چهارشنبه ٣٠ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


غلامرضا گلی زواره‌

سوگواری امام حسین علیه السلام در عصر معصومین علیهم السلام (2)‌

سوگواري براي ابا عبد الله علیه السلام و ساير شهيدان كربلا، با انتقال اسيران به شام، به سرزمين مذكور منتقل شد و محفل شادماني و عياشي يزيد را به مجلس عزا تبديل كرد.

اشاره:‌

در شمارۀ گذشته ماهنامۀ مبلّغان (شماره136) موضوع سوگواریهای امام حسین علیه السلام در عصر معصومین علیهم السلام مطرح شد و در آنجا مباحثی همچون «ماتم داری خاتم پیامبران»، «حزن و اندوه امیرمؤمنان علی علیه السلام» و ... مطرح شد و اکنون بخش دوم این مقاله را به مبلّغان گرامی تقدیم می داریم.‌

شیون در شام‌
سوگواري براي ابا عبد الله علیه السلام و ساير شهيدان كربلا، با انتقال اسيران به شام، به سرزمين مذكور منتقل شد و محفل شادماني و عياشي يزيد را به مجلس عزا تبديل كرد. از كساني كه بعد از ورود اهل بيت امام حسين علیه السلام به دمشق، تحت تأثير مظلوميت شهيدان كربلا قرار گرفت، «خالد بن معدان» است كه از جمله بزرگان تابعين نزد اهل سنت مي باشد. وي در همان آغاز ورود كاروان حسيني به شام ـ كه پيشاپيش اسرا و سرهاي بريده وارد مركز حكومت اموي گرديد ـ به شدّت متأثّر شد و گريست و از شدّت اندوه به مدت يك ماه از مردم كناره گيري كرد و در حيرت و ماتم فرو رفت. بعد از آن كه دوستانش به ديدنش رفتند، در رثاي امام حسين علیه السلام اشعاري سرود كه ترجمة بخشي از آنها چنين است: «اي فرزند دختر پيامبر، با سر شما آمدند در حالي كه به خون آغشته بود، با قتل شما گويي آشكارا و از روي عمد پيامبر را كشتند، شما را با لب تشنه شهيد نمودند و در اين جنايت، تأويل قرآن و وحي را در نظر نگرفتند، هنگام انجام اين جنايت، تكبير مي گفتند؛ اما با قتل تو تكبير و تهليل را نيز در معرض تهديد قرار دادند.» 1
اهل بيت امام حسين علیه السلام در حالي به شام منتقل شدند كه بر فراز شتران به غل و زنجير كشيده شده و آفتاب داغ، سيماي آنان را سوزانده؛ دستهاي اين عزيزان به گردنها بسته و در بازار دمشق گردانيده مي شدند. وقتي اسيران را به بارگاه يزيد بردند، زينب كبري علیها السلام با مشاهده سر بريده برادر، بسيار ناليد و با گريه اي جان سوز فرياد زد: «اي حسين! اي حبيب خدا! اي فرزند مكّه و مدينه و پسر سرور زنان جهان، فاطمه زهرا علیها السلام!» هر كس در آن مجلس بود با شنيدن اين سخنان گريست.‌
يزيد لعين بر لبها و دندانهاي مبارك امام حسين علیه السلام چوب مي زد، زينب علیها السلام با مشاهدة اين وضع، ناليد و با خود اين چنين نجوا كرد: «اي كاش خواهرت نبود و تو را به اين وضع نمي ديد!» بعد مطالبي سوزناك بيان نمود كه اهل مجلس را به گريه واداشت. از آن پس، سه روز عزاداري برپا شد و اين نخستين مجلس سوگواري عمومي بود كه در دمشق و در حضور يزيد براي امام سوم علیه السلام و يارانش برپا گشت. وقتي اسيران را به خانه اي در مجاورت محلّ اقامت فرزند معاويه انتقال دادند، به مدت چند روز بر حادثۀ كربلا نوحه سرايي مي كردند و مورخان مي گويند اين زنان بني هاشم نبودند كه مي گريستند، بلكه زنان شامي هم اشك خود را تقديم حماسه آفرينان محرّم كردند. 2
بر اثر فعاليّتهاي تبليغي امام زين العابدين علیه السلام و حضرت زينب علیها السلام و تنفّر روزافزون مردم، يزيد چهره اي نادم به خود گرفت و اجازه داد حتي اطرافيان، دربارة كربلا احساسات دروني خود را بيان كنند. از آن جمله وقتي اهل بيت سيد الشهداء علیه السلام به منزل يزيد رفتند هيچ زن و دختري از خاندان او باقي نماند مگر اينكه همگام با اسيران به سوگواري پرداختند. 3
يزيد خطيبي را فرا خواند تا بر بالاي منبر برود و امام حسين علیه السلام و خاندانش را نكوهش كند. خطيب چنين كرد و در دفاع از معاويه و يزيد زياده روي نمود. امام سجاد علیه السلام بر اين سخنران اعتراض نمود و از يزيد خواست كه اجازه دهد سخناني بر زبان آورد تا خدا را خشنود نموده و براي حاضران پاداشي در بر داشته باشد. سرانجام با حمايت مردم، يزيد رضايت داد امام علیه السلام به منبر برود. امام چهارم علیه السلام پس از ستايش خداوند و مدح رسول اكرم صلی الله علیه و آله به معرفي خاندان خويش پرداخت و حقايقي را براي حاضران بازگفت كه ناگهان صداي شيون مردم بلند شد. يزيد براي اينكه عزاداري مذكور، تبديل به يك قيام فراگير نگردد، دستور داد كه مؤذن اذان بگويد؛ وقتي مؤذن گفت: أَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله، حضرت علیه السلام فرمود: «صبر كن تا جمله اي در اين ارتباط به مردم بگويم. اي يزيد آيا پيامبر صلی الله علیه و آله جدّ توست يا جدّ من؟ اگر بگويي جدّ توست كه دروغ مي گويي و اگر اعتراف مي كني كه نياي من است، پس چرا فرزندش را كشتي؟ اهل بيتش را اسير و فرزندان سبط او را آواره بيابانها نمودي؟»‌
امام سجاد علیه السلام آن چنان به بازگويي حقايق پرداخت كه صداي گريه مردم بلند شد و سوگواريها شدّت گرفت و موج اين ماجرا در شهر انتشار يافت و يزيد ناگزير گرديد رفتار خود را نسبت به خاندان ابا عبد الله علیه السلام و امام سجاد علیه السلام تغيير دهد؛ بنابراين هنگام حركت كاروان اسيران از شام به جانب مدينه، دستور داد تا با تشريفاتي ويژه اهل بيت علیهم السلام را همراهي كنند و نسبت به آنان با تجليل و تكريم برخورد نمايند. افكار عمومي هم دگرگون شد و مردم بيدار شدند و هيجاني در آنان پديد آمد و اسباب ناراحتي و فشارهاي رواني دودمان بني اميّه را سامان داد. 4

ماتم داري در مدينه‌
با استناد به پاره اي از روايات، و استنباط از منابع تاريخي، اسيران كربلا بعد از بيرون آمدن از شام، در بيستم صفر سال 61 يا 62ق ـ مصادف با اربعين حسيني ـ به قتلگاه شهيدان عاشورا رفتند و براي آنان مجلس سوگ و ماتم برپا كردند. برخي از اصحاب و ياران ائمه هدي علیهم السلام نيز به اين جمع پيوستند و ساكنين آن نواحي، اجتماع مذكور را گسترش دادند. مي گويند «جابر بن عبد الله انصاري» نخستين صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علي علیه السلام است كه موفق گرديد در روز اربعين، مرقد امام حسين علیه السلام را زيارت كند. 5
كاروان اهل بيت علیهم السلام پس از زيارت مرقد امام حسين علیه السلام و ديگر حماسه آفرينان عاشورا، به سوي مدينه حركت كردند. اين شهر آمادگي بیشتري براي بزرگداشت قيام كربلا داشت. 6
«بشير بن جذلم» كه مرثيه سرا بود و ذوق شعري داشت، مي گويد: وقتي آن قافله به حوالي مدينه رسيد، امام زين العابدين علیه السلام فرمود: تو به داخل شهر برو و خبر شهادت امام علیه السلام را به مردم بده. سوار بر مركب خويش گرديدم و با شتاب، خود را به مسجد النبي رسانيدم و ضمن گريه، اشعاري را خواندم:‌
اي ساكنان يثرب (مدينه)، ديگر در شهر نمانيد؛ چون امام حسين علیه السلام كشته شد و اشكهاي مداوم از ديده ها جاري سازيد، بدنش در كربلا به خون آغشته گرديد و سرش بر سر نيزه ها در حال گردش است. ‌
بشير مي افزايد: به مردم گفتم علي بن الحسين علیهما السلام با عمه ها و خواهرانش نزد شما آمده اند و من قاصد او به سوي شما هستم. پيك كاروان (بشير) ذكر مي كند كه مردم از خانه ها بيرون آمدند و براي استقبال در مسير ورودي شهر، آماده شدند. امام سجاد علیه السلام از خيمه اش بيرون آمد در حالي كه با دستمالي اشكهاي خود را پاك مي كرد. براي ايشان كرسي گذاشتند؛ امام علیه السلام بر روي آن نشست تا سخن بگويد؛ ولي گريه مجال نمي داد. با ديدن اين وضع دردناك، فرياد مردم از هر سو به ناله و زاري بلند شد و هر كدام به امام چهارم علیه السلام تعزيت و تسليت مي گفتند. با فرو نشستن هيجانهاي مردم، امام علیه السلام خطبه غرّايي خواند؛ آن گاه كاروان وارد مدينه گرديد. شهر از آن زمان چندين روز متوالي شاهد مجالس عزا بود و نوحه هاي دردآوري شنيده مي شد. 7
دسته هاي سوگوار بانوان از منزل زينب كبري علیها السلام به سوي حرم پيامبر صلی الله علیه و آله و از آن مكان مبارك به منزل ام البنين (همسر حضرت علي علیه السلام و مادر ابوالفضل العباس علیه السلام) در حال رفت و آمد بود. 8
دختر عقيل بن ابي طالب، وقتي خبر شهادت امام حسين علیه السلام و يارانش را شنيد، ضمن آنكه ابياتي سوزناك مي خواند، همراه خواهرانش براي كشته هاي كربلا عزاداري مي كردند. 9
رباب، دختر امرء القيس (همسر امام حسين علیه السلام)، در مدینه يك سال تمام با اندوهي ويژه، مجلس سوگواري برپا داشت. زنان مدينه همراهش مي گريستند و آن قدر اين بانو گريه كرد كه اشك ديدگانش خشك شد. اُمّ البنين، دختر «حزام كلابيّه» ـ كه فرزندانش در كربلا به شهادت رسيدند ـ ، هر روز به قبرستان بقيع مي رفت و براي چهار پسرش با ناله هاي دردناك و دل سوز ندبه مي كرد؛ به طوري كه مردم جمع مي شدند و به گريه هايش گوش مي دادند و متأثر مي شدند. او ضمن گريه در رثاي فرزندان شهيدش اشعاري غمناك مي خواند. 10

‌گريه هاي امام سجّاد علیه السلام‌
امام سجّاد علیه السلام پرچم دفاع از حق و پيام رساني خون كشته هاي نينوا را بر دوش داشت و در خطبه ها و گفتگوهايي كه با برخي دوستان و حتي دشمنان داشت ضمن بيان مصائب اهل بيت، عزّت و كرامت اين بزرگواران را آشكار ساخت و حجّت را بر همه تمام كرد.‌
در هنگام دفن پيكر مقدس حضرت امام حسين علیه السلام، بعد از آنكه جسد مبارك را وارد قبر نمود، گلوي خويش بر گلوي گلگون پدر نهاد و با چشم گريان فرمود: «خوشا به حال زميني كه پيكر شريفت را در آغوش گرفته است! اين دنيا بعد از تو تيره و تار است؛ ولي سراي جاويد به نورت تابندگي دارد؛ امّا حزن و اندوه ما از اين پس دايمي است.» 11
امام صادق علیه السلام فرموده اند: «حضرت زين العابدين علیه السلام چهل سال بعد از پدر بزرگوارشان گريستند، هيچ غذايي در برابرشان ننهادند، مگر آنكه گريه مي كردند و چون يكي از خدمه، دليل اين همه ناله و زاري را پرسيد و از اين وضع اظهار نگراني كرد، حضرت علیه السلام فرمود: «إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلَّا خَنَقَتْنِي لِذَلِكَ عَبْرَةٌ؛12 من شدّت حزن و اندوه را به خدا شكوه مي كنم و از پروردگارم چيزي را مي دانم كه شما نمي دانيد، هيچ گاه كشته شدن فرزندان فاطمه را يادآور نمي شوم، مگر اينكه اشكم جاري شود.»‌
در پاسخ يكي از كساني كه به گريه هاي شديد حضرت علیه السلام معترض بود، امام چهارم علیه السلام فرمود: «وَيْحَكَ إِنَّ يَعْقُوبَ النَّبِيَّ علیه السلام كَانَ لَهُ اثْنَا عَشَرَ ابْناً فَغَيَّبَ اللَّهُ وَاحِداً مِنْهُمْ فَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنْ كَثْرَةِ بُكَائِهِ عَلَيْهِ وَ احْدَوْدَبَ ظَهْرُهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَانَ ابْنُهُ حَيّاً فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا نَظَرْتُ إِلَى أَبِي وَ أَخِي وَ عَمِّي وَ سَبْعَةَ عَشَرَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي مَقْتُولِينَ حَوْلِي فَكَيْفَ يَنْقَضِي حُزْنِي؛13 واي بر تو! يعقوب پيامبر صلی الله علیه و آله، دوازده فرزند داشت كه خداوند يكي از آنان (يوسف) را غایب نمود. از شدّت و زیادی گریه برای او ديدگانش نابينا شد و كمرش از غصّه خميده گشت، در حالي كه فرزندش در دنیا زنده بود؛ ولي من با چشم خود ديدم كه پدر، برادر، عموهايم و هفده تن از اهل بيتم در کنارم كشته شدند؛ پس چگونه غم و اندوهم پایان یابد؟»‌
آن حضرت علیه السلام در بياني اين گونه مسلمين را براي گريه بر امام حسين علیه السلام تشويق كرده اند: «أَيُّمَا مُؤْمِنٍ دَمَعَتْ عَيْنَاهُ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ علیه السلام دَمْعَةً حَتَّى تَسِيلَ عَلَى خَدِّهِ بَوَّأَهُ اللَّهُ بِهَا فِي الْجَنَّةِ غُرَفاً يَسْكُنُهَا أَحْقَاباً؛14 هر مؤمني كه چشمانش براي شهادت امام حسين علیه السلام گريان گردد به طوري كه اشك بر گونه هايش سرازير گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفه هاي بهشتي جاي مي دهد و روزگاران درازي در آنها به سر مي برد.»‌
هيچ عاملي همچون سوگواري، فرهنگ عاشورا را گسترش نمي دهد و تقويت نمي كند؛ به همين دليل رهبران الهي، حتي قبل از وقوع اين حادثه، ضمن خبر دادن به قيام عاشورا، اقدام به عزاداري مي كرده اند تا مردم نسبت به آن كوتاهي نكنند‌
از موضع گيريها، سفارشها و سوگواريهاي امام سجاد علیه السلام برمي آيد كه برگزاري مجالس ماتم براي كشته هاي دشت كربلا، از مؤثرترين ابزاري بوده كه مي توانسته با نقشه هاي شوم بني اميّه براي محو آثار و بركات معنوي و فرهنگي اين قيام، مقابله كند. ابو ريحان بيروني مي نويسد: «امويان در اين روز لباس نو بر تن كردند و عاشورا را عيد گرفتند. عطر استعمال نموده و مهماني و وليمه ها دادند و تا زماني كه بر سر كار بودند اين رسم منحوس در ميان مردم برقرار بود.» 15

حضرت امام باقر علیه السلام و عزاي حسيني‌
امام باقر علیه السلام براي اينكه ياد حسين علیه السلام از دلها نرود و در تمامي قرون و اعصار زنده بماند و همواره جامعه اسلامي از اين مصيبت بزرگ درس فرا گيرد، مردم را به گريه و حتي تباكي در اين باره تشويق مي فرمود تا با اين سوز دل و تأثر، از دشمنان اهل بيت علیهم السلام دوري گزينند و به سوي معرفت و فضيلت گرايش يابند. آن حضرت علیه السلام، مبلغ هشتصد درهم به منا فرستاد تا زنان نوحه خوان در اين مكان مبارك براي مصايب اهل بيت علیهم السلام و عاشورا ندبه كنند و نوحه بخوانند و مردماني را كه در موسم حج اجتماع كرده اند متوجه مظلوميت اين خاندان نمايند. 16
البته با توجه به اختناق اموي، امام علیه السلام از مشتاقان حماسه آفرينان كربلا مي خواست تا رعايت احتياط را كرده و عزاداريها را به نحوي برگزار كنند تا مبادا ستمگران به اين بهانه به آتش افروزي و خصومت ورزيهاي خونين بپردازند. در عين حال آن حضرت علیه السلام تأكيد داشتند يادبودهاي اين چنيني، ضمن اينكه مكتب اسلام و فرهنگ تشيع را از انزوا بيرون مي آورد و فضيلتها را در جامعه ترويج مي دهد، مردم را براي دفاع از حق و پايداري در برابر ستم مهيّا مي نمايد. آن فروغ پنجم امامت علیه السلام فرمودند: «هرگاه پيرامون هم جمع شديد، به ياد ما باشيد. بهترين مردم كساني هستند كه درباره اوضاع و احوال ما مذاكره مي نمايند و مردم را به سوي ما فرا مي خوانند.» 17
«ابن قولويه» ذكر كرده كه امام باقر علیه السلام فرمود: «در روز عاشورا بايد براي امام حسين علیه السلام گريست و هر كس در خانه اش باشد، توصيه كند كه اهل آن خانه، در اين ماجرا بگريند و آنان به يكديگر مصائب ابا عبدالله علیه السلام را تسليت گويند و چون سنّت مذكور را برپا دارند و در استمرار آن بكوشند، در پيشگاه خدا ضامنم كه [خداوند] ثواب دو هزار حج و عمره و جهاد در ركاب پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و ائمه هدي علیهم السلام را به آنان عطا مي فرمايد.» 18
امام باقر علیه السلام با اين تأكيدها، به مردم براي زنده نگاه داشتن اين رخداد، جرئت مي داد. «كميت بن زيد اسدي» [متوفي126ق] قصيده هاي مهمي را در مدح بني هاشم و ذكر مصائب آل رسول صلی الله علیه و آله، در حضور امام باقر علیه السلام و فرزندش امام صادق علیه السلام سرود. «محمد جواد مغنيه» مي گويد: كميت وقتي قصيده «ميميه» را در خدمت امام پنجم علیه السلام خواند و به اينجا رسيد كه: يكي از بني هاشم در نبرد طف، مظلومانه در ميان هياهوي مردم كشته شد، حضرت گريست و فرمود: «لَوْ أَنَّ عِنْدَنَا مَالًا لَأَعْطَيْنَاكَ مِنْهُ وَ لَكِنْ لَكَ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِحَسَّانَ لَا يَزَالُ مَعَكَ رُوحُ الْقُدُسِ مَا ذَبَبْتَ عَنَّا؛19 [اي كميت!] اگر نزد ما پولي بود، به تو مي داديم؛ ولي براي تو همان چيزي است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله به "حسان بن ثابت" گفت: هميشه تو با روح القدس كمك مي شوي مادامي كه از ما خاندان حمايت كني.»‌
امام باقر علیه السلام در اهميت سوگواري براي سالار شهيدان علیه السلام فرمودند: آسمان بر احدي بعد از حضرت يحيي بن زكريا علیه السلام نگريست؛ مگر بر حسين بن علي علیه السلام كه چهل روز برايش اشك ريخت. 20
آن فروغ امامت علیه السلام نسبت به كساني كه در روز عاشورا نمي توانند به زيارت آن حضرت علیه السلام بروند، اين گونه دستور عزاداري دادند و فرمودند: «بر حسين علیه السلام ندبه و زاري كنيد و خانه ها و اهل آن، عزاداري برپا نمايند و يكديگر را در حالت ماتم و تعزيت گويي ملاقات كنند.» 21

تشويق به شورآفريني در مكتب امام صادق علیه السلام‌
دوران امامت حضرت صادق علیه السلام با ضعف و انقراض دستگاه اموي و انتقال حكومت به بني عباس مقارن بود؛ از اين روي آن حضرت علیه السلام براي شكوفايي معارف اهل بيت علیهم السلام و ريشه دار كردن شعائر مذهبي و خصوصاً عزاداري به مناسبت حادثه عاشورا، نقش حسّاسي را بر عهده گرفت. با اين وجود، هنوز رگه هاي سياه اختناق زمام داران خودسر، براي آن فروغ ولايت علیه السلام تنگناهايي را پديد مي آورد و مواردي نشان مي دهد كه آن حضرت علیه السلام در اين باره تحت نظر و مورد تجسّس عمّال دستگاه عباسي قرار گرفته بود؛ به گونه اي كه براي در امان ماندن از آسيبهاي حاكمان و برجاي ماندن اين سنّت ديني، تقيّه پيشه كرد و شيون عزاداران حسيني در خانه اش را به بيماري فرزندش نسبت داد. 22
با اين وصف با كم ترين اشاره اي به واقعه كربلا، اشك امام علیه السلام جاري مي گرديد و حتي يك بار كه امام علیه السلام دختري كوچك از خاندان هاشمي را ديد، متأثر شد و گريست. 23
امّا برنامه هاي تشويقي امام علیه السلام براي برپايي مراسم سوگ و ماتم و اهميت دادن به اين سنّت حسنه متعدد است كه به مواردي اشاره مي كنيم:‌
امام علیه السلام خطاب به «عبدالله بن حمّاد بصري» مي فرمايد: به من آگاهي داده اند كه عدّه اي از اهالي كوفه و غير آن و نيز زنان نوحه گر در نيمة شعبان به مزار امام حسين علیه السلام مي آيند؛ عدّه اي كيفيت شهادت را بيان مي كنند و گروهي ديگر مرثيه خوانده و نوحه خواني مي نمايند. حماد بصري اين خبر را مورد تأييد قرار داده و گفت: فدايتان گردم آن چه را فرموديد مشاهده كردم. امام علیه السلام فرمود: خدا را از اين بابت ستايش مي كنم كه در ميان مردم كساني را قرار داد كه به نزد ما مي آيند و ما را مدح مي كنند و مرثيه مي خوانند و دشمن ما را كساني قرار داد كه طعنه مي زنند بر ايشان و آنها را تهديد مي كنند و تلاششان را تقبيح مي نمايند. 24
همچنين آن حضرت علیه السلام به «ابي عماره» (شعرخوان) فرمود: «مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ شِعْراً فَأَبْكَى خَمْسِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ هر كه شعري در رثاي حسين بن علي علیهما السلام بخواند و پنجاه نفر را بگرياند بهشت برای اوست.» امام علیه السلام در اين روايت عدد عزاداران را حتي به يك نفر هم تقليل مي دهد و باز برايش بهشت را تضمين مي نمايد و در خاتمه نويد مي دهد: «وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَبَكَى فَلَهُ الْجَنَّة؛25 اگر كسي شعري در مصيبت حسين علیه السلام بخواند و خود گريه کند، بهشت براي اوست.» امام علیه السلام به ابو هارون نابينا نيز همين نكات را يادآور شد.‌
«جعفر بن عفان» در محضر آن حضرت علیه السلام اشعار رثايي خواند و ايشان را گرياند. امام علیه السلام خطاب به وي فرمود: «وَ لَقَدْ أَوْجَبَ اللَّهُ لَكَ يَا جَعْفَرُ فِي سَاعَتِكَ الْجَنَّةَ بِأَسْرِهَا وَ غَفَرَ لَكَ؛26 هر آينه به درستي كه خداي تعالي براي تو در اين ساعت بهشت را به تمامه واجب ساخت و گناهانت را مورد آمرزش قرار داد.»‌
در روايتي ديگر فروغ ششم امامت علیه السلام تأكيد نمودند: «مَنْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ حَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَلَى النَّارِ؛27 هر كس که ما نزد او یاد شویم ياد گردد و ديدگانش پر از اشك گردد، خداوند آتش را بر چهره اش حرام مي كند.»‌
آن حضرت علیه السلام فرمودند: «كُلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُكَاءِ مَكْرُوهٌ سِوَى الْجَزَعِ وَ الْبُكَاءِ عَلَى الْحُسَيْنِ علیه السلام؛ هرگونه ناله و زاري، مكروه است جز گريه و زاري بر امام حسين علیه السلام.» و افزودند: «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِيح؛28 نفَس كسي كه به دليل مظلوميت ما خاندان، غمگين است، تسبيح مي باشد.» و خطاب به يكي از شاعران مي فرمايند: «دوست دارم برايم شعري بسرايي و بخواني؛ چرا كه اين روزها ايام غم و اندوه ماست (مصادف با عاشوراست).» 29
البته امام صادق علیه السلام مايل بودند شعرا به همان شيوه سنتي و تناسب با ذائقه مردم عادي شعر بخوانند و با سروده هاي خود علاقه مندان را تحت تأثير قرار دهند. «ابو هارون مكفوف» مي گويد: «خدمت حضرت صادق علیه السلام رسيدم، ايشان فرمودند: برايم شعري بخوان، پس خواندم. امام علیه السلام فرمود: نه، همان طور كه براي افراد عادي نزد مرقد امام حسين علیه السلام مرثيه خواني مي كني، براي ما نيز آن گونه عمل كن.» 30
از «عبدالله سنان» روايت گرديده است كه: «در روز عاشورا بر امام صادق علیه السلام وارد گرديدم در حالي كه عرض كردم يابن رسول الله! براي چه مي گرييد؟ خداوند ديده شما را نگرياند! امام علیه السلام فرمود: مگر نمي داني در چنين روزي امام حسین علیه السلام به شهادت رسيد و گريه بيش از اين بر آن بزرگوار امان نداد و ديگران نيز همراه حضرت علیه السلام گريستند.» 31
«محمد بن سهل» در ايام تشريق، خدمت امام صادق علیه السلام رسيد و امام علیه السلام خانواده خود را فرا خواند تا مجلس سوگواري تشكيل دهند؛ آن گاه به «كميت اسدي» فرمود تا اشعار خود را در رثاي امام حسين علیه السلام بخواند. او چنين كرد و جمع حاضر به گريه و زاري پرداختند و امام علیه السلام در حقّ وي دعا و طلب آمرزش كرد. «مسمع بن عبد الملك بصري» - كه به دليل وجود جاسوسان حكومتي نمي توانست در كربلا حاضر شود ـ به محضر امام علیه السلام رسيد. حضرت علیه السلام به وي يادآور شد كه آيا مصيبت امام حسين علیه السلام را به ياد مي آوري؟ او گفت: آري، امام علیه السلام فرمود: متأثر هم مي گردي؟ وي تأييد كرد و افزود: چنان ناراحت مي شوم كه خانواده ام آثار غم و اندوه را در من مشاهده مي كنند و از خوردن نيز امتناع مي نمايم. امام علیه السلام فرمود: آگاه باش كه از كساني به حساب مي آيي كه در شادي ما خوشحال و در عزاي ما غمگين مي گردند. 32

اندوه امام كاظم علیه السلام‌
ايام امامت حضرت موسي بن جعفر علیهما السلام با سالهاي آخر خلافت «منصور دوانيقي» و دوره خلافت «هادي عباسي» و سيزده سال از خلافت «هارون» مقارن بود. در چنين موقعيتي قيامها و جنبشهايي با تأثيرپذيري از حماسۀ كربلا سامان يافت. بسياري از سادات، علويان و امامزادگان كه عليه دستگاه استبداد بني عباس قيام كرده بودند به شهادت رسيدند. آنان غالباً از عالمان، پرهيزگاران و حق طلبان اهل بيت علیهم السلام و شير بيشه شجاعت بودند و در حراست از مواضع انقلابي ائمه علیهم السلام، آن ستارگان فروزان را ياري مي كردند.‌
گسترش اين نهضتها از يك سو، و افزايش اقتدار سياسي بني عباس خصوصاً در دوران هارون از سوي ديگر، باعث تشديد مراقبت و سخت گيری نسبت به امام علیه السلام شد.‌
سخت گيري نسبت به امام علیه السلام به جايي رسيد كه كم تر كسي مي توانست حتي براي ضروري ترين مسائل و سؤالات به امام علیه السلام دست يابد. با اين وصف امام كاظم علیه السلام نمي توانست به طور علني و فراگير به سوگواري براي سالار شهيدان علیه السلام بپردازد يا حتي زمينه هاي ترويج اين سنت را پي گير باشد.‌
امّا امام علیه السلام مي كوشيد سيماي حماسه آفرين دشت نينوا را به مردم معرفي كند و با رعايت برخي استراتژيها، فرهنگ ايثار و شهادت را به شيعيان انتقال دهد و آن را استوار و پايدار سازد. حضرت علیه السلام تأكيد كردند: «مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَارِفاً بِحَقِّهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّر؛33 هر کس قبر ابی عبدالله علیه السلام را در حالی که نسبت به حقّش شناخت دارد، زیارت کند. خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می آمرزد.»‌
امام علیه السلام هيچ گاه آموزش درس عزاداري به ارادتمندان امام حسين علیه السلام را به طور علني و عيني فراموش نكرد. حضرت امام رضا علیه السلام از اين جنبه زندگي پدرش چنين گزارش داده است: «وقتي محرّم فرا مي رسيد، ديگر كسي پدرم را خندان نمي ديد و نگراني، ناراحتي و اندوه بر آن بزرگوار غالب مي گرديد تا ده روز از آن بگذرد. روز دهم كه مي شد زمان مصيبت، اندوه و گريه آن حضرت علیه السلام بود و مي فرمود: اين روز روزي است كه در آن امام حسين علیه السلام به شهادت رسيد. 34

پيوستگي عاطفي امام رضا علیه السلام با عاشورا‌
اگرچه دوران امامت حضرت رضا علیه السلام با ايام فرمانروايي هارون و فرزندش مأمون مصادف بود؛ اما رفته رفته شخصيت والاي امام علیه السلام و نقش چشم گير آن حضرت علیه السلام در جامعه آن روز، شرايطي را به وجود آورد كه عباسيان فشارهاي سياسي را در حقّ ائمه علیه السلام كاهش دهند و با چنين اوضاعي امام علیه السلام موفق گرديد به دفاع از حق و بيان اصل امامت و رهبري بپردازد و با برنامه هاي ويژه و توصيه هاي موكّد، ياد حماسه آفرينان كربلا را در اذهان و قلوب زنده نگاه دارد.‌
شيخ صدوق روايت كرده است كه حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ يُحَرِّمُونَ فِيهِ الْقِتَالَ فَاسْتُحِلَّتْ فِيهِ دِمَاؤُنَا وَ هُتِكَتْ فِيهِ حُرْمَتُنَا وَ سُبِيَ فِيهِ ذَرَارِيُّنَا وَ نِسَاؤُنَا وَ أُضْرِمَتِ النِّيرَانُ فِي مَضَارِبِنَا وَ انْتُهِبَ مَا فِيهَا مِنْ ثِقْلِنَا وَ لَمْ تُرْعَ لِرَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةٌ فِي أَمْرِنَا إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِيزَنَا بِأَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ أَوْرَثَتْنَا الْكَرْبَ وَ الْبَلَاءَ إِلَى يَوْمِ الِانْقِضَاءِ فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ فَإِنَّ الْبُكَاءَ عَلَيْهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ؛35 محرّم ماهي بود كه مردم در زمان جاهليت، قتال و جدال را در آن حرام مي دانستند؛ امّا در این ماه خون ما حلال شد و احترام ما از بین رفت و اهل بيت و زنان ما اسير شدند، خيمه هاي ما سوخته شد و اموال ما به غارت رفت و هيچ حرمتي از براي رسول الله صلی الله علیه و آله در حقّ ما لحاظ نشد. روز قتل امام حسين علیه السلام چشمهاي ما را مجروح و اشك ما را جاري ساخت و عزيز ما را در كربلا ذليل گردانيدند و تا قیامت سختی و بلا را نصیب ما کرد. پس باید گريه كنندگان، بر مثل حسين علیه السلام بگريند؛ زيرا كه گريستن بر او، گناهان بزرگ را محو مي سازد.»‌
«ريّان بن شبيب» مي گويد: روز اوّل محرّم به حضرت رضا علیه السلام وارد شدم كه فرمودند: «اي فرزند شبيب! اگر براي چيزي مي گريي براي حسين علیه السلام گريه كن؛ زيرا كه او و هيجده تن از خاندانش را كه در زمين نظيري نداشتند كشتند، آسمان و زمين بر قتل او گريستند و چهار هزار فرشته براي ياريش به كربلا آمدند؛ ولي او را مقتول يافتند؛ پس بر سر قبرش پريشان و غبارآلود خواهند بود تا وقتي كه قائم آل محمد علیه السلام ظهور كند و از ياوران آن حضرت علیه السلام خواهند بود و شعارشان يا لثارات الحسين است.» 36
«يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ علیه السلام حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا؛37 اي فرزند شبيب! اگر بر حسين بگريي چندان كه اشك بر گونه هايت جاري گردد، خداي تعالي تمام گناهانت را مي بخشد. اي شبيب! اگر دوست داری در درجات بالای بهشت با ما باشي در اندوه ما محزون و در ايام سرور ما شادمان باش.»‌
«دعبل خزاعي» اين چنين روايت كرده است: «در ايام عاشورا خدمت علي بن موسي علیه السلام رسيدم ديدم آن حضرت علیه السلام با اصحاب خويش ملول و محزون نشسته اند. چون امام علیه السلام مرا ديد فرمود: آفرين بر تو! مرحبا به ياري كننده ما با دست و زبان خودش! پس مرا طلبيد و نزد خود نشانيد و فرمود: اي دعبل! دوست دارم شعري برايم بخواني كه اين ايام، زمان حزن ما و شادي دشمنان ما خصوصاً بني اميّه بوده است. «يَا دِعْبِلُ مَنْ بُکَی عَلَى مُصَائِبِنَا وَ بَكَى لِمَا أَصَابَنَا مِنْ أَعْدَائِنَا حَشَرَهُ اللَّهُ مَعَنَا فِي زُمْرَتِنَا؛ اي دعبل! كسي كه بر مصائب ما بگريد و برای آنچه که دشمنانمان بر سرمان آوردند، بگرياند، حق تعالي او را در زمره ما محشور گرداند.»‌
و بعد حضرت علیه السلام برخاست و پرده در ميان ما و اهل حرم زد و ايشان را بين پرده نشانيد تا در سوگ جدّ خويش بگريند. سپس به من فرمود: مرثيه بخوان براي امام حسين علیه السلام كه تو تا زنده اي يار و مدح گوي ما هستي و با اين كار ناصر ما باش و در اين امر كوتاهي مكن. در اين حال، اشك از چشمانم جاري گرديد و اشعاري در رثاي ابا عبدالله علیه السلام خواندم.» 38

حمايت از حماسه‌
بعد از شهادت حضرت امام رضا علیه السلام در آخر صفر سال 203ق به دست مأمون، عرصه بر ائمه علیه السلام پس از ايشان روز به روز تنگ تر گرديد و ميزان فشار سياسي و مراقبتها و كنترلهاي كارگزاران ستمگر عباسي بر آن بزرگواران هر لحظه افزايش يافت و اين دوران كه در مجموع 57 سال طول كشيد از نظر فضاي سياسي و اجتماعي داراي تشابه زيادي مي باشد؛ با تمام اين محدوديتها و سخت گيريها، هر كدام از اين سه امام در مرزباني از حريم اسلام و حمايت از حق و عدالت، لحظه اي دريغ نكردند و در سنگر دفاع از فضيلت و معنويت استقامت ورزيدند و با ايثار و فداكاري و فرزانگي اجازه ندادند مشعل عاشورا خاموش گردد و پيام آن را به گوش علاقه مندان رسانيدند.‌
امام هادي علیه السلام براي آنكه مردم را به سوي بارگاه امام سوم علیه السلام توجه دهد و اهميّت اين مكان را يادآور شود در هنگام بيماري به «ابوهاشم جعفري» و «محمد بن حمزه» فرمود: كسي را به حائر حسيني بفرستيد تا برايم دعا كند. و چون دليل اين امر را از حضرت علیه السلام پرسيدند، فرمود: «إِنَّمَا هَذِهِ مَوَاضِعُ يُحِبُّ اللَّهُ أَنْ يُتَعَبَّدَ لَهُ فِيهَا فَأَنَا أُحِبُّ أَنْ يُدْعَى لِي حَيْثُ يُحِبُّ اللَّهُ أَنْ يُعْبَد؛39 اينها جاهايي است كه خداوند دوست دارد در آن عبادت او صورت گيرد، من نيز علاقه دارم تا در چنين مكانهايي كه خدا مي خواهد عبادت شود، برايم دعا كنند.»‌
آن حضرت علیه السلام مردم را براي زيارت امام حسين علیه السلام و گرامي داشت ياد حضرت ابا عبد الله علیه السلام تشويق مي فرمود و تأكيد مي كرد: «مَنْ خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ يُرِيدُ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیهما السلام فَصَارَ إِلَى الْفُرَاتِ فَاغْتَسَلَ مِنْهُ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُفْلِحِينَ فَإِذَا سَلَّمَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام كُتِبَ مِنَ الْفَائِزِينَ فَإِذَا فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ أَمَّا ذُنُوبُكَ فَقَدْ غُفِرَتْ لَكَ فَاسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ؛40 هر كس از خانه اش به قصد زيارت امام حسين علیه السلام بيرون رود و به سوي فرات رفته، از آن آب غسل [زيارت] كند، خداوند او را از رستگاران مي نويسد و چون به اَباعبدالله علیه السلام سلام دهد، در زمره رستگاران نوشته می شود و چون از نمازش فارغ گردد، فرشته اي نزدش مي آيد و مي گويد: رسول اكرم صلی الله علیه و آله به تو سلام مي رساند و مي فرمايد تمام گناهانت بخشيده شد، عمل خود را از سر گير.»‌
با توجه به اختناق عباسيان، امام علیه السلام در قالب زيارت امام حسين علیه السلام و شهدا، در روز عاشورا مقام آن حضرت علیه السلام و ديگر شهيدان كربلا را مورد تكريم قرار داد و پس از ذكر مقامات معنوي و ملكوتي اباعبدالله علیه السلام و پيوستگي ايشان با رسول اكرم صلی الله علیه و آله به شيوه اي كه معمولاً در مقتلها و بين روضه خوانان معروف و متداول است، گزارشي از جنايت امويان دربارة آن خورشيد عاشورا و قمرهايش ارائه داد و بر قاتلان اين عزيزان لعنت فرستاد. امام علیه السلام در اين زيارت به يكايك شهيدان كربلا از بني هاشم تا اصحاب و ياران حسين بن علي علیهم السلام سلام مي نمايد. اين متن زيارتي را حضرت هادي علیه السلام به سفارش «منصور بن عبد المنعم» در سال 252 هجري نگاشت و توسط «محمد بن غالب اصفهاني» برايش فرستاد. 41
حضرت امام حسن عسكري علیه السلام نیز در قالب دعا و صلوات و درود فرستادن بر امام حسين علیه السلام ضمن اشاره به مقامات معنوي و روحاني و مطهر بودن و جنبه هاي هدايتي آن سيد شهيدان كربلا علیه السلام، از مظلوميت او سخن مي گويد و مي فرمايد: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ قَتِيلِ الْكَفَرَةِ وَ طَرِيحِ الْفَجَرَةِ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً خَذَلَتْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَلَبَّتْ عَلَيْكَ وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِمَّنْ كَذَّبَكَ وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّكَ وَ اسْتَحَلَّ دَمَكَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ بَابُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِمَنْزِلَتِكُمْ مُوقِنٌ وَ لَكُمْ تَابِعٌ بِذَاتِ نَفْسِي وَ شَرَائِعِ دِينِي وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِي وَ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ فِي دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي؛42 خدايا! بر حسين بن علي علیهما السلام درود فرست! آن مظلوم شهيد، كشتة كافران و بر خاك افتادة فاجران! خدا لعنت كند گروهي كه تو را كشتند و به ياريت اقدام نكردند و بر ضدّ تو گرد آمدند! از كساني كه تو را تكذيب كردند و حقّ تو را سبك شمردند و خونت را مباح دانستند به درگاه خداوند بيزاري مي جويم. گواهي مي دهم كه تو و امامان از فرزندان تو، كلمة تقوا و باب هدايت و دست گيره محكم و حجّت بر اهل دنيايید. گواهي مي دهم كه من به شما ايمان آوردم و به مقام و منزلت شما يقين دارم و با جان خويش و آيينهاي دينم و فرجام كارم و بازگشت گاهم در دنيا و آخرت، پيرو شما هستم.»‌
اين شيوه از برنامة امام حسن عسكري علیه السلام مي تواند براي روضه خوانها و مدّاحان، الگوي استوار و مورد اطمينان باشد.‌
با اين بررسيها نتيجه مي گيريم، عزاداري براي سبط نبيّ اكرم صلی الله علیه و آله، امام حسين علیه السلام، نيرومندترين وسيله براي زنده نگاه داشتن دين حق و برقراري پيوند عاطفي و سياسي با ائمه هدي علیهم السلام است و هيچ عاملي همچون سوگواري، فرهنگ عاشورا را گسترش نمي دهد و تقويت نمي كند؛ به همين دليل رهبران الهي، حتي قبل از وقوع اين حادثه، ضمن خبر دادن به قيام عاشورا، اقدام به عزاداري مي كرده اند تا مردم نسبت به آن كوتاهي نكنند. ماتم داري معصومين و ترتيب دادن مجالس و هزينه هايي براي اين برنامه و تشويق شاعران نيز، يك نوع آموزش عملي در احياي ياد شهيدان كربلا و تعظيم مصائب بزرگ عاشورا بوده است.



پی نوشت:
1) مناقب آل ابو طالب، ابن شهر آشوب سهروي مازندراني، بيروت، دار الاخوان، ج 3، ص 117.
2) سنّت عزاداري و منقبت خواني در تاريخ شيعه اماميه، محمود تقي زاده، داوري، مؤسسه شيعه شناسي، تهران، ص 72؛ به نقل از نصوص من تاريخ ابي مخنف، ج1، ص500.
3) الكامل، شيخ بهائي، ج 2، ص 300؛ مقتل خوارزمي، ص 78 ـ 76؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 174.
4) گسترش نهضت حسيني، ص 83 ـ 82.
5) موسوعة آل النبي، ص 747؛ مجالس السنيه، ص 142؛ المدخل الي موسوعة العتبات المقدسه، تدوين جعفر خليلي، ص 361.
6) تاريخچه عزاداري حسيني، ص 40، به نقل از اعيان الشيعه، قسم اول از جلد چهارم، ص 75.
7) المجالس السنيه، مجلس نودم، مثير الاحزان، ص90.
8) احرام محرّم، ص 23.
9) الارشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج2، ص124.
10) الكامل، ابن اثير، ج 4، ص 45؛ مقاتل الطالبيين، ص85.
11) معالي السبطين، حايري مازندراني، ج2، ص40.
12) مناقب آل ابي طالب، ج 3، ص 303؛ كامل الزيارات، ص 13؛ المجالس السنيه، مجلس نود و يك.
13) كامل الزيارات، باب 32، ص 115.
14) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، ص 108؛ بحار الانوار، ج 44، ص 285.
15) آثار الباقيه، ابو ريحان بيروني، ترجمه اكبر داناسرشت، اميركبير، تهران، 1363ش، ص 524.
16) مقتل الحسين، علامه عبد الرزاق مقرّم، ترجمه عزيز الله عطاردي، جهان، تهران، 1368ش، ص 109.
17) همان، ص 103.
18) كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 174.
19) شيعه و زمام داران خودسر، ص 150 ـ 149؛ تاريخچه عزداراي حسيني، ص 174.
20) كامل الزيارات، ص 95، حديث نهم.
21) همان، ص 175.
22) الغدير، علامه عبد الحسين اميني، ج 2، ص295 ـ 294.
23) احرام محرم، ص 35.
24) كامل الزيارات، باب 108، ص 326 ـ 325.
25) همان، ص 106 ـ 105.
26) رجال كشي، ص 289؛ بحار الانوار، ج 44، ص 283.
27) بحار الانوار، ج 44، ص 285.
28) همان، ج 45، ص 414؛ و ج 44، ص 280؛ امالي، شيخ مفيد، ص 338.
29) مستدرك الوسايل، ميرزا حسين نوري، ج 10، ص 386.
30) بحار الانوار، ج 44، ص 287.
31) اختيار معرفة الرجال، شيخ طوسي، آل البيت، قم، ج 2، ص 574.
32) كامل الزيارات، ص 93.
33) همان، ص149.
34) امالي، شيخ صدوق، مجلس 27، ص 78؛ المنتخب، فريد الدين طريحي، ج 2، ص 483.
35) امالي صدوق، ص 129 ـ 130؛ مناقب آل ابي طالب، ج 3، ص 238.
36) نفس المهموم، محدث قمي، ص 31 ـ 30.
37) امالي صدوق، مجلس 27.
38) كامل الزيارات، باب 32، ص 112.
39) الكافي، ج 4، ص 567.
40) وسائل الشيعه، ج 14، ص 486، باب استحباب الغسل لزيارة الحسين علیه السلام.
41) فرهنگ جامع سخنان امام هادي علیه السلام، پژوهشكده باقر العلوم، ص 489، 509، 511 و 545.
42) فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسكري علیه السلام، گروه حديث پژوهشكده باقر العلوم، ص 437.
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 147.




تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ١٦ آذر ١٣٩٠ / شماره خبر : ١١٧٤٧٦ / تعداد بازدید : 5318/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1390/09/22 9:31
0
0
به خدا قسم اگه خود امام حسین زنده بود اول به خود ایران حمله میکرد تا کسانی که دم از اطاعتش میزنن ولی در خفا کارای دیگه ای میکنن (منافقین)رو بکشه.
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج