چهارشنبه ٣٠ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


عبدالكريم پاك نيا

پيام اربعين در زيارت اربعين

«السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ، السَّلَامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ...

«السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ، السَّلَامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ؛ سلام بر حسين مظلوم شهيد. سلام بر آن اسير [غم و اندوه و] مصايب سخت عالم و كشتۀ اشکها. پروردگارا ! من گواهى مى‏دهم كه آن حضرت ولّى تو و فرزند ولّى توست، و برگزيدۀ تو و فرزند برگزيدۀ توست كه به لطف و كرمت رستگار شد. تو او را با اعطای مقام شهادت گرامى داشتى و به سعادت مخصوص گردانيدى.»

زیارت  یکی از مهم‌ترین محورهای حیاتی فرهنگ شیعه می‌باشد که همواره شیعیان راستین با این نشانه در طول تاریخ شناخته می‌شوند(1). با مروری اجمالی به فرازهایی از زیارت اربعین مي‌توان راز این اهمیت را دریافت. با اینکه عبارات آن کوتاه است؛ امّا محتوایی ظریف و مضامین عالی دارد. این ارادتنامۀ شیعه که از ناحیۀ امام صادق(ع)، خطاب به حضرت اباعبدالله الحسين(ع) صادر شده و «صفوان بن مهران جمال» آن را منتشر ساخته و به دست اهلش رسانده است، امروزه مي‌تواند بهترین و کاربردی‌ترین درسها را برای ما داشته باشد.
در این فرصت به مناسبت فرا رسیدن اربعین حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) به شرح یکی از آموزه‌های مهم این زیارت گرانقدر می‌پردازیم:

احیای فرهنگ شهادت
در این زیارت کوتاه چندين بار از واژه‌های مقدس جهاد و شهادت و جان نثاری در راه احیای ارزشهای الهی، سخن به میان آمده است(2) و این نشانگر اهمیت موضوع جهاد و شهادت در مکتب حیاتبخش شیعه مي‌باشد.
البته چنانکه مي‌دانیم، در نظام ارزشی اسلام، شهادت در راه خدا یک معیار اصیل و معنوی است که سایر امتیازات انسانی و اعمال صالح فرد مسلمان را تحت الشعاع خود قرار می‏دهد و در طبقه بندی ارزشها و اصول اسلامی، جایگاهی بس رفیع دارد. رسول گرامی اسلام(ص) در این مورد می‏فرماید: «فَوْقَ كُلِّ ذِي بِرٍّ، بِرٌّ، حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، فَإِذَا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ؛(3) بالاتر از هر نیکی، نیکی دیگری است تا اینکه شخص در راه خدا به شهادت برسد. هنگامی که در راه خدا به شهادت رسید، دیگر بالاتر از آن نیکی وجود ندارد.»
اساساً اگر روحیۀ شهادت‏ طلبی و جهاد در راه خدا در جامعه‏ای نباشد و افراد آن جامعه به تن پروری و تعلقات مادّی مشغول شوند، سرنوشتی ذلت بار و آینده‏ای حقارت‏آمیز خواهند داشت.
امیر مؤمنان علی(ع) بزرگ پرچمدار عرصۀ جهاد و شهادت، در خطبه معروف خود در «نهج البلاغه» می‏فرماید: «فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَةُ فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِيلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ الْجِهَادِ وَ سِيمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ؛ جهاد [در راه خدا]، دری از درهای بهشت است که خداوند آنرا به روی دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد، لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند است. و کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و [از ترس شهادت] ترک کند، خداوند لباس ذلت و خواری را بر او می‏پوشاند و دچار بلا و مصیبت می‏شود و کوچک و ذلیل می‏گردد، دل او در پرده گمراهی مانده و حق از او روی می‏گرداند، به جهت ترک جهاد به خواری محکوم و از عدالت محروم است.» (4)
طبق این بینش الهی، مردمانی که روحیۀ جهاد و شهادت را در وجودشان تقویت کنند و در راه اهداف والایشان استقامت ورزند و برای تحقق آرمانهای مقدس الهی با تمام وجود به استقبال شهادت بروند، ملتی عزیز، مورد توجه دیگران، مقتدر، مستقل و جاودانه خواهند بود.
انسان شهادت طلب که شایستگی خویش را برای رسیدن به اهداف مقدس اثبات می‏کند و با ایستادگی آگاهانه و مقاومت هوشمندانه هستی خود را در راه مکتبش تقدیم مي‌دارد، هرگز روی ذلت و خواری نخواهد دید و با شهادت در راه خدا به درجات والای معنوی نائل خواهد شد.

شهادت؛ سود خالص
مولای متقیان براین باور وحیانی تأکید می‏کرد که: «مَا ضَرَّ إِخْوَانَنَا الَّذِينَ سُفِكَتْ دِمَاؤُهُمْ وَ هُمْ بِصِفِّينَ أَلَّا يَكُونُوا الْيَوْمَ أَحْيَاءً يُسِيغُونَ الْغُصَصَ وَ يَشْرَبُونَ الرَّنْقَ قَدْ وَ اللَّهِ لَقُوا اللَّهَ فَوَفَّاهُمْ أُجُورَهُمْ وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ الْأَمْنِ بَعْدَ خَوْفِهِمْ، أَيْنَ إِخْوَانِيَ الَّذِينَ رَكِبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ أَيْنَ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْنِ وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِيَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَةِ؛ آن گروه از برادران ما که در مصاف با دشمن ـ در جنگ صفین ـ خونشان ریخته شد و به شهادت رسیدند، هرگز زیان نکردند. آنان امروز نیستند [تا همانند من] خوراکشان غم و غصه، و نوشیدنی آنها خون دل باشد. به‌خدا سوگند آنها به ملاقات خداوند رفتند و پاداش آنان را به نحو شایسته‏ای عنايت كرد و پس از گذراندن مرحله خوف و دلهره در سرای امن جايشان داد. كجا هستند برادران من كه بر راه حق رفتند، و با حق در گذشتند؟ كجاست عمّار؟ و كجاست پسر تيّهان (مالك بن تيهان انصارى)؟ و كجاست ذو الشّهادتين (خزيمة بن ثابت كه پيامبر شهادت او را دو شهادت دانست)؟ و كجايند همانند آنان از برادرانشان كه پيمان جانبازى بستند، و سرهايشان را براى ستمگران فرستادند؟(5)

بالاترین افتخار
بنابراین شهادت معامله‏ای عزتمندانه و سودمند است که انسانهای وارسته با خدای خود مي‌کنند و با زدودن غبارهای تعلق از تمام مظاهر دنیوی، به مقامات عالیه دست می‏یابند. متفکر شهید، استاد مطهری در تعریف شهادت می‏نویسد: «شهادت به حکم اینکه عملی آگاهانه و اختیاری است و در راه هدفی مقدس است و از هرگونه انگیزۀ خودگرایانه منزه و مبرا است، تحسین‏انگیز و افتخارآمیز است و عملی قهرمانانه تلقی می‏شود. در میان انواع مرگ و میرها تنها این نوع از مرگ است که از حیات و زندگی برتر و مقدس‏تر و عظیم‏تر و فخیم‏تر است... پس شهادت قداست خود را از اینجا کسب می‏کند که فداکردن آگاهانه تمام هستی خود است در راه هدف مقدس.» (6)
«صدرالمتألهین(ره)» در مورد مقام جاوید شهیدان می‏گوید:
آنانکه ره دوست گزیدند همه
در کوی شهادت آرمیدند همه
در معرکۀ دو کون فتح از عشق است
هر چند سپاه او شهیدند همه


شهادت؛ رمز جاودانگی
شهادت برای انسانهای وارسته و خود ساخته که از دنیا و وابستگیهای آن رسته و به خدا پیوسته‏اند، میانبرترین راهی است که آنان را به مقصد نهایی و هدف والای الهی می‏رساند. شهادت از دیدگاه آیات وحیانی قرآن نه تنها خسارت نیست؛ بلکه حیاتی جاودانی و همیشگی مي‌باشد و این ندای قرآن همواره در گوش مردمان آزاده جهان طنین انداز است که: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»؛(7) «هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند؛ بلكه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.» و در سورۀ بقره می‌فرماید: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ»؛(8) «و به آنها كه در راه خدا كشته مى‏شوند، مرده نگوييد؛ بلكه آنان زنده‏اند؛ ولى شما نمى‏فهمي!»
سعدی نیز در توضیح این معنا می‏گوید:
زنده کدام است، برِ هوشیار
آنکه بمیرد به سر کوی یار
آری، به حقیقت شهدای راه حق زنده‏اند و ما از آن زندگی جاودانه خبر نداریم. آنان در کنار اولیا و انبیای الهی در بهشت برین جای دارند. آنان انسانهای با فضیلت و کاملی هستند که مقام بس عظیمی کسب نموده‏اند: «فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ(9)»؛ «آنها به‌خاطر نعمتهاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده است، خوشحالند و بخاطر كسانى كه هنوز به آنها ملحق نشده‏اند (مجاهدان و شهيدان آينده‏)، خوشوقت هستند [زيرا مقامات برجستۀ آنها را در آن جهان مى‏بينند و مى‏دانند] كه نه ترسى بر آنهاست، و نه غمى خواهند داشت.»
از منظر کلام وحی، شهادت در حقیقت پیروزی و فتح است. پیروزی بر شیطان و فتح قلّه‏های رفیع کمالات و فضائل: «قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ»(10)؛ «بگو: آیا دربارۀ ما جز یکی از دو نیکی (پیروزی یا شهادت) را انتظار دارید؟»
برای یک مسلمان دین‏باور و خدا محور، هم شهادت و هم کشتن دشمن، هر دو پیروزی است؛ چرا که هدف او از جهاد مقدس، احقاق حق و اعتلای این پرچم، روشن نمودن شاهراه انسانیت و پرتو افشاندن در ظلمات استبدادها، ستمها و فسادها است؛ به همین جهت او در هر دو صورت به این هدف والایش رسیده و موجب استحکام ارزشهای الهی و انسانی گردیده است.

شهادت؛ گلواژۀ عاشورا
حضرت امام حسین(ع) سرور و سید شهیدان است. عشق به شهادت و جانفشانی در راه حق، سراسر وجود آن حضرت را فرا گرفته بود و آن گرامی، شهادت - برترین نوع مرگ - را برگزید و مرامش این بود که:
«وَ إِنْ تَكُنِ الْأَبْدَانُ لِلْمَوْتِ أُنْشِئَتْ
فَقَتْلُ امْرِئٍ بِالسَّيْفِ فِي اللَّهِ أَفْضَل‏
اگر بدنها برای مرگ آفریده شده‏اند؛ پس کشته شدن یک انسان با شمشیر در راه خداوند، برترین نوع مرگ می‏باشد.» (11)
سالار شهیدان(ع) عشق به شهادت را از مکتب پرمایۀ رسول گرامی اسلام(ص) و پدر گرامیش امیرمؤمنان(ع) آموخته بود. رسول خدا(ص) همواره می‏فرمود: «وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوَدَدْتُ اِنِّی اُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، ثُمَّ اُحْیَا، ثُمَّ اُقْتَلُ، ثُمَّ اُحْیَا، ثُمَّ اُقْتَلُ؛ سوگند به آن که جانم در دست اوست! دوست دارم در راه خدا کشته شوم، سپس زنده شوم و آنگاه کشته شوم، سپس زنده شوم و آنگاه کشته شوم.» (12)
علی(ع) نیز بارها این عشق درونی خود را اظهار کرده بود و هم برای خود، هم برای یاران نزدیکش این افتخار را آرزو می‏کرد. آن حضرت در نامه‌ای برای ممتازترین یارش، جناب مالک اشتر، چنین مقامی را از خداوند خواسته و فرمود: «وَ أَنَا أَسْأَلُ اللَّهَ...أَنْ يَخْتِمَ لِي وَ لَكَ بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ؛ من از خدای متعال درخواست می‏کنم که پایان عمر من و تو را به رستگاری و شهادت ختم کند و البته که ما به ملاقات او مشتاق هستیم.» (13)
و هنگامی که آرزوی دیرینه‏اش در محراب مسجد کوفه در آستانۀ تحقق قرار گرفت، با کمال رضایت فرمود: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ؛ به خدای کعبه سوگند! رستگار شدم.» (14)
البته شوق شهادت در وجود اولیای الهی به‌ویژه امام حسین(ع) به این معنا نبود که خود را تسلیم مرگ کنند و هیچ‌گونه اقدام و دفاعی از خود نشان ندهند؛ بلکه آن پیشوایان حقیقت طلب، در برابر ظلم و ستم غارتگران بیت المال و متعرضین به مسلمانان شدیداً مقابله و دفاع می‏کردند؛ امّا هنگامی که احساس می‌نمودند در راه پیشبرد هدف مقدس خویش باید از جان بگذرند، با آغوش باز و عزتمندانه به استقبال شهادت مي‌رفتند. مردان الهی در چنین مواقعی زمزمه مي‌کنند:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او جانی ستانم جاودان
او زمن جسمی بگیرد رنگ رنگ
وقتی که امام حسین(ع) در نیمه رجب سال 60 هجری در معرض دعوت به بیعت با یزید قرار گرفت، احساس نمود که دین خدا جز با شهادتش احیا نخواهد شد. به کنار قبر پیامبر(ص) آمد و عرضه داشت: «ای رسول خدا! پدر و مادرم به فدایت! با اکراه و اجبار از جوار تو بیرون می‏روم. میان من و تو جدایی انداختند؛ زیرا با یزید بن معاویه که شرابخوار و فردی فاسق و فاجر است، بیعت نکردم. اکنون با همۀ ناخوشایندی از نزد تو خارج می‏شوم.»
امام(ع) را خوابی سبک فرا گرفت و در عالم رؤیا رسول خدا(ص) را زیارت کرد. حضرت(ص) او را در آغوش گرفته و صورتش را بوسید و در ضمن سخنانی فرمود: «یَا حَبِیبِی! یَا حُسَیْنُ! اِنَّ اَبَاکَ وَ اُمَّکَ وَ اَخَاکَ قَدْ قَدِمُوا عَلَیَّ وَ هُمْ اِلَیْکَ مُشْتَاقُونَ وَ اِنَّ لَکَ فِی الْجَنَانِ لَدَرَجَةً عَالِیَةً، لَنْ تَنَالَهَا اِلَّا بِالشَّهَادَةِ؛ ای محبوب من، ای حسین! پدر و مادر و برادرت در کنار من مشتاق دیدار تواند، برای تو در بهشت درجاتی عالی است که به آن نخواهی رسید مگر با شهادت.» (15)
بعد از این بشارت، شوق شهادت در راه اعتلای کلمة اللّه در وجودش مضاعف گردید. هنگامی که امام با یاران خویش به سوی کربلا رهسپار بود، در راه، فرزدق شاعر، آن حضرت را ملاقات کرده و بعد از سلام عرض کرد: «ای پسر رسول خدا! چگونه به کوفیان دل می‏بندی و اعتماد می‏کنی، در حالی که پسرعمویت مسلم بن عقیل و دوستانش را کشتند؟! چشمان حضرت پر از اشک شد و فرمود: «رَحِمَ اللَّهُ مُسْلِماً فَلَقَدْ صَارَ اِلَی رُوحِ اللهِ وَ رَیْحَانِهِ وَ جَنَّتِهِ وَ رِضْوَانِهِ، اَمَا اِنَّهُ قَدْ قَضَی مَا عَلَیْهِ وَ بَقِیَ مَا عَلَیْنَا؛ خدا مسلم را رحمت کند! او به سوی آرامش الهی و بارگاه عطرآگین بهشت و خشنودی خداوند هجرت کرد. او تکلیف خود را انجام داد و هنوز تکلیف ما باقی است.» (16)

دعوتنامه شهادت
امام حسین(ع) در یکی از سخنرانیهای عمومی خود برای حجاج، بعد از تبیین فلسفۀ قیام خویش و تحلیل اوضاع سیاسی روز، از شهادت خود به دست ستمگران حکومت اموی خبر داده و از مسلمانان آزاده و متعهد خواست که در این حماسۀ جاویدان، حضرتش را همراهی کرده و آمادۀ شهادت در راه خدا باشند. امام در فرازی از سخنان روشنگرانۀ خویش فرمود: «ای مردم! مرگ بر انسانها چونان گردنبندی که لازمه گردن دختران جوان مي‌باشد حتمی است، و من به دیدار نیاکانم آنچنان اشتیاق دارم که یعقوب(ع) به دیدار یوسف(ع) داشت و برای من قتلگاهی معیّن گردیده است که در آنجا به شهادت خواهم رسید. گویا با چشم خود می‏بینم که درندگان بیابانها (لشکریان یزید) در سرزمینی در میان «نواویس» و «کربلا» اعضای مرا قطعه قطعه کرده و شکم گرسنۀ خود را سیر می‏کنند، از پیش آمدی که با قلم تقدیر نوشته شده، گریزی نیست.»
آنگاه حضرت ادامه داد: «رِضَی اللهِ رِضَانَا اَهْلِ الْبَیْتِ، نَصْبِرُ عَلَی بَلَائِهِ وَ یُوَفِیّنَا اُجُورَ الصَّابِرِینَ لَنْ تَشُذُّ عَنْ رَسُولِ اللهِ لُحْمَتُهُ وَ هِیَ مَجْمُوعَةٌ لَهُ فِی حَضِیرَةِ الْقُدْسِ، تَقَرُّ بِهِمْ عَیْنُهُ وَ یُنَجِّزُ بِهِمْ وَعْدَهُ، مَنْ کَانَ بَاذِلاً فِینَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَی لِقَاءِ اللهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا فَاِنِّی رَاحِلٌ مُصْبِحاً اِنْ شَاءَ اللهُ تَعَالَی؛ [درآنچه که] رضایت خداوند [در آن است] رضایت ما اهل بیت [نیز در آن] مي‌باشد، بر بلاهای او صبر می‏کنیم و پاداش صابران را خواهیم داشت. پاره‏های تن پیامبر(ص) از او جدا نخواهند شد و آنان در بهشت در کنار ايشان گرد خواهند آمد. چشمان پیامبر(ص) با دیدن آنان روشن خواهد شد و توسط اهل بیتش وعدۀ او (گسترش آیین توحیدی اسلام) تحقق خواهد یافت. هر کسی آمادگی جان نثاری در راه ما و تقدیم جان خویش را در راه خدا دارد، پس به همراه ما سفر کند که انشاء اللّه من فردا صبح حرکت خواهم کرد.» (17)
در یک کلام امام حسین(ع) عشق به شهادت را در روز عاشورا در مرحله عمل نشان داد و جان خویش را در راه خدا تقدیم نمود.
استاد شهید مطهری در مورد رمز بقای مکتب امام حسین(ع) مي‌نویسد: «امام حسین(ع) به واسطه شخصیت عالیقدرش، به واسطه شهادت قهرمانانه‏اش مالک قلبها و احساسات صدها میلیون انسان است. اگر کسانی که بر این مخزن عظیم و گرانقدر احساسی و روحی گمارده شدند ـ یعنی رهبران مذهبی ـ بتوانند از این مخزن عظیم در جهت هم شکل کردن و هم رنگ کردن و هم احساس کردن روحها با روح عظیم حسینی بهره‏برداری صحیح کنند، جهان اصلاح خواهد شد. راز بقای امام حسین(ع) این است که نهضتش از طرفی منطقی است، بُعد عقلی دارد و از ناحیه منطق حمایت می‏شود و از طرف دیگر در عمق احساسات و عواطف راه یافته است.» (18)
در اینجا بار دیگر مهم ترین پیام اربعین را با زمزمۀ آخرین فراز از زیارت اربعین یادآور مي‌شویم و آرزوی همراهی با راهیان مکتب شهادت و ایثار و جهاد را مي‌نماییم و با این عبارات روح نواز خود را در فضای عطر آگین عاشوراییان قرار می‌دهیم که: «وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِينِي وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِي وَ قَلْبِي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِين؛ و شهادت مى‏دهم كه من به [امامت و حقانيت] شما ايمان و به رجعت شما يقين دارم و در شروع به آيين و ختم كارم، و قلبم تسليم قلب پاك شما و همه كارم پيرو امر شماست و ياريم تا خدا اذن دهد براى شما مهيا است؛ پس البته با شما هستم، حتماً با شما هستم نه با دشمنان شما، درود خدا بر شما و بر جسم و جان پاك شما باد! و درود خدا بر شما باد از حاضر و غايب شما و بر ظاهر و بر باطن شما! اى پروردگار عالميان اين دعاى مرا اجابت فرماى.»

روضه
امام صادق(ع) فرمود: «بَكَتِ السَّماءُ عَلَى الحُسَين أربَعينَ يَوماً بالدَّم؛(19) آسمان تا چهل روز بر [قتل] حسين(ع) خون گريست.»
علامۀ مجلسی به نقل از سيد بن طاووس می‌فرماید: «لَمّا رَجَعَت نِساءُ الحُسَينِ(ع) و عِيالُهُ مِنَ الشّامِ و بَلَغوا إلَى العِراقِ قالُوا لِلدَّليلِ: مُرَّ بِنا عَلى‏ طَريقِ كَربَلاءَ فَوَصَلُوا إلى‏ مَوضِعِ المَصرَعِ ... وَاجتَمَعَت إلَيهِم نِساءُ ذلِكَ السَّوادِ و أقامُوا عَلى‏ ذلِكَ أيّاماً(20) چون همسران و اهل‏بيت امام حسين‏(ع) از شام بازگشتند و به عراق رسيدند، به راهنمای کاروان گفتند: ما را از راه كربلا ببر. وقتی به قتلگاه شهيدان رسيدند... در اين هنگام زنان اهل آن وادى گرد ايشان جمع شدند و چند روز عزدارى كردند.»


شاید زبانحال زینب کبری(س) با قبر برادر گرامی‌اش حضرت حسین(ع) چنین بوده باشد:
آنچه از من خواستى، با كاروان آورده‌ام
يك گلستان گل، به رسم ارمغان آورده‌ام
از در و ديوار عالم، فتنه مي‌باريد و من
بى‌پناهان را بدين دارالامان آورده‌ام
اندرين ره از جرس هم، بانگ يارى برنخاست
كاروان را تا بدينجا، با فغان آورده‌ام
بسكه من، منزل به منزل، در غمت ناليده‌ام
همرهان خويش را چون خود، بجان آورده‌ام
تا نگويى زين سفر، با دست خالى آمدم
يك جهان، درد و غم و سوز نهان آورده‌ام
قصه ويرانۀ شام ار نپرسى، بهترست
چون از آن گلزار، پيغام خزان آورده‌ام
خرمنى موى سپيد و دامنى خون جگر
پيكرى بى جان و جسمى ناتوان آورده‌ام
ديده بودم با يتيمان مهربانى مي‌كنى
اين يتيمان را بسوى آستان آورده‌ام
ديده بودم، تشنگى از دل قرارت برده بود
از برايت دامنى اشك روان آورده‌ام
تا نثارت سازم و گردم بلاگردان تو
در كف خود، از برايت نقد جان آورده‌ام
نقد جان را ارزشى نبود، ولى شادم چو مور
هديه‌اى، سوى سليمان زمان آورده‌ام
تا دل مهر آفرينت را نر نجانم ز درد
گوشه‌اى از درد دل را، بر زبان آورده‌ام
در پایان از مبلغان گرامی در مظان استجابت،التماس دعای عاجزانه دارم.


پی نوشت :

1) همچنانکه امام حسن عسكری(ع) فرموده است: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ إِحْدَى وَ الْخَمْسِينَ وَ زِيَارَةُ الْأَرْبَعِينَ وَ التَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم‏؛ پنج چيز از نشانه‏هاى مؤمن است: گزاردن پنجاه و يك ركعت نماز [واجب و نافله در هر شبانه روز]، زيارت اربعين، انگشتر در دست راست كردن، پيشانى بر خاك ساييدن، و بلند گفتن‏ بسم الله الرحمن الرحيم».( روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، ج‏1، ص 195).
2) دقت در متن زیارت اربعین نمایانگر این نکتۀ حیاتی می‏باشد: « ... الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ ... أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ... بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ ... فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ ... حَتَّى سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ ... مَظْلُوماً شَهِيداً ... وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ ... .» (تهذيب‏الأحكام، ج6، ص114)
3) الكافي، شيخ كليني، دار الكتب الاسلاميۀ، ج 2، ص 348.
4) نهج البلاغه، امام اميرالمؤمنين علي(ع)، نشر ائمه، خطبه 27.
5) نهج البلاغه، خطبه 182.
6) قیام و انقلاب مهدی(ع)، مرتضي مطهري، نشر صدرا، ص 84.
7) آل‏عمران/ 169.
8) بقره /154.
9) آل‏ عمران/170.
10) توبه/52.
11) بحارالأنوار، علامه محمدباقر مجلسي، مؤسسه الوفا، ج 44، ص 374.
12) صحیح بخاری، محمد بن اسماعيل بخاري، دارالفكر،‌ بيروت، ج 3، ص 203.
13) شرح ‏نهج‏البلاغة ابن ابی الحدید، ابن ابي الحديد، دار الاحياء الكتب العربيه، ج 17، ص117؛ نهج البلاغه، نامه 53.
14) المناقب، ابن شهرآشوب مازندراني، نشر علامه، ج 2، ص 119.
15) مدینة المعاجز، سيدهاشم بحراني، مؤسسۀ معارف الاسلاميه، ج 3، ص 484.
16) اللّهوف، سيد ابن طاووس، نشر مؤمنين، ص74.
17) شرح الاخبار مغربی، قاضي النعمان المغربي، مؤسسه نشر اسلامي، ج 3، ص 146؛ فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، محمد دشتي، نشر مشهور، ص 274.
18) قیام و انقلاب مهدی(ع)، ص 122.
19) المناقب، ج 4 ، ص 54.
20) بحار الأنوار، ج 45، ص 146.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 124.




تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٧ / شماره خبر : ٨٠٨٨٢ / تعداد بازدید : 3544/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج