چهارشنبه ٣٠ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


غلامرضا گلی زواره‌

سوگواری امام حسین علیه السلام بعد عاشورا

اهل بيت امام حسين علیه السلام در حالي به شام منتقل شدند كه بر فراز شتران به غل و زنجير كشيده شده و آفتاب داغ، سيماي آنان را سوزانده؛ دستهاي اين عزيزان به گردنها بسته و در بازار دمشق گردانيده مي شدند...

شیون در شام‌
سوگواري براي ابا عبد الله علیه السلام و ساير شهيدان كربلا، با انتقال اسيران به شام، به سرزمين مذكور منتقل شد و محفل شادماني و عياشي يزيد را به مجلس عزا تبديل كرد. از كساني كه بعد از ورود اهل بيت امام حسين علیه السلام به دمشق، تحت تأثير مظلوميت شهيدان كربلا قرار گرفت، «خالد بن معدان» است كه از جمله بزرگان تابعين نزد اهل سنت مي باشد. وي در همان آغاز ورود كاروان حسيني به شام ـ كه پيشاپيش اسرا و سرهاي بريده وارد مركز حكومت اموي گرديد ـ به شدّت متأثّر شد و گريست و از شدّت اندوه به مدت يك ماه از مردم كناره گيري كرد و در حيرت و ماتم فرو رفت. بعد از آن كه دوستانش به ديدنش رفتند، در رثاي امام حسين علیه السلام اشعاري سرود كه ترجمة بخشي از آنها چنين است: «اي فرزند دختر پيامبر، با سر شما آمدند در حالي كه به خون آغشته بود، با قتل شما گويي آشكارا و از روي عمد پيامبر را كشتند، شما را با لب تشنه شهيد نمودند و در اين جنايت، تأويل قرآن و وحي را در نظر نگرفتند، هنگام انجام اين جنايت، تكبير مي گفتند؛ اما با قتل تو تكبير و تهليل را نيز در معرض تهديد قرار دادند.» 1
اهل بيت امام حسين علیه السلام در حالي به شام منتقل شدند كه بر فراز شتران به غل و زنجير كشيده شده و آفتاب داغ، سيماي آنان را سوزانده؛ دستهاي اين عزيزان به گردنها بسته و در بازار دمشق گردانيده مي شدند. وقتي اسيران را به بارگاه يزيد بردند، زينب كبري علیها السلام با مشاهده سر بريده برادر، بسيار ناليد و با گريه اي جان سوز فرياد زد: «اي حسين! اي حبيب خدا! اي فرزند مكّه و مدينه و پسر سرور زنان جهان، فاطمه زهرا علیها السلام!» هر كس در آن مجلس بود با شنيدن اين سخنان گريست.‌
يزيد لعين بر لبها و دندانهاي مبارك امام حسين علیه السلام چوب مي زد، زينب علیها السلام با مشاهدة اين وضع، ناليد و با خود اين چنين نجوا كرد: «اي كاش خواهرت نبود و تو را به اين وضع نمي ديد!» بعد مطالبي سوزناك بيان نمود كه اهل مجلس را به گريه واداشت. از آن پس، سه روز عزاداري برپا شد و اين نخستين مجلس سوگواري عمومي بود كه در دمشق و در حضور يزيد براي امام سوم علیه السلام و يارانش برپا گشت. وقتي اسيران را به خانه اي در مجاورت محلّ اقامت فرزند معاويه انتقال دادند، به مدت چند روز بر حادثۀ كربلا نوحه سرايي مي كردند و مورخان مي گويند اين زنان بني هاشم نبودند كه مي گريستند، بلكه زنان شامي هم اشك خود را تقديم حماسه آفرينان محرّم كردند. 2
بر اثر فعاليّتهاي تبليغي امام زين العابدين علیه السلام و حضرت زينب علیها السلام و تنفّر روزافزون مردم، يزيد چهره اي نادم به خود گرفت و اجازه داد حتي اطرافيان، دربارة كربلا احساسات دروني خود را بيان كنند. از آن جمله وقتي اهل بيت سيد الشهداء علیه السلام به منزل يزيد رفتند هيچ زن و دختري از خاندان او باقي نماند مگر اينكه همگام با اسيران به سوگواري پرداختند. 3
يزيد خطيبي را فرا خواند تا بر بالاي منبر برود و امام حسين علیه السلام و خاندانش را نكوهش كند. خطيب چنين كرد و در دفاع از معاويه و يزيد زياده روي نمود. امام سجاد علیه السلام بر اين سخنران اعتراض نمود و از يزيد خواست كه اجازه دهد سخناني بر زبان آورد تا خدا را خشنود نموده و براي حاضران پاداشي در بر داشته باشد. سرانجام با حمايت مردم، يزيد رضايت داد امام علیه السلام به منبر برود. امام چهارم علیه السلام پس از ستايش خداوند و مدح رسول اكرم صلی الله علیه و آله به معرفي خاندان خويش پرداخت و حقايقي را براي حاضران بازگفت كه ناگهان صداي شيون مردم بلند شد. يزيد براي اينكه عزاداري مذكور، تبديل به يك قيام فراگير نگردد، دستور داد كه مؤذن اذان بگويد؛ وقتي مؤذن گفت: أَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله، حضرت علیه السلام فرمود: «صبر كن تا جمله اي در اين ارتباط به مردم بگويم. اي يزيد آيا پيامبر صلی الله علیه و آله جدّ توست يا جدّ من؟ اگر بگويي جدّ توست كه دروغ مي گويي و اگر اعتراف مي كني كه نياي من است، پس چرا فرزندش را كشتي؟ اهل بيتش را اسير و فرزندان سبط او را آواره بيابانها نمودي؟»‌
امام سجاد علیه السلام آن چنان به بازگويي حقايق پرداخت كه صداي گريه مردم بلند شد و سوگواريها شدّت گرفت و موج اين ماجرا در شهر انتشار يافت و يزيد ناگزير گرديد رفتار خود را نسبت به خاندان ابا عبد الله علیه السلام و امام سجاد علیه السلام تغيير دهد؛ بنابراين هنگام حركت كاروان اسيران از شام به جانب مدينه، دستور داد تا با تشريفاتي ويژه اهل بيت علیهم السلام را همراهي كنند و نسبت به آنان با تجليل و تكريم برخورد نمايند. افكار عمومي هم دگرگون شد و مردم بيدار شدند و هيجاني در آنان پديد آمد و اسباب ناراحتي و فشارهاي رواني دودمان بني اميّه را سامان داد. 4

ماتم داري در مدينه‌
با استناد به پاره اي از روايات، و استنباط از منابع تاريخي، اسيران كربلا بعد از بيرون آمدن از شام، در بيستم صفر سال 61 يا 62ق ـ مصادف با اربعين حسيني ـ به قتلگاه شهيدان عاشورا رفتند و براي آنان مجلس سوگ و ماتم برپا كردند. برخي از اصحاب و ياران ائمه هدي علیهم السلام نيز به اين جمع پيوستند و ساكنين آن نواحي، اجتماع مذكور را گسترش دادند. مي گويند «جابر بن عبد الله انصاري» نخستين صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علي علیه السلام است كه موفق گرديد در روز اربعين، مرقد امام حسين علیه السلام را زيارت كند. 5
كاروان اهل بيت علیهم السلام پس از زيارت مرقد امام حسين علیه السلام و ديگر حماسه آفرينان عاشورا، به سوي مدينه حركت كردند. اين شهر آمادگي بیشتري براي بزرگداشت قيام كربلا داشت. 6
«بشير بن جذلم» كه مرثيه سرا بود و ذوق شعري داشت، مي گويد: وقتي آن قافله به حوالي مدينه رسيد، امام زين العابدين علیه السلام فرمود: تو به داخل شهر برو و خبر شهادت امام علیه السلام را به مردم بده. سوار بر مركب خويش گرديدم و با شتاب، خود را به مسجد النبي رسانيدم و ضمن گريه، اشعاري را خواندم:‌
اي ساكنان يثرب (مدينه)، ديگر در شهر نمانيد؛ چون امام حسين علیه السلام كشته شد و اشكهاي مداوم از ديده ها جاري سازيد، بدنش در كربلا به خون آغشته گرديد و سرش بر سر نيزه ها در حال گردش است. ‌
بشير مي افزايد: به مردم گفتم علي بن الحسين علیهما السلام با عمه ها و خواهرانش نزد شما آمده اند و من قاصد او به سوي شما هستم. پيك كاروان (بشير) ذكر مي كند كه مردم از خانه ها بيرون آمدند و براي استقبال در مسير ورودي شهر، آماده شدند. امام سجاد علیه السلام از خيمه اش بيرون آمد در حالي كه با دستمالي اشكهاي خود را پاك مي كرد. براي ايشان كرسي گذاشتند؛ امام علیه السلام بر روي آن نشست تا سخن بگويد؛ ولي گريه مجال نمي داد. با ديدن اين وضع دردناك، فرياد مردم از هر سو به ناله و زاري بلند شد و هر كدام به امام چهارم علیه السلام تعزيت و تسليت مي گفتند. با فرو نشستن هيجانهاي مردم، امام علیه السلام خطبه غرّايي خواند؛ آن گاه كاروان وارد مدينه گرديد. شهر از آن زمان چندين روز متوالي شاهد مجالس عزا بود و نوحه هاي دردآوري شنيده مي شد. 7
دسته هاي سوگوار بانوان از منزل زينب كبري علیها السلام به سوي حرم پيامبر صلی الله علیه و آله و از آن مكان مبارك به منزل ام البنين (همسر حضرت علي علیه السلام و مادر ابوالفضل العباس علیه السلام) در حال رفت و آمد بود. 8
دختر عقيل بن ابي طالب، وقتي خبر شهادت امام حسين علیه السلام و يارانش را شنيد، ضمن آنكه ابياتي سوزناك مي خواند، همراه خواهرانش براي كشته هاي كربلا عزاداري مي كردند. 9
رباب، دختر امرء القيس (همسر امام حسين علیه السلام)، در مدینه يك سال تمام با اندوهي ويژه، مجلس سوگواري برپا داشت. زنان مدينه همراهش مي گريستند و آن قدر اين بانو گريه كرد كه اشك ديدگانش خشك شد. اُمّ البنين، دختر «حزام كلابيّه» ـ كه فرزندانش در كربلا به شهادت رسيدند ـ ، هر روز به قبرستان بقيع مي رفت و براي چهار پسرش با ناله هاي دردناك و دل سوز ندبه مي كرد؛ به طوري كه مردم جمع مي شدند و به گريه هايش گوش مي دادند و متأثر مي شدند. او ضمن گريه در رثاي فرزندان شهيدش اشعاري غمناك مي خواند. 10


پی نوشت:

1) مناقب آل ابو طالب، ابن شهر آشوب سهروي مازندراني، بيروت، دار الاخوان، ج 3، ص 117.
2) سنّت عزاداري و منقبت خواني در تاريخ شيعه اماميه، محمود تقي زاده، داوري، مؤسسه شيعه شناسي، تهران، ص 72؛ به نقل از نصوص من تاريخ ابي مخنف، ج1، ص500.
3) الكامل، شيخ بهائي، ج 2، ص 300؛ مقتل خوارزمي، ص 78 ـ 76؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 174.
4) گسترش نهضت حسيني، ص 83 ـ 82.
5) موسوعة آل النبي، ص 747؛ مجالس السنيه، ص 142؛ المدخل الي موسوعة العتبات المقدسه، تدوين جعفر خليلي، ص 361.
6) تاريخچه عزاداري حسيني، ص 40، به نقل از اعيان الشيعه، قسم اول از جلد چهارم، ص 75.
7) المجالس السنيه، مجلس نودم، مثير الاحزان، ص90.
8) احرام محرّم، ص 23.
9) الارشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج2، ص124.
10) الكامل، ابن اثير، ج 4، ص 45؛ مقاتل الطالبيين، ص85.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 147.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ١ دی ١٣٩٢ / شماره خبر : ٣٠٩٢٣٤ / تعداد بازدید : 3199/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج