شنبه ٢٤ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


ولایتعهدی امام رضا (علیه السلام)-2

وداع امام

امام فرمود: به دیدن من بیا زیرا از جوار جدم خارج مى شوم و در غربت از دنیا مى روم و در كنار قبر هارون مدفون مى شوم! من همراه حضرت به خراسان رفتم، تا این كه از دنیا رفت و در كنار قبر هارون به خاك سپرده شد

سیدعباس رفیعی پور

وداع امام هشتم از مدینه و مكه:
شیخ صدوق رحمه الله از محول سجستانى آورده است:
«وقتى كه فرستاده ى مامون براى بردن امام رضا علیه السلام از خراسان به مدینه آمد، من آنجا بودم. امام علیه السلام به منظور خدا حافظى و براى وداع، به مسجد النبى كنار قبر رسول خدا صلى الله علیه و آله رفت و مكرر با قبر پیامبر صلى الله علیه و آله وداع مى كرد و بیرون مى آمد و نزد قبر باز مى گشت و با صداى بلند گریه مى كرد. من به امام نزدیك شده، سلام كردم امام جواب سلام مرا داد، حضرت را در رفتن به سفر خراسان تهنیت و مبارك باد گفتم. امام فرمود: به دیدن من بیا زیرا از جوار جدم خارج مى شوم و در غربت از دنیا مى روم و در كنار قبر هارون مدفون مى شوم! من همراه حضرت به خراسان رفتم، تا این كه از دنیا رفت و در كنار قبر هارون به خاك سپرده شد.(1)

امیه بن على مى گوید: من در آن سالى كه حضرت رضا علیه السلام در مراسم حج شركت كرد و سپس به سوى خراسان حركت نمود، در مكه با او بودم و فرزندش امام جواد علیه السلام (كه پنج سال داشت) با او بود. امام با خانه ى خدا وداع مى كرد و چون از طواف خارج شد، نزد مقام رفت و در آن جا نماز خواند. امام جواد علیه السلام بر دوش موفق (غلام حضرت) بود كه او را طواف مى داد. نزدیك حجر اسماعیل، امام جواد علیه السلام از دوش موفق پایین آمد و مدتى طولانى در آن جا نشست موفق گفت: فدایت شوم برخیز.
امام جواد علیه السلام فرمود: نمى خواهم. مگر خدا بخواهد. آثار غم و اندوه در چهره اش آشكار شد.
موفق نزد امام رضا علیه السلام آمد و گفت: فدایت شوم، حضرت جواد علیه السلام در كنار حجر اسماعیل نشسته و بلند نمى شود.
امام هشتم علیه السلام نزد فرزندش آمد و فرمود: بلند شو عزیزم.
حضرت جواد علیه السلام عرض كرد: «چگونه برخیزم با این كه خانه ى خدا را به گونه اى وداع كردى كه دیگر نزد آن بر نمى گردى!.»
امام رضا علیه السلام فرمود: «حبیب من برخیز» آنگاه حضرت جواد علیه السلام برخاست و با پدرش به راه افتاد.(2)

 


پی نوشت:

1) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2 ص 217.
2) كشف الغمه، ج 3، انوار البهیه، ص 239، اعیان الشیعه، ج 2 ص 18.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره4.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٦ مرداد ١٣٩٢ / شماره خبر : ٣٤٧٢٣٨ / تعداد بازدید : 613/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج