارزش انسان ها مال و ثروت و مقام ظاهری و شهرت آنان بود! آنان تصور می كردند ثروتمندان و شيوخ ظالم قبائل آن ها مقرب ترين مردم در درگاه خدا هستند و بايد پيامبر نيز از ميان آنان انتخاب شود، لذا تعجب می كردند كه چرا موهبت نبوت و اين رحمت بزرگ الهي، بر يكی از اين قماش افراد نازل نشده است؟ و بر عكس بر يتيم و فقير و تهی دستی به نام محمد صلی الله عليه و آله نازل شده، اين باور كردنی نيست.
در اين كه منظور مشركان از اين شخص كيست؟ در ميان مفسران بحث شده. اغلب مفسران «وليد بن مغيره » را از مكه و «عروة بن مسعود ثقفي » را از طائف نام برده اند.
هر چند بعضي، نام «عتبة بن ربيعه » از مكه و «حبيب بن عمر ثقفي » را از طائف به ميان آورده اند ولی گفتار آن ها روی شخص معينی دور نمی زند. هدف آن ها اشاره به يكی از افراد پر پول و سرشناس و قوم و قبيله دار بوده است.(5)
قرآن مجيد اين تفكر غلط و بينش نادرست را محكوم و اعلام می كند:
«ا هم يقسمون رحمة ربك نحن قسمنا بينهم معيشتهم فی الحيوة الدنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات ليتخذ بعضهم بعضا سخريا و رحمة ربك خير مما يجمعون »(6)
آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم می كنند؟ ما (وسائل) معاش آنان را در زندگی دنيا ميانشان تقسيم كرده ايم و برخی از آنان را (از نظر درجات) بالاتر از بعضی (ديگر) قرار داده ايم تا بعضی از آن ها بعضی (ديگر) را خدمت گيرند (7) و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان می اندوزند بهتر است.
برای دگرگون ساختن جامعه ای كه محور سنجش شخصيت افراد در آن، تعداد شتران، مقدار درهم و دينار، تعداد غلامان و كنيزان، خانه ها و وسائل تجملی بود «تا آنجا كه تعجب می كنند چرا محمد يتيم و از نظر مادی فقير، به نبوت برگزيده شده »، اساسی ترين كار اين بود كه اين چهارچوب های غلط ارزشی درهم شكسته شود و بر ويرانه ی آن، ارزش های اصيل انساني، تقوا، علم، ايثار، فداكاري، شهامت و گذشت، بنا شود، در غير اين صورت، همه ی اصلاحات، رو بنايي، سطحی و ناپايدار خواهد بود.
 



پی نوشت :

1) سبا/ 35.
2) سبا/ 36 و 37.
3) اين كه گشادی و تنگی روزي، در دست خدا است، بدان معنی نيست كه انسان دست از تلاش و كوشش لازم برای زندگی بردارد، بلكه هدف اين است كه داشتن امكانات اقتصادی و نيروی انسانی فراوان، هرگز معيار ارزش معنوی انسان ها در پيشگاه خدا نمی شود. جهت آگاهی بيشتر رجوع شود به تفسير نمونه، جلد 21، ص 51.
4) زخرف/ 31.
5) تفسير نمونه، جلد 21، ص 49.
6) زخرف/ 32.
7) بايد توجه داشت كه مقصود آيه اين نيست كه گروه معينی از بشر، گروه ديگری را مسخر خود سازد و بهره كشی ظالمانه كند، بلكه منظور، استخدام عمومی و متقابل مردم نسبت به يكديگر است، به اين معنی كه هر گروهی امكانات و استعدادها و آمادگی های خاصی دارند كه در يك رشته از مسائل زندگی می توانند فعاليت كنند، طبعا خدمات آن ها در آن رشته در اختيار ديگران قرار می گيرد. همان گونه كه خدمات ديگران در رشته های ديگر نيز در اختيار آن ها قرار می گيرد. (استخدامی متقابل و خدمتی طرفيني). (تفسير نمونه، جلد 21، ص 51).
منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره5 .





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٧ شهريور ١٣٩٤ / شماره خبر : ٩٥٤٢٠ / تعداد بازدید : 2854/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج