شنبه ٢٤ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


قبول ولایتعهدی توسط امام رضا(علیه السلام) -3

تطبیق شرایط کنونی کشور با دوران امام رضا (ع)

تمام مسائلی که از سیره امام رضا(علیه السلام) بیان شد، در موضوع سیاست خارجی در همه زمان‌ها قابل اجراست؛ اما به طور کلی اکنون باید دید که شرایط فعلی کشور و نظام اسلامی ما در سیاست خارجی، مشابه شرایط زمان امام رضا(علیه السلام)در موضوع ولایتعهدی مأمون هست یا نه؟!

تطبیق شرایط کنونی کشور با دوران امام رضا(علیه السلام)

تمام مسائلی که از سیره امام رضا(علیه السلام) بیان شد، در موضوع سیاست خارجی در همه زمانها قابل اجراست؛ اما به طور کلی اکنون باید دید که شرایط فعلی کشور و نظام اسلامی ما در سیاست خارجی، مشابه شرایط زمان امام رضا(علیه السلام)در موضوع ولایتعهدی مأمون هست یا نه؟!

به عبارت دیگر، آیا می‌توان با تمسک به سیره و روش امام(علیه السلام) در پذیرش ولایتعهدی، نسخه سازش با استکبار را پیچید؟

طرح این موضوع، گویای غربت امام رضا(علیه السلام)است. کسانی که چنین برداشتی دارند، یا غافل‏اند و جاهل و یا خود را به تجاهل و ندانستن زده‌اند؛ زیرا امام رضا(علیه السلام) ولایتعهدی مأمون را از جهت تعامل و سازش نپذیرفت؛ بلکه ادامه مبارزه را فقط از این طریق میسّر دید. تمام رفتارهای حضرت در آن دوران مؤید همین مطلب است.

بنابراین باید گفت: قیاس شرایط امام رضا(علیه السلام)در دوران ولایتعهدی با شرایط نظام اسلامی ما، قیاسی از اساس باطل است و این را به دو دلیل می‏توان ثابت کرد:

1. تصمیم امام رضا(علیه السلام) تصمیم شخصی و در سیطره حکومت ظلم و جور است؛ یعنی امام شخصی است که در قالب قلمرو حکومت ظالم و جائر در حال زندگی است، بعد با چنین شرایطی مواجه می‌شود و تصمیماتی اتخاذ می‌کند که تمام این تصمیمات در قالب حیات یک مصلح و محق و در محدوده حکومت سلطان ظالم و جائر است؛ اما شرایط کشور در حال حاضر، حضور یک کشور است با نظامی بر پایه اسلام، با تمام قوا، دارای نیروی نظامی و پشتوانه مردمی قوی، در برابر نظام ناعادلانه جهانی که بر پایه منافع چند کشور ظالم و مستکبر که در رأس آنها آمریکا قرار دارد. اتخاذ تصمیم برای یک نظام اسلامی با ساز و کار حکومتی، با اتخاذ تصمیم برای یک شخص مسلمان زمین تا آسمان متفاوت است.

حال سؤال اینجاست: اگر امام رضا(علیه السلام) رهبری جامعه اسلامی را عهده‌دار بودند، آیا باز هم به همین روش با حکومتهای ظلم و جور مقابله می‌کردند؟! آیا باز هم حاضر به حضور در کنار ظالم و جائر بودند؟!

جواب سؤالات فوق را - هرچند محتمل است؛ اما - نمی‌توان به صورت قطع و یقین داد؛ لکن مسلّم است که  رفتار امام رضا(علیه السلام) متفاوت از رفتاری می‌بود که اکنون در تاریخ ثبت است.

بنابراین، قیاس رفتار امام رضا(علیه السلام) در دوره مأمون با شرایط امروز کشور، قیاسی نابجا و نادرست است.

2. در موضوع ولایتعهدی امام رضا(علیه السلام) دو نکته مورد غفلت واقع شده است:

اول آنکه: دوره امامت و زعامت امام رضا(علیه السلام)، در دوره خلافت 3 خلیفه عباسی (هارون، امین و مأمون) واقع شده بود؛ اما چرا فقط و فقط در دوره مأمون به ظاهر به دستگاه حکومت نزدیک شدند و در دوره دو خلیفه قبل سکوت پیشه کردند؟! چرا کسانی که تایخ امام رضا(علیه السلام) را مستمسک اهداف خود قرار می‌دهند، فقط دوره خلافت مأمون را مورد تأکید قرار داده‏ و حضور و رفتار امام در دوره خلافت هارون و امین را نادیده می‌انگارند؟! مسلماً تغییر روش مأمون باعث شد که امام(علیه السلام) جبراً در دوره وی به حکومت نزدیک شوند؛ چراکه مأمون برخلاف دو خلیفه قبل از خود، برای ضربه زدن به اهل‏بیت و اسلام و همچنین تثبیت حکومت متزلزل خود، با تزویر و نفاق، از در دوستی با آل پیامبر(علیهم السلام) وارد شد. لزوماً این تغییر روش مأمون در برابر جبهه حق، تغییر روش در مقابله و جهاد را می‌طلبد.

آیا امروز دشمنان نظام اسلامی همچون آمریکا و متحدانش، تغییر روش و رویه داده‌اند؟ آیا آنها امروز ظاهر انقلابی و ضد ظلم به خود گرفته‌اند و ما بی‌خبریم؟ آیا آمریکا و متحدانش نقاب عدالت‏خواهی بر چهره زده‌اند و یا ظاهر اسلام دوستی برگزیدند؟

دوم آنکه: اساساً حرکت امام(علیه السلام) از مدینه به سمت مرو، با اجبار بوده، نه از روی اختیار؛ زیرا در تاریخ می‌خوانیم:

مأمون پس از به دست گرفتن خلافت، با ارسال نامه‌هایی امام رضا(علیه السلام) را به مرو فرا خواند. امام(علیه السلام) از رفتن امتناع می‌فرمود؛ ولی مأمون دست‌بردار نبود و ارسال نامه‌ها را ادامه داد تا به ایشان فهماند که دست‌بردار نیست.[1]

همچنین در «اصول کافی» آمده است:

مأمون دو نفر از مأموران خود را به نامهای «رجاء بن ضحاک» و «یاسر خادم» را روانه مدینه کرد. آنان پس از ورود به مدینه بر امام(علیه السلام) وارد شدند و هدف مأموریت خود را چنین عنوان کردند: «مأمون ما را مأمور ساخته و فرمان داده تا تو را به خراسان ببریم.»[2]

از دیگر علایم اجبار و اکراه امام(علیه السلام)، نحوه وداع حضرت با اهل‏بیت خود و قبر جدّش رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) بود که قبلاً به آنها اشاره شد.

بنابراین، حرکت امام(علیه السلام) از مدینه به مرو اختیاری نبود، پس در موضوع ولایتعهدی نیز همین گونه بوده است.

حال سؤال اینجاست: در دوره کنونی چه اجباری در حرکت به سوی غرب و مذاکره با آنان وجود دارد؟ چه کسی مأمور است که ما را از روی جبر - نه اختیار - به سمت ظالمان دوران سوق دهد؟

آیا تحریم اقتصادی و انزوای در جامعه جهانی (به ادعای برخی سیاسیون) دلیل مناسبی برای این مذاکرات می‏تواند باشد؟

با فرض صحت ادعای برخی سیاسیون مبنی بر اجبار به مذاکره به جهت تأثیر تحریمها بر اقتصادمان و...، آیا می‏توان به نتایج رفع تحریم و انزوا دست یافت؟ یا فقط آنها ما را در این کشمکشها بازی میدهند؟

نتیجه‏گیری

در اینکه شرایط امروز نظام اسلامی ما با شرایط دوران امام رضا(علیه السلام) متفاوت است، تردیدی نیست، و همچنین تردیدی نیست که باید برای انطباق شرایط امروز جامعه بر شرایط زمان زندگانی ائمه معصومین(علیهم السلام)، تمامی جزئیات و مسائل مربوط به حوادث تاریخی مورد بررسی و دقت نظر قرار گیرد و سپس رویه‏ای که مورد رضایت اهل‏بیت(علیهم السلام) باشد، انتخاب گردد.

علاوه بر این از نگاه آموزه‏های دین مبین اسلام سازش با کافران و ظالمان، مقبول و مورد تأیید نیست و عملکرد برخی از ائمه(علیهم السلام) همچون امام رضا(علیه السلام) نه‏تنها سازش نیست، بلکه جهاد از درون یک حکومت است.

 


پی‌نوشت:

[1]. همان، ص‏149.

[2]. کافی، کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1407 ق، ج‏2، ص‏407.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 193.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٢٧ مرداد ١٣٩٥ / شماره خبر : ٣٨٢٢٥٢ / تعداد بازدید : 1651/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج