شنبه ٢٤ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


قبول ولایتعهدی توسط امام رضا(علیه السلام) -2

دلایل پذیرش ولایتعهدی توسط امام رضا (ع)

امام رضا(علیه السلام) از ابتدای حرکت به سمت مرو تا لحظه شهادت رفتارهای متعددی که هر کدام حاوی پیام‌هایی هستند، از خود نشان داد.

دلایل پذیرش ولایتعهدی توسط امام رضا(علیه السلام)

مضمون سخنان برخی سیاسیون که بر دوره تاریخی امام رضا(علیه السلام) تأکید دارند، چنین است:

مگر عبدالله مأمون، خلیفه عباسی، خلیفه‏ای ظالم و غاصب نبود؟ مگر امام رضا(علیه السلام)امام حق و منسوب از ناحیه خدا نبود؟ مگر امام رضا(علیه السلام) ولایتعهدی مأمون (حاکم ظالم و جائر) را نپذیرفت؟

واضح است که چنین سؤالاتی با این هدف بیان می‏شود که در ادامه آن بگویند: مگر آمریکا و متحدانش حکام ظالم و جائر نیستند؟ مگر جمهوری اسلامی در موضع حق و حقیقت نیست؟ چرا ما نمی‌توانیم در مسائل سیاست خارجی بر اساس سیره امام رضا(علیه السلام) با مأمونهای زمانه سازش کنیم؟ همیشه که نمی‌توانیم با ابرقدرتها در کشمکش باشیم! چرا صلح و تنش‏زدایی را سرلوحه کارمان قرار ندهیم؟

پاسخ کسی که برای سیاست خارجی بر اساس این برهه تاریخ امام رضا(علیه السلام) چنین نسخه‏ای می‌پیچد، چیست؟

در بررسی جزئیات رفتار و سیره امام رضا(علیه السلام) در برابر مأمون و سیاستهایش، اگر فرض را بگذاریم بر اینکه شرایط اجتماعی دوره امام رضا(علیه السلام) مشابه شرایط امروز کشورمان است و باید از سیره امام(علیه السلام) در مقابل مأمون الگو گرفت و آن را در سیاست خارجی مبنا قرار داد (در پایان با ادله محکم ثابت خواهیم کرد که اینگونه نیست)، باید جزئیات رفتار و سیره امام(علیه السلام) را از آغاز حرکت به مرو و دوره ولایتعهدی تا شهادت را مورد بررسی قرار داده، چگونگی مواجه امام(علیه السلام) با ظالمان و ستمگران عصر خود را سرلوحه عمل قرار دهیم.

برخی جزئیات رفتارهای امام رضا(علیه السلام)

امام رضا(علیه السلام) از ابتدای حرکت به سمت مرو تا لحظه شهادت رفتارهای متعددی که هر کدام حاوی پیامهایی هستند، از خود نشان داد که به آنها اشاره می‏شود:

1. نحوه وداع حضرت با قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله)

یکی از مهم‏ترین رفتارهای امام رضا(علیه السلام) قبل از حرکت به مرو، نحوه وداع ایشان با قبر جدّ گرامیشان است. «محول سجستانی» که از نزدیک شاهد ماجرا بوده، می‌گوید: امام قبل از حرکت به سمت مرو چندین نوبت کنار قبر جدّش آمد و در قالب وداع با قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، ناخرسندی و نگرانی خویش را از این سفر آشکار ساخت. وی می‏گوید:

«امام برای آخرین بار برای وداع با پیامبر(صلی الله علیه و آله) وارد حرم شریف نبوی شد و در حالی که با صدای بلند گریه می‌کرد، چند نوبت با قبر پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) وداع فرمود. جلو رفتم و به امام سلام کردم. حضرت فرمود: مرا به حال خود واگذار که مرا از جوار جدّم خارج می‌کنند و در غربت از دنیا خواهم رفت.»[1]

2. امر به گریستن آشنایان در بدرقه حضرت

امام قبل از حرکت، در جمع خویشان و آشنایانی که برای بدرقه حضرت آمده بودند، آنان را به گریه بر خود امر کردند. محول سجستانی می‌گوید: «امام هنگام خارج شدن از مدینه، تمام خویشان خود را فرا خواندند و در جمع آنان فرمودند: بر من گریه کنید؛ زیرا دیگر به مدینه باز نخواهم گشت.»[2]

پیام رفتاری امام رضا(علیه السلام)

امام رضا(علیه السلام)با این دو عمل، نارضایتی خود را نسبت به خارج شدن از مدینه و رفتن به سوی حاکم ظالم و جائری مثل مأمون به صراحت بیان کردند و به همگان فهماندند که این سفر با اکراه انجام می‌گیرد، نه با اشتیاق و من به حاکم ظلم و جور امید نبسته‌ام و بدبینم.

3. تبیین حقّانیّت اهل‏بیت(علیهم السلام) در مسیر حرکت

امام رضا(علیه السلام) در طول مسیر حرکت به سمت مرو، در مواقف مختلف با بیانهای مختلف، بر حقّانیّت خود و اهل‏بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) تأکید کردند.

راهنما و ساربان کاروان امام رضا(علیه السلام) می‏گوید: هنگامی که در همراهی امام رضا(علیه السلام) به قریه خود (کرند اصفهان) رسیدم، از حضرت خواستم تا به خط مبارک خویش نوشته‏ای به من مرحمت فرمایند. امام این حدیث را فرمودند: «كُنْ‏ مُحِبّاً لآِلِ‏ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ إِنْ كُنْتَ فَاسِقاً وَ مُحِبّاً لِمُحِبِّهِمْ وَ إِنْ كَانُوا فَاسِقِين؛[3]دوستدار محمد و آل محمد باش، اگرچه فاسق باشی و دوست بدار دوستداران آنان را، هرچند فاسق باشند.»

همچنین امام(علیه السلام) در نیشابور و در اجتماع عظیم مردم حدیث «سلسلةالذهب» را نقل کردند. در «عیون اخبار الرضا(علیه السلام)» به نقل از «اسحاق بن راهویه» آمده است: پس از آنکه امام(علیه السلام) این حدیث را نقل کردند و هنگامی که مرکب خواست حرکت کند، حضرت ندا دادند و به ما فرمودند: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِن شُرُوطِهَا؛[4] با شرایط آن و من از شرایط آن هستم.»

امام رضا(علیه السلام)در طول مسیر از کوچک‏ترین فرصت بهترین بهره‏ها را می‏بردند و آن، بیان حقّانیّت اهل‏بیت(علیهم السلام) و بی‏دین و غاصب بودن مأمون بود.

4. عدم پذیرش خلافت پیشنهادی از سوی مأمون

امام(علیه السلام) با پیشنهاد واگذاری خلافت توسط مأمون به ایشان مواجه شدند. مأمون در یکی از ملاقاتهایش با امام(علیه السلام)گفت: ای فرزند رسول خدا! نزد شما آمده‌ام تا از شما بخواهم حکومت و خلافت را پذیرا شوید و زمامداری امت اسلام را بر عهده گیرید؛[5] اما امام(علیه السلام) از پذیرش این پیشنهاد خودداری کردند. مأمون پیاپی این درخواست را تکرار می‌کرد و امام نیز امتناع می‌کردند.

مأمون به امام رضا(علیه السلام)گفت: ای فرزند رسول خدا! من به فضل، زهد، پارسایی و عبادت تو آگاهم، از این رو، تو را به خلافت سزاوارتر از خویش می‌دانم.[6]

امام در پاسخ به اصرار مأمون  فرمودند: «إِنْ كَانَتْ هَذِهِ الْخِلَافَةُ لَكَ وَ جَعَلَهَا لَكَ فَلَا يَجُوزُ لَكَ أَنْ‏ تَخْلَعَ‏ لِبَاساً أَلْبَسَكَ اللَّهُ وَ تَجْعَلَهُ لِغَيْرِكَ وَ إِنْ كَانَتِ الْخِلَافَةُ لَيْسَتْ لَكَ فَلَا يَجُوزُ لَكَ تَجْعَلُ لِي مَا لَيْسَ لَكَ؛[7]اگر به راستی خلافت از آن توست و خدا آن را برای تو قرار داده، پس روا نیست آن را از خود دور سازی و لباسی را که خدا بر تن تو پوشانده، از تن بیرون آوری و به دیگران بپوشانی، و اگر زمامداری حق تو نیست و تو سزاوار خلافت نیستی، روا نیست آنچه را که مالکش نیستی، به دیگران ببخشایی!»

پیام عدم پذیرش خلافت

امام(علیه السلام) با چنین رفتاری برای همیشه اعلام کردند که اگر حاکم ظالم و جائری تحفه‌ای به اهل حق تعارف کند، نه تنها نباید ذوق‏زده شد و ظالم و جائر را به چشم دوست نگریست؛ بلکه باید دانست که در پس این پیشنهاد اهداف مستکبرانه‌ای نهفته است و باید سعی کرد که پرده از اهداف آن ظالم و جائر برداشت.

همچنین امام با این پاسخ محکم، ناحق بودن خلافت بنی ‏عباس را فریاد زد و پایه‌های حکومت ناحق مأمون را به لرزه درآورد و نشان داد که باید در هر شرایطی، مستبدان و مستکبران را رسوا کرد، حتی هنگامی که در نزدیکی آن ظالم و جائر باشی.

5. پذیرش ولایتعهدی با شروط

مأمون پس از نپذیرفتن اصل خلافت توسط امام، پیشنهاد ولایتعهدی را مطرح کرد. آنچه در بررسی این موضوع بسیار مهم است، موضوع اجبار در پذیرش ولایتعهدی می‏باشد.

در کتاب «فصول المهمّه» آمده است: «مأمون پس از آنکه امام پیاپی پیشنهاد ولایتعهدی او را رد می‌کرد، در آخرین مرحله گفت: به خدا سوگند! یا ولایتعهدی را می‌پذیری و یا ناگزیر خواهم شد تو را به پذیرش آن مجبور کنم.»[8]

امام(علیه السلام) پس از آنکه مشاهده فرمود راهی به جز پذیرش ولایتعهدی ندارد، برای پذیرش آن شروطی تعیین کرد و فرمود: «أَنَا أَقْبَلُ ذَلِكَ عَلَى أَنِّي لَا أُوَلِّي أَحَداً وَ لَا أَعْزِلُ أَحَداً وَ لَا أَنْقُضُ‏ رَسْماً وَ لَا أَكُونُ فِي الْأَمْرِ مِنْ بَعِيدٍ مُشِيراً؛[9] من می‌پذیرم این مسئولیت را، به شرط آنکه هیچ کس را نصب و عزل نکنم و هیچ رسم [و روشی که مردم دارند] را تغییر ندهم و در هیچ امری طرف مشورت تو نباشم.»

پیام پذیرش ولایتعهدی

امام(علیه السلام) با پذیرفتن ولایتعهدی با آن شکل، همانند پیشنهاد خلافت، مشروعیت خلافت غاصبانه حاکم ظلم و جور را به چالش کشید و در نهایت، هنگامی که ناگزیر به انتخاب ولایتعهدی شد، با وضع شروطی اعلام کرد که به هیچ وجه حاضر نیست این پذیرش ولایتعهدی، تأیید حکومت ظلم و جور شناخته شود و بدین طریق به مردم فهماند که به هیچ وجه حاضر به همکاری با حکومت و شراکت در ظلم و جور آنان نیست.

6. آثار ناخشنودی در چهره امام(علیه السلام)

در تاریخ آمده است: هیچ گاه در جلساتی که مأمون حضور داشت، در چهره امام(علیه السلام) آثار خشنودی مشاهده نشد، علی الخصوص پس از موضوع ولایتعهدی تا هنگام شهادت. ایشان در موقعیتهای مختلف علت غم و اندوه خود را بیان می‌کردند.[10]

پیام ناخشنودی امام(علیه السلام)

امام رضا(علیه السلام)با این رفتار نشان دادند که حتی حاضر نیستند حکومت ظلم و جور را به اندازه خشنودی چهره خود مورد تأیید قرار دهند و هنگامی که ناگزیرند در کنار ظالم و جائر حضور یابند، از هر وسیله‌ای و به هر روشی، برای اعلام نارضایتی خود از حکومت ظلم و جور استفاده می‌کنند، و حتی با کوچک‏ترین رفتارها سعی در آگاهی‏بخشی به مردم داشتند. ایشان حتی با انتخاب محل اسکان خود در خانه‌ای محقر در جوار مسجد، بی‌اعتمادی خود به حکومت ستمگر مأمون بیان داشتند.

7. کار فرهنگی علیه حکومت

امام(علیه السلام) حتی در دوره‌ای که ولیعهد مأمون بودند، از هر روشی برای مقابله با حکومت ظالم وی استفاده کردند. «حسن انباری» یکی از راویان حدیث می‌گوید: «مدت چهارده سال پیوسته به امام نامه می‌نوشتم و برای عهده‏دار شدن مشاغل حکومتی اجازه می‌خواستم؛ ولی آن گرامی همواره مرا از همکاری با حکومت غاصب عباسیان برحذر می‌داشتند.»[11]

همچنین «ابو سعید خراسانی» می‏گوید: دو نفر نزد امام آمدند و گفتند: با توجه به مسافر بودنمان، حکم نماز ما چیست؟ امام به یکی از آن دو فرمود: «وَجَبَ عَلَیْکَ التَّقْصِیرُ لِأَنَّکَ قَصَدْتَنِی؛ تو باید نمازت را شکسته بخوانی؛ [زیرا از آغاز سفر] قصدت دیدار ما کرده بودی.» و به دیگری فرمود: «وَجَبَ عَلَیْکَ التَمَام لِأَنَّکَ قَصَدْتَ السُّلْطَان؛ واجب است بر تو [نماز را] تمام بخوانی، زیرا قصد دیدار سلطان کردی.»[12]

پیام کار فرهنگی امام(علیه السلام) علیه حکومت

امام در مدتی که بنا بر اجبار در دستگاه ظلم و جور حضور داشتند، به هر وسیله‌ای ظالم بودن حکومت را اعلام می‌فرمودند، حتی به وسیله بیان مسائل شرعی.

8. برگزاری نماز عید فطر

وقتی عید فطر فرا رسید، و مأمون به دلیل بیماری یا دلیل نامعلوم دیگری، به امام رضا(علیه السلام) پیام داد که نماز عید را اقامه کنند؛ امام بر اساس شرطی که در ولایتعهدی کرده بودند، از پذیرش این درخواست امتناع کردند و پس از پافشاری خلیفه، امام پیشنهاد وی را پذیرفتند، بدین شرط که نماز عید را به سیره رسول خدا(صلی الله علیه و آله)برگزار کنند و مأمون پذیرفت و دستور داد نظامیان، درباریان و مردم، صبحگاه نزدیک منزل امام اجتماع کنند و با ایشان به سوی مصلّی بروند.

صبحگاه امام(علیه السلام) از منزل بیرون آمدند، در حالی که خود را خوشبو ساخته، ردایی بر دوش، عمامه‌ای از کتان بر سر، عصایی بر دست و پا برهنه، با گامهای استوار و با طمأنینه و وقار راهی مصلّی شدند. با تکبیر حضرت، فریاد تکبیر مردم در همه جا طنین انداز شد. فریاد تکبیر و گریه شوق مردم چنان فضای بی‌نظیری بر شهر حاکم ساخت که تا آن روز سابقه نداشت. «فضل بن سهل» که اوضاع را آشفته دید، خود را به خلیفه رساند و مأمون را از شرایط پیش آمده و نتایج احتمالی آن آگاه کرد و گفت: با این اوضاع، همه دلها متوجه علی بن موسی خواهد شد. مأمون بدون درنگ دستور داد تا حضرت را از نیمه راه بازگردانند.[13]

پیام رفتار امام(علیه السلام)

امام رضا(علیه السلام)با استفاده از فرصت پیش‏آمده، جایگاه امامت حق را بر دلهای مردم به مأمون نمایاند و چنان ترس و دلهره‌ای بر دل حاکم ظلم انداخت که وی مجبور به عقب‏نشینی شد.

اینها، بخشی کوچک از سیره رفتاری امام رضا(علیه السلام)در قبال حکومت ظلم و جور مأمون است که به همگان فهماند بنا به دلایلی جبراً حاضر به پذیرش ولایتعهدی حاکم ظالم شده است. کسانی که برای سیاست‌گذاری در سیاست خارجی کشور، موضوع ولایتعهدی امام رضا(علیه السلام) را مورد تأکید قرار می‌دهند، باید بدانند که در جزئیات رفتار در حوزه سیاست خارجی نیز باید از سیره امام(علیه السلام) الگو بگیرند و با بدبینی به سراغ جبهه ظلم و استکبار بروند، نه خوش‌بین! و در طول مواجهه و مذاکره با جبهه ظلم و کفر، از هر وسیله‌ای برای اثبات حقانیت و مظلومیت ملت ایران و نظام اسلامی بهره گیرند.

همچنین از گفتن حقیقت و آرمانهای نظام اسلامی در مقابل ظالمان ابایی نداشته باشند و به امتیازاتی که ظالمان به عنوان تحفه پیش‌کش می‌کنند، دل نبسته و امیدی نداشته باشند و سعی‌شان بر آن باشد تا چهره استکبار را هرچه بیش‏تر برای افکار عمومی جهان هویدا کنند.

طوری رفتار کنند که آثار ناخرسندی و ناخشنودی آنها از مواجهه با ظالمان در چهره و رفتارشان به وضوح قابل تشخیص باشد و تمام کشورهای همسو با جمهوری اسلامی را به مقابله و عدم همکاری با جبهه ظلم و جور و نظام سلطه فرا بخوانند.

در هر اجتماع و با هر وسیله‌ای برای ایجاد رعب در دل دشمن استفاده کرده، نفوذ جمهوری اسلامی در قلب آزادیخواهان جهان را به رخ سردمداران ظلم و جور بکشند تا نظام سلطه را وادار به عقب‌نشینی کنند.

 

 


پی‌نوشت:

[1]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج‏2، ص‏217.

[2]. همان، ص‏218.

[3]. مستدرک الوسائل،محدث نوری، مؤسسه آل ‏البیت(علیهم السلام)، 1408ق، ج‏12، ص‏232.

[4]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج‏2، ص‏135.

[5]. همان، ص‏141.

[6]. بحار الانوار،محمد باقر مجلسی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت ، 1403 ق، ج‏49، ص‏129.

[7]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج‏2، ص‏140.

[8]. فصول المهمة، شیخ حرّ عاملی، مؤسسه معارف اسلامی امام رضا(علیه السلام)، قم، 1418 ق، ص‏282.

[9]. بحار الانوار، ج‏49، ص‏130.

[10]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج‏2، ص‏15؛ بحار الانوار، ج‏49، ص‏100.

[11]. بحار الانوار، ج‏49، ص‏227.

[12]. الحیاة، برادران حکیمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1380 ش، ج‏1 ص‏424..

[13]. کشف الغمة، علی بن عیسی اربلی، نشر بنی هاشمی، تبریز، 1381 ق، ج‏3، ص‏106؛ عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ص150.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 193.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٢٧ مرداد ١٣٩٥ / شماره خبر : ٣٨٢٢٥١ / تعداد بازدید : 1580/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج