شنبه ٢٤ آذر ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


اهل بیت (علیهم السلام)

نحوه شهادت امام رضا (علیه السلام)

حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ در سال 148 هـ.ق در شهر مدينه متولد شد،و در ماه صفر سال 203 هـ.ق در شهر طوس خراسان و در سن 55 سالگي به شهادت رسيد.

حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ در سال 148 هـ.ق در شهر مدينه متولد شد،1 و در ماه صفر سال 203 هـ.ق در شهر طوس خراسان و در سن 55 سالگي به شهادت رسيد.
در باب شهادت ايشان تقريباً تمام علماي شيعه و عده زيادي از علماي اهل سنت قائلند كه آن حضرت مسموم و شهيد شده. درباره عامل شهادت اختلاف نظر و اقوالي وجود دارد كه به آنها اشاره خواهيم كرد.
قول مشهور اين است كه آن حضرت توسط مأمون خليفه عباسي مسموم شده و به شهادت رسيده اند.
برخي از علماي اهل سنت قائلند كه مأمون، امام رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم نكرده است. و براي اين گفته خود دلائلي هم ذكر مي‌ كنند. از جمله آن دلائل اين است كه مأمون دختر خود را به همسري امام رضا ـ عليه السّلام ـ درآورد. مأمون به برتري علي ـ عليه السّلام ـ در برابر علما استدلال مي‌ كرد. بعد از درگذشت امام رضا ـ عليه السّلام ـ مأمون بسيار ناراحت و غمگين بود و... در ادامه خواهيم گفت كه به هيچ يك از دلائل در اين رابطه نمي توان استناد كرد. عده اي از علماي اهل سنت قائلند كه ايشان مسموم شده اند و عامل جنايت، عباسيان (غير از مأمون) بوده اند. به عنوان نمونه ابن جوزي مي‌ گويد: «وقتي عباسيان ديدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولايتعهدي) و به دست علويان افتاد، امام رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم كردند.»2 اين قول نيز چندان صحيح به نظر نمي رسد چرا كه «بيشتر مورخين و روات اجماع دارند كه مأمون سم را به امام ـ عليه السّلام ـ داده نه غير او»3. علاوه بر اينكه مأمون براي اين كار انگيزه هم داشته كه به آن اشاره خواهد شد. رواياتي از امام رضا ـ عليه السّلام ـ آمده است كه در اين روايات آن حضرت شهادت خويش را پيشگويي كرده اند و عامل اين جنايت را مأمون دانسته اند. امام رضا ـ عليه السّلام ـ به هرثمه بن اعين مي‌ گويد: «موقع مرگ من فرا رسيده است اين طاغي (مأمون) تصميم گرفته مرا مسموم كند...»4.

شهيد مطهري مي‌ نويسد: «قرائن نشان مي‌ دهد كه امام رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم كردند و يك علت اساسي همان قيام بني العباس در بغداد (بر عليه مأمون) بود. مأمون در حالي حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم كرد كه از خراسان به طرف بغداد مي‌ رفت و مرتب اوضاع بغداد را به او گزارش مي‌ دادند. به او گزارش دادند كه بغداد قيام كرده او ديد كه حضرت رضا را نمي‎تواند عزل كند و اگر با اين وضع بخواهد برود آنجا كار بسيار مشكل است. براي اينكه زمينه رفتن آنجا را فراهم كند و به بني العباس بگويد كار تمام شد حضرت را مسموم كرد و آن علت اساسي كه مي‌ گويند و قابل قبول هم هست و با تاريخ وفق مي‌ دهد همين جهت است»5.

به نظر مي‌ رسد انگيزه اصلي مأمون در به شهادت رساندن امام رضا ـ عليه السّلام ـ همين مطلبي باشد كه ذكر شد. چرا كه قيام عباسيان در بغداد جز به خاطر ترس از روي كار آمدن علويان نبوده است.

طبري مي‌ نويسد: «مأمون نامه اي به بني عباس در بغداد نوشت و مرگ علي بن موسي ـ عليه السّلام ـ را به آنان اعلام كرد و از آنان خواست كه به اطاعت او درآيند زيرا دشمني آنان با او جز با بيعت وي با علي بن موسي ـ عليه السّلام ـ نبوده است.6 از ديگر موجباتي كه مورخان در قتل امام رضا ـ عليه السّلام ـ ذكر كرده اند، كينه اي مي‌ دانند كه مأمون از امام رضا ـ عليه السّلام ـ به دل گرفته بود. طبرسي مي‌ نويسد: علتي كه موجب شد مأمون امام رضا ـ عليه السّلام ـ را به شهادت برساند اين بود كه آن حضرت بي محابا (و بدون ترس) حق را در برابر مأمون اعلام مي‌ كرد. در بيشتر موارد در مقابل او قرار مي‌ گرفت كه موجب عصبانيت و كينه او مي‌ شد...»7

همانگونه كه بيان شد از نظر روايات شيعي شكي نيست كه مأمون حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ را مسموم كرد.8 امّا اينكه كيفيت اين عمل چگونه بوده است؟ روايات چندي وجود دارد كه به آنها اشاره مي‌ كنيم.
روايتي را شيخ مفيد از عبدا... بن بشير نقل كرده كه عبدا... گفت: مأمون به من دستور داد كه ناخنهاي خود را بلند كنم... سپس مرا خواست و چيزي به من داد كه شبيه تمر هندي بود و به من گفت: اين را به همة دو دست خود بمال... سپس نزد امام رضا ـ عليه السّلام ـ رفت و به من دستور داد كه انار براي ما بياور من اناري چند حاضر كردم و مأمون گفت: با دست خود آن را بفشار، من فشردم و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت خورانيد و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از خوردن آن آب انگور دو روز بيشتر زنده نماند»9.

روايت ديگري را شيخ مفيد از محمد بن جهم ذكر كرده كه مي‌ گويد: «حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ انگور دوست مي‌ داشت پس قدري انگور براي حضرت تهيه كردند. در جاي حبه هاي آن چند روز سوزنهاي زهرآلود زدند. سپس آن سوزنها را كشيده و به نزد آن بزرگوار آوردند... آن حضرت از آن انگورهاي زهرآلود بخورد و سبب شهادت ايشان شد.10»
روايتي از اباصلت هروي نيز نقل شده كه مي‌ گويد: مأمون امام رضا ـ عليه السّلام ـ را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.11»

بنابراين ادله اي كه اهل سنت ذكر كرده اند كه مأمون امام رضا ـ عليه السّلام ـ را به شهادت نرسانده بي اساس مي‌ باشد. چرا كه مأمون فردي بود كه به خاطر حكومت برادر خويش امين را به قتل رساند و محبوبيت امام رضا ـ عليه السّلام ـ در نزد او از برادرش بيشتر نبود. و گريه ظاهري او بعد از مرگ امام ـ عليه السّلام ـ به جهت منحرف كردن اذهان علويان و طرفداران امام رضا ـ عليه السّلام ـ بوده است.
«بعد از شهادت امام رضا ـ عليه السّلام ـ شيعيان بدن شريف آن حضرت را در خراسان تشييع كردند. اين تشييع جنازه به حدي پر شور بود كه تا آن زمان مثل آن ديده نشده بود، همه طبقات در تشييع جنازه امام حاضر شدند»12. امام رضا ـ عليه السّلام ـ در سال 203 هـ.ق در شهر طوس به خاك سپرده شد.
امام رضا ـ عليه السّلام ـ : «دوست هر فردي عقل اوست و دشمن او جهل او»13
 


پی نوشت:
1) محمد بن محمد بن نعمان (شيخ مفيد) الارشاد، ترجمه سيد هاشم رسولي محلاتي، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، چاپ دوم، بي‎تا، ج 2، ص 261.
2) باقر شريف القرشي، حياة الامام علي بن موسي الرضا ـ عليه السّلام ـ ، قم، نشر سعيد بن جبير، 1372 هـ.ش، ج 2، ص 371.
3) همان.
4) محمد بن جرير بن رستم طبري، دلائل الامامه، قم، منشورات الرضي، 1363، ص 178.
5) مرتضي مطهري، سيري در سيره ائمه اطهار، چاپ 27، تهران، صدرا، 1384، ص 210.
6) محمد بن جرير طبري، تاريخ طبري، ترجمه ابوالقاسم پاينده، چاپ دوم، تهران، اساطير، 1364، ج 13،‌ص 5676.
7) فضل بن حسن طبرسي، اعلام الوري، قم، مؤسسه آل البيت ـ عليهم السّلام ـ ، 1417، ج 2، ص 80 و شيخ مفيد، پيشين، ج 2، ص 260.
8) مرتضي مطهري، پيشين، ص 211.
9) محمد بن محمد بن نعمان، پيشين،‌ج 2، ص 262ـ261.
10) همان، ص 262.
11) فضل بن حسن طبرسي، پيشين، ص 83ـ82.
12) باقر شريف القرشي، پيشين، ص 375.
13) شيخ عباس قمي، منتهي الامال، ج 2،‌ص 491.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. زندگي سياسي هشتمين امام:جعفر مرتضي حسيني.
2. پيشوايان، سيد كاظم ارفع.

منبع: سایت اندیشه قم





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ١١ دی ١٣٩٢ / شماره خبر : ٣١٠٢٠٥ / تعداد بازدید : 1978/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج